بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 116

3. غلبه و پيروزى:در روايتى آمده است:

هيچ دو نفرى نيست كه در امرى اختلاف كنند و يكى از اين دو خواهان انصاف و عدالت باشد و دومى نپذيرد، جز آنكه پيروزى با خواهان عدل خواهد بود.[1]

4. بهبود وضعيت مردم:در روايتى از اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است:

فى العدل صلاح [إصلاح‌] البريه؛[2]

بهبود وضعيت مردم [يا اصلاح آنان‌] در عدالت است.

5. رواج احكام الهى:در روايتى مى‌خوانيم:

العدل حياة الأحكام؛[3]

عدل موجب زنده شدن و رونق احكام الهى است.

6. رضاى الهى:عدالت‌ورزى افزون بر آثار مادى و دنيوى پيش‌گفته، موجب رضايت الهى نيز مى‌شود. امام‌صادق عليه السلام مى‌فرمايد:

بنده مسلمانى نيست كه در رفتار خود با خداوند خالصانه عمل كند و حق خداوند را از نفس خود بگيرد و حقى را كه خداوند براى نفس او معين كرده ادا كند، جز اينكه خداوند به او دو ويژگى عنايت مى‌كند: رزقى الهى كه به آن قناعت كند و به ديگران نيازمند نباشد، و رضايتى الهى كه او را نجات دهد.[4]

راه عادل شدن‌

براى دستيابى به عدالت رعايت دو نكته ضرورى مى‌نمايد: نخست شناختن حقوق ديگران؛زيرا چنان‌كه پيش‌تر گفته شد، عدالت به معناى رعايت حق ديگران است. دوم، غلبه بر موانعى كه در مسير عدالت‌ورزى وجود دارد، كه اين نيازمند تمرين و تكرار است.

[1]- محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج 2، ص 147

[2]- تميمى آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ص 448

[3]- همان

[4]- محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 72، ص 25


صفحه 117

در روايتى پيامبر صلى الله عليه و آله معيار شناسايى رفتار عادلانه را اين‌گونه بيان فرموده است:

اعرابى‌اى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد، درحالى‌كه حضرت آماده عزيمت براى غزوه بود. اعرابى افسار مركب پيامبر صلى الله عليه و آله را گرفت و عرض كرد: اى رسول‌خدا! مرا كارى بياموز كه با آن وارد بهشت شوم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «به گونه‌اى با ديگران رفتار كن كه دوست دارى ديگران با تو رفتار كنند و به گونه‌اى با ديگران رفتار مكن كه دوست ندارى با تو رفتار كنند.»[1]

3. امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر

دعوت به نيكى و بازداشتن از بدى، از آموزه‌هاى مهم دين اسلام است. خداوند در قرآن مسلمانان را به سبب اينكه به كارهاى پسنديده فرمان مى‌دهند و از كارهاى ناپسند منع مى‌كنند، بهترين امت مى‌خواند:

كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ؛[2]شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شده‌ايد: به كار پسنديده فرمان مى‌دهيد، و از كار ناپسند بازمى‌داريد.

قرآن فراخواندن به نيكى و بازداشتن از بدى را يكى از ابتدايى‌ترين ويژگى‌هاى زنان و مردان مؤمن برشمرده است:

وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛[3]و مردان و زنان با ايمان، دوستان يكديگرند، كه به كارهاى پسنديده وا مى‌دارند، و از كارهاى ناپسند باز مى‌دارند، و نماز را بر پا مى‌كنند و زكات مى‌دهند، و از خدا و پيامبرش فرمان مى‌برند. آنانند كه خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد، كه خدا توانا و حكيم است.

[1]- محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج 2، ص 146

[2]- آل عمران( 3): 110

[3]- توبه( 9): 71


صفحه 118

قرآن به مسلمانان دستور مى‌دهد همواره گروهى از آنان عهده‌دار اين وظيفه باشند:

وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛[1]و بايد از ميان شما، گروهى، [مردم را] به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند، و آنان همان رستگارانند.

