بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 70

51- باب كسانى كه رفت و آمد به خانه آنها شايسته است‌

1-[1]امير المؤمنين (ع) فرمود: حكماى روزگاران گذشته گفته‌اند: لازم است انسان از روى ده انگيزه رفت و آمد داشته باشد: اوّل خانه خدا براى انجام عبادت و اداى حقّ و واجبات. دوّم- خانه فرمانروايانى كه اطاعت آنها در ارتباط با اطاعت خداست، و رعايت حقّشان واجب و منفعتشان فراوان و ضررشان سهمگين است. سوّم- خانه دانشمندانى كه علمشان نفع دينى و دنيوى دارد. چهارم- خانه اهل جود و بخشش كه اموالشان را براى شكرگزارى خدا و اجر آخرت انفاق مى‌كنند. پنجم- افرادى كه از خرد بهره زيادى ندارند و در حوادث و پيش آمدها به آنها نياز هست و براى رفع گرفتاريها از آنها كمك گرفته مى‌شود. ششم- خانه اشراف و بزرگان كه داراى بخشش و مردانگى و حاجت برآورنده هستند. هفتم- كسانى كه فكر و انديشه‌شان و نيز مشورت با آنها باعث رشد فكرى انسان است.

هشتم- برادران ايمانى كه پيوند و رعايت حقوقشان واجب است. نهم- دشمنانى كه شرّ و دشمنى آنها با مدارا و نرمى كردن و مهربانى نسبت به آنها برطرف مى‌شود. دهم- كسانى كه ديدار و گفتگوى با آنها بر ادب و فرهنگ انسان مى‌افزايد.

52- باب استحباب سلام كردن هنگام بلند شدن از مجلس‌

1-[2]امام صادق (ع) از پيامبر6نقل فرموده است كه هر كس از مجلسى‌

[1]-( باب 51:) خصال صدوق، ج 2. ص 48.

[2]-( باب 52:) قرب الاسناد، ص 22.


صفحه 71

بلند شود و در حال جدا شدن از برادرانش به آنها سلام كند اگر آنها در امر خيرى مشغول بحث و گفتگو باشند او در آن امر خير شريك است و اگر در امر باطلى مشغول بحث باشند به او گناهى نمى‌رسد.

2-[1]در مكارم الاخلاق از رسول خدا6نقل شده است كه هر گاه يكى از شما بخواهد از مجلس خارج شود، سلام كند زيرا سلام اوّل مجلس اولويّتى نسبت به سلام آخر مجلس ندارد.

53- باب جواز سلام و دعا كردن بر ذمّى در صورت نياز داشتن به او

1-[2]عبد الرّحمان بن حجّاج گويد: به ابو الحسن امام موسى كاظم (ع) عرض كردم: نظر شما در باره مراجعه به پزشكى مسيحى كه به او احتياج دارم چيست، آيا مى‌توانم بر او سلام كنم و برايش دعا نمايم؟ فرمود: آرى ولى دعاى تو به او سود نمى‌رساند.

2-[3]امام رضا (ع) فرمود: به امام صادق (ع) گفته شد چگونه به يهودى و مسيحى دعا كنم؟ امام فرمود: بگو خدا در امور دنيايت بركت دهد.

54- باب جواز مكاتبه مسلمان با اهل ذمّه‌

1-[4]عبد اللَّه بن سنان گويد: از امام صادق (ع) سؤال شد: مردى به يكى از

[1]- مكارم الاخلاق، ص 15.

[2]-( باب 53:) اصول كافى، ص 615.

[3]- اصول كافى، ص 615.

[4]-( باب 54:) اصول كافى، ص 616( مكاتبة اهل الذّمة).


صفحه 72

كارگزاران مهمّ زردشتى نامه مى‌نويسد، آيا جايز است نام او را قبل از اسم خويش بنويسد؟ امام فرمود: به منظور جلب منفعت اشكالى ندارد.

2-[1]ابو بصير گويد: از امام صادق (ع) سؤال شد: شخصى به فردى زردشتى يا يهودى يا مسيحى يا به كسى كه كارگزار و از بزرگان ايالتى از سرزمين اوست نيازى دارد وى با توجّه به احتياجى كه دارد ناچار است به او نامه بنويسد، آيا در نامه‌اش نام آن كافر را بنويسد و براى برآوردن حاجتش بر او سلام كند.

