به كسى كه او را آزمودهاى وخائن درآمده، اعتماد مكن.
3- تخصّص:
مهارت وكارآيى در هرشغل و حرفهاى يك ضرورت عقلى است وسپردن مسؤوليت به افراد ناوارد وغيرمتخصّص، سبب هدر دادن ثروتهاى عمومى، كاهش كارآيى وبرخلاف حق وعدالت است. قرآن مجيد اين ويژگى را براى مسؤولان مالى واقتصادى مملكت لازم دانسته است واز قول حضرت يوسف (ع) نقل مىكند:
«قالَ اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ»[1]
گفت مرا بر خزاين اين سرزمين بگمار كه من نگهبانى دانايم.
4- تيزهوشى و دقّت عمل:
علاوه بر موارد گذشته، تيز هوشى ودقت عمل نيز براى يك كارمند مالى واقتصادى ضرورى است تا با كيفيت بهترى از اموال عمومى پاسدارى كند؛ زيرا چنين صفتى سبب مىشود كه انسان بيشتر وبهتر مراقب اوضاع باشد، آفتهارا شناسايى كند و باكمترين هزينه، بيشترين بهره را به دست آورد.
ب- نظارت وبازرسى
دومين راه حفظ وسلامتى بيت المال از آفتها نظارت وبازرسى دقيق مسؤولان نظام است.
گستردگى وحسّاسيت مسائل مالى، دقّت نظر و كنترل مسؤولان رده بالا را مىطلبد تا جلوى هر گونه سوءاستفاده وحيف وميل يا خيانت احتمالى را سدّ كنند.
كمترين فايده چنين كارى اين است كه نخست از بروز هرگونه آفتى- در حد امكان- جلوگيرى مىكند وآمار خيانت وحيف وميل كاهش مىيابد، ديگر اينكه در صورت بروز نارسايى در مصرف بيتالمال، در اولين فرصت، اقدام ضرورى انجام مىگيرد و دست خائنان كوتاه مىشود.
اميرمؤمنان7در اين راستا اين گونه رهنمود مىدهد:
[1]- يوسف آيه 55.
«ثُمَّ تَفَقَّدْ اعْمالَهُمْ وَ ابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ اهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفاءِ عَلَيْهِمْ فَانَّ تَعاهُدَكَ فىِ السِّرِ لِامُورِهِمْ حَدْوَةٌ لَهُمْ عَلىَ اسْتِعْمالِ الْامانَةِ وَ الرِّفْقِ بِالرَّعيَّةِ.»[1]
به كارهاى كارگزارانت رسيدگى كن و بازرسهاى درستكار و با وفا بر آنان بگمار، چرا كه بازرسى نهانى از كار آنها انگيزه امانتدارى وخوش رفتارى با مردم است.
ج- مجازات خائنان
مجازات شديد خائنان سوّمين راه حفظ اموال عمومى است؛ زيرا سختگيرى ومجازات خائن، درس عبرتى براى ديگران خواهد شد كه به فكر طغيان وخلاف نيفتند.
على (ع) در اين مورد نيز به مالك اشتر چنين مىفرمايد:
«فَانْ احَدٌ مِنْهُمْ بَسَطَ يَدَهُ الى خِيانَةٍ اجْتَمَعَتْ بِها عَلَيْهِ عِنْدَكَ اخْبارُ عُيُونِكَ اكْتَفَيْتَ لِذلِكَ شاهِداً فَبَسَطْتَ عَلَيْهِ الْعُقُوبَةَ فى بَدَنِهِ واخَذْتَهُ بِما اصابَ مِنْ عَمَلِهِثُمَّ نَصَبْتَهُ بِمَقامِ الْمَذَلَّةِ وَ وَ سَمْتَهُ بِالْخِيانَةِ وَ قَلَّدْتَهُ عارَ التُّهْمَةِ»[2]
اگر يكى ازآنان دست به خيانتى گشود وگزارش جاسوسان تو برآن خيانت همداستان بود، بدين گواه بسنده كن وكيفر او را با تنبيه بدنى بدو برسان وآنچه به دست آورده بستان، سپس او را خوار بدار وخيانتكار شمار و طوق بدنامى را در گردنش درآر.
با برداشت ازكلام امام، اين مجازاتها را مىتوان براى خائنان به اموال عمومى در نظر گرفت: تنبيه بدنى، باز پس گيرى اموال غارت شده، جبران آنچه از دست رفته، معرفى او به عنوان خائن، پرونده سازى وبدنام كردن او تا ديگران او را به كار نگمارند. به اميد آن كه راههاى بهترى نيز براى حفاظت اموال عمومى طرح وعملى شود.
[1]- نهجالبلاغه، نامه 53.
[2]- نهج البلاغه، ترجمه شهيدى، ص 333- 334.
