«اللَّهُمَّ حَبِّبْ الىَّ صُحْبَةَ الْفُقَراءِ وَ اعِنّى عَلى صُحْبَتِهِمْ بِحُسْنِ الصَّبْرِ»[1]
اى خداى من! رفاقت وهمنشينى فقيران را محبوب من گردان و مرا با صبرى نيكو برهمنشينى آنها يارى فرما.
استاد شهيد مرتضى مطّهرى (قده) مى فرمايد:
«زين العابدين (ع) پيك محبّت بود. راه مى رفت، هرجا كسى را مىديد، هر جا غريبى را، فقير ومستمندى را مىديد به خانه خودش مىآورد، خانه اوخانه مسكينان ويتيمان بود.»[2]
آثار همنشينى با محرومان
همنشينى با افراد باعث انس گرفتن به آنهاست. نشست وبرخاست با محرومان داراى فوايد وآثار خوبى است كه درزير به چند نمونه اشاره مىكنيم:
الف- الفت و يكپارچگى جامعه
همنشينى با محرومان باعث مىشود تا جامعه طبقاتى كه مورد نكوهش دين مقدّس اسلام قرار گرفته است از بين برود، وانسان، خود را شريك غم آنها بداند، واز تكبّر وخودپسندى دورى كند.
ائمّه اطهار (ع) به خاطر اين كه احساس همدردى رابه مردم ياد دهند، با فقرا ومحرومان هم غذا مىشدند وبه خانه آنها مىرفتند.
امام حسن مجتبى7گروهى از فقرا را ديد كه در حال غذا خوردن بودند، آنها امام رادعوت كردند وامام نيز قبول كرد وبا آنها غذا خورد. بعد فرمود:
[1]- صحيفهسجّاديه، دعاى 30.
[2]- سيرى در سيره ائمّه، ص 112، صدرا، با اندك تغيير.
«إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ»[1]خداوند مستكبران را دوست ندارد.
امام خمينى قدّس سرّه مىفرمايد:
«اگر (نفس) تأنّف مىكند از مجالست با فقرا ومساكين، تو دماغ او رابه خاك ماليده، با فقرا مجالست كن، همغذا شو، همسفر شو، مزاح كن ....»[2]
ب- قناعت
رفت وآمد بابينوايان ومشاهده زندگى آنها از نزديك سبب مىشود كه انسان از وضع زندگى خويش خشنود شود و روحيه قناعت وبى نيازى در او تقويت گردد برعكس، همنشينى با مترفين وثروتمندان، سبب افزونى حرص وآز مىشود.
امام باقر7فرمود:
«ايَّاكَ انْ تَطْمَحَ بَصَرَكَ الى مَنْ هُوَ فَوْقَكَ ...»[3]
مبادا به بالا دست خود چشم بدوزى.
وهمچنين براى به دست آوردن، صفت قناعت مىفرمايد:
«اگر مى خواهى به اندك اكتفا نمايى، زندگى رسول خدا6را به ياد آور، كه خوراك او جو وشيرينى او خرما وهيزمش پوست درخت خرما بود، اگر به دست مىآورد.»[4]
ج- قدردانى از نعمتها
همنشينى با محرومان سبب مىشود تا انسان ازنعمتهاى الهى كه در اختيار او قرار گرفته است قدردانى كند. حضرت علىّ7فرمود:
«جالِسِ الْفُقَراءَ تَزْدَدْ شُكْراً»[5]با فقرا همنشينى كن تا سپاسگزارى راافزون كنى.
امام صادق7مى فرمايد:
[1]- بحارالانوار، ج 43، ص 352.
[2]- چهل حديث، ص 84، نشر فرهنگى رجا.
[3]- جامعالسعّادات، ج 2، ص 105، اعلمى بيروت.
[4]- جامعالسعادات، ج 2، ص 105.
[5]- شرحغررالحكم، ج 3، ص 357.
«... ايَّاكُمْ وَ مُجالَسَةَ الْمُلوُكِ وَ ابْناءَ الدُّنْيا ... وَ انْظُرْ الى مَنْ هُوَ دوُنَكَ فَتَكوُنَ لِأَنْعُمِ اللَّهِ شاكِراً، وَ لِمَزيدِهِ مُسْتَوْجِباً ...»[1]
ازهمنشينى با پادشاهان وفرزندان دنيا دورى كنيد ... ونگاه كن به پايين تر از خود تا اين كه از نعمتهاى خدا قدردانى كنى، ولايق نعمتهاى فراوان خداشوى ....
