و ساير نيروهاى مردمى كه به شكلىبا بيت المال سروكار دارند، لازم است دراستفاده از آنها افراط وتفريط نكنند، از ولخرجيهاى زيانبارو تجمل گرايى كه شرحش در درس دوازدهم خواهد آمد، پرهيز كنند واز اين قبيل است پاركها، جنگلها، اماكن عمومى و دولتى، حفظ و حراست اتوبوسهاى دولتى واگنهاى راه آهن وغيره، كه سستى در اين امور، دنيا و آخرت انسان را به خطر انداخته، جامعه اسلامى رابه ورطه هلاكت مىاندازد.
اسلام، براى حفظ مال مردم تا آنجا اهميّت قائل شده است كه نه تنها حفظ مالى را لازم مىداند كه حفظ آن از طرف صاحبش به عهده انسان گذارده شده، بلكه حفظ مالى را كه صاحب آن به عهده ديگرى نگذارده لازم شمرده است از اين رو اگر كسى مدتى طولانى از اموال خود دور شد، بطورى كه مال او در معرض خرابى قرار گرفت، بر عهده حاكم اسلامى است كه آن اموال را تا آمدن صاحبش حفظ كند و اگر هزينهاى لازم داشت بپردازد و هنگامى كه آن شخص برگشت با مطالبه هزينه، مال را در اختيارش قرار دهد.
همچنين اگر افرادى كه توانايى اداره مال خود راندارند، مانند كودكان يتيم، افراد سفيه و رشد نيافته و ديوانگان، مالى داشته باشند، اداره اموال آنها برعهده حاكم اسلامى است و او باتعيين ولى وقيّم، اموال آنان را حفظ و حراست مىكند تا كودكان به بلوغ، سفيهان به درجه رشد، و ديوانگان به سلامت دست يابند.
پيامدهاى بى احترامى
بى احترامى به اموال ديگران به شكل خيانت، افراط وتفريط، سستى در حفظ و نگهدارى، دزدى وساير تصرّفات غير مجاز كه جزو گناهان مربوط به حق الناس به حساب مىآيد، علاوه بر تأثير بد بر اخلاق كه شرحش در درس پانزدهم خواهد آمد- پيامدهاى شوم اخروى نيز به دنبال دارد.
در روز قيامت، شديدترين گردنهها گردنه سؤال از حقوق مردم است كه به آن
گردنه مظالم، عدل و حق الناس مىگويند و درقرآن نيز به «مرصاد» تعبير شده است، قرآن كريم مىفرمايد:
«إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ»[1]
همانا پروردگارت در كمينگاه است.
امام صادق7در تفسير اين آيه مى فرمايد:
«أَلْمِرْصادُ قَنْطَرَةٌ عَلَىالْصِّراطِ، لا يَجُوزُها عَبْدٌ بِمَظْلَمَةِ عَبْدٍ»[2]
مرصاد، پلى بر روى صراط است بندهاى كه حق بنده ديگرى بر گردن او باشد، از آنجا نخواهد گذشت.
بنابراين، كسانى كه نسبت به اموال ديگران بىاحترامى كرده، بگونهاى به حريم اموالشان تجاوز كنند، درآن گردنه، گرفتار مىشوند، مگر اينكه حقشان را ادا كنند يامورد عفو و بخشش صاحب حق قرار گيرند.
محدث قمى قدّس سره حكايت «ابوسليماندارانى» را كه از زُهّاد معروف است، چنين نقل مىكند كه:
بعد از مرگش او را در خواب ديدند و از وى پرسيدند: حق تعالى با تو چه كرد؟
گفت: روزى بارِ كاهى وارد شهر مىشد و من تكه چوبى از آن كندم، نمى دانم كه با آن خلال كردم يا دور افكندم. حال يك سال است كه گرفتار حساب آن هستم.[3]
به اميدآنكه حد ومرز اموال مشروع و غير مشروع، خودى و بيگانه را شناخته، از آن تجاوز نكنيم.
[1]- فجر، آيه 14.
