بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 65

45- باب استحباب سلام كردن كوچك بر بزرگ و جمعيّت كم بر جمعيّت زياد و عابر بر نشسته و ...

1-[1]امام جعفر صادق (ع) فرمود: بايد كوچك بر بزرگ، و عابر بر نشسته، و جمعيّت كم بر جمعيّت زياد سلام كند.

2-[2]امام صادق (ع) فرمود: وقتى گروهى در مجلسى باشند آنها كه وارد مى‌شوند بايد سلام كنند.

3-[3]امام صادق (ع) فرمود: عدّه كم بر عدّه زياد، و سواره بر پياده، و كسانى كه بر استر سوار هستند بر الاغ سوار، و اسب سواران بر استر سواران سلام كنند.

4-[4]ابن بكير از يكى از دوستانش نقل مى‌كند كه شنيدم امام صادق (ع) مى‌فرمود: سواره بر پياده، و پياده بر نشسته سلام كند و زمانى كه دو گروه يك ديگر را ملاقات نمايند گروه كمتر بر گروه بيشتر، و فرد بر جماعت سلام كند.

5-[5]امام صادق (ع) فرمود: سواره بر پياده و ايستاده بر نشسته سلام كند.

46- اگر يك نفر از گروهى سلام كند از همه آنها كفايت مى‌كند و نيز كافى است كه يك نفر پاسخ دهد

1-[6]امام صادق (ع) فرمود: هر گاه يك نفر از جماعتى سلام كند براى همه آنها كفايت مى‌كند.

[1]-( باب 45:) اصول كافى، ص 614( باب من يجب أن يبدأ بالسلام).

[2]- اصول كافى، ص 614.

[3]- اصول كافى، ص 614.

[4]- اصول كافى، ص 614.

[5]- اصول كافى، ص 614.

[6]-( باب 46:) اصول كافى، ص 614( باب اذا سلم واحد من الجماعة أجزأ).


صفحه 66

2-[1]امام صادق فرمود: اگر يك نفر از گروهى سلام كند براى همه آنها كافى است و نيز اگر يكى پاسخ دهد از ديگران ساقط است.

3-[2]ابن بكير از يكى از يارانش نقل كرده است كه امام صادق7فرمود: اگر عدّه‌اى بر جماعتى بگذرند كافى است يكى از آن عدّه بر جماعت سلام كند، و نيز اگر يك نفر جواب دهد كافى است.

4-[3]زيد بن اسلم گويد: رسول خدا6فرمود: بايد سواره بر پياده سلام كند، و اگر يك نفر از بين گروهى سلام كند از همه ساقط است.

47- كراهت ترك سلام بر مؤمن حتّى در حال تقيّه‌

1-[4]اسحاق بن عمّار گويد: به سبب تقيّه در مسجد كوفه بر دوستانم سلام نمى‌كردم، چون به خدمت امام صادق (ع) رسيدم به من فرمود: چرا بر دوستانت ستم مى‌كنى و در موقع ملاقات بر آنها سلام نمى‌كنى؟ پاسخ دادم اين امر بخاطر تقيّه است، فرمود: وظيفه ندارى بخاطر تقيّه سلام را ترك كنى، بلكه وظيفه تو نشر سلام است، مؤمن وقتى مردم با ايمان را مى‌بيند و بر آنها سلام مى‌كند ملائكه پاسخ مى‌دهند:

«سلام عليك و رحمة اللَّه و بركاته ابدا»

. 48- باب جواز سلام كردن مرد بر زن‌

1-[5]ربعى بن عبد اللَّه از قول امام صادق (ع) گويد: پيامبر خدا6بر زنان‌

[1]- اصول كافى، ص 614.

[2]- اصول كافى، ص 614.

[3]- مجالس پسر شيخ طوسى ص 229.

[4]-( باب 47:) كشف الغمّه، ص 237.

[5]-( باب 48): اصول كافى، ص 614.( باب التسليم على النساء).


صفحه 67

سلام مى‌كرد و آنان پاسخ سلام وى را مى‌دادند، امير المؤمنين (ع) نيز بر زنان سلام مى‌كرد ولى كراهت داشت از اين كه بر زنان جوان سلام كند، و مى‌فرمود:

مى‌ترسم از اين كه از صداى آنها مرا خوش آيد و از اجرم كاسته شود.

