كسى را كه در بين مردم شوخى مىكند خدا دوست دارد در صورتى كه به فحش نينجامد.
6-[1]حمران بن اعين گويد: به خدمت امام محمّد باقر (ع) رسيدم و عرض كردم مرا نصيحت كنيد، فرمود: تو را به تقواى الهى سفارش مىكنم، از شوخى بپرهيز زيرا احترام و آبروى شخص را مىبرد.
7-[2]امام جعفر صادق (ع) از پدرانش (ع) نقل فرموده است كه پيامبر6(در وصيّتش به علىّ (ع)) فرمود: يا على شوخى نكن زيرا آبرويت را مىبرد و دروغ مگو كه نورانيّت را از تو مىگيرد. (مرحوم علّامه مىفرمايند منظور در اين احاديث شوخى زياد است).
81- باب كراهت قهقهه زدن و استحباب تبسّم
1-[3]امام صادق (ع) فرمود: قهقهه زدن از شيطان است.
2-[4]امام محمد باقر (ع) فرمود: اگر قهقهه زدى پس از آن بگو «خدايا مرا دشمن مدار».
3-[5]امام صادق (ع) فرمود: خنده مؤمن تبسّم است.
82- باب كراهت خنده بدون علّت
1-[6]امام صادق (ع) فرمود: خنده بدون سبب نشانه نادانى است. و مىفرمود:
[1]- السرائر، ص 484.
[2]- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 334.
[3]-( باب 81:) اصول كافى، ص 223( باب الدّعابة و الضّحك).
[4]- اصول كافى، ص 223( باب الدّعابة و الضّحك).
[5]- اصول كافى، ص 223( باب الدّعابة و الضّحك).
[6]- اصول كافى، ص 622( باب الدّعابة و الضّحك).
در موقع خنده نبايد دندانهاى جلو دهان ديده شود، كه در اين صورت عمل ناپسندى انجام دادهاى، كسى كه بدى مرتكب مىشود از شبيخون در امان نمىماند.
2-[1]امام جعفر صادق (ع) فرمود: چه بسيارند كسانى كه خنده بيهوده مىكنند و گريه آنها در روز قيامت زياد است، و چه بسيارند كسانى كه از خوف خدا زياد گريه مىكنند و در روز قيامت در بهشت خنده و شادى آنان زياد است.
3-[2]امام صادق (ع) فرمود: سه چيز مورد غضب شديد خداست: 1- خوابيدن بدون شبزندهدارى. 2- خنده بدون علّت. 3- غذا خوردن از روى سيرى.
4-[3]امام صادق (ع) فرمود: در مدينه مردى بيكاره مردم را مىخندانيد و مىگفت علىّ بن الحسين (ع) مرا خسته كرد چرا كه نتوانستم او را بخندانم در همين حديث آمده است كه امام زين العابدين (ع) فرمود: به او بگوييد: «مسلّم براى خدا روزى است كه بيكارهها در آن روز [قيامت] زيان مىكنند.
83- باب كراهت شوخى و خنده زياد
1-[4]امام صادق (ع) فرمود: از شوخى بپرهيزيد زيرا آبرو را مىبرد.
2-[5]امام جعفر صادق (ع) فرمود: خنده زياد قلب را مىميراند.
و نيز فرمود: خنده زياد دين را ذوب مىكند همچنان كه آب نمك را در خود حلّ مىنمايد.
3-[6]امام صادق (ع) فرمود با كسى كه او را دوست دارى شوخى و مجادله مكن.
[1]- عيون اخبار الرضا، ص 179.
[2]- خصال صدوق، ج 1، ص 44.
[3]- مجالس صدوق، ص 132( مجلس 39).
[4]-( باب 83:) اصول كافى، ص 623( باب الدعابة و الضحك).
[5]- اصول كافى، ص 623( باب الدعابة و الضحك).
[6]- اصول كافى، ص 623( باب الدعابة و الضحك).
4-[1]عنبسه عابد گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: خنده زياد آبرو را مىبرد.
5-[2]عنبسه نيز مىگويد: از آن حضرت شنيدم كه فرمود: شوخى دشنام كوچك است.
6-[3]امام صادق (ع) فرمود: مجادله نكن، زيرا آبروى تو مىرود، و شوخى نكن كه نسبت به تو گستاخ مىشوند.