[2]- مجمعالبيان، ج 10، ص 487، بيروت.
[3]- منازل الآخرة، ص 109، مؤسسه در راه حق، نقل به معنى، به نقل از سفينة البحار، ج 1، ماده حسب.
خلاصه درس
د اسلام، اموال مردم: چون جان، ناموس وآبروى آنان محترم بوده و از اهميت خاصّى برخوردار است. اسلام براى اموال مردم، مرزى قرار داده كه بايد محترم شمرده شود. آنان كه به حقالناس بى احترامى كرده واين حريم را مى شكنند، طبق قوانين اسلام، تحت پيگرد قانونى قرار خواهند گرفت ودر موارد اجتماع شرايط، حد الهى در باره فرد متخلّف، اجرا مىگردد و روز قيامت در گردنه «حق الناس» گرفتار مى شوند، مگر اينكه آن حق را اداكنند يا دل صاحبش را به دست آورند.
احترام به اموال، ابعادى دارد كه عبارتند از: امانتدارى، تصرّف مجاز، پرداخت حقوق مردم و حفظ ونگهدارى آن. به بيان ديگر، نگاه داشتن حرمت اموال مردم به معناى اين است كه د راموالشان خيانت نشود، بدون اجازه و رضايت خاطر مورد تصرّف قرار نگيرد، حقوق مالى آنان پرداخت شود و حبس نگردد.
كسى كه توان پرداخت بدهى خود رادارد، بايد مسامحه وسهل انگارى نكند و درحفظ و نگهدارى اموالى كه نزدش به امانت، رهن، اجاره ومانند آن قرار داده شده، كوشا باشد.
پرسش
1- يك روايت در بارهاحترام به اموال مردم بنويسيد.
2- ابعاد احترام به اموال مردم رابيان كنيد.
3- جنبه تصرّف مجاز را با يك حديث توضيح دهيد.
4- بى احترامى به اموال مردم چه پيامدى دارد؟
5- تفسير امام صادق7را در باره آيه«إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» بنويسيد.
درس ششم بهرهبردارى از ثروت
اهميت بهرهبردارى صحيح از مال
«بهرهبردارى» در لغت به معنى «استفاده ازسود چيزى، عمل برداشتن حاصل زراعت ... تمتّع بردن از عايدات هر عمل» است.[1]
مسأله ثروت و بهرهبردارى از آن يكى از موضوعات مهم واساسى مكتبهاى اقتصادى است. اسلام نيز ثروت را در راه انسانيت وتحقق آرمانهاى بلند بشرى به كار مىبرد وآن را وسيله رسيدن به سعادت واقعى مىداند. از اين رو، پيروانش رابه كسب و بهرهبردارى ازمال در آن جهت مقّدس، تشويق كرده است.
بهره بردارى از ثروت، وقتى به شكل صحيح و در طريق اهداف اصيل انسانى باشد وانسان را در اقامه عدالت وايجاد روابط برادرى، يارى كند، از پايههاى اقتصاد
[1]- لغت نامه دهخدا، ج 11، ص 422، دانشگاه.
اسلامى شمرده مىشود و تلاش در مسير آن، در بينش اسلامى، عبادت بوده و انحراف از آن موجب طغيان و سركشى، هلاكت و وبال صاحبش خواهد شد. در ديدگاه اسلام، جريان ثروت در جامعه و بهرهبردارى ازآن، به شكل صحيح، اهميت ويژهاى دارد و در مقابل، ركود وانباشته شدن ثروت امرى ناپسند و محكوم شناخته شده است.
رسول خدا6فرمود:
«نِعْمَ الْمالُ الصَّالِحُ لِلرَّجُلِ الصَّالِحِ»[1]
چه نيكوست مال خوب دردست مرد صالح.
على7فرمود:
«أَلْمالُ وَبالٌ عَلى صاحِبِهِ أِلَّا ماقُدِّمَ مِنْهُ»[2]
مال، وبالى برصاحبش است، مگر آنچه ازآن پيش فرستاده باشد (يعنى در كار خيرى صرف كرده باشد).