49- باب تحريم سلام كردن بر كفّار و اهل لهو و لعب و امثال آن مگر در حال ضرورت و چگونگى پاسخ دادن به سلام آنان‌

1-[1]امام صادق (ع) از امير المؤمنين (ع) نقل فرموده است: شما اوّل بر اهل كتاب سلام نكنيد، و اگر آنان بر شما سلام كنند بگوييد:

«و عليكم»

. 2-[2]امام صادق (ع) فرمود: در پاسخ سلام يهودى و نصرانى مى‌گويى، سلام.

3-[3]امام جعفر صادق (ع) مى‌فرمايد: هر گاه يهودى يا مسيحى يا مشرك بر تو سلام كند بگو

«عليك»

. 4-[4]امام محمّد باقر (ع) فرمود: مردى يهودى بر پيامبر6وارد شد و عايشه آنجا بود، يهودى گفت «السّام عليكم» (كه معنايش «مرگ بر تو» است).

پيامبر6فرمود:

«عليكم»

، يهودى ديگرى وارد شد و مانند اوّلى سلام كرد، حضرت همان پاسخ را به او دادند، يهودى سوّم وارد شد و مانند دو نفر اوّل سلام كرد، پيامبر همان جواب را به او دادند، عايشه خشمگين شد و گفت: مرگ و غضب و لعنت بر شما باد اى گروه يهود، اى برادران ميمونها و خوكها، رسول خدا6به عايشه فرمود: اگر فحش به صورتى مجسّم مى‌شد بد صورتى داشت، نرمش و مدارا بر هيچ چيز نهاده نشده جز اين كه آن را آراسته، و از هيچ چيز برداشته نشده مگر اين كه آن را زشت كرده است، عايشه گفت: اى رسول خدا

[1]-( باب 49:) اصول كافى، ص 615( باب التسليم على اهل الملل)

[2]- اصول كافى، ص 615( باب التسليم على اهل الملل)

[3]- اصول كافى، ص 615( باب التسليم على اهل الملل)

[4]- اصول كافى، ص 615( باب التسليم على اهل الملل)


صفحه 68

مگر سخن آنها را نشنيدى كه گفتند «السّام عليكم» (يعنى مرگ بر شما). پيامبر فرمود: چرا شنيدم، آيا تو نشنيدى پاسخى را كه به آنها دادم، گفتم‌

«عليكم»

(يعنى مرگ بر خودتان).

سپس پيامبر فرمود: هر گاه مسلمانى بر شما سلام كند بگوييد:

«سلام عليكم»

. و اگر كافرى سلام كند، بگوييد:

«عليك»

. 5-[1]امام جعفر صادق (ع) فرمود: شخصى يهودى به نزد پيامبر6آمد و گفت:

«السّام عليكم»

، پيامبر6فرمود

«عليك»

ياران پيامبر گفتند: او گفت مرگ بر تو، پيامبر6فرمودند: همچنان پاسخ دادم.

6-[2]سماعه گويد: از امام صادق (ع) پرسيدم اگر مسلمانى نشسته باشد و يهودى يا مسيحى يا مشركى بر وى سلام كند چگونه بايد پاسخ دهد؟ حضرت فرمود: بگويد

«عليكم»

. 7-[3]امام باقر (ع) فرمود: ابو جهل و عدّه‌اى از قريش به نزد ابو طالب آمدند و گفتند: پسر برادر تو [حضرت محمّد6] ما را اذيّت مى‌كند، از او بخواه كه از خدايان ما دست بردارد، ما نيز به خداى او كارى نداريم، ابو طالب پيامبر6را خواست، چون پيامبر6وارد شد و ديد مشركين در آن جلسه هستند فرمود:

«السَّلامُ عَلى‌ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى‌» [و صيغه مخصوص سلام را به كار نبرد].

8-[4]اصبغ بن نباته گويد: از علىّ (ع) شنيدم كه مى‌فرمود: شش گروه شايسته سلام نيستند: 1- يهود، 2- نصارى، 3- اهل نرد و شطرنج، 4- اهل مشروبات الكلى و موسيقى، 5- كسانى كه فحش دادن به مادران را وسيله شوخى خود قرار مى‌دهند، 6- شاعران [شاعرانى كه افراد نالايق را مدح مى‌كنند].