امام باقر7فرمود:
«لا تُجالِسِ الْأَغْنِياءَ فَانَّ الْعَبْدَ يُجالِسُهُمْ وَ هُوَ يَرى انَّ لِلَّهِ عَلَيْهِ نِعْمَةٌ فَمايَقُومُ حَتّى يَرى انْ لَيْسَ لِلَّهِ عَلَيْهِ نِعْمَةٌ»[2]
با ثروتمندان مجالست نكن، چرا كه انسان با آنها نشست وبرخاست مىكند درحالى كه اذعان داشته خداوند به او نعمت داده است، وليكن (پس از همنشينى باآنها) بر مىخيزد ومى پندارد خداوند به او هيچ نعمتى نداده است.
د تحمّل فقر
خوب است كه غير فقير با فقرا همنشينى كند و سختى ومشكلات زندگى آنها را ازنزديك ببيند، تااگر روزى گرفتار فقر شد، بتواندآن راتحمّل كند. سعدى مىگويد:
هرگز از دور زمان نناليده بودم و روى از گردش آسمان درهم نكشيده مگر وقتى كه پايم برهنه مانده بود واستطاعت پاى پوشى نداشتم، به جامع كوفه درآمدم دلتنگ، يكى را ديدم كه پاى نداشت، سپاس نعمت حق به جاى آوردم و بر بىكفشى صبر كردم.
مرغ بريان به چشم مردم سير
كمتر از برگ تره بر خوان است
و ان كه را دستگاه و قوت نيست
شلغم پخته مرغ بريان است.[3]
ه- بهره مندى ازشفاعت
انسانهايىكه در دنيا بامحرومان هم غذا شده و همنشينى كردهاند، در آخرت
[1]- مستدرك الوسائل، حاجى نورى، ج 12، ص 310.
[2]- بحارالانوار، ج 74، ص 194.
[3]- كليّات سعدى، ص 107.
ازمحبّت وشفاعت محرومان ومستضعفان برخوردار مىگردند. پيامبر اكرم6فرمود:
«با فقرا بسيار آشنايى كنيد و در نزد ايشان دستى داشته باشيد كه براى آنان دولتى خواهد بود «گفتند يارسول اللّه، دولت آنها چيست؟ فرمود: «در روز قيامت به ايشان گويند: بنگريد هركه به شما خوردنى يا آشاميدنى ياپوشيدنى داده دستش رابگيريد و به بهشت بريد.»[1]
و نجات از جهنّم
همنشينى با محرومان ودعوت آنها به منزل باعث مىشود كه خداوند انسان را مورد آمرزش خويش قرار دهد. امام صادق7مى فرمايد:
«... انَّهُمْ اذا دَخَلوُا مَنْزِلَكَ دَخَلوُا بِمَغْفِرَتِكَ وَ مَغْفِرَةِ عَيالِكَ وَ اذا خَرَجوُا مِنْ مَنْزِلِكَ خَرَجوُا بِذُنُوبِكَ وَ ذُنُوبِ عَيالِكَ»[2]
فقرا با آمدن به خانه تو مغفرت الهى را براى تو وخانوادهات مىآورند وهنگامى كه ازخانهات خارج مى شوند باعث خارج شدن گناهان تو و خانوادهات مى شوند.
پيامبر اكرم6فرمود:
«انَّ لِكُلِّ شْىءٍ مِفْتاحاً وَ مِفْتاحُ الْجَنَّةِ حُبُّ الْمَساكينِ وَالْفُقَراءِ الصَّابِرينَ وَهُمْ جُلَساءُ اللَّهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ»[3]
همانا هرچيزى داراى كليدى است، وكليد بهشت دوستى مسكينان وفقيران صابر است، اينان روز قيامت همنشينان خداوند خواهند بود.
به اميد آن كه فرمايش قرآن كريم و راه و روش معصومين (ع) را الگوى زندگى خويش قرار دهيم وبا همنشينى بافقرا، يتيمان ومسكينان خود را از رذايل اخلاقى پاك كنيم وبه صفات پسنديده آراسته شويم.
