بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 128

1- تدبير منزل‌

تدبير امور منزل گرچه از نظر حقوقى به عهده زن نيست، اما وى از نظر اخلاقى بايد به مديريت داخلى منزل پرداخته، اوضاع آن را سر و سامان دهد، چرا كه بى‌توجّهى زن به اين وظيفه ممكن است به بى‌سامانى خانواده و ايجاد اختلال در زندگى خانوادگى بينجامد.

مسؤوليّت مرد در تأمين هزينه زندگى، فرصت و توان چندانى را براى رسيدگى به امور منزل، براى او باقى نمى‌گذارد؛ از اين رو، زن كه از تأمين هزينه زندگى آسوده خاطر است، بايد همّت خود را در راه سامان دادن به وضعيّت داخل منزل به كار گيرد و محيط خوشايند و صميمانه‌اى را براى اعضاى خانواده فراهم كند.

بهترين تقسيم بندى براى تنظيم وظايف زن و شوهر در زمينه اداره امور زندگى اين است كه زن به كارهاى داخل و مرد به كارهاى بيرون منزل بپردازد. بدين گونه هر كدام متناسب با ظرفيّت و وضعيّت روحى و جسمى خود، به گردش چرخ زندگى كمك مى‌كنند.

امام صادق7مى‌فرمايد:

على7و فاطمه سلام‌الله‌عليها از رسول خدا6، درخواست كردند كه كارِ خانه را ميان آنان تقسيم كند. پيامبر اكرم6انجام كارهاى داخل خانه را به عهده فاطمه سلام‌الله عليها و كارهاى بيرون خانه را به عهده على7گذاشت. فاطمه3فرمود:

جز خدا كسى نمى‌داند كه چقدر مسرور شدم از اينكه پيامبر خدا6مرا از وظايفى كه بر عهده مردان است، معاف كرد.[1]

. 2- پاسدارى از حريم و ارزشهاى خانواده‌

بزرگترين مسؤوليّت زن در مورد همسرش اين است كه به عنوان ناموس مرد و نماينده او در خانه، با رفتار و گفتارش، از حريم و ارزشهاى خانواده پاسدارى كند. لازمه چنين امرى اين است كه زن در مورد همسر و خانواده، بحدّى از آگاهى و

[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 123


صفحه 129

مسؤوليّت‌شناسى رسيده باشد كه با تمام وجود، براى حفظ حريم خانواده و ارزشهاى آن بكوشد. چنين زنى هم از مال شوهر محافظت مى‌كند و با اسرافكارى و تجمّل‌گرايى، ثروت همسرش را ضايع نمى‌سازد و هم از آبروى خانوادگى و شخصيّت همسر در مقابل خطرات، دفاع مى‌كند؛ امير مؤمنان على7مى‌فرمايد:

«خَيْرُ نِسائِكُمُ الطَّيِّبَةُ الرّيحُ الطَّيِّبَةُ الطَّعامُ الَّتى‌ إِنْ انْفَقَتْ انْفَقَتْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِنْ امْسَكَتْ امْسَكَتْ بِمَعْرُوفٍ فَتِلْكَ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ وَ عامِلُ اللَّهِ لا يَخيبُ»[1]

بهترين زنان شما زن خوشبو و خوش پَزى است كه اگر ببخشد بجا ببخشد و اگر بازگيرد بجا بازگيرد. چنين زنى از كارگزاران خداست و كارگزار خدا زيان نمى‌بيند.

زن بايد خود را از نامحرمان بپوشاند و دربرخورد با نامحرم، رفتار متكبّرانه و بزرگ منشانه داشته باشد، تا بين او و مردان نامحرم نوعى حجاب اخلاقى و حايل معنوى به وجود آيد و كسى به او طمع نكند، و نيز بايد نسبت به اموال همسر، نهايت دقّت و مراقبت را داشته باشد تا بخوبى از عهده نگهدارى امانت همسر برآيد. امام على7مى‌فرمايد:

