بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 426

جهان گر گيرد آنان را به بازى‌

بر او نخوت كنند از سرفرازى‌

گريزند از فريب خط و خالش‌

نخواهند از خرد نقد وصالش‌

دل پاكان ز اوساخ طبيعت‌

نخواهد افسر و كاخ طبيعت‌

هزاران نقش اگر گيتى برآرد

به چشم خاكيان زيبا نگارد

به خاكى طايران عرش پرواز

نبگشايند هرگز چشم پرناز

كسى كز عشق، سرمست نگار است‌

مدام از شوق دل سرگرم يار است‌

كجا با اين جهانش آشنائى است‌

كه پر نيرنگ و رنگ بى وفائى است‌


صفحه 427

حكايت (تاجر و فرزندش)

شنيدم تاجرى ناهوشيارى‌

پى سودا روان شد در ديارى‌

سحرگاهان كه آهنگ سفر كرد

قضا را بر سر كوئى گذر كرد

به راهش بوق در گرمابه‌اى ديد

بهاى آن متاع نغز پرسيد

به پاسخ گفت با تاجر كه يك بوق‌

بهايش ده درم باشد در اين سوق‌

به شهرى رفت و از هر چيز پرسيد

در آنجا زان متاع نغز بگزيد

هزاران بار حمل اشتران كرد

به شهر خويش آن نادان بياورد

دلش شادان در آن سودا همى بود

كه در هر بوق درهم‌ها كنم سود


صفحه 428

وليك آن غالف از رسم تجارت‌

در آن سودا نبرد الّا خسارت‌

كه صد سال ار بماند بوق حمام‌

نيابد مشترى ور بدهيش وام‌

فغان زين سود و اين سودا كه ما را

بدين تمثيل ماند حال ما راست‌

همه بوق تخيّل را خريديم‌

زهى سوداى بى سودى گزيديم‌

دريغا حسرتا دردا كه در دهر

به جاى نوش مينوشى همه زهر

سراسر سود پندارى زيان را

نهان را ننگرى بينى عيان را

متاع اين جهان بوق است هشدار

بر آن اندك نياز افتد نه بسيار

گر افزون ز احتياج خويش خواهى‌

كنى سرمايه خود را تباهى‌


صفحه 429

تو را سرمايه جان، سود آفرينش‌

نكو بگزين چو دارى نقد بينش‌

ز بينائى به ملك پارسائى‌

دَرِ دولت به روى خود گشائى‌

كه هر كس بر رخ اين درگاه بگشود

تعالى الله زهى سوداى پر سود


صفحه 430

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 431

18- 20- عبادات شبانه، تلاوت قرآن و ترتيل‌

امّا الّيلُ 18- فصافّونَ اقْدامَهم 19- تالينَ لاجزاء القرآن 20- يُرَتّلونَه‌[1]ترتيلا

ترجمه:18- (پرهيزكاران) در شب براى زنده‌دارى همواره بپا ايستاده‌اند 19- و قرآن را شمرده 20- با تدبّر تلاوت مى‌كنند.

شرح:پرهيزكاران با علم به فضيلت عظيم و اجر خطيرى كه براى تهجّد و شب زنده‌دارى است، براى نماز شب به پا ايستاده و شب را با قيام خود زنده مى‌كنند، قيامى كه خداوند به پيامبرش امر كرد كه حتماً انجام دهد، و نماز شب را بر او واجب گردانيد

(وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَاماً مَّحْمُوداً):

«بعضى از شب را شب‌زنده‌دارى كن نماز شب بخوان كه مختص به تو است، باشد كه پروردگارت به مقام محمود (شفاعت) مبعوثت گرداند».[2]

قيام در برابر خدا چنان مورد توجه بارگاه ربوبى است، كه در مورد صفات ياران پيامبر مى‌فرمايد:

(أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ‌

[1]. در بعضى نُسَخ يُرَتّلونها است كه ضمير به اجزاء قرآن باز مى‌گردد.

[2]. سوره الاسراء، آيه 79.