[1]- ترجمه جامعالسعّادات، مجتبوى، ج 2، ص 115، حكمت.
[2]- بحارالانوار، ج 75، ص 459.
[3]- جامع السّعادات، ج 2، ص 89.
خلاصه درس
در آيات قرآن كريم و روايات معصومين (ع) زياد به همنشينى با محرومان سفارش شده است وامام سجّاد (ع) از خدا مىخواهد كه همنشينى بامحرومان رامحبوب او گرداند.
همنشينى با محرومان داراى آثار فراوانى است از جمله: الفت و همدردى كردن با محرومان، قناعت، قدردانى از نعمتها، تحمّل فقر، بهرهمندى از شفاعت محرومان و نجات از جهنم را مىتوان نام برد.
پرسش
1- ديدگاه اسلام در برابر همنشينى با محرومان چيست؟
2- يك آيه و حديث براى تشويق به همنشينى با محرومان بنويسيد.
3- چگونه همنشينى با محرومان باعث الفت و يكپارچگى جامعه مىشود؟
4- سه اثر از آثار همنشينى با محرومان رابا ذكر، روايت بيان كنيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس هفدهم حرص و طمع
تعريف حرص و طمع
حرص به معناى زيادت جويى و آزمندى است.[1]
طمع به معناى چشمداشت وتوقّع در اموال مردم است.[2]و در اصطلاح، حرص صفتى نفسانى است كه انسان را به گرد آوردن آنچه بدان نياز ندارد برمىانگيزد، بى آن كه به حدّ و مقدار معيّنى اكتفا كند.[3]
وطمع عبارت است ازتوقّع داشتن در اموال مردم.[4]
[1]- لغت نامه دهخدا، ج 19، ص 440.
[2]- همان مدرك، ج 32، ص 316.
[3]- ترجمه جامع السّعادات، مجتبوى، ج 2، ص 137، حكمت.
[4]- همان مدرك، ص 147.
ديدگاه اسلام
از آنجايى كه حرص و طمع داراى مفاسد زيادى هستند و باعث بوجود آمدن فرومايگيهاى اخلاقى مى شوند، دين مقدّس اسلام آنهارا مورد نكوهش قرارداده است.
پيامبراكرم6مىفرمايد:
«لَوْ كانَ لِابْنِ آدَمَ وادِيانِ مِنْ ذَهَبٍ لَابْتَغى وَ راءَهُما ثالِثاً وَ لا يَمْلَاءُ جَوْفَ ابْنِ آدَمَ الَّاالتُّرابُ وَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلى مَنْ تابَ»[1]
اگر براى فرزند آدم دو درّه از طلا بود به حقيقت دنبال سوّمى مىگشت وپر نمى كند شكم فرزند آدم را مگر خاك، وخداوند هر كسى را كه توبه كند، مى پذيرد.
ونيز مى فرمايد:
«... انَّهُ لَنْ تَمُوتَ نَفْسٌ حَتّى تَسْتَكْمِلَ رِزْقُها، فَاجْمِلُوا فىِ الطَّلَبِ ...»[2]
همانا هرگز جاندارى نمىميرد، مگر اينكه همه روزى مقدّر خود را دريافت كند. پس در طلب روزى نيكو عمل كنيد.
انسان، موظّف است كه در پى كسب روزى برود ولى در طلب روزى اقدام او بايد اقدام نيكو وجميل باشد، عمل نيكو و روش پسنديده در طلب روزى، به ترك حرص و طمع است. حضرت على7مىفرمايد:
«الْحِرْصُ رَأْسُ الْفَقْرِ وَ اسُّ الشَّرِ»[3]حرص سبب فقر وپريشانى وريشه بدى است.
ودرجاى ديگر مىفرمايد:
«لا يُفْسِدُ الدّينَ كالطَّمَعِ»[4]چيزى مثل طمع، دين را تباه نمىسازد.
[1]- جامع السعادات، ج 2، ص 103، اعلمى بيروت.
[2]- بحارالانوار، ج 77، ص 145، اسلاميه.
[3]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 5.
[4]- همان مدرك، ج 6، ص 367.