بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 86

2- جايى كه در آن مرتكب زنا شده‌اند. 3- مجلسى كه در آن به ناحق مال حرامى را حلال كنند.

72- هر گاه سه نفر با هم باشند كراهت دارد دو نفر از آنها در گوشى صحبت كنند

1-[1]امام صادق (ع) فرمود: هر گاه سه نفر با هم باشند نبايد دو نفر از آنان با يك ديگر در گوشى صحبت كنند زيرا اين كار نفر سوّم را اندوهگين و آزرده خاطر مى‌كند.

2-[2]امام كاظم (ع) فرمود: هر گاه سه نفر در خانه‌اى باشند نبايد دو نفر از آنان با هم در گوشى صحبت كنند زيرا اين كار دوستشان را غمگين مى‌سازد.

73- باب كراهت قطع كردن سخن مسلمان‌

1-[3]امام جعفر صادق (ع) از پيامبر6نقل فرموده است: كسى كه سخن برادر مسلمانش را قطع كند مانند آن است كه صورت او را بخراشد.

74- باب استحباب يا كراهت كيفيّت نشستن‌

1-[4]عبد العظيم بن عبد اللَّه علوى (در حديث مرفوعه) گويد: پيامبر سه جور

[1]-( باب 72:) اصول كافى،( باب المناجات).

[2]- اصول كافى،( باب المناجات).

[3]-( باب 73:) اصول كافى، ص 621.

[4]-( باب 74:) اصول كافى، ص 621( باب الجلوس).


صفحه 87

مى‌نشست: 1- سر پا به اين ترتيب كه ساقهاى پا را بلند مى‌كرد و دو زانو را در ميان دو دست خويش حلقه‌وار مى‌گرفت [و رانها را به شكم مى‌چسباند]. 2- دو زانو مى‌نشست. 3- يك پا را خم مى‌كرد و پاى ديگر را روى آن مى‌انداخت، و هرگز ديده نشد كه آن حضرت چهار زانو بنشيند.

2-[1]ابو حمزه ثمالى گويد: علىّ بن الحسين (ع) را در حالى نشسته ديدم كه يك پايش را روى ران ديگر گذاشته بود؛ عرض كردم مردم [قوم يهود به استناد حديث بعد] اين گونه نشستن را نمى‌پسندند و مى‌گويند مانند نشستن پروردگار است، امام فرمود: اين نحوه نشستن من در اثر خستگى است، در صورتى كه پروردگار خسته نمى‌شود و چرتش نمى‌گيرد و در خواب نمى‌رود.

3-[2]حمّاد بن عثمان گويد: امام صادق (ع) نشسته بود در حالى كه پاى راست آن حضرت روى ران چپ بود، شخصى عرض كرد: فدايت شوم اين گونه نشستن مكروه است، امام فرمود: نه، اين سخن يهود است كه مى‌گويند وقتى خدا از خلقت آسمانها و زمين فارغ شد بر عرش جاى گرفت و اين گونه نشست تا استراحت كند، پس خدا اين آيه را نازل كرد: «خدا نيست خدايى جز او كه زنده و قائم به ذات خويش است، او را چرت و خواب نمى‌گيرد»[3]. و امام صادق (ع) همان طور كه نشسته بود باقى ماند.

4-[4]در كتاب مكارم الاخلاق آمده است كه رسول خدا هر گاه مى‌نشست ساقهاى پا را از زمين بلند مى‌كرد و زانوها را در ميان دو دست خود حلقه‌وار مى‌گرفت.

[1]- اصول كافى، ص 621( باب الجلوس).

[2]- اصول كافى، ص 621( باب الجلوس).

[3]-اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ‌. بقره/ 255.

[4]- مكارم الاخلاق، ص 15.


صفحه 88

75- مستحبّ است در مجلس انسان به عنوان تواضع جايى پايين‌تر از شأن خود بنشيند

1-[1]امام صادق (ع) فرمود: كسى كه راضى شود در پايين مجلس بنشيند تا وقتى كه از جايش بلند شود ملائكه بر او درود مى‌فرستند.

2-[2]امام جعفر صادق (ع) نقل فرموده است كه پيامبر6هر گاه وارد منزلى مى‌شد در پايين مجلس مى‌نشست.

3-[3]امام صادق (ع) فرمود: از نشانه‌هاى تواضع اين است كه انسان در جايى پايين‌تر از شأن خود بنشيند.

4-[4]امام صادق (ع) فرمود: از نشانه‌هاى تواضع آن است كه 1- به نشستن در پايين مجلس خوشنود باشى. 2- به كسى كه او را ملاقات مى‌كنى سلام نمايى.

3- مجادله و بگو و مگو را رها كنى اگر چه حق با تو باشد. 4- دوست نداشته باشى به خاطر تقوايى كه داراى ستايش شوى.

5-[5]ابن عبّاس گويد: رسول خدا6روى زمين مى‌نشست، روى زمين غذا مى‌خورد، و با دست خويش گوسفندان را مى‌بست، و دعوت بردگان را حتّى براى نان جو مى‌پذيرفت.