9-[5]امام صادق (ع) نقل مى‌كند كه پيامبر6فرمود: شما بر اهل كتاب‌

[1]- اصول كافى، ص 615،( باب التسليم على اهل الملل).

[2]- اصول كافى، ص 615،( باب التسليم على اهل الملل).

[3]- اصول كافى، ص 615،( باب التسليم على اهل الملل).

[4]- كتاب سرائر، ص 484.

[5]- قرب الاسناد، ص 62.


صفحه 69

يعنى يهود و نصارا سلام را آغاز نكنيد، و اگر آنها بر شما سلام كنند بگوييد:

«عليكم»

و با آنان مصافحه نكنيد و با كنيه آنها را صدا نزنيد مگر اين كه مجبور باشيد.

50- باب عدم جواز ورود به خانه غير بدون اجازه و خبر دادن و سلام كردن و ...

1-[1]عبد الرحمن بن ابى عبد اللَّه گويد: از امام صادق (ع) در باره قول خداى عزّ و جلّ: «به خانه‌هايى غير از خانه‌هاى خودتان وارد نشويد مگر اين كه مأنوس شويد و بر اهل خانه سلام كنيد»[2]پرسيدم، امام فرمود: منظور از استيناس در موقع ورود به خانه صدا را بلند كردن و سلام نمودن است.

2-[3]ابو الصباح گويد از امام محمّد باقر (ع) در باره قول خداى عزّ و جلّ كه «چون به خانه‌هايى وارد شويد بر خودتان سلام كنيد»[4]پرسيدم، امام فرمود: منظور سلام كردن بر اهل خانه است و آنها كه پاسخ سلام او را مى‌دهند، پس اين سلام بر او مى‌باشد.

3-[5]امام باقر (ع) فرمود: هر گاه وارد خانه خويش مى‌شويد اگر كسى در خانه باشد بر او سلام كنيد، و چنانچه كسى نباشد بگوييد

«السّلام علينا من عند ربّنا»

(سلام بر ما از جانب پروردگار ما) چرا كه خداى عزّ و جلّ فرمود: «تحيتى با بركت و پاكيزه از نزد خدا است.»[6]

[1]-( باب 50:) معانى الاخبار، ص 52.

[2]-« لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى‌ أَهْلِها» نور/ 61.

[3]- معانى الاخبار: ص 52.

[4]-« فَإِذا دَخَلْتُمْ بُيُوتاً فَسَلِّمُوا عَلى‌ أَنْفُسِكُمْ‌» نور/ 24.

[5]- تفسير قمى: ص 462.

[6]-تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبارَكَةً طَيِّبَةًنور/ 61


صفحه 70

51- باب كسانى كه رفت و آمد به خانه آنها شايسته است‌

1-[1]امير المؤمنين (ع) فرمود: حكماى روزگاران گذشته گفته‌اند: لازم است انسان از روى ده انگيزه رفت و آمد داشته باشد: اوّل خانه خدا براى انجام عبادت و اداى حقّ و واجبات. دوّم- خانه فرمانروايانى كه اطاعت آنها در ارتباط با اطاعت خداست، و رعايت حقّشان واجب و منفعتشان فراوان و ضررشان سهمگين است. سوّم- خانه دانشمندانى كه علمشان نفع دينى و دنيوى دارد. چهارم- خانه اهل جود و بخشش كه اموالشان را براى شكرگزارى خدا و اجر آخرت انفاق مى‌كنند. پنجم- افرادى كه از خرد بهره زيادى ندارند و در حوادث و پيش آمدها به آنها نياز هست و براى رفع گرفتاريها از آنها كمك گرفته مى‌شود. ششم- خانه اشراف و بزرگان كه داراى بخشش و مردانگى و حاجت برآورنده هستند. هفتم- كسانى كه فكر و انديشه‌شان و نيز مشورت با آنها باعث رشد فكرى انسان است.

هشتم- برادران ايمانى كه پيوند و رعايت حقوقشان واجب است. نهم- دشمنانى كه شرّ و دشمنى آنها با مدارا و نرمى كردن و مهربانى نسبت به آنها برطرف مى‌شود. دهم- كسانى كه ديدار و گفتگوى با آنها بر ادب و فرهنگ انسان مى‌افزايد.

