بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 535

93- در امانت خيانت نمى‌كند

«لا يُضَيِّعُ ما استُحفِظ»

ترجمه:پرهيزگار آنچه را به او سپرده‌اند ضايع نمى‌كند.

شرح:از خصلتهاى ديگر پرهيزگاران امانتدارى آنها است بر آنچه خداوند به آنها فرموده محافظت كنند.

مرحوم خوئى مى‌فرمايد: آنچه را خداوند امر به محافظت آن كرده مثل نمازهاى پنجگانه و مانند آن از عبادتهاى ديگر، محافظت مى‌كنند و آنها را پايمال نمى‌كنند، خداوند متعال مى‌فرمايد: «حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى‌»: بر نمازها و نماز ميانه محافظت كنيد».[1]

«وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْاخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ‌»: و كسانى كه ايمان به آخرت آوردند، ايمان به قرآن و كتاب خدا آوردند و آنها بر نمازشان‌

[1]. سوره بقره، آيه 238- (نسبت به نماز ميانه اختلاف است كه چه نمازى است، از قرائن به دست مى‌آيد كه منظور نماز ظهر است اولا وسط و ميان روز خوانده مى‌شود و ثانياً شأن نزول آن براى نماز ظهر است و ثالثاً در روايات متعددى تصريح شده نماز وسطى نماز ظهر است (به تفسير نمونه ذيل همين آيه رجوع كنيد) ..


صفحه 536

محافظت مى‌كنند».[1]

محافظت بر نماز از صفات اهل ايمان به قرآن و معاد شمرده شده است، خداوند در سوره مؤمنون اينها را بشارت مى‌دهد: «وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ أُوْلَئِكَ هُمْ‌

الْوَارِثُونَ‌-الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ‌»: «كسانى كه بر نمازهايشان محافظت مى‌كنند* آنها وارثين هستند كه بهشت فردوس را ارث مى‌برند و در آن جاودانى مى‌شوند».[2]

و نيز در سوره معارج مى‌فرمايد: «وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ أُوْلَئِكَ فِى جَنَّات مُّكْرَمُونَ‌»: «كسانى كه بر نماز خود حفاظت مى‌كنند آنها در بهشتها اكرام مى‌شوند».[3]

مراد از محافظت، محافظت بر اوقات و حدود و مراعات آداب و شرائط و مداومت بر آن است و عكس محافظت، سستى و كاهلى در امر نماز و خصوصيات آن است، اولى از جنود و سپاه عقل است و دومى از سپاه جهل، چنانكه در حديث كافى آمده و مراد به تضييع اعمّ از ترك نماز و سستى و اخلال به حدود آن است.

مرحوم خوئى در ذيل اين فراز اين چنين سخن گفته است ولى تعجب از ايشان است كه چرا فقط به مسئله محافظت بر نمازهاى پنجگانه يا مثل آن از عبادات، مثل نمازهاى مستحبى اشاره كرده‌اند.

در حالى كه پيمان حفاظت تنها بر نماز گرفته نشده است، مى‌توان گفت تمام قوانين اسلام و حدود و مرزهاى الهى بايد حفظ شود.

در مورد اهل ايمان قرآن مى‌فرمايد: «الْامِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنْ‌

[1]. سوره انعام، آيه 92.

[2]. سوره مؤمنون، آيات 9 و 11.

[3]. سوره معارج، آيه 34 و 35 ..


صفحه 537

الْمُنكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللهِ‌»: «امر به معروف و نهى از منكر مى‌كنند و

حدود و مرزهاى خداوند را كه در اوامر و نواهى او متجلّى شده حفظ مى‌كنند».[1]

از ما پيمان گرفته شده كه خداپرست باشيم و شرك به خدا نورزيم و لازمه اين پيمان رعايت و امانتدارى و حفاظت از تمام دستورات الهى است.