6-[6]مصعب بن شيبه گويد: پيامبر خدا6فرمود: وقتى گروهى در مجلسى نشسته‌اند و كسى وارد مى‌شود اگر به وى جا دهند بايد بپذيرد زيرا بدين‌

[1]-( باب 75:) اصول كافى، ص 621( باب الجلوس).

[2]- اصول كافى، ص 621( باب الجلوس).

[3]- اصول كافى، ص 369( باب التواضع).

[4]- اصول كافى، ص 369( باب التواضع).

[5]- مجالس پسر شيخ طوسى، ص 25.

[6]- مجالس پسر شيخ صدوق، ص 25.


صفحه 89

وسيله به او احترام گذاشته‌اند، و اگر به او جا ندهند در هر جا خالى هست بنشيند.

76- باب استحباب رو به قبله نشستن‌

1-[1]حمّاد بن عثمان گويد: امام صادق (ع) را مى‌ديدم كه در خانه‌اش رو به قبله مى‌نشيند.

2-[2]امام صادق (ع) فرمود: پيامبر خدا6اكثرا رو به قبله مى‌نشست.

3-[3]شيخ بهايى در كتاب «مفتاح الفلاح» روايت كرده كه از ائمّه عليهم السّلام روايت شده است: بهترين نوع نشستن آن است كه رو به قبله باشد.

77- باب كراهت نشستن روبروى خورشيد

1-[4]سهل بن زياد در حديثى كه سند آن به حضرت على (ع) مى‌رسد از آن حضرت نقل كرده است روبروى خورشيد ننشينيد زيرا آن آتشدانى است كه باعث رنگ پريدگى و كهنه شدن لباس، و آشكار شدن دردهاى پنهانى مى‌گردد.

2-[5]امام موسى كاظم از رسول خدا6نقل فرموده است: در خورشيد چهار خصلت است:

1- رنگ را تغيير مى‌دهد. 2- باد را گنديده مى‌كند. 3- لباس را كهنه‌

[1]-( باب 76:) اصول كافى: ص 621( باب الجلوس).

[2]- اصول كافى: ص 621( باب الجلوس).

[3]- مفتاح الفلاح، ص 13.

[4]-( باب 77:) خصال صدوق، ج 1 ص 48.

[5]- خصال صدوق، ج 1 ص 117.


صفحه 90

مى‌سازد. 4- ايجاد درد مى‌كند.

3-[1]حضرت على (ع) «در حديث اربعمائة» فرموده است: پشت به آفتاب بنشينيد زيرا خورشيد دردهاى پنهانى را آشكار مى‌سازد.

78- باب استحباب نشستن در خانه غير در هر جايى كه صاحب خانه بخواهد

1-[2]امام صادق (ع) از پدرش امام باقر (ع) نقل فرموده است: هر گاه كسى وارد خانه برادر مؤمنش شود هرجا صاحب خانه امر كند بنشيند زيرا صاحب خانه آشناتر است به خانه و محرم بودن آن.

79- باب استحباب نشستن روى دو پا و در بغل گرفتن زانوها

1-[3]ابو الحسن امام كاظم (ع) از رسول خدا6نقل فرموده است: روى پا نشستن و زانوها را در بغل گرفتن به منزله ديوار عربهاست.

2-[4]سماعة گويد: از امام صادق (ع) در باره مردى كه خودش را با يك جامه بپوشاند سؤال كردم، امام فرمود: اگر لباس عورتش را بپوشاند اشكال ندارد.

[1]- خصال صدوق، ج 2، ص 159.

[2]-( باب 78:) قرب الاسناد، ص 33.

[3]-( باب 79:) اصول كافى، ص 622( باب الاتكاء و الاحتباء).

[4]- اصول كافى، ص 622( باب الاتكاء و الاحتباء).


صفحه 91

80- باب استحباب شوخى و خنده كم‌

1-[1]معمّر بن خلّاد گويد: به ابو الحسن امام كاظم (ع) عرض كردم فدايت شوم عدّه‌اى با هم هستند و شوخى مى‌كنند و مى‌خندند، امام فرمود: اشكال ندارد اگر در آن نباشد؛ فهميدم منظور امام اين است كه در آن شوخى، فحش و هرزه گويى نباشد. سپس فرمود: عرب صحرانشينى هديه‌اى براى پيامبر6آورد، و به پيامبر6عرض كرد: پول هديه مرا بدهيد، رسول خدا6خنديد، و هنگامى كه غمگين مى‌شد مى‌فرمود: آن عرب چه شد؟ اى كاش به نزد ما مى‌آمد.

2-[2]ابو الحسن اول امام موسى كاظم (ع) فرمود: يحيى بن زكريّا گريه مى‌كرد و نمى‌خنديد، امّا عيسى بن مريم مى‌خنديد و گريه هم مى‌كرد و عمل حضرت عيسى (ع) بهتر از عمل حضرت يحيى (ع) بود.

3-[3]فضل بن ابى قرّة گويد: امام صادق (ع) فرمود: هر مؤمنى داراى دعابه است، پرسيدم دعابه چيست؟ فرمود: شوخى.