امام فرمود: نوشتن نام او در اوّل نامه جايز نيست ولى در نامه‌ات بر او سلام كن، پيامبر خدا6به پادشاه ايران و روم نامه مى‌نوشت.

55- باب استحباب سلام كردن بر خضر (ع) هر گاه نام وى برده شود

1-[2]حسن بن على بن فضّال گويد: از ابو الحسن علىّ بن موسى الرّضا (ع) شنيدم كه مى‌فرمود: خضر آب حيات نوشيده و تا نفخه صور نمى‌ميرد، او به نزد ما مى‌آيد و بر ما سلام مى‌كند، و صداى او را مى‌شنويم امّا خودش را نمى‌بينيم، هر جا نام او برده شود حاضر است، هر كس از شما نام او را ببرد بر او سلام كند.

56- باب استحباب چشم پوشى و گذشت نسبت به دوستان‌

1-[3]ثعلبة بن ميمون گويد: عدّه‌اى در خدمت امام صادق (ع) بودند و امام‌

[1]- اصول كافى، ص 616( مكاتبة أهل الذمة).

[2]-( باب 55.) كتاب كمال الدين، ص 219. در دنباله حديث آمده است: هر سال در موسم حج به مكّه مى‌رود و تمام مناسك را انجام مى‌دهد و در پاسخ دعاى مؤمنان آمين مى‌گويد، و خدا او را با حضرت مهدى( ع) در تنهايى آن حضرت مأنوس مى‌گرداند.

[3]-( باب 56:) اصول كافى، ص 610( باب الاغضاء).


صفحه 73

بر ايشان حديث مى‌فرمود، يكى از آنان نام شخصى را ذكر كرد و به او بد گفت و نزد امام شكايت كرد، امام فرمود: كجا مى‌توانى كسى را پيدا كنى كه در دوستى كامل باشد، و كو مردان كاملا وارسته؟

2-[1]امام جعفر صادق (ع) فرمود: در باره [باطن و جزئيات روحى‌] اشخاص زياد تحقيق نكن كه بى‌دوست باقى خواهى ماند.

3-[2]ضحّاك بن مخلّد گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه: انصاف نيست كه از دوستان عدالت كامل را انتظار داشته باشيد.

57- باب استحباب دعا براى عطسه‌كننده مسلمان‌

1-[3]امام صادق (ع) فرموده: فرد مسلمان نسبت به برادر مسلمان خود داراى حقوقى است. 1- وقتى او را ملاقات مى‌كند سلام كند. 2- در موقع بيمارى از او عيادت كند. 3- در غياب او دوستى خالص باشد. 4- هنگام عطسه كردن برايش دعا كند، عطسه‌كننده بگويد

«الحمد للَّه ربّ العالمين، لا شريك له»

. و برادر مسلمانش بگويد:

«يرحمك اللَّه»

و او در پاسخ بگويد

«يهديكم اللَّه و يصلح بالكم»

(خدا شما را هدايت كند و زندگى شما را بهبود بخشد). 5- دعوتش را بپذيرد. 6- وقتى بميرد جنازه‌اش را تشييع كند.

2-[4]امام صادق (ع) از رسول خدا6نقل فرموده است: هر گاه شخصى عطسه كرد به او دعا كنيد و لو از پشت جزيره [از راه دور] باشد.

3-[5]در روايت ديگرى آمده است: اگر چه از آن طرف دريا باشد.

[1]- اصول كافى، ص 610( باب الاغضاء).

[2]- مجالس پسر شيخ طوسى، ص 175.

[3]-( باب 57:) اصول كافى، ص 617( العطاس و التّسميت).

[4]- اصول كافى، ص 617( العطاس و التّسميت).

[5]- اصول كافى، ص 617( العطاس و التّسميت).


