بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 145

شخصيت مى‌كند و خود را مورد احترام ديگران مى‌يابد. برعكس، موقعى كه والدين را عهدشكن و يا فريبكار و دورو بيابد، از آنها مأيوس شده و در درون خود احساس حقارت و شكست مى‌كند.

رسول خدا6مى‌فرمايد:

«اذا واعَدَ احَدُكُمْ صَبِيَّهُ فَلْيُنْجِزْ»[1]

وقتى يكى از شما به فرزند خود وعده‌اى داد، حتماً به آن وفا كند.

و نيز فرمود:

«احِبُّوا الصِّبْيانَ وَارْحَمُوهُمْ وَ اذا وَعَدْتُمُوهُمْ فَفُوالَهُمْ، فَانَّهُمْ لا يَرَوْنَ الَّا انَّكُمْ تَرْزُقُونَهُمْ»[2]

كودكان را دوست بداريد و با آنان عطوف و مهربان باشيد، وقتى به آنها وعده‌اى مى‌دهيد حتماً وفا كنيد، زيرا كودكان، شما را رازق خود مى‌پندارند.

غير از موارد فوق با وسائل فراوان و از راههاى مختلفى مى‌توان به كودكان احترام گذاشت و به آنان شخصيت داد؛ از جمله:

1- انتخاب نام زيبا

2- با احترام، نام كودك را بردن‌

3- دست دادن به او، هنگام ملاقات‌

4- دعوت از وى در مهمانيها

5- برگزار كردن جشن ولادت و تكليف‌

6- تشكر و قدردانى از صفات و كارهاى خوب او، در حضور ديگران‌

7- گوش دادن بطور كامل به سخنان او و پاسخ دادن در خور فهمش‌

8- توجه به كودك در هنگام صحبت كردن‌

[1]- مستدرك الوسائل، ج 15، ص 170

[2]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 201


صفحه 146

9- اعتماد كردن و مسؤوليّت سپردن به او.[1]

هشدارهاى تربيتى درباره احترام‌

1- احترام به كودك نبايد از مقدار لازم تجاوز كرده و به حدّ افراط برسد.

2- شخصيّت او بايد با توجّه به رفتار نيك و صفات پسنديده‌اش مورد تكريم و تحسين قرار گيرد.

3- پى‌ريزى شخصيّت كودك از همان روزهاى اوّل ولادت آغاز مى‌شود و در همان زمان، تندى و خشونت و مهر و محبت در روح او اثر مى‌گذارد. از اين رو، رعايت احترام كودك در همان زمان نيز، لازم است. رسول خدا6نسبت به اطفال شيرخوار نيز اين مطلب را رعايت مى‌كرد: «ام الفضل دايه امام حسين7مى‌گويد: «روزى رسول خدا6، حسين7را كه در آن موقع شيرخوار بود، از من گرفت و در آغوش كشيد، كودك، لباس پيغمبر را خيس كرد؛ من طفل را چنان بشدّت از پيغمبر جدا كردم كه گريان شد. حضرت به من فرمود:

«مَهْلًا يا امَّ الْفَضْلِ إنَّ هذِهِ الْاراقَةَ الْماءُ يُطَهِّرُها فَاىُّ شَيْى‌ءٍ يُزيلُ هذا الْغُبارَ عَنْ قَلْبِ الْحُسَيْنِ»

ام الفضل آرام، لباس مرا، آب تطهير مى‌كند، ولى چه چيز مى‌تواند اين غبار كدورت را از قلب (فرزندم) حسين برطرف نمايد؟[2]

همچنين وقتى طفل صغيرى را براى دعا يا نامگذارى به حضور آن بزرگوار مى‌آوردند و رسول خدا6كودك را در آغوش مى‌گرفت، گاهى طفل در دامن ايشان ادرار مى‌كرد و ناظران با كودك تندى مى‌كردند، حضرت مى‌فرمود:

«لا تَزْرِمُوا بِا لصَبِىِّ»

با تندى و خشونت از ادرار كودك جلوگيرى نكنيد.