صفحه 432

فَضْلا مِّنَ اللهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِى وُجُوهِهِمْ مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ):

«شديد بر كفار و رحيم بر رفقاء خود هستند، مى‌بينى آنها را كه راكع و ساجدند و از پروردگار خود فضيلت و رضوان مى‌طلبند، بر رخسارشان نورانيتى از اثر سجود آنها نقش بسته است».[1]

آرى اثر قيام در تاريكى شب نورانيّت سيماى آنها است، از امام صادق (عليه السلام) در تفسير آيه فوق آمده كه: مراد از(سِيمَاهُمْ فِى وُجُوهِهِمْ مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ)شب‌زنده‌دارى و نماز است.

قرآن در جاى ديگر در مدح شب زنده‌داران چنين مى‌فرمايد:(أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِداً وَقَائِماً يَحْذَرُ الْاخِرَةَ وَيَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ)[آيا كسى كه براى اطاعت الهى شب را به سجود و قيام مى‌گذراند و از آخرت بيمناك و به رحمت پروردگارش اميد دارد (با كسى كه شبها به خواب و گويا هيچ غمى ندارد مساوى است)»[2]هرگز!

در جاى ديگر مى‌فرمايد:(انّ ناشِئَةَ الليّلِ هِىَ اشدُّ وَطْأ وَ اقْوَمُ قيلا)همانا نماز در شب بهترين شاهد اخلاص (و صفاى) قلب و دعوى صدق ايمان است‌[3]زيرا در شب نفس با صفا و خالى از كدورات امور روزمره است، امام صادق (عليه السلام) نيز در تفسير اين آيه فرموده‌اند: مراد وقتى است كه انسان براى خدا نه براى غير او از فراش خود برخيزد.

در فضيلت نماز شب همين بس كه امام صادق (عليه السلام) از پدرشان نقل كردند[4]: «كه مردى از امام على (عليه السلام) از قيام و نماز در شب سؤال كرد، حضرت فرمودند: «بشارت‌

[1]. سوره الفتح، آيه 29.

[2]. سوره الزمر، آيه 9.

[3]. سوره الزمر، آيه 6.

[4]. شرح نهج‌البلاغه خوئى، جلد 12، صفحه 123.


صفحه 433

باد تو را، كسى كه عُشر (يك دهم) از شبى را با اخلاص و براى بدست آوردن ثواب الهى نماز گزارد، خداوند به ملائكه‌اش گويد: براى اين بنده من معادل آنچه در شب رويش و رشد مى‌كند، اعم از دانه‌ها و برگها و درختان به عدد نِى‌ها و شاخه‌هاى خرما و گياهان، حسنه بنويسيد.

و كسى كه يك نوهم از شب را نماز گزارد، خداوند ده (10) حاجت او را مستجاب خواهد كرد و نامه عملش را به دست راستش خواهد داد، (نامه اعمال افراد صالح بدست راست و غيرصالح بدست چپ داده خواهد شد).

و كسى كه يك هشتم از شب را به نماز گذراند خداوند اجر شهيد صابر و صادق النيّة به او خواهد داد و اهل‌بيت خود را شفاعت مى‌كند.

و كسى كه يك هفتم از شب را به نماز گذراند، در روزى كه از قبر خارج مى‌شود، با صورتى نورانى مثل ماه شب چهارده خواهد بود، و با افراد ايمن از عذاب، از او صراط خواهد گذشت و كسى كه يك ششم را چنين كند در زمره بازگشتگان به سوى خدا نامش ثبت شود، و گناهان قبل و بعد او بخشيده خواهد شد.

و كسى كه يك پنجم از شب را چنين كند ابراهيم خليل الرحمن (عليه السلام) در جايگاهش او را ملاقات و با او همنشين مى‌شود، و كسى يك چهارم از شب را به اين صورت گذراند، در زمره اولين رستگاران خواهد بود، و مثل باد سريع از صراط گذشته و وارد بهشت بدون حساب شود.

و كسى كه يك سوم از شب را به نماز سپرى كند، مَلَكى را ملاقات نمى‌كند، مگر اينكه آن فرشته به جايگاهى كه خدا به او ارزانى داشته، غبطه خورد و به او گفته مى‌شود از هر درى كه خواهى وارد بهشت شو.

و كسى كه نيمى از شب را چنين كند اگر زمين را هفتاد هزار مرتبه پر از طلا كنند و به او دهند، جزاى او نخواهد بود، و با اين عملش در نزد خدا

افضل است، از اينكه 70 بنده از اولاد اسماعيل (عليه السلام) را آزاد كند.