7-[4]امام باقر (ع) فرمود: شوخى زياد آبرو را مىبرد، و خنده زياد ايمان را به يك سو پرتاب مىكند [از بين مىبرد].
8-[5]ابو الحسن امام موسى كاظم (ع) در وصيّت به بعضى از فرزندانش فرموده است: از شوخى بپرهيز زيرا نور ايمان را از تو مىبرد و مروّت و مردانگى تو را سبك مىسازد.
9-[6]امام صادق (ع) از امير المؤمنين (ع) نقل فرموده است: از شوخى بپرهيز زيرا شوخى باعث كينه و دشمنى شده و فحش كوچك است.
10-[7]امام جعفر صادق (ع) فرمود: از شوخى بپرهيز زيرا آبرو و شكوه و عظمت اشخاص را از بين مىبرد.
11-[8]امام صادق (ع) فرمود: شوخى نكن چون نسبت به تو گستاخ مىشوند.
12-[9]امام صادق (ع) از پدرانش نقل فرموده است: كه پيامبر خدا6فرموده: شوخى زياد آبرو را مىبرد، و خنده زياد ايمان را نابود مىكند، و دروغ زياد نور ايمان را مىبرد.
13-[10]امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه حضرت على (ع) فرموده است: خنده پيامبر6تبسّم بود، روزى بر گروهى از انصار گذشت و ديد با
[1]- اصول كافى، ص 632( باب الدعابة و الضحك).
[2]- اصول كافى، ص 632( باب الدعابة و الضحك).
[3]- اصول كافى، ص 632( باب الدعابة و الضحك).
[4]- اصول كافى، ص 632( باب الدعابة و الضحك).
[5]- اصول كافى، ص 632( باب الدعابة و الضحك).
[6]- اصول كافى، ص 632( باب الدعابة و الضحك).
[7]- اصول كافى، ص 632( باب الدعابة و الضحك).
[8]اصول كافى، ص 632( باب الدعابة و الضحك).
[9]مجالس صدوق، ص 163( مجلس 46).
[10]مجالس پسر شيخ طوسى، ص 332.
يك ديگر صحبت مىكنند و دهانشان پر از خنده است فرمود: اى گروه دست بازداريد. اگر كسى را آرزويش مغرور كند و او را از عمل خير بازدارد به گورستان سرى بزند، و رستاخيز را به ياد آورد، مرگ را به ياد آورد زيرا مرگ درهم شكننده لذّتهاست.
14-[1]عبد اللَّه بن جعفى گويد: از امام باقر (ع) شنيدم كه مىفرمود: خدا كسى را كه در حضور جمعى شوخى مىكند دوست دارد مشروط بر اين كه شوخى به فحش كشانده نشود، و كسى را كه در تنهايى بينديشد، و در خلوت پند و اندرز گيرد، و به نماز خواندن افتخار ورزد دوست دارد.
15-[2]امام صادق (ع) از پدرش نقل فرموده است كه داود به سليمان (ع) گفت: پسرم از خنده زياد بپرهيز، زيرا خنده زياد انسان را در روز قيامت تهيدست رها مىكند.
16-[3]سيد رضى در نهج البلاغه از امير المؤمنين (ع) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: شخص شوخى نمىكند مگر اين كه چيزى از عقلش پريده باشد.
84- باب استحباب تبسّم بر چهره مؤمن
1-[4]در كتاب «الاخوان» از حضرت رضا (ع) نقل شده است: هر كس بر صورت خود گلاب بپاشد و براى حاجتى از خانه خارج شود دچار تنگدستى و خوارى نگردد، و هر كس از بقيّه آبى كه برادر مؤمنش آشاميده به منظور تواضع
[1]محاسن برقى، ص 293.
[2]قرب الاسناد، ص 33.
[3]نهج البلاغة، قسمت دوم، ص 205.
[4]-( باب 84:) مصادقة الاخوان، ص 24.
بنوشد خدا حتما او را وارد بهشت مىكند، و كسى كه بر چهره برادر مؤمنش تبسّم زند خدا برايش حسنه مىنويسد، و كسى كه خدا برايش حسنه بنويسد او را عذاب نخواهد كرد.