امام صادق7فرمود:
«لاخَيْرَ فيمَنْ لايُحِبُّ جَمْعَ الْمالِ مِنْ حَلالٍ، يَكُفُّ بِهِ وَجْهَهُ وَيَقْضى بِهِ دَيْنَهُ وَ يَصِلُ بِهِ رَحِمَهُ»[3]
كسى كه جمع آورى مال را، از راه حلال، به منظور حفظ آبرو و اداى قرض وصله رحم، دوست نداشته باشد خيرى در او نيست.
بنابراين، ثروت بايد به شكل صحيح و مشروع در جريان باشد و مردم نيز از عايداتش به نحو صحيح بهره گيرند تا استقلال اقتصادى و زدودن ريشه فقر ومحروميت رابه ارمغان بياورد.
[1]- مجموعه ورّام، ج 1، ص 158.
[2]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 90.
[3]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 19.
راههاى بهره بردارى ازمال
در قرآن كريم ازاموال به «خير» تعبير شده است و خير بودن اموال، وقتى تحقق پيدا مىكند كه در جهت صحيح ومشروع، به كار گرفته شود ودر راهى كه خدا فرموده مصرف گردد، تا پس اندازى جاودان باشد. قرآن مجيد مىفرمايد:
«وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ»[1]
آنچه ازخير (اطاعت خداوكارنيك) براى خويش مى فرستيد، نزد خدا خواهيد يافت.
از طرف ديگر، براى اينكه ازمفاسد ناشى از توانگرى ومال، ايمن بوده و به تعبير اميرمؤمنان7ازمصداقهاى «رُبَّ رابِعٍ خاسِرٌ»[2]نباشيم، لازم است راههاى صحيح بهرهبردارى ازمال را شرح دهيم:
الف- مصرف[3]
اسلام براى بهره بردارى صحيح از مال، براى مصرف آن، حدّ ومرزى تعيين كرده است. بدين معنا كه برخى از مصارف را واجب، برخى را پسنديده و مطلوب و بعضى ديگر را حرام يا مكروه مىشمارد. از باب نمونه در اسلام، مقدارمصرفى كه براى ادامه حيات و حفظ نفساز ابتلا به امراض و ناراحتيهاى بدنى و روحى لازم است، از نظر اسلام براى افراد واجب مىباشد. ديگر از مصارف واجب، مصارفى است كه مربوط به افراد تحت تكفّل انسان مىباشد و انسان بايد نيازهاى متعارف زندگى همسر و فرزندان وساير افراد تحت تكفّل خود را تأمين كند. در اين زمينه بايد شرايط جغرافيايى واجتماعى، براى ميزان مصارف آنان مورد نظر قرار گيرد.
شهيد اوّل قدّس سره مىنويسد:
[1]- بقره، آيه 110 ومزمل، آيه 20.
[2]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 56، چه بسا سود كنندهاى كه زيان كننده است.
[3]- اقتباس از كتاب درآمدى بر اقتصاد اسلامى، ج 1، ص 377 به بعد.
برمرد واجب است چيزهايى از قبيل خوراك، پوشاك، مسكن، كُلْفَت، وسائل آرايش و نظافت كه همسرش به آن نياز دارد، برايش فراهم كند، بگونهاى كه در مورد زنان امثال وى، عادت و رسم است. و در زمستان، لباسهاى گرم و غيره تهيه كند و حتى درصورت نياز، لباسهاى زينتى و تجمّلى به حسب متعارف برايش فراهم نمايد.[1]
امام خمينى قدّس سره نيزمىفرمايد:
در نفقه نزديكان، اندازه معيّنى نيست، بلكه مقدار كفايت از نان و خورش وپوشش و مسكن، واجب است، باملاحظه حال وشأن و زمان و مكان، برحسب آنچه درنفقه زوجه گذشت.[2]
و همچنين ازنظر شرع، استفاده از نعمتهاى الهى با رعايت شرايط و ضوابط آن، مانند حلال بودن منبع درآمد، نبودن اسراف و تبذير واداى حقوق ديگران، پسنديده و مطلوب است نظير استعمال عطر و بوى خوش، انفاقها، صدقات مستحب و هديههايى كه انسان به ديگران مىدهد، اطعامها، اكرامها و پذيراييهاى دوستانه مؤمنان نسبت به يكديگر و ....