صفحه 74

4-[1]اسحاق بن يزيد و معمّر بن أبى زياد و ابن رئاب گويند: در نزد امام صادق (ع) نشسته بوديم كه مردى عطسه كرد هيچ كس دعا نكرد، حضرت برايش دعا كرد و فرمود: «سبحان اللَّه» چرا دعا نكرديد؟ از حقوق مسلمان بر برادرش اين است كه 1- وقتى مريض شود از او عيادت كند. 2- دعوت او را بپذيرد. 3- در تشييع جنازه‌اش حاضر شود. 4- موقع عطسه كردن به او دعا كند.

5-[2]داود بن حصين گويد: با چهارده نفر نزد امام صادق (ع) بوديم امام (ع) عطسه كرد هيچ كس سخن نگفت، امام فرمود: چرا دعا نكرديد؟ از جمله حقوق مؤمن بر مؤمن آن است كه 1- هر گاه مريض شود از او عيادت كند. 2- وقت مرگ در تشييع جنازه‌اش شركت نمايد. 3- موقع عطسه كردن به او دعا كند. 4- دعوت او را بپذيرد.

58- باب نحوه دعا كردن براى عطسه و پاسخ دادن‌

1-[3]سعد بن ابى خلف گويد: امام باقر (ع) عطسه كرد به آن حضرت گفته شد «يرحمك اللَّه» (رحمت خدا بر تو باد). امام در پاسخ فرمود: «

يغفر اللَّه لكم و يرحمكم‌

» (خدا شما را بيامرزد و رحمت كند). هر گاه شخصى در نزد او عطسه مى‌كرد مى‌فرمود:

«يرحمك اللَّه عزّ و جلّ»

. 2-[4]امام محمّد باقر (ع) فرمود: هر گاه شخصى عطسه كند بايد بگويد:

«الحمد للَّه لا شريك له»

(سپاس خدايى را كه شريكى براى او نيست) و كسى كه براى او دعا مى‌كند بايد بگويد:

«يرحمك اللَّه»

(خدا تو را رحمت كند). و عطسه‌كننده در پاسخ بگويد:

«يغفر اللَّه لك و لنا»

(خدا تو و ما را بيامرزد). (و آن‌

[1]- اصول كافى، ص 617( العطاس و التسميت).

[2]- اصول كافى، ص 617( العطاس و التسميت).

[3]-( باب 58:) اصول كافى، ص 618( العطاس).

[4]- اصول كافى، ص 618( العطاس).


صفحه 75

حضرت فرمود) از رسول خدا در باره آيه‌اى از قرآن يا چيزى كه در آن نام خدا باشد سؤال شد، فرمود: هر چه نام خدا و ياد خداى عزّ و جلّ در آن باشد نيكوست.

3-[1]در كتاب خصال شيخ صدوق از حضرت على (ع) نقل شده است: هر گاه كسى از شما عطسه كرد پس برايش دعا كنيد و بگوييد:

«يرحمكم اللَّه»

(خدا شما را بيامرزد). و او بگويد:

«يغفر الله لكم و يرحمكم»

(خدا شما را بيامرزد و رحمت كند). زيرا خداوند فرموده است: «چون كسى به شما تحيّت گفت، پس تحيّت دهيد به خوبتر از آن يا ردّ كنيد همان را»[2]

59- باب جواز دعاى كودك براى زن وقتى كه عطسه كند

1-[3]نسيم خادم امام حسن عسكرى (ع) گويد: يك شب بعد از تولّد صاحب الزّمان (ع) بر آن حضرت وارد شدم و در حضورش عطسه كردم، فرمود:

«يرحمك اللَّه»

از اين سخن خوشحال شدم. سپس فرمود: تو را در باره اثر عطسه بشارت مى‌دهم كه عطسه سه روز امان از مرگ است.

60- باب استحباب عطسه كردن و كراهت عطسه‌هاى زشت‌

1-[4]احمد بن محمّد بن ابى نصر گويد: از امام رضا (ع) شنيدم كه مى‌فرمود:

[1]- خصال صدوق، ج 2، ص 168.

[2]-وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها،نساء/ 86

[3]-( باب 59:) كمال الدّين، ص 240

[4]-( باب 60:) اصول كافى، ص 617.


صفحه 76

خميازه و دهن درّه از شيطان [زشت‌] و عطسه از خداى عزّ و جلّ است. (خير است).