2-[1]امام باقر (ع) فرمود: تبسّم مؤمن بر چهره برادرش حسنه است، و پاك كردن گرد و غبار از چهره مؤمن نيز حسنه مىباشد، و هيچ عبادتى مانند خوشحال كردن مؤمن نيست.
3-[2]امام صادق (ع) فرمود: هر كه از چهره برادر مؤمنش گرد و غبار غم بزدايد خدا براى او ده حسنه مىنويسد، و كسى كه بر چهره برادرش تبسّم زند براى او حسنهاى است.
85- باب استحباب صبر كردن بر اذيّت همسايه و ديگران
1-[3]عمرو بن عكرمة گويد: به خدمت امام صادق (ع) رسيدم و عرض كردم همسايهاى دارم كه مرا اذيّت مىكند، امام فرمود: با او مهربان باش گفتم: خدا به او رحم نكند، آن حضرت صورتش را از من برگرداند، من نخواستم با آن وضع از امام جدا شوم، لذا توضيح دادم كه وى به صورتهاى مختلف مرا اذيّت مىكند، فرمود: گمان مىكنى اگر آشكارا با او دشمنى كنى مىتوانى از او انتقام بگيرى؟
گفتم او را به اطاعت خود وامىدارم، فرمود اين همسايه تو از اشخاصى است كه نسبت به كسانى كه خدا به آنها چيزى بخشيده حسد مىورزد، پس هر گاه نعمتى براى كسى ديد اگر اهل و عيالى داشته باشد آنها را اذيّت مىكند و اگر اهل و عيالى ندارد به خدمتگزارش اعتراض مىنمايد و اگر خدمتگزار نداشته باشد شبها
[1]- مصادقة الاخوان، ص 24.
[2]- مصادقة الاخوان، ص 24.
[3]-( باب 85:) اصول كافى، ص 623( حقّ الجوار).
را به بيدارى و روزها را به جوش و خروش به سر مىبرد.
2-[1]عبد صالح (امام موسى كاظم (ع)) فرمود: تنها خوشرفتارى با همسايه خوددارى از اذيّت او نيست، بلكه تحمّل اذيت و آزار اوست.
3-[2]امام صادق (ع) فرمود: مؤمن از يكى از سه چيز خلاصى ندارد و گاهى هر سه در او جمع مىشود، يا بعضى از افراد خانه در را به رويش مىبندند و بدين وسيله او را اذيّت مىكنند، يا همسايه او را اذيّت مىكند، يا كسى در راه برآوردن نيازمنديهايش به او آزار مىرساند، و اگر مؤمن بر قلّه كوهى باشد خداى عزّ و جلّ شيطانى را مىفرستد تا او را اذيّت كند و در عين حال او را با ايمانش مأنوس مىكند كه از هيچ كس وحشت نداشته باشد.
4-[3]امام جعفر صادق (ع) فرمود: در عالم نبوده و نمىباشد و نخواهد بود مؤمنى مگر اين كه داراى همسايهاى باشد كه او را اذيّت كند و اگر مؤمن در جزيرهاى از جزيرههاى دريا باشد خدا كسى را مىفرستد كه او را اذيّت نمايد.
5-[4]امام صادق (ع) فرمود: در گذشته و در آينده و زمانى كه شما در آن به سر مىبريد مؤمنى نبوده و نمىباشد مگر اين كه داراى همسايهاى است كه او را اذيّت مىكند.
6-[5]معاويّة بن عمّار گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: مؤمنى نبوده و تا روز قيامت نخواهد بود مگر اين كه داراى همسايهاى باشد كه به او آزار رساند.
7-[6]امام محمّد باقر (ع) فرمود: مردى به نزد پيامبر6آمد و شكايت كرد كه همسايهاش او را اذيّت مىكند، رسول خدا6به او فرمود: صبر كن، مجدّدا آمد و از همسايهاش شكايت كرد، باز هم پيغمبر فرمود: صبر كن ...
[1]- اصول كافى، ص 624( حق الجوار).
[2]- اصول كافى، ص 433.
[3]- اصول كافى، ص 433.
[4]- اصول كافى، ص 433.
[5]- اصول كافى، ص 433.
[6]- اصول كافى، ص 624.
8-[1]امام صادق (ع) فرمود: خوشرفتارى با همسايه روزى را زياد مىكند.