در جاهاى متعدد نيز قرآن اشاره به بعضى مصاديق حدودى كه بايد محافظت شود، مى‌كند، از جمله در سوره احزاب مى‌فرمايد: «إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللهَ كَثِيراً وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللهُ لَهُمْ مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً»: «همانا كليه مردان مسلمان و زنان مسلمان و مردان و زنان باايمان و مردان و زنان اهل طاعت و عبادت و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان صابر و مردان و زنان خداترس و خاشع و مردان و زنان خيرخواه و مسكين نواز و مردان و زنان روزه‌دار و مردان و زنانى كه ياد خدا بسيار كنند خدا براى همه آنها مغفرت و پاداش بزرگ مهيا ساخته است.[2]

گرچه بالفظ«حافظين و حافظات»بر مسئله مسائل جنسى اشاره فرموده ولى ديگر امور ياد شده در آيه هم لازم است محافظت شود، اسلام و ايمان و صداقت و اهل عبادت بودن و صبر و خشوع و كمك به محرومين و روزه و ياد خداوندى از امورى است و از حدودى است كه حفظ آن واجب است، اگر خداوند متعال امر به عمل صالح‌

مى‌كند و غير آن را خسران و زيان مى‌داند، چنانكه در سوره عصر مى‌فرمايد: «همانا انسان در خسران و زيان است مگر كسانى كه ايمان و عمل صالح‌

[1]. سوره توبه، آيه 112.

[2]. سوره احزاب، آيه 35 ..


صفحه 538

داشته باشند، و سفارش به حق و صبر كنند».[1]مسلماً محافظت بر آن ايمان و اعمال صالح را به طريق اولى از او مى‌خواهد.

در جاى ديگر قرآن در مورد زنان صالح و پاكدامن مى‌فرمايد: زنان صالح كسانى هستند كه به عبادت پروردگار پرداخته و در غياب شوهران خود، خود را حفظ مى‌كنند و پاكدامنى را رعايت كرده و حقوق شوهران را محافظت مى‌كنند و از طرف ديگر آنچه را خداوند امر به حفظ آن كرده، حفظ مى‌كنند، يعنى حقوق خداوند را هم رعايت مى‌كنندفَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللهُ‌[2]

پس نه فقط حق نماز و رعايت آن لازم است، بلكه تمام حقوق الهى نيز لازم الاتباع و محافظت و حفظ آن واجب مى‌باشد و پرهيزگار واقعى آن است كه اين حقوق را تضييع و پايمال نكند.

اسرار مردم، گفته‌هاى خصوصى انسانها، دست و پا و اعضاء و جوارح ما همه و همه از امانات الهى و از امورى است كه حفظ آن واجب است.

و از بزرگترين امورى كه حفظ آن بر ما واجب است كتاب خداوند و عترت اهل‌بيت پيامبر (صلى الله عليه و آله) است يعنى همان دو گوهر گرانبها كه در حديث ثقلين آمد

(كتاب الله و عترتى)

و حفظ اين دون، توجه و عمل به دستورات آنها و محبت آنها است.

مولى على (عليه السلام) نيز در نهج‌البلاغه مى‌فرمايند:

«واسْتَتِمُّوا نِعْمةَ اللّهِ عَلَيكُم بالصَّبر عَلى طاعةِ اللّه و المُحافَظَة عَلى ما اسْتَحْفَظَكُم مِنْ كِتابه»:

«با صبر بر

عبادت و بندگى خدا و با محافظت بر كتاب خدا و آنچه از شما در آن خواسته بر آن محافظت كنيد، نعمت خدا را بر خود تمام كنيد (اگر اطاعت و حفاظت كرديد خداوند نعمت خود را بر شما تمام خواهد كرد».[3]

[1]. «انَّ الانسانَ لَفى خُسْر الَّا الذين آمنُوا و عَمِلوا الصّالِحاتِ و تَواصَوا بالحقِّ و تَواصَوا بالصّبر».

[2]. سوره نساء، آيه 34.

[3]. خطبه 173، صبحى صالح و 172 فيض الاسلام ..