خلاصه درس
رسول خدا6واميرمؤمنان صلوات الله عليه دقت وتلاش كافى مىكردند تا اموال عمومى از هرگونه سوء استفاده وحيف وميل بركناربماند. آن بزرگواران با حسابرسى دقيق نسبت به بيتالمالاجازه نمى دادند كه درهمى از آن حيف و ميل شود. همينطور با پياده كردن قانون خدا در بيت المال، با عدالت ومساوات آن را تقسيم يا مصرف مىكردند وكمترين تفاوتى ميان افراد نمىگذاشتند؛ مگر جايى كه خدا دستور داده بود. آن مردان خدانهايت صرفه جويى را در هزينه بيتالمال رعايت مىكردند وهرگز كوچكترين اسرافى از ناحيه آنان سرنزد.
رسول گرامى وجانشين برحقش على (ع) نسبت به متخلفّان مالى، شدت عمل نشان مى دادند ودر اين راستا هيچ گونه سهل انگارى روا نمىداشتند.
سه راه براى حفظ بيت المال پيشنهاد شده است: 1- انتخاب شايسته 2- نظارت وبازرسى 3- مجازات خائنان.
افراد شايسته داراى چهار ويژگى بايد باشند: 1- ايمان به خداوپيامبر 2- امانت دارى 3- تخصص 4- تيزهوشى ودقت عمل.
پرسش
1- حسابرسى وعدالت پيامبروعلى (ع) راتوضيح دهيد.
2- باذكر نمونه بنويسيد امام على (ع) چگونه در مصرف بيت المال صرفه جويى مىكرد؟
3- راههاى حفظ بيتالمال راتوضيح دهيد.
4- ويژگيهاى افراد شايسته رابنويسيد.
5- مجازات خائنان چگونه بيتالمال را حفظ مىكند؟
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس بيستم رشوه
يكى از پديده هاى ناهنجار اقتصادى كه گريبانگير بيشتر جوامع انسانى است، «رشوه خوارى» مى باشد كه بسان آفتى ويرانگر، تاروپود قانون ومقررات را ازهم گسيخته وسبب هرج ومرج مىگردد.
مفهوم رشوه
رشوه، آن مزد ومالى است كه براى از بين بردن حقّ دهند، يا جهت حقّ نمودن باطلى دريافت نمايند و «رَشا» يعنى رشوه داد، منحرف كرد.»[1]
رشوه به دوقسمِ رشوه در حكم وقضاوت و رشوه براى راه افتادن كارو تسريع درآن، تقسيم مىشود؛ رشوه درحكم، براى دهنده وگيرنده آن حرام بوده ودر روايات ازآن به عنوان كفر به خدا و رسول، يادشدهاست. چنانكه امام صادق7به عمار بن مروان فرمود:
[1]- فرهنگ سيّاح، ج 1، ص 563، نشر اسلام.
«امَّا الرُّشا- يا عَمَّارُ- فىِ الْاحْكامِ فَانَّ ذلِكَ الْكُفْرُ بِاللَّهِ الْعَظيمِ وَ بِرَسُولِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ.»[1]
امااى عمّار! رشوهگرفتن دراحكام (قضاوتها) كفر به خداوند بزرگ و رسولش6مىباشد.
ودر جاى ديگر مىفرمايد:
«مِنْ اكْلِ الْسُّحْتِ الْرَّشْوَةُ فىِ الْحُكْمِ»[2]رشوه گرفتندر قضاوتاز حرامخوارى است.
قسم دوم رشوهاى است كه براى راه افتادن كار، سرعت دركار وايجاد اغماض در نظر مسؤولان رشوه خوار، داده مىشود كه اين قسم شايد براى دهنده آن ايرادى نداشته باشد. چنانكه گاهى فقها فتوا مىدهند، پرداخت پولى جهت تسريع در رسيدگى به پرونده، شكايت و ... مانعى ندارد. اما گرفتن آن، حقّ نيست، يعنى اشكال كار در گيرنده رشوه است كه أكل مال به باطل مىكند؛ دربعضى ازروايات هم مى بينيم، با چنين رشوه گرفتنهايى برخورد شده است؛ يكى از فرمانداران پيامبراكرم صلىاللهعليه وآله رشوهاى را در شكل هديه گرفت. حضرت به او اعتراض كرد وفرمود:
چگونه آنچه را حقّ نيست، مىگيرى؟ او پاسخ داد: اى رسول خدا! آنچه منگرفتم، هديه بود.
پيامبر6فرمود: توگمان مىكنى اگر يكى از شما درخانه اش بنشيند وكار گزار ما نباشد، مردم چيزى به او هديه خواهند داد؟[3]
اميرالمؤمنين7نيز حقيقت اين نوع رشوه را چنين بيان مىفرمايد:
«... طارِقٌ طَرَقَنا بِمَلْفُوفَةٍ فى وِعائِها، وَ مَعْجُونَةٍ شَنِئْتُها، كَانَّما عُجِنَتْ بِريقِ حَيَّةٍ اوْقَيْئِها ...»[4]
شخصى در شب، نزد ما آمد، باارمغانى درظرف سربسته وحلوايى كه من آن را دشمن داشته، به آن بدبين بودم، بطورى كه گويا باآب دهان ياقىء مار خمير شده بود.
[1]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 64، بيروت.
