بد، تميز نمىدهد و آزاد گذاردن وى موجب گمراهىاش مىشود و خود را به منزله عقل كودك قرار داده، برايش تصميم مىگيرند، انتخاب مىكنند و ... مانع رشد و پرورش غرايز وى شده و با اين شيوه، افرادى غير مبتكر، ترسو و بىعرضه تحويل جامعه مىدهند، زيرا كودك در محيط آزاد است كه كودك مىتواند غرايز خود را به كار گرفته و شخصيتش را پرورش دهد و خود را براى ورود به زندگى اجتماعى كه يك صحنه مبارزه است، مهيّا سازد.
از اين رو، در روايات، كودك تا هفت سالگى به عنوان فرمانده معرّفى شده است، يعنى پدر و مادر مىبايست از امر و نهى بىمورد نسبت به او اجتناب كنند و او را از آزاديهاى مفيد و ضرورى محروم نسازند.
رسول خدا6مىفرمايد:
«الْوَلَدُ سَيِّدٌ سَبْعَ سِنينَ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنينَ وَ وَزيرٌ سَبْعَ سِنينَ»[1]
كودك تا هفت سالگى فرمانده و از هفت تا چهارده سالگى فرمانبردار و بعد از چهارده سالگى تا هفت سال وزير و مشاور پدر و مادر خواهد بود.
گفتنى است كه والدين بايد عنايت داشته باشند كه آزادى فرزندان، حساب شده باشد و خود عاملى براى انحراف آنها نشود. از اين رو، نبايد آزاد بودن كودك بطور مطلق و بدون قيد و شرط باشد، بلكه كودك بايد آزادى مشروط داشته باشد، زيرا اگر با آزادى مطلق رشد كند و پدر و مادر هيچ امر و نهى و هدايتى نسبت به او نداشته باشند و محدوديتى برايش قائل نشوند فردى خودخواه، زورگو و پرتوقّع بار مىآيد، براى ديگران حقّى قائل نخواهد بود و به حقوق ديگران تجاوز مىكند و حتى از پدر و مادر سلب آسايش مىنمايد و در نتيجه، اين آزادى عامل به فساد كشيده شدن كودك شده، وى را دچار اضطراب و پريشانى مىسازد.
شرايط آزادى كودك
با توجّه به آنچه گذشت، براى آنكه آزادى وسيله رشد كودك باشد، نه عامل
[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 195
انحراف او، پدر و مادر لازم است شرايط زير را در آزاد گذاردن وى رعايت كنند:
1- آزادى به مقدارى باشد كه زمينهساز رشد كودك باشد.
2- اعطاى آزادى به ميزان لياقت كودك باشد.
3- ارضاى خواستههاى كودك با بهرهبردارى از آزادى، تحت كنترل و نظارت والدين انجام گيرد.
4- هرگونه آزادى در زمينه غرايز، شهوات و تمايلات نفسانى، مشروط و مقيّد لحاظ شود.
5- در اعطاى آزادى؛ تناسب سنّ، جنس، درك و استعداد كودك مراعات گردد.
6- معيار اعطاى آزادى، تشخيص عقلانى كودك در رفع نياز فردى باشد.
7- آزادى در شرايط و امكاناتى صورت گيرد كه او را نيرومندتر و مقاومتر سازد.[1]
[1]- ر. ك. خانواده و نيازمنديهاى كودكان، ص 384- 389
خلاصه
برقرارى عدالت بين فرزندان، از جمله عواملى است كه در رشد كودك تأثير بسزايى داشته، اعتماد به نفس و استقلال را در او ايجاد مىكند.
پدر و مادر بايد در تمام امور مربوط به كودكان، حتى نگاه كردن و نوازش نمودن آنها، اجراى عدالت و پرهيز از تبعيض را رعايت نمايند.
بىعدالتى و تبعيض در محيط خانواده به شكلهاى گوناگونى جلوه مىكند، بىتوجهى به فرزندان دختر، فرزندانى كه زيبايى چندانى ندارند و يا در بدن خود نقصى دارند و نيز فرزندانى كه از نظر استعداد ضعيفتر هستند از جمله آن جلوهها مىباشد.
تبعيض و بىعدالتى، عوارض ناگوار بسيارى دارد كه از جمله مىتوان «احساس بدبينى، تيرگى روابط بين فرزندان، احساس حقارت و بدآموزى» را نام برد.
آزاد بودن كودك در انجام كارهاى كودكانه، يكى ديگر از عوامل رشد كودك است. والدين از طرفى نبايد، اين آزادى را از كودكان سلب كنند، زيرا عوارض ناگوارى را در پى خواهد داشت و از طرف ديگر نبايد فرزندان را بطور مطلق و بدون هيچ قيد و شرطى آزاد بگذارند، چرا كه آزاد بودن بىقيد آنها هم براى خودشان زيانبار است و هم به ديگران آسيب مىرساند.
پرسش
1- منظور از اجراى عدالت بين كودكان را بنويسيد.
2- جلوههاى تبعيض در خانوادهها كدام است؟
3- عوارض و پيامدهاى بىعدالتى چيست؟
4- مقصود از آزاد بودن كودك چيست؟
5- عوارض سلب آزادى كودك را بيان كنيد.
درس نوزدهم: پرورش استعداد كودك (1)
از آنجا كه پرورش استعدادهاى كودك تأثير ويژهاى در تربيت صحيح او دارد، شناخت اين استعدادها و جهت دهى به آنها امرى ضرورى خواهد بود. استعدادهاى گوناگونى از قبيل استعداد دينى، علمى، اخلاقى، عاطفى و غيره در انسان وجود دارد كه طى