52- باب استحباب سلام كردن هنگام بلند شدن از مجلس‌

1-[2]امام صادق (ع) از پيامبر6نقل فرموده است كه هر كس از مجلسى‌

[1]-( باب 51:) خصال صدوق، ج 2. ص 48.

[2]-( باب 52:) قرب الاسناد، ص 22.


صفحه 71

بلند شود و در حال جدا شدن از برادرانش به آنها سلام كند اگر آنها در امر خيرى مشغول بحث و گفتگو باشند او در آن امر خير شريك است و اگر در امر باطلى مشغول بحث باشند به او گناهى نمى‌رسد.

2-[1]در مكارم الاخلاق از رسول خدا6نقل شده است كه هر گاه يكى از شما بخواهد از مجلس خارج شود، سلام كند زيرا سلام اوّل مجلس اولويّتى نسبت به سلام آخر مجلس ندارد.

53- باب جواز سلام و دعا كردن بر ذمّى در صورت نياز داشتن به او

1-[2]عبد الرّحمان بن حجّاج گويد: به ابو الحسن امام موسى كاظم (ع) عرض كردم: نظر شما در باره مراجعه به پزشكى مسيحى كه به او احتياج دارم چيست، آيا مى‌توانم بر او سلام كنم و برايش دعا نمايم؟ فرمود: آرى ولى دعاى تو به او سود نمى‌رساند.

2-[3]امام رضا (ع) فرمود: به امام صادق (ع) گفته شد چگونه به يهودى و مسيحى دعا كنم؟ امام فرمود: بگو خدا در امور دنيايت بركت دهد.

54- باب جواز مكاتبه مسلمان با اهل ذمّه‌

1-[4]عبد اللَّه بن سنان گويد: از امام صادق (ع) سؤال شد: مردى به يكى از

[1]- مكارم الاخلاق، ص 15.

[2]-( باب 53:) اصول كافى، ص 615.

[3]- اصول كافى، ص 615.

[4]-( باب 54:) اصول كافى، ص 616( مكاتبة اهل الذّمة).


صفحه 72

كارگزاران مهمّ زردشتى نامه مى‌نويسد، آيا جايز است نام او را قبل از اسم خويش بنويسد؟ امام فرمود: به منظور جلب منفعت اشكالى ندارد.

2-[1]ابو بصير گويد: از امام صادق (ع) سؤال شد: شخصى به فردى زردشتى يا يهودى يا مسيحى يا به كسى كه كارگزار و از بزرگان ايالتى از سرزمين اوست نيازى دارد وى با توجّه به احتياجى كه دارد ناچار است به او نامه بنويسد، آيا در نامه‌اش نام آن كافر را بنويسد و براى برآوردن حاجتش بر او سلام كند.

امام فرمود: نوشتن نام او در اوّل نامه جايز نيست ولى در نامه‌ات بر او سلام كن، پيامبر خدا6به پادشاه ايران و روم نامه مى‌نوشت.

55- باب استحباب سلام كردن بر خضر (ع) هر گاه نام وى برده شود

1-[2]حسن بن على بن فضّال گويد: از ابو الحسن علىّ بن موسى الرّضا (ع) شنيدم كه مى‌فرمود: خضر آب حيات نوشيده و تا نفخه صور نمى‌ميرد، او به نزد ما مى‌آيد و بر ما سلام مى‌كند، و صداى او را مى‌شنويم امّا خودش را نمى‌بينيم، هر جا نام او برده شود حاضر است، هر كس از شما نام او را ببرد بر او سلام كند.

56- باب استحباب چشم پوشى و گذشت نسبت به دوستان‌

1-[3]ثعلبة بن ميمون گويد: عدّه‌اى در خدمت امام صادق (ع) بودند و امام‌

[1]- اصول كافى، ص 616( مكاتبة أهل الذمة).

[2]-( باب 55.) كتاب كمال الدين، ص 219. در دنباله حديث آمده است: هر سال در موسم حج به مكّه مى‌رود و تمام مناسك را انجام مى‌دهد و در پاسخ دعاى مؤمنان آمين مى‌گويد، و خدا او را با حضرت مهدى( ع) در تنهايى آن حضرت مأنوس مى‌گرداند.

[3]-( باب 56:) اصول كافى، ص 610( باب الاغضاء).