9-[2]امام جعفر صادق (ع) فرمود: اگر مؤمن در قلّه كوهى ساكن باشد خدا كسى را براى آزار او مىفرستد تا از اين طريق پاداشى از جانب خدا به او برسد.
10-[3]علىّ بن الحسين (ع) از پدر بزرگوارش امام حسين (ع) نقل كرده است كه پيامبر خدا6فرمود: من و پيامبران قبل از من پيوسته گرفتار كسانى بوديم كه ما را اذيّت مىكردند، و اگر مؤمن بر سر كوهى باشد خداى عزّ و جلّ كسى را مىرساند كه او را آزار رساند و بدين طريق اجرى به او برسد. و امير المؤمنين (ع) فرمود: از زمانى كه مادر مرا زاد پيوسته مظلوم بودم تا آنجا كه عقيل [برادرم] مبتلا به درد چشم شد و مىگفت مرا به دوش نكشيد مگر اين كه على را بر دوش حمل كنيد در صورتى كه چشم من درد نمىكرد.
11-[4]حضرت رضا (ع) از پدرانش نقل فرموده است كه رسول خدا6فرمود: هيچ مؤمنى نبوده و تا روز قيامت نخواهد بود مگر اين كه داراى همسايهاى باشد كه او را اذيّت نمايد.
12-[5]امام على النّقى (ع) از پدرانش نقل كرده است كه امام صادق (ع) فرمود: هيچ مؤمنى نبوده و تا روز قيامت نخواهد بود مگر اين كه همسايهاى خواهد داشت تا او را اذيّت كند. (و نيز) از امام صادق (ع) نقل فرموده است كه هر كس دنيايش گوارا و بدون گرفتارى باشد در دين او شك كنيد. (و نيز امام على النّقى (ع)) گويد: امام صادق (ع) فرمود: هر گاه دوستى از تو به امارت و رياستى برسد و يكدهم قبل از رياستش به تو توجّه كند دوست بدى نيست. و امام باقر (ع) فرمود: بپرهيزيد از فراست و زيركى مؤمن، زيرا با نور الهى [حقايق را] مىنگرد.
[1]- الزهد، محظوط از كتاب كافى استخراج شده است. في 2/ 87.
[2]- علل الشرائع، ص 26.
[3]- علل الشرائع، ص 26.
[4]عيون اخبار الرضا، ص 201.
[5]مجالس پسر شيخ طوسى، ص 176.
سپس اين آيه را تلاوت فرمود «به تحقيق در اين نشانههاست براى صاحبان فراست»[1]13-[2]امام صادق (ع) از امير المؤمنين (ع) نقل فرموده است: سه چيز از كارهاى نيك است: سخاوتمندى، نيكويى در گفتار، و صبر بر اذيّت و آزار.
86- باب وجوب خوددارى از آزار همسايه
1-[3]امام صادق (ع) (در حديثى) فرموده است: مردى از انصار به نزد رسول خدا6آمد و عرض كرد: از شخصى خانهاى خريدهام و نزديكترين همسايهام كسى است كه اميدى به خير او ندارم و از شرّش در امان نيستم، رسول خدا6به على و سلمان و ابا ذر و يك نفر ديگر كه گمان مىكنم مقداد بود دستور داد در مسجد با صداى بلند اعلان كنند: ايمان ندارد كسى كه همسايهاش از ظلم او در امان نباشد، آنها به مسجد رفته سه مرتبه با صداى بلند گفتند، سپس پيامبر6با دستش به چهل منزل از روبرو و پشت سر و سمت راست و سمت چپ اشاره كرد.
2-[4]امام صادق (ع) از پدرش امام باقر (ع) نقل فرموده است كه در كتاب علىّ (ع) خواندم كه رسول خدا6بين مهاجرين و انصار و كسانى از مردم يثرب [مدينه] كه ملحق به انصار هستند نوشت: همسايه به منزله خود انسان است كه نبايد زيان و گناهى به او برسد، و احترام همسايه نسبت به همسايه مانند احترام نسبت به مادر است.
[1]إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ، حجر/ 75.
[2]محاسن برقى، ص 6.
[3]-( باب 86:) اصول كافى، ص 623( باب حق الجوار)
[4]- اصول كافى، ص 623( باب حق الجوار)