در سخنان اولياى دين نيز بر اين ويژگى بسيار تأكيد شده است. پيامبراكرم صلى الله عليه و آله فرمود:

هر كسى مردم را به كارهاى پسنديده فرابخواند و از كارهاى ناشايست بازدارد، جانشين خدا و فرستاده او در زمين است.[2]

امام‌على عليه السلام نيز مى‌فرمايد:

امربه‌معروف برترين اعمال مردم است.[3]

هدف و غايت دين امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر و برپاداشتن حدود الهى است.[4]

امام‌باقر عليه السلام در بيانى مى‌فرمايد:

امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر واجبى عظيم است كه ديگر واجب‌هاى الهى با آن برپا مى‌شود.

امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر راه پيامبران و روش صالحان است؛ واجب بزرگى است كه به وسيله آن ديگر فريضه‌ها اقامه، راه‌ها امن، درآمدها حلال، مظالم بازگردانده، زمين آباد و حق از دشمنان گرفته و كارها مستقيم مى‌شود.[5]

اهميت اين مسئله تا بدانجاست كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:

همانا خداوند عزوجل مؤمن سست را كه دين ندارد، دشمن مى‌دارد. عرض كردند: اى‌

[1]- آل عمران( 3): 104

[2]- محمد محمدى رى‌شهرى، ميزان الحكمة، ج 3، ص 1940

[3]- همان، ص 1941

[4]- همان

[5]- محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج 5، ص 56


صفحه 119

رسول‌خدا! مؤمنى كه دين ندارد، كيست؟ فرمود: كسى است كه از كارهاى ناشايست منع نمى‌كند.[1]

مفهوم امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر

معروف در لغت به معناى «شناخته‌شده» است. بنابراين هر رفتارى كه در ميان مردم رايج باشد معروف است. اما به‌تدريج موارد كاربرد اين واژه محدود و تنها به رفتارهايى اطلاق شد كه از نظر مردم پسنديده است. از اين رو، معروف معادل رفتار پسنديده و امربه‌معروف به معناى دستور دادن به رفتارهاى پسنديده است.

منكَر نيز در لغت به معناى ناشناخته است و هر رفتار ناشناخته را منكر گويند و چون عموم مردم معمولًا از رفتارهاى ناپسند پرهيز مى‌كنند آن رفتارها در ميان مردم ناشناخته و منكر است. موارد كاربرد اين واژه نيز به‌تدريج محدود و تنها به رفتارهاى ناپسند اطلاق شد؛ بنابراين نهى از منكر بازداشتن و منع كردن از رفتارهاى ناپسند است.

در نظام اخلاقى اسلام معيار پسنديده و ناپسنديده بودن رفتار، منابع دينى است.

معروف آن است كه در منابع دينى به‌عنوان رفتار پسنديده معرفى شده و منكر نيز آن است كه در منابع دينى ناپسند شمرده شده است. از اين رو، برخى در تعريف امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر گفته‌اند:

امربه‌معروف عبارت است از ارشاد به راه‌هاى رشد و نجات‌بخش و نهى‌ازمنكر عبارت است از منع از آنچه با شريعت موافق نيست.[2]

آثار امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر

1. اجرا شدن دستورهاى دينى و رواج آنها:در روايات متعددى آمده است كه امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر موجب مى‌شود ديگر فرايض دينى نيز مورد توجه و عمل قرار گيرند و درنتيجه‌ احكام

[1]- همان، ص 59

[2]- قاسمعلى كوچنانى، فرهنگ اخلاق، ص 39 و 40


صفحه 120

الهى در جامعه رواج و رونق بيايند. در روايت است:

امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر راه پيامبران و روش صالحان است؛ واجب بزرگى است كه به وسيله آن ديگر فريضه‌ها اقامه مى‌شوند.[1]

2. آبادى زمين و برقرارى عدالت:امربه‌معروف موجب مى‌گردد زمين آباد شده و عدالت و داد در جامعه حاكم شود. در روايتى از امام‌باقر عليه السلام مى‌خوانيم:

به وسيله امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر راه‌ها امن، درآمدها حلال، مظالم بازگردانده، زمين آباد و داد مظلومان از ظالمان گرفته مى‌شود و كارها درست مى‌گردد.[2]