بدترين صفات مردان، بهترين صفات زنان است (كه عبارتند از:) بخل و تكبر و ترس، زيرا وقتى زن بخيل باشد، مال خود و شوهرش را حفظ مى‌كند، و اگر متكبّر باشد، از كلام نرم و دلنشين با نامحرم خوددارى مى‌كند، و اگر ترسو باشد، از هر حادثه‌اى احتياط مى‌كند و از خانه‌اش خارج نمى‌شود و از ترس شوهر از جايگاههاى تهمت مى‌پرهيزد.[2]

[1]- من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 246

[2]- محجة البيضا، ج 3، ص 86


صفحه 130

خلاصه‌

هر يك از زن و مرد در برابر يكديگر وظايف خاصّى به عهده دارند كه بايد براى تأمين سعادت خانواده نسبت به آن اهتمام ورزند.

سرپرستى و مديريت خانواده بر عهده مرد است و هدايت معنوى اعضاى خانواده و حفظ آنان از انحرافات فكرى و اخلاقى و معنوى نيز در همين راستا مى‌باشد. تأمين هزينه زندگى خانواده، رفع نيازهاى مادّى، توسعه مالى بر خانواده، پرهيز از تحكّم و استبداد رأى و توجّه به نظرها و خواسته‌هاى همسر و فرزندان نيز از جمله وظايف مرد است.

تدبير امور داخلى منزل نيز به عهده زن است. بهترين زنان زنى است كه بخوبى از عهده انجام اين وظيفه برآيد. حفظ حريم و ارزشهاى خانواده از ديگر وظايف زن است كه بايستى از اموال، آبرو و حيثيّت خانوادگى حفاظت كند.

پرسش‌

1- وظايفى را كه مرد در مقابل همسر و فرزندان خود به عهده‌دار كدام است؟

2- رمز موفقيّت مرد در مديريت خانواده چيست؟

3- منظور از توسعه در هزينه زندگى را بيان كنيد؟

4- وظايف زن نسبت به همسر كدام است؟

5- بهترين زنان از ديدگاه على7كدامند؟


صفحه 131

درس شانزدهم: عوامل رشد كودك (1)

رشد و ترقّى كودك نيازمند عواملى است تا در پرتو به كارگيرى آنها، شخصيّت عقلى و روانى وى همسو با پرورش جسمى‌اش رشد يابد.

قبل از پرداختن به عوامل رشد كودك، توجّه به اين نكته لازم است كه در بين اين عوامل، خانواده از اهميّت بسيار بالايى برخوردار است و نقش خانواده در رشد كودك بگونه‌اى است كه مى‌تواند ساير عوامل را تحت‌الشّعاع قرار دهد. رسول خدا6با توجّه به حسّاسيت اين نقش مى‌فرمايد:

«كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ حَتَّى يَكُونَ ابَواهُ يُهَوِّدانِهِ وَ يُنَصِّرانِهِ»[1]

هر طفلى براساس فطرت (توحيدى) متولّد مى‌شود، مگر اينكه پدر و مادر، او را يهودى يا نصرانى بار آورند.

امير مؤمنان على7مى‌فرمايد:

«حُسْنُ الْاخْلاقِ بُرْهانُ كَرَمِ الْاعْراقِ»[2]

سجاياى اخلاقى، دليل پاكى وراثت و فضيلت ريشه خانوادگى است.

با توجّه به اهميّت نقش خانواده در تربيت فرزند و نيز حسّاسيت دوران كودكى و تأثير پذيرى كودك در اين دوران، والدين موظّفند قبل از ورود كودك در صحنه اجتماع به رشد و تربيت صحيح وى همّت گمارد و لحظه‌اى از وظايف خطير خود نسبت به اين مهمّ‌

[1]- بحارالانوار، ج 3، ص 281

[2]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 392


صفحه 132

غفلت نورزند.