صفحه 539

مرحوم الهى، در ذيل اين فراز(لا يضيّع ما استحفظ)چنين سروده است:

امانات حق و خلق و دل و دين‌

نگه دارد نكو آن پاك آئين‌

نگه دارد همه راز جهان را

نسازد فاش اسرار نهان را

هر آن رازى كه محفوظيش بايست‌

نمودن فاش آن را نيست شايست‌


صفحه 540

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 541

94- فراموشكارِ دستورات الهى نيست‌

«ولا يَنْسى ما ذُكِّر»

ترجمه:پرهيزگار آنچه را از ناحيه الهى به او تذكر داده شده فراموش نمى‌كند.

شرح:تذكّر و نسيان دو امر متقابل است، در يك لحظه نمى‌شود فردى هم متذكّر و هم ناسى باشد، از صفات پرهيزگاران اين است كه آنچه را خداوند در آيات كريمه خود به صورت واجبات و احكام و عبرتها و حكايتهاى پندآموز و عقائد و اخلاق بيان فرموده در حافظه خود هميشه مانند تابلوئى در مقابل ذهن دارند و ذهنشان از آنها غفلت نمى‌كند.

يكى از محققين در توضيح نسيان و تذكر مى‌گويد: «ادراك در ما عبارت از حصول صورتى عقلى يا حسى در قوه‌اى از قوه‌هاى ما ا ست؛ و اين قوه را مُدركِه نامند و حفظ، عبارت از وجود اين صورت در قوه ديگرى است كه فوق اين قوه است و آن را خِزانه و حافظه نامند، و تذكّر، عبارت از حاضر كردن اين صورت است يكبار ديگر از حافظه، بعد از اين كه در آن مخزون شد، و نسيان عبارت از زوال و از بين رفتن آن صورت از مُدرِكة و حافظه‌


صفحه 542

است و سهو عبارت از زوال آن صورت از مُدركة فقط است نه حافظه».[1]

پس متقى آنچه را كه خداوند فرموده، در خاطر دارد و نسيان و غفلت نمى‌كند، زيرا دائماً عمل به آن اعمال مى‌كند و دائماً ملاحظه و مداومت بر حاضر كردن آن دستورات در صفحه ذهن دارد، و گرچه براى او سهو رخ دهد ولى نسيان به او دست نمى‌دهد، به طورى كه دستورات الهى از حافظه او محو شود. گوئى حافظه آنها كتاب الهى است كه دستورات آن در آن نقش بسته است و هر روز و هر شب به سراغ آن مى‌روند.

اصولا نسيان و فراموشى در جائى است كه مطلبِ دانسته شده كه در حافظه جا گرفته، توجه به آن نشود ولى وقتى مطلبى است كه هر چند وقت يك بار انسان، آن را از حافظه بيرون كشيده و مورد نظر و توجه قرار مى‌دهد، فراموش نمى‌شود.

كسى كه احكام و دستورات و مطلوبهاى الهى را مورد توجه قرار داد و در حافظه خود با ممارست حفظ كرد، اعمال خودرا سعى مى‌كند بر اين دستورات و اين كتاب الهى وفق دهد، تا اين كه در عمل هم كتابى ديگر شود، كتابى كه عملا آنچه را خداوند فرموده نشان مى‌دهد، چنين انسانى هر وقت بخواهد سخن گويد، يا فعلى انجام دهد، بر كتاب خداوند عرضه مى‌كند و آنچه او مى‌خواهد مى‌گويد و آنچه او مى‌طلبد، انجام مى‌دهد، چنين شخصى موجبات غفلت را زدوده و قلب را متوجه ياد حق و دستورات حقّه كرده است و او است كه به مقصد فلاح و رستگارى حركت مى‌كند و خواهد رسيد.

چون توضيح بيشتر را در ضمن فرازهاى سابق تحت عنوان غفلت و ذكر داده‌ايم، به همين مقدار بسنده مى‌كنيم.

مرحوم الهى، در ذيل اين فراز(و لا ينسى ما ذكر)گويد:

تذكرهاى قرآن را كند گوش‌

نسازد ياد جانان را فراموش‌

[1]. شرح نهج البلاغه خوئى، جلد 12، صفحه 152 ..