3. تقويت مؤمنان و تضعيف منافقان:چنان‌كه گفتيم، امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر موجب رواج دستورهاى دينى در جامعه مى‌شود كه اين امر خود باعث تقويت مؤمنان نيز مى‌گردد و آنها را در جامعه پرارج‌تر مى‌كند. در مقابل، موجب تضعيف منافقان نيز هست؛ زيرا آنان به انجام دستورهاى الهى چندان تمايلى ندارند. اميرالمؤمنين عليه السلام مى‌فرمايد:

آن‌كه به نيكى‌ها امر كند، مؤمنان را تقويت كرده است.[3]

4. حاكميت يافتن مؤمنان:در روايات متعددى به اين موضوع تصريح شده كه ترك امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر موجب حاكميت يافتن اشرار بر جامعه اسلامى مى‌شود. پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:

هرگاه مردم امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر نكنند و از نيكان اهل‌بيتم پيروى نكنند، خداوند اشرارشان را بر آنها حاكم مى‌كند. در اين صورت، نيكان آنان، فرامى‌خوانند ولى پاسخى نمى‌شنوند.[4]

اين روايت به‌روشنى بيان مى‌دارد كه عمل به اين فرضيه در جامعه موجب حاكميت يافتن مؤمنان و ترك آن نيز باعث حاكميت يافتن اشرار مى‌شود.

[1]- محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج 5، ص 56

[2]- همان

[3]- محمد محمدى رى‌شهرى، ميزان الحكمة، ج 3، ص 1941

[4]- همان


صفحه 121

شرايط امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر

آيات و رواياتى كه در مباحث پيشين آورديم، آشكارا وجوب و ضرورت عمل به اين وظيفه اخلاقى را بيان مى‌كنند. از همين رو، علماى اسلامى جملگى معتقد به وجوب اين عمل هستند. البته بايد دانست كه وجوب اين عمل، كفايى است؛ بدين معنا كه اگر گروهى يا فردى به اين وظيفه عمل كردند، لازم نيست ديگران بدان اقدام كنند.[1]افزون بر اين، بايد توجه داشت كه امر كردن به واجبات و نهى كردن از محرماتْ واجب است و امر كردن به مستحبات و نهى كردن از مكروهات نيز امرى مستحب.

با اين همه، عمل به اين وظيفه شرايطى دارد كه بدون آنها كسى نمى‌تواند بدان اقدام كند:

1. بداند عملى را كه شخص ديگر انجام داده حرام، يا عملى را كه ترك كرده، واجب است.

2. بايد احتمال دهد امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر بر فرد امر يا نهى‌شده تأثير مى‌گذارد. بنابراين اگر بداند امر و نهى او بى‌فايده است، نبايد به اين كار اقدام كند.

3. اگر بداند امر و نهى او موجب مى‌شود خود وى يا نزديكانش متحمل ضرر مالى يا جانى شوند، اين وظيفه از او ساقط مى‌شود. البته اين شرط در صورتى است كه ترك امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر موجب از ميان رفتن اصل دين يا ايجاد بدعت و تحريف در دين نشود.

4. بايد بداند فردى كه مرتكب حرام شده يا واجبى را ترك كرده، از آن كار پشيمان نيست و قصد تكرار آن را دارد.[2]

در روايات نيز به اين شرايط اشاره شده است: از امام صادق عليه السلام پرسيدند: آيا امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر بر همه مسلمانان واجب است؟ فرمود: خير. از وى پرسيدند: چرا؟ فرمود:

«امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر تنها بر مسلمان قدرتمند مُطاعِ آگاه به معروف و منكرْ واجب است، نه بر مسلمان ضعيفى كه راه به جايى ندارد.»[3]

راه و روش امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر

در اينجا دو پرسش مطرح مى‌شود: نخست اينكه چرا برخى در انجام اين وظيفه سستى‌ مى‌كنند؟