امير مؤمنان7خطاب به فرزندش اهميّت دوران كودكى و ضرورت تربيت كودك در اين دوران را گوشزد كرده، مى‌فرمايد:

«وَ إِنَّما قَلْبُ الْحَدثِ كَالْارْضِ الْخالِيَةِ، ما الْقِىَ فيها مِنْ شَيْى‌ءٍ قَبِلَتْهُ، فَبادَرْتُكَ بِالْادَبِ قَبْلَ انْ يَقْسُوِ قَلْبُكَ، وَ يَشْتَغِلَ لُبُّكَ»[1]

دل نوجوان همچون زمين خالى است (كه در آن تخم نپاشيده باشند)؛ هر تخم كه در آن افشانده شود، مى‌پذيرد. پيش از آنكه دلت سخت و ذهنت به ديگر مطالب مشغول شود، پرورشت را آغاز كردم.

و همين نتيجه تعليم و تربيت بموقع و حساب شده آن حضرت بود كه تمام استعدادهاى نهانى فرزندان بزرگوارش را در طفوليت به فعليت رساند و آنان رابه عاليترين مدارج انسانيّت رسانيد و همه را با شهامت، آزادگى، عزّت نفس و شرافت بارآورد و اين همه، نتيجه پرورشهاى اصيل و پرمايه خانواده است؛ چنان كه خانواده‌اى كه شايسته و پاكدامن نباشد و محيط آن آلوده به گناه باشد، زمينه خوبى براى تربيت و پرورش فرزندان در آن خانه وجود ندارد و كودكان چنين خانواده‌هايى از ارزشهاى اخلاقى و صفات انسانى بهره چندانى نخواهند داشت و به انحرافات و بزهكاريها تن خواهند داد.

خشك ابرى كه بود، زاب تهى‌

نايد از وى صفت آب دهى‌

اينك با روشن شدن نقش خانواده در تربيت كودك به تبيين عوامل رشد كودك مى‌پردازيم.

عوامل تربيت صحيح كودك‌

رشد صحيح كودك مرهون عوامل متعدّدى نظير محبت، احترام و رعايت عدالت بين كودكان است كه در طى اين درس و دو درس آينده به آنها مى‌پردازيم:

[1]- نهج البلاغه، نامه 31، ص 912


صفحه 133

الف- محبّت به كودك‌

اهميّت محبّت به اندازه‌اى است كه مى‌توان آن را ريشه اصلى شجره اخلاق و فضيلت و مايه اصلى سجاياى انسانى دانست.

رسول گرامى اسلام6ايمان به خدا و رسول را مستلزم محبّت و مهربانى با كودكان دانسته است. «روزى آن حضرت با جمعى از مسلمانان در نقطه‌اى نماز مى‌گزارد؛ موقعى كه به سجده رفت، امام حسين7كه در آن زمان كودك خردسالى بود، به پشت پيغمبر سوار شده، پاهاى خود را حركت مى‌داد و «هى هى» مى‌كرد. وقتى پيغمبر مى‌خواست سر از سجده بردارد، او را مى‌گرفت و تا پايان نماز طفل مكرّر به پشت پيغمبر سوار مى‌شد. يك نفر يهودى ناظر اين جريان بود. پس از نماز به حضرت عرض كرد: «شما با كودكان خود طورى رفتار مى‌كنيد كه ما هرگز چنين نمى‌كنيم». پيغمبر اكرم6در جوابش فرمود:

«اما لَوْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ لَرِحِمْتُمُ الصِّبْيانَ»

اگر شماها به خدا و رسول خدا ايمان مى‌داشتيد، نسبت به كودكان خود مهربان بوديد.

مهر و محبت پيغمبر نسبت به كودك، مرد يهودى را تحت تأثير قرار داد و صميمانه دين اسلام را پذيرفت.[1]

امام صادق7مى‌فرمايد:

«هَلِ الدّينُ الَّا الْحُبُّ»[2]

آيا حقيقت دين، چيزى جز دوستى و محبّت است؟

محبت يكى از بهترين و مؤثّرترين وسائل و عوامل پرورش صحيح كودكان است، چرا كه مطبوعترين غذاى روان كودك است و همان طور كه كودك به آب و هوا و غذا محتاج است، به محبّت و نوازش نيز نيازمند است.