[2]- همانمدرك، ج 18، ص 163.
[3]- تفسير نمونه، ج 2، ص 4.
[4]- نهج البلاغه، فيض، ص 713.
زشتى رشوه سبب مىشود كه رشوه خوار ورشوه دهنده از نامهايى مانند هديه، تعارف، حق وحساب، حق زحمت و انعام، استفاده كنند؛ ولى روشن است كه اين تغيير نامها به هيچ وجه، تغييرى در ماهيت وزشتى رشوه نمىدهد.
نكوهش اسلام از رشوه
رشوه يكىازگناهان كبيرهاست، چنانچه علّامه طباطبايى آن رااز موارد روشن اكل سحت دانسته[1]وامام خمينى (ره) نيز اكل سحت را از گناهان كبيره مى داند.[2]ازاين رو، اسلام رشوه راباشدّت مورد نكوهش قرارداده ومحكوم مىكند. قرآن كريم مىفرمايد:
«وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ وَ تُدْلُوا بِها إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقاً مِنْ أَمْوالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ»[3]
اموال يكديگر رابه ناحقّ نخوريد وآن رابه حاكمان رشوه ندهيد تا بدان سبب اموال گروهى ديگر را به ناحقّ بخوريد.
پيامبراكرم صلىاللّه عليه وآله مىفرمايد:
«الرَّاشى وَ الْمُرْتَشى وَ الْماشى بَيْنَهُما مَلْعُونُونَ»[4]
گيرنده ودهنده رشوه وكسى كه واسطه بين آن دو است همگى ملعون هستند.
پيامدهاى رشوهخوارى
حرام خوارى ورواجِ رشوه دادن و رشوه خوردن پيامدها ومفاسد زيادى دارد كه در زير به چند نمونه از آنها اشاره مى كنيم:
الف- فساد مالى وادارى
هيچ حكومتى بدون يك تشكيلات اجرايى سالم وقوى قادر به اداره مملكت
[1]- الميزان، ج 5، ص 341، نشر اسلامى.
[2]- تحريرالوسيله، ج 1، ص 274، مطبعه آداب.
[3]- بقره، آيه 185.
[4]- بحارالانوار، ج 104، ص 274.
خويش نيست وپيدايش پديده شوم رشوه خوارى، روند عادّى تشكيلات اجرايى وادارى را از كار مىاندازدوبه دنبال آن فساد مالى نيز چون سرطانى پيكره تشكيلات را فلج مىكند. حتى رشوه خوارى قادر است دستگاه نظامى يك مملكت را نيز از كار بيندازد وملت رابه خاك سياه نشاند. چنان كه در رويارويى امام حسن مجتبى7بامعاويه، سرداران لشكر او با رشوههاى معاويه، بانيروهاى تحت امر خويش به معاويه پيوستند و بدين وسيله سپاه امام را در برابر نيروهاى معاويه متزلزل كردند و شد آنچه نبايد مىشد.[1]
ب- نقض قوانين وحقوق اجتماعى
رواج رشوه سبب مىشود، قوانين، نتيجه معكوس داشته باشند؛ زيرا قدرتمندان با رشوه دادن، قوانين رابه نفع خود تمام مىكنند ودرهر اجتماعى رشوه نفوذ كند، شيرازه زندگى مردم از هم مىپاشد وظلم وفساد وبى عدالتى وتبعيض درهمه سازمانهاى آنهانفوذ مىكند واز قانون و عدالت جز نامى باقى نخواهد ماند، متخلّفين ومتجاوزين به حقوق وقوانين اجتماع از اجراى قانون وعدالت نمىهراسند، وستمديدگان ومحرومان اجتماع هم از اجراى آن مأيوسند؛ زيرا مىدانند با تهيدستى كسى به فرياد آنهانخواهد رسيد. حضرت على7مىفرمايد:
«... لا يَنْبَغى انْ يَكوُنَ الْوالِىَ عَلَىالْفُرُوُجِ وَ الدِّماءِ وَ الْمَغانِمِ وَ الْأَحْكامِ وَ امامَةِالْمُسْلِمينَ، الْبَخيلُ ... وَ لَا الْمُرْتَشى فى الْحُكْمِ فَيَذْهَبَ بِالْحُقُوقِ وَ يَقِفَ بِها دُونَ الْمَقاطِعِ ...»[2]
سزاوار نيست بخيل، برناموس، جان، غنيمتها واحكام مسلمانان، ولايت يابد وامامت آنان راعهدهدار شود وسزاوار نيست كسى كه درحكم رشوهمى گيرد برمسلمانان ولايت يابد، تاحقوق راپايمال كند وآن را چنانكه بايد به صاحب حق نرساند.
با شيوع «رشوه خوارى» و «رشوه پردازى» ديگر سنگ روى سنگ بند نمى شود
[1]- براى اطلاع بيشتر رجوع كنيد به صلح امام حسن( ع)، ترجمه حضرت آية ا ... خامنه اىمدّ ظله العالى، ص 157- 158.
[2]- نهج البلاغه فيض، خطبه 131، ص 407.