[1]- بنگريد به: امام خمينى رحمه الله، تحريرالوسيله، ج 1، ص 444

[2]- بنگريد به: همان، ص 453

[3]- محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج 5، ص 60


صفحه 122

ديگر اينكه چگونه بايد ديگران را به نيكى‌ها امر و از زشتى‌ها باز داشت؟

براى پاسخ به پرسش اول مى‌توانيم از برخى روايات بهره گيريم. در روايات متعددى به اين موضوع اشاره شده كه سستى در انجام امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر، از ترس ضرر جانى و مالى ناشى مى‌شود. در روايتى آمده است:

امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر مرگ انسان را نزديك و روزى او را دور نمى‌كند، بلكه پاداش الهى را مضاعف و مزد را بيشتر مى‌كند.[1]

علماى اخلاق نيز معتقدند: سبب كوتاهى كردن در امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر، يا ضعفِ نفس است يا طمع مالى.[2]

بنابراين كسى كه مى‌خواهد خود را براى انجام اين وظيفه آماده كند، نخست بايد ترس جانى و مالى و طمع از ديگران را از خود دور كند كه اين جز با قوت نفس و مجاهده به‌دست نمى‌آيد.

علماى اسلامى در پاسخ به پرسش دوم، با استناد به روايات معصومين عليهم السلام معتقدند امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر مراتبى دارد:

1. انكار قلبى:كه كارى انجام دهد كه نشان‌دهنده انزجار قلبى او از كار ناپسند است. مثلًا در مواجهه با صحنه‌اى ناشايست مى‌تواند چشم خود را ببندد، روى ترش كند، روى بگرداند يا از آن مجلس خارج شود.[3]

2. امر و نهى زبانى:در صورتى كه امر و نهى پيشين مؤثر واقع نشد، مى‌بايد وى را با گفتار از كار ناشايست بازدارد و به كار نيك امر كند. البته امر و نهى زبانى نيز مراتبى دارد: نخست بايد با سخن نرم و با موعظه و ارشاد او را امر و نهى كند، اما اگر مؤثر نيفتاد، با امر و نهى و در صورت كارگر نيفتادن، با سخن خشن و تهديد او را امر و نهى كند.[4]

3. امر و نهى عملى:در اين مرحله شخص مى‌تواند با اعمال قدرت فرد را از كار زشت باز

[1]- محمد محمدى رى‌شهرى، ميزان الحكمة، ج 3، ص 1944

[2]- بنگريد به: ملااحمد نراقى، معراج السعادة، ص 398

[3]- بنگريد به: امام خمينى قدس سره، تحريرالوسيله، ج 2، ص 457

[4]- بنگريد به: همان، ص 458


صفحه 123

داشته و به كار نيك وادارد. اما بايد دانست اين مرحله بر عهده حاكم شرعى است و تنها با اجازه او مى‌توان بدان اقدام كرد.[1]

4. اصلاح ميان مردم‌

اصلاح ميان مردم از امورى است كه در قرآن بر آن بسيار تأكيد شده است. خداوند در سوره انفال مى‌فرمايد:

يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأَنفَالِ قُلِ الأَنفَالُ لِلّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِيْنِكُمْ وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ؛[2][اى پيامبر،] از تو درباره غنايم جنگى مى‌پرسند. بگو: «غنايم جنگى اختصاص به خدا و فرستاده [او] دارد. پس از خدا پروا داريد و با يكديگر سازش نماييد، و اگر ايمان داريد از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد.»

در آيه ديگرى آمده است:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ؛[3]در حقيقت مؤمنان با هم برادرند، پس ميان برادرانتان را سازش دهيد و از خدا پروا بداريد، اميد كه مورد رحمت قرار گيريد.

در آيه ديگرى خداوند به مؤمنان دستور مى‌دهد اگر دو گروه از مؤمنان به جنگ با يكديگر برخاستند، ميان آن دو صلح و آشتى برقرار كنند و اگر يكى از آن دو در صدد ستم بر ديگرى برآمد، بايد به جنگ با آن گروه برخيزند:

وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِى تَبْغِى حَتَّى تَفِى‌ءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ؛[4]و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند، ميان آن دو را اصلاح دهيد، و اگر

[1]- بنگريد به: همان، ص 460

[2]- انفال( 8): 1

[3]- حجرات( 49): 10

[4]- حجرات( 49): 9