[1]- بحارالانوار، ج 43، ص 296

[2]- همان، ج 27، ص 95


صفحه 134

معروف است كه انسان تشنه محبّت است و كودكان نسبت به آن عطش بيشترى دارند و كانون گرم خانواده و آغوش پرمهر و محبّت پدر و مادر مى‌تواند اين عطش را رفع كند.

اولياى دين محبّت به كودك را به صورتهاى گوناگون سفارش مى‌كردند و خود نيز در موارد مختلف نسبت به فرزندانشان عملًا ابراز محبّت نموده و افرادى را كه نسبت به اين مهمّ بى‌توجّه بوده‌اند، نكوهش كرده‌اند، چرا كه محبّت به كودك، مايه رشد شخصيّت انسانى و تأمين كننده نيازمنديهاى روحى و روانى وى مى‌گردد و آثار فراوانى بر آن مترتّب مى‌شود؛ چنان‌كه بى‌مهرى به آنها آثار روحى، جسمى، فردى و اجتماعى بسيار نامطلوبى بر جاى مى‌گذارد. رسول گرامى6مى‌فرمايد:

«احِبُّوا الصِّبْيانَ وَارْحَمُوهُمْ»[1]

كودكان خود را دوست بداريد و نسبت به آنان مهربان باشيد.

امام صادق7فرمود:

«إِنَّ اللَّهَ لَيَرْحَمُ الْعَبْدَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ»[2]

خداوند به انسان به خاطر شدّت علاقه‌اش به فرزند، رحم مى‌كند.

به هر حال، اين محبّت ورزيدن بايد در گفتار و رفتار والدين و مربّيان تربيتى به صورت تبسّم، نوازش، دست بر سر و صورت كودك كشيدن، بوسيدن و در آغوش گرفتن وى تجلّى كند. روش رسول گرامى اسلام6در خانواده اين بود كه:

«اذا اصْبَحَ مَسَحَ عَلى‌ رُؤُوسِ وُلْدِهِ»[3]

همه روزه صبح دست محبّت به سر فرزندان خود مى‌كشيد.

از رسول خدا6نقل شده كه فرمود:

[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 201

[2]- همان

[3]- بحارالانوار، ج 104، ص 99


صفحه 135

«مَنْ قَبَّلَ وَلَدَهُ كَتَبَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ حَسَنَةً وَ مَنْ فَرَّحَهُ فَرَّحَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ»[1]

كسى كه فرزند خود را ببوسد، خداوند بزرگ حسنه‌اى در نامه عملش ثبت مى‌كند. و آن كس كه فرزند خود را شاد كند، خداوند او را در قيامت شاد مى‌نمايد.

امام صادق7نيز مى‌فرمايد:

«اكْثِرُوا مِنْ قُبْلَةِ اوْلادِكُمْ فَانَّ لَكُمْ بِكُلِّ قُبْلَةٍ دَرَجَةً»[2]

فرزندان خود را بسيار ببوسيد، زيرا براى شما در هر بوسه‌اى درجه‌اى است.

رسول خدا6حسن و حسين8را بوسيد، شخصى به نام «اقرع بن حابس» عرض كرد: من ده فرزند دارم و هرگز آنها را نبوسيده‌ام. حضرت در پاسخ وى فرمود.

من چه كنم كه خداوند مهربانى را از تو سلب كرده است.[3]

شخصى نزد رسول خدا6آمد و عرض كرد: هرگز كودكم را نبوسيده‌ام، وقتى رفت، حضرت فرمود:

«هذا رَجُلٌ عِنْدَنا انَّهُ مِنْ اهْلِ النَّارِ»[4]

اين مرد به نظر ما اهل دوزخ است.

آثار محبّت‌

محبت گذشته از تأثير در سلامتى جسمى و روانى كودك آثار فراوانى نيز به دنبال دارد كه برخى از آنها عبارتند از:

1- ايجاد شادابى و نشاط

2- شكوفايى ذوق و استعداد

3- رشد عاطفى كودك‌

[1]- فروع كافى، ج 6، ص 49

[2]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 202

[3]- بحارالانوار، ج 104، ص 92

[4]- همان، ص 99