ب- سرمايهگذارى
سرمايهگذارى در جهت راه اندازى كارهاى توليدى وتوسعه آن نيز يكى ديگر از راههاى صحيح بهرهبردارى از ثروت است؛ كارهاى توليدى به اندازهاى اهميت دارد كه حتى رهبران الهى بااينكه حق تأمين زندگى خود را از بيت المال داشتند، به كارهاى توليدى مىپرداختند، تا از بيتالمال بى نياز گردند. چنانكه در سيره عملى امامان معصوم:نيز بخوبى نمايان است. على7مىفرمايد:
[1]- اللمعة الدمشقيه، به تصحيح سيد محمد كلانتر، ج 5، ص 469- 471، تلخيص.
[2]- تحريرالوسيله، ج 2، ص 321.
خداوند به حضرت داود (ع) وحى فرستاد كه تو خوب بندهاى هستى؛ اما تنها اشكال كارت اين است كه از بيت المال مىخورى و با دست خود كار نمىكنى.
او به دنبال اين جريان، چهل سال گريست، تا اينكه خداوند، آهن را برايش نرم كرد و هر روز يك زره مىساخت و آن رابه هزار درهم مىفروخت، و سيصد وشصت زره ساخته و آن را به سيصدوشصت هزار درهم فروخت و از اين طريق از بيت المال بى نياز شد.[1]
درباره اهميّت و ارزش كارهاى توليدى، صنعت، كشاورزى و خودكفايى در اين زمينه سفارشهاى زيادى از پيشوايان اسلام وجود دارد. از جمله اينكه اميرمؤمنان7در فرمان معروفش به مالك اشتر توصيه مىكند:
«... ثُمَّ اسْتَوْصِ بِالتُّجَّارِ وَذَوِى الصِّناعاتِ وَ اوْصِ بِهِمْ خَيْراً، الْمُقيمِ مِنْهُمْ وَ الْمُضْطَرِبِ بِمالِهِ وَالْمُتَرَفِّقِ بِبَدَنِهِ، فَانَّهُمْ مَوادُّ الْمَنافِعِ وَاسْبابُ الْمَرافِقِ، وَجُلَّابُها مِنَ الْمَباعِدِ وَالْمَطارِحِ فى بَرِّكَ وَ بَحْرِكَ، وَسَهْلِكَ وَجَبَلِكَ، وَ حَيْثُ لا يَلْتَئِمُ النَّاسُ لِمَواضِعِها وَلا يَجْتَرِؤُونَ عَلَيْها ...»[2]
سفارش درباره تاجران و صنعتگران را بپذير و درباره نيكى كردن به آنان، سفارش كن، كسى را از ايشان كه مقيم است و آنكه با مال و دارايى خود، در رفت و آمد است و آنكه از بدن خود سود مىرساند (صنعتگران). زيرا ايشان سبب و ريشههاى سودها هستند و به دست آورنده آن از راههاى سخت و جاهاى دور در بيابان و دريا و زمين هموار و كوهستان قلمرو تو، و از جاهايى كه مردم درآن گرد نمىآيند و به رفتن آن مواضع جرأت نمىكنند.
گذشته از اين گونه سفارشات، در فقه اسلامى نيز ابوابى تحت عنوان مضاربه، مزارعه، مساقات و اجاره وجود دارد كه از سرمايهگذارى در كارهاى توليدى، و تجارى و بهرهبردارى از ثروت در اين امور سخن مىگويد كه تفصيلش در كتابهاى فقهى ذكر شده
[1]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 22.
[2]- نهج البلاغه، فيض، نامه 53، ص 1017.