[1]- با استفاده از اسلام و تعليم و تربيت، ابراهيم امينى

[2]- كودك، فلسفى، ج 2، ص 110، به نقل از هدية الأحباب، ص 176


صفحه 147

سپس طفل را آزاد مى‌گذاشت تا ادرار كند، و وقتى كسان طفل مى‌رفتند، آن حضرت لباس خود را تطهير مى‌كرد.[1]

4- كودك در شناختن نيك و بد نياز به راهنمايى دارد، ولى امر و نهى زياد موجب اهانت و بى‌احترامى به وى و منجرّ به انحراف كودك مى‌شود.

امير مؤمنان على7مى‌فرمايد:

«الْافْراطُ فِى الْمَلامَةِ يَشُبُّ نيرانَ اللِّجاجِ»[2]

زياده‌روى در ملامت و سرزنش، آتش لجاجت را شعله‌ور مى‌سازد.

[1]- بحارالانوار، ج 16، ص 240

[2]- تحف العقول، ص 84


صفحه 148

خلاصه‌

احترام به كودك، از عواملى كه در تربيت وى نقش بسزايى دارد. از اين رو، اولياى دين به آن، اهميت زيادى داده و همواره پيروان خود را به مراعات آن، توصيه و سفارش نموده‌اند.

احترام به كودك آثار فراوانى است دارد كه رشد شخصيت و پرهيز از ذلت و استقلال و اعتماد به نفس از جمله آن آثار مى‌باشد.

بازى كردن و رفاقت با كودك يكى از شيوه‌هاى احترام به وى مى‌باشد؛ زيرا اين امر موجب احياى شخصيّت وى شده، حس استقلال و اعتماد به نفس را در او شكوفا مى‌سازد، چنان كه سلام كردنِ به كودك و پاسخ سلام او را به گرمى دادن نيز از ديگر شيوه‌هاى احترام است و رسول خدا6عنايت خاصى نسبت به آن داشته، مى‌فرمود: «سلام كردن به كودكان يكى از پنج چيزى است كه تا لحظه مرگ آن را ترك نمى‌كنم.» سوّمين شيوه احترام، وفاى به عهد و پيمان است.

مربيان كودك بايد مراقب باشند درباره احترام، جانب افراط و تفريط را نگيرند و كودك را در دوران طفوليت و روزهاى اول ولادت محترم شمارند و از اهانت و تحقير وى بشدت پرهيز كنند و از افراط در امر و نهى او اجتناب نمايند تا آتش لجاجت او را شعله‌ور نسازند.

پرسش‌

1- احترام به كودك، چه نقشى در رشد وى دارد؟

2- آثار احترام به كودك كدام است؟

3- شيوه‌هاى احترام به كودك را بنويسيد.

4- نقش سلام كردن به كودك در رشد وى را توضيح دهيد.

5- زيان زياده‌روى در سرزنش كدام است؟


صفحه 149

درس هيجدهم: عوامل رشد كودك (3)

الف- برقرارى عدالت ميان كودكان‌

عدالت خواهى در انسانها ريشه فطرى دارد و خداوند توجّه به عدل را در درون هر انسانى به امانت نهاده است تا از اين طريق، موجبات خير و سعادت او فراهم شود.

اجراى عدالت در ميان فرزندان، از جمله حقوقى است كه پدر و مادر برعهده دارند؛ كودك انتظار دارد، پدر و مادر در محيط زندگى به عدالت پرداخته، از هرگونه تبعيض و بى‌عدالتى اجتناب نمايند؛ چرا كه فطرت پاك كودكان و لطافت طبع و حساسيّت روح آنها اقتضا دارد كه والدين و ديگر اعضاى خانواده، رفتارى عادلانه و دور از هرگونه تبعيض نسبت به آنها داشته باشند.

از آنجا كه كودك داراى روحى حساس و لطيف است و هرنوع رفتار و گفتار پدر و مادر در او تأثير مى‌گذارد و بويژه تبعيض و بى‌عدالتى آثار زيانبارى در روحيه و شخصيّت وى دارد، اولياى دين به اين موضوع عنايت كرده و توجّه مربيّان را بدان معطوف داشته‌اند.

رسول گرامى اسلام6مى‌فرمايد:

«إِعْدِلُوا بَيْنَ اوْلادِكُمْ كَما تُحِبُّونَ انْ يَعْدِلُوا بَيْنَكُمْ فِى الْبِرِّ وَاللُّطْفِ»[1]

ميان فرزندانتان، عدالت را رعايت كنيد، چنان كه دوست داريد آنان در احسان و لطف به شما، به عدالت رفتار كنند.

[1]- بحارالانوار، ج 104، ص 92


صفحه 150

رعايت عدالت بين كودكان منحصر به مورد خاصّى نيست، بلكه والدين مى‌بايست در تمام امور كودك عدالت را رعايت كنند و در محبّت و تشويق يا تنبيه عادلانه رفتار كرده، هرگز كودك را به جرم كارى كه نكرده، تنبيه نكنند و سرزنش ننمايند و هرگاه بين فرزندان نزاعى رخ داد، تنها مقصّر را تنبيه كنند و جانب فرزند ديگر را نگيرند، اگر چه خردسالتر و ضعيفتر باشد.

رعايت اين موضوع بقدرى دقيق است كه حتىّ شامل نگاهها و نوازش و بوسه‌هاى پدر و مادر نسبت به فرزندان نيز مى‌شود.

نقل شده، پدرى در محضر رسول خدا6يكى از فرزندان خود را بوسيد و به ديگرى اعتناد نكرد. آن حضرت در مقابل اين رفتار نادرست به او فرمود:

«فَهَلَّا واسَيْتَ بَيْنَهُما؟»[1]

چرا ميان آنها، برابرى و عدالت را رعايت نكردى؟

جلوه‌هاى بى‌عدالتى‌

بى‌عدالتى و تبعيض ممكن است در محيط خانواده به شكلهاى گوناگون جلوه كند، مانند: طرفدارى از يك كودك هنگام درگيرى، مضايقه از محبت كردن به كودكان بزرگتر در برابر فرزندان خردسال، نوازش يكى و بى‌توجّهى به ديگرى و ....

بسيارى از خانواده‌ها به دختران كمتر توجّه مى‌كنند و پسران را برتر از آنها مى‌دانند، در حالى كه اين‌گونه رفتارها، مورد پسند قرآن مجيد و پيشوايان دينى نيست؛ قرآن، وقتى از فرزند سخن به ميان مى‌آورد، آن را هديه‌اى الهى مى‌داند و بدون اينكه به جنسيّت آنها توجّه كند، اوّل از دختر ياد كرده، مى‌فرمايد:

«يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ اناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ، اوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ إِناثاً وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ عَقيماً إنَّهُ عَليمٌ قَديرٌ»[2]

[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 203

[2]- شورى‌( 42)، آيات 49- 50


صفحه 151

(خداوند متعال) به هر كس اراده كند، دختر مى‌بخشد و به هر كس بخواهد پسر (يا اگر بخواهد) پسر و دختر- هر دو- را براى آنان جمع مى‌كند، و هر كس را بخواهد عقيم مى‌گذارد، زيرا كه او دانا و قادر است.

جارود بن منذر مى‌گويد: امام صادق7به من فرمود:

شنيده‌ام كه تو دخترى دارى، ولى از او خيلى خوشت نمى‌آيد! او چه زيانى به تو مى‌رساند؟

مگر نه اين است كه او را مى‌بويى و روزى او نيز مى‌رسد، براستى كه پيامبر خدا6پدر چندين دختر بود.[1]

هنگامى كه به امام سجّاد7تولّد نوزاد را خبر مى‌دادند، هرگز از پسر يا دختر بودن او نمى‌پرسيد، و وقتى از سالم بودنش مطّلع مى‌شد، خدا را سپاس مى‌گفت.[2]

جلوه ديگر بى‌عدالتى، در تبعيض ميان فرزندان از نظر جمال است؛ يعنى فرزندى كه زيبايى چندانى ندارد، يا نقصى در بدن دارد، كمتر مورد توجّه پدر و مادر قرار مى‌گيرد و والدين بى‌توجّه، در مورد او بى‌عدالتى كرده و باعث آزار او مى‌شوند، يا در مورد بچه‌اى كه استعداد كمترى دارد و نسبت به ديگر برادران و خواهرانش از نظر درسى ضعيفتر است، كمتر مورد عنايت خود قرار داده و حتّى گاهى با زخم زبان او را تحقير مى‌كنند و از اين رهگذر، ضربات جبران ناپذير روحى بر او وارد مى‌سازند.

بنابراين، براى دستيابى به تربيت صحيح كودكان، پدر و مادر بايد از تبعيض و بى‌عدالتى نسبت به فرزندان خوددارى كرده، علل و انگيزه‌هاى تبعيض را از بين ببرند و زمينه رشد كودك را فراهم سازند.

عوارض ناگوار بى‌عدالتى‌

بى‌عدالتى ميان فرزندان، پيامدهاى ناگوارى دارد كه بعضى از آنها به شرح زير است:

1- احساس بدبينى‌

خانواده يا اجتماعى كه نسبت به كودكان تبعيض و بى‌عدالتى اعمال گردد، كودك‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 102

[2]- همان، ص 143


صفحه 152

نسبت به مربيان خود بدگمان شده، كينه آنها را در دل مى‌پروراند و هر نوع عمل آنان را بر دشمنى حمل مى‌كند و ممكن است با نافرمانى از خود عكس‌العمل نشان داده و حتى براى جبران كمبودهاى ناشى از بى‌عدالتى، سراغ پناهگاههاى خطرناك و نامطمئن برود.

2- تيرگى روابط بين فرزندان‌

كودكى كه مورد بى‌مهرى قرار گرفته، ناخواسته كينه ديگرى را كه به او «پرمهرى» شده، به دل گرفته، نسبت به او حسادت مى‌ورزد، و در هر فرصت مناسب وى را مورد آزار خود قرار مى‌دهد و در نتيجه همواره ميان آنها نزاع و كشمكش خواهد بود و چه بسا عكس‌العملهاى شديدى از خود نشان داده، دست به قتل و جنايت بزند.

3- احساس حقارت‌

كودكى كه مورد بى‌مهرى قرار گرفته و در زندگى روزمرّه همواره با بى‌عدالتى مواجه مى‌شود، احساس محروميّت و مظلوميّت كرده، خود را نسبت به ديگران حقير مى‌بيند و اين امر ممكن است موجب اضطراب، ناراحتى و ناامنى شده و به ضعف اعصاب و بيماريهاى روانى كودك منتهى گردد.

4- بدآموزى‌

رفتار، گفتار و كردار پدر و مادر در كودكان تأثير مى‌گذارد، كودكى كه بى‌عدالتى را از پدر و مادر در عمل فرا بگيرد، بتدريج به آن عادت مى‌كند و همين رفتار را درباره ديگران نيز به كار مى‌برد.[1]

ب- آزادى كودك‌

يكى ديگر از عوامل رشد كودك كه در اعتماد به نفس، استقلال و شخصيت فردى و اجتماعى او تأثير بسزايى دارد، آزادى كودك در انجام كارهاى كودكانه است.

خداوند متعال در وجود انسان براى رفع مشكلات زندگى، غرايزى نظير محبّت، خشم، ترس، شجاعت و ... را به امانت نهاده كه تشكيل دهنده شخصيّت انسانى هستند و بايد در محيطى آزاد پرورش و تكامل يابند. پدر و مادرانى كه معتقدند: بچّه خوب را از

[1]- ر. ك. آيين تربيت، ابراهيم امينى