2-[1]امام صادق (ع) فرمود: عطسه براى تمام بدن مفيد است در صورتى كه از سه مرتبه تجاوز نكند و اگر تجاوز كرد نشانه درد و بيمارى است.

3-[2]ابو بكر حضر مى‌گويد: در باره قول خداى عزّ و جلّ كه «إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ»[3]از امام صادق (ع) سؤال كردم، فرمود: منظور عطسه زشت است.

4-[4]مردى از اهل سنّت از امام صادق (ع) نقل مى‌كند كه حضرت فرمود:

عطسه مانند نطفه از تمام بدن خارج مى‌شود گرچه نطفه از آلت مردى خارج مى‌گردد، ديده‌اى كه وقتى انسان عطسه مى‌كند تمام اعضايش تكان مى‌خورد؟ و كسى كه عطسه مى‌كند تا هفت روز از مرگ در امان است.

61- باب استحباب تكرار دعاى عطسه‌هاى پى در پى تا سه مرتبه‌

1-[5]امام باقر (ع) فرمود: هر گاه شخصى تا سه مرتبه عطسه كند به او دعا كن و اگر بيشتر شد دعا لازم نيست.

2-[6]امام جعفر صادق (ع) نقل كرده است كه حضرت على (ع) فرمود: براى عطسه‌كننده تا سه مرتبه‌

«يرحمكم اللَّه»

بگو و اگر از سه مرتبه تجاوز كند نيازى به دعا نيست.

3-[7]در حديث ديگرى آن حضرت فرموده است: اگر از سه عطسه تجاوز كند

[1]- اصول كافى، ص 619.

[2]- اصول كافى، ص 619.

[3]- همانا بدترين آوازها صوت الاغ است، لقمان/ 19.

[4]- اصول كافى، ص 619.

[5]-( باب 61:) اصول كافى، ص 619.( العطاس)

[6]- خصال صدوق، ص 63.

[7]- خصال صدوق، ص 63.


صفحه 77

به او گفته شود

«شفاك اللَّه»

(خدا تو را شفا دهد) زيرا آن عطسه در اثر بيمارى است.

62- باب استحباب «الحمد للَّه» گفتن در موقع عطسه‌

1-[1]صالح بن ابى حمّاد گويد: از عالم آل محمّد امام موسى كاظم (ع) در باره عطسه و علّت «الحمد للَّه» گفتن پرسيدم، فرمود: سلامتى بدن و اعضا و جوارح نعمتى است از جانب خدا براى بنده‌اش، كه ممكن است بنده اين نعمت را فراموش كند لذا خدا بادى را امر مى‌كند كه از بدنش به صورت عطسه از بينى او خارج شود و بنده در موقع عطسه خدا را ستايش كند؛ بنا بر اين گفتن «الحمد للَّه» در موقع عطسه شكر و سپاسى است براى نعمتى كه فراموش كرده بود.

2-[2]امام صادق (ع) فرموده: نوجوانى كه به حدّ بلوغ نرسيده بود در نزد پيامبر6عطسه زد و گفت‌

«الحمد للَّه»

پيامبر6به او فرمود:

«بارك اللَّه فيك»

خدا مبارك كند بر تو.

3-[3]مسمع بن عبد الملك گويد: امام صادق (ع) عطسه كرد، پس فرمود:

«الحمد للَّه ربّ العالمين»

سپس انگشت روى بينى گذاشت و گفت: بينى من با تواضع و فروتنى در مقابل خدا بر خاك است.

4-[4]امام صادق (ع) فرمود: وقتى عطسه كسى را بشنويد اول به او دعا كنيد [يرحمكم اللَّه بگوييد]؛ سپس با او سخن بگوييد.

5-[5]امير المؤمنين (ع) فرمود: هر كس موقع عطسه زدن بگويد:

«الحمد للَّه ربّ العالمين على كلّ حال»

(در هر حال سپاس و ستايش خداى را كه پروردگار

[1]-( باب 62:). اصول كافى، 617( العطاس).

[2]- اصول كافى، صفحات 618- 619( العطاس).

[3]- اصول كافى، صفحات 618- 619( العطاس).

[4]- اصول كافى، صفحات 618- 619( العطاس).

[5]- اصول كافى، صفحات 618- 619( العطاس).