4-[4]يونس بن شيبانى گويد: امام صادق (ع) سؤال كرد: چگونه است وضع شوخى كردن شما مؤمنين با يك ديگر؟ عرض كردم كم است فرمود: شوخى را ترك نكنيد زيرا شوخى نشانه خوش خلقى است، و بدين وسيله برادرت را خوشحال مى‌كنى، رسول خدا6با مردم شوخى مى‌كرد و مى‌خواست آنها را خوشحال كند.

5-[5]عبد اللَّه بن محمّد جعفى گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مى‌فرمود:

[1]-( باب 80:) اصول كافى، ص 622( باب الدعابة و الضّحك).

[2]- اصول كافى، ص 622( باب الدعابة و الضّحك).

[3]- اصول كافى، ص 622( باب الدعابة و الضّحك).

[4]- اصول كافى، ص 622( باب الدعابة و الضّحك).

[5]- اصول كافى، ص 622( باب الدعابة و الضّحك).


صفحه 92

كسى را كه در بين مردم شوخى مى‌كند خدا دوست دارد در صورتى كه به فحش نينجامد.

6-[1]حمران بن اعين گويد: به خدمت امام محمّد باقر (ع) رسيدم و عرض كردم مرا نصيحت كنيد، فرمود: تو را به تقواى الهى سفارش مى‌كنم، از شوخى بپرهيز زيرا احترام و آبروى شخص را مى‌برد.

7-[2]امام جعفر صادق (ع) از پدرانش (ع) نقل فرموده است كه پيامبر6(در وصيّتش به علىّ (ع)) فرمود: يا على شوخى نكن زيرا آبرويت را مى‌برد و دروغ مگو كه نورانيّت را از تو مى‌گيرد. (مرحوم علّامه مى‌فرمايند منظور در اين احاديث شوخى زياد است).

81- باب كراهت قهقهه زدن و استحباب تبسّم‌

1-[3]امام صادق (ع) فرمود: قهقهه زدن از شيطان است.

2-[4]امام محمد باقر (ع) فرمود: اگر قهقهه زدى پس از آن بگو «خدايا مرا دشمن مدار».

3-[5]امام صادق (ع) فرمود: خنده مؤمن تبسّم است.

82- باب كراهت خنده بدون علّت‌

1-[6]امام صادق (ع) فرمود: خنده بدون سبب نشانه نادانى است. و مى‌فرمود:

[1]- السرائر، ص 484.

[2]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 334.

[3]-( باب 81:) اصول كافى، ص 223( باب الدّعابة و الضّحك).

[4]- اصول كافى، ص 223( باب الدّعابة و الضّحك).

[5]- اصول كافى، ص 223( باب الدّعابة و الضّحك).

[6]- اصول كافى، ص 622( باب الدّعابة و الضّحك).


صفحه 93

در موقع خنده نبايد دندانهاى جلو دهان ديده شود، كه در اين صورت عمل ناپسندى انجام داده‌اى، كسى كه بدى مرتكب مى‌شود از شبيخون در امان نمى‌ماند.

2-[1]امام جعفر صادق (ع) فرمود: چه بسيارند كسانى كه خنده بيهوده مى‌كنند و گريه آنها در روز قيامت زياد است، و چه بسيارند كسانى كه از خوف خدا زياد گريه مى‌كنند و در روز قيامت در بهشت خنده و شادى آنان زياد است.

3-[2]امام صادق (ع) فرمود: سه چيز مورد غضب شديد خداست: 1- خوابيدن بدون شب‌زنده‌دارى. 2- خنده بدون علّت. 3- غذا خوردن از روى سيرى.

4-[3]امام صادق (ع) فرمود: در مدينه مردى بيكاره مردم را مى‌خندانيد و مى‌گفت علىّ بن الحسين (ع) مرا خسته كرد چرا كه نتوانستم او را بخندانم در همين حديث آمده است كه امام زين العابدين (ع) فرمود: به او بگوييد: «مسلّم براى خدا روزى است كه بيكاره‌ها در آن روز [قيامت‌] زيان مى‌كنند.

83- باب كراهت شوخى و خنده زياد

1-[4]امام صادق (ع) فرمود: از شوخى بپرهيزيد زيرا آبرو را مى‌برد.

2-[5]امام جعفر صادق (ع) فرمود: خنده زياد قلب را مى‌ميراند.

و نيز فرمود: خنده زياد دين را ذوب مى‌كند همچنان كه آب نمك را در خود حلّ مى‌نمايد.

3-[6]امام صادق (ع) فرمود با كسى كه او را دوست دارى شوخى و مجادله مكن.

[1]- عيون اخبار الرضا، ص 179.

[2]- خصال صدوق، ج 1، ص 44.

[3]- مجالس صدوق، ص 132( مجلس 39).

[4]-( باب 83:) اصول كافى، ص 623( باب الدعابة و الضحك).

[5]- اصول كافى، ص 623( باب الدعابة و الضحك).

[6]- اصول كافى، ص 623( باب الدعابة و الضحك).