رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمودند: به من ايمان نياورده است كسى كه سير بخوابد و همسايه او شكمش گرسنه باشد، و همچنين به من ايمان نياورده است كسى كه شب را به روز آورد و پوشيده باشد ولى همسايهاش بدون لباس باشد.
«ما آمَنَ مَنْ باتَ شبعان و جارُه طاو، ما آمَنَ بى مَنْ باتَ كاسِياً و جارُه عار».[1]
در روايتى آمده كه با همين كمكها كه از زيادى غذا و خرما و برگ درخت و لباس و غيره به ديگران مىكنيد: غضب پروردگار را خاموش مىنمائيد.[2]
در حديث بسيار جالب امام هفتم (عليه السلام) مىفرمايند: حُسن جوار و همسايگى خوب آن نيست كه اذيت به او نكنى، بلكه آن است كه صبر بر اذيتهاى او داشته باشى
«ليس حُسنُ الجوار كَفُّ الاذى ولكن حُسنُ الجَوار الصّبرُ عَلَى الاذى».[3]
فوائد حُسن جوار (همسايگى خوب)
ثمرات و فوائد خوب برخورد كردن در همسايگى و مراعات همسايه بسيار است كه به بعضى اشاره مىكنيم:
1- موجب زيادتى در رزق مىشود- امام صادق (عليه السلام) فرمودند:«حُسنُ الجوار يَزيدُ فى الرزق».[4]
2- موجب آبادى شهر و زيادى عمر مىشود- امام صادق (عليه السلام) فرمودند: «حُسنُ الجوار يُعَمّر الديار و يزيد فى الاعمار»[5]، آبادى و خرمى شهر در روابط
[1]. مستدرك، جلد 2، صفحه 80.
[2]. بحار الانوار، جلد 77، صفحه 191.
[3]. بحار الانوار، جلد 77، صفحه 320- از على (عليه السلام) نيز در كنز العمال، خبر 44226 و كافى، جلد 2، صفحه 667 آمده است.
[4]. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 153.
[5]. كافى، جلد 2، صفحه 667 ..
حسنه بين مردم و همسايگان است نه به خرمى فضاهاى سبز و پاركهاى آن، چنانكه خرّمى و احياء مسجد به عبادت است نه به پرداختن به ظواهر و در و ديوار و محراب آن، و همچنين هر وقت انسان از دست همسايه راحت بود و در آسايش به سر برد طبعاً از فشارهاى روحى او كاسته شده و موجب طول عمر مىشود و چه بسا در اين روابط حسنه رزق و روزى او نيز افزوده شود.
3- يارى كنندگان و كمك كنندگان انسان زياد مىشود- مولى على (عليه السلام) فرمودند
«مَنْ احسَنَ الى جيرانه كَثُر خَدَمُه»:
«كسى كه به همسايگان خود نيكى كند خدمتكارها و كمك كارهاى او زياد مىشود»[1]و اين مسئله بسيار واضح است و قابل تجربه، كسى كه در محلى خيرخواه و كمككار همسايگان بود، هر كدام از آنها در وقت گرفتارى به كمك او مىشتابند و اگر تقاضائى داشت با جان و دل انجام مىدهند ولى اگر توجهى به آنها نكرد، عكس العمل آنها نيز بى توجّهى است.
4- همسايگان انسان زياد مىشوند، مولى على (عليه السلام) مىفرمايد: كسى كه حُسْن جوار داشت و خوب همسايگى كرد، همسايههاى او زياد مىشود:
«مَنْ حَسُنَ جواره كثير جيرانه»:[2]
زيرا خوش
برخوردى موجب گرايش افراد به سوس او مىشود و در نتيجه همسايه و دوست بيشترى پيدا مىكند و چه بسا با اين خوش برخوردى افراد ديگرى كه در آن منطقه نيستند نيز طالب همسايگى او شوند.
پس اى برادر نه تنها ضرر و زيان به همسايه نزن، بلكه به او احسان كن، و بلكه ضرر اورا تحمل نما و به او دعا كن، چنانكه حضرت زهرا (عليها السلام) به نقل امام حسن (عليه السلام) اول به همسايه دعا مىكردند، و سپس به خود و اين را موجب سرعت استجابت دعا در حق خود مىدانستند(الجّار ثم الّدار)و امام سجاد (عليه السلام) نيز در
[1]. غررالحكم، (روايات ديگرى در مورد همسايه و همسايگى نيز صاحب ميزان الحكمه در جلد 2، صفحه 190 تا 197 آورده است).
[2]. غررالحكم ..
صحيفه سجاديه (دعاى بيست و ششم) دعا، براى همسايگان دارند.
مرحوم الهى، اين نكته سنج عالم در ذيل اين فراز(و لا يضارّ بالجار)گويد:
نخواهد در زيان همسايگان را
كه نبود سخره اين كون و مكان را
مخواه آزردن همسايه زنهار
ز قرآن دَر نِيوش[1]اين نغز گفتار
به احسان كوش با همسايه و خويش
ز آزار دل آنان بينديش
حق همسايه را در دفتر عشق
سفارشها نموده، دلبر عشق
كتاب عشق قرآن را بياموز
به اشراقش چراغ جان بيفروز
دل همسايه گر شاد از تو باشد
بسى به تا به فرياد از تو باشد
[1]. نيوشيدن، مصدر و به معنى شنيدن، گوش كردن است و «نيوش» امر به نيوشيدن است (فرهنگ عميد) ..
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
97- مصيبتزده را شماتت نمىكنيد
«ولا يَشْمتُ بِالمَصائِب»
ترجمه:پرهيزگار به مصيبت ديگران خوشحال نمىشود (گرچه دشمن او باشد) و كسى را شماتت نمىكند.
شرح:عالم پر از حوادث ناگوار و مصيبتهاى گوناگون است، هر روز چرخ روزگار مصيبتى را متوجه فرد يا افرادى مىكند، همه هدفى براى تيرهاى بلا هستند، حال اگر كسى بر اين باور باشد، بر ناراحتى و غم و مصيبت ديگران خشنود نمىشود، زيرا هر آن ممكن است تيرى شبيه آن دو را هدف قرار دهد.
پرهيزگاران و اهل تقوى به خشنودى ديگران خشنود، و به ناراحتى ديگران ناراحت مىشوند، راضى نيستند حتى دشمنشان به مصيبت نشنيد و اگر نشست مسرور نمىگردند، بلكه اگر راهى براى تسلّى او باشد، او را تسلى مىدهند.
چطور انسان از بيچارگى ديگرى خشنود باشد و حال آنكه از صبح تا شام خود در معرض بلاها و حوادث ناگوار است و از لابهلاى تيرهاى خانمان سوز عبور مىكند.
كسى كه روح او با ياد خدا تلطيف شده، نمىتواند رنجشى در سيماى ديگرى
ببينيد، قلبى كه محزن انوار الهى شد هرگز نمىتواند، از غم ديگران مسرور گردد، زيرا كه اين تاريكى است و قلب آنها تاريكى نمىپذيرد. از امام صدق (عليه السلام) است كه فرمودند:
«لا تُبْدى الشِّماتَةَ لَاخيك فَيَرْحَمُه اللّه و يَصيرها بِك»:
«اظهار خشنودى به
خاطر مصيبتى كه به برادرت وارد شده، مكن، كه خداوند او را مورد رحمت قرار مىدهد و شماتت را به تو برمىگرداند»[1]چنان دچار مصيبت شوى، كه مردم تو را شماتت كنند و چيزى سختتر از شماتت دشمن نيست، از حضرت ايوب (عليه السلام) پرسيدند، از اين همه بلا و مصيبت كه ديدى كدام سختتر بود؟! نفرمود بيمارى و مرض و از دست دادن مال و فرزند، بلكه فرمود:
«شماتة الاعداء»:
«شماتت و خشنودى دشمنان».[2]
و همين است كه وقتى موسى (عليه السلام) از كوه طور بازگشت و ديد مردم گوساله پرست شده اند و به برادرش اعتراض كرد، هارون گفت نزديك بود مرا بكشند و مرا ضعيف كردندفلا تُشْمِت بى الاعداء»:«تو با خشم و اعتراض به من، دشمنان را به من شاد مگردان».[3]
امام صادق (عليه السلام) مىفرمايند:«
مَنْ شَمَتَ بِمُصيبَة نَزَلَتْ بِاخيه لم يَخْرُجْ مِنَ الدّنيا حتّى يُفْتَتَنُ»:
«كسى كه خشنود شود به مصيبتى كه به برادرش وارد شده، از دنيا بيرون نمىرود، تا اينكه او خود به همان مصيبت گرفتار شود و آزمايش گردد».[4]
شماتت به مؤمن علاوه بر اين، مايه شكستن قلب مؤمن و محزون كردن و مجروح آن مىشود، كه نيز مخالف مقصود خداوند است، او مىخواهد قلب
[1]. اصول كافى، جلد 2، صفحه 359، سفينة البحار، جلد 1، صفحه 714- شرح نهج البلاغه خوئى ذيل همين فراز، جلد 12، صفحه 154.
[2]. سفينة البحار، جلد 1، ماده «شمت»، صفحه 714.
[3]. سوره اعراف، آيه 150.
[4]. اصول كافى، جلد 2، صفحه 359 و شرح نهج البلاغه خوئى ذيل همين فراز و در سفينة البحار، جلد 1، صفحه 714 اين روايت را آورده و در آخر لفظ «يفقتتن به» دارد ..
مؤمنين مسرور شود، و از اين رو به كسى كه به قلب مؤمن ادخال سرور كند پاداش مىدهد.
گاهى شماتت، به قلب انسان چنان مىكند، كه شمشير و نيزه نمىكند، بىجهت نيست كه امام سجاد (عليه السلام) اين قدر ناليدند، وقتى از ايشان سؤال شد، كجا سختتر به شما گذشت؟! سه بار فرمود: «الشام، الشام؛ الشام»: زيرا در شام بسيار مردم بر حال ما خوشحال بودند و زخم زبان زدند»!
درد از دست دادن پدر و برادران و اسارت زن و بچهها، اين قدر تحت الشعاع قرار گرفت كه از آنها شكايت نكردند و سخن از شام گفتند!
در روايتى از رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) است كه وقتى اهل بلا و مصيبت را ديديد، شكر و سپاس خدا كنيد كه شما به مصيبت گرفتار نشديد، ولى نگذاريد آنها بشنوند، زيرا ناراحت مىشوند.[1]يعنى هم متأثر شويد به حال آنها و هم خود شاكر باشيد كه دچار مصيبت نشدهايد.
مؤمن واقعى آن است كه از مصيبت ديگران خشنود نشود و از وارد شدن حوادث ناگوار نسبت به خود و خانوادهاش جزع و فزع نكند.
بقول آن شاعر در وصف فردى مىگويد:
فَلَستَ تراه شامتا بمصيبة
و لا جَزَعاً مِنْ طارِقِ الحَدَثان
«نمىبينى او را كه خشنود به مصيبت ديگرى شود و نمىبينى از شرور كوبنده جزع و فزع كند».[2]
مرحوم الهى، در ذيل اين فراز(و لا يشمت بالمصائب)مىگويد:
نيازارد كسى را از نكوهش
كه خوب آزار ديد از چرخ سركش
ور از دهرش هزاران گونه رنج است
نه بر دل بار و نى بر رخ شكنج است
[1]. شرح نهج البلاغه خوئى، ذيل همين فراز.
[2]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، جلد 10، صفحه 160 ..
فلك بر جام اقبالش زند سنگ
كه گردد از هجوم غصه دلتنگ
نگردد زشت ليكن نيك نامش
فزون گردد زِهَر سختى مقامش
دلش آزاد شد از دام اوهام
دو زلف يار گشت آن مرغ را دام
الهى دام بگسل دانه بگذار
برون شو زين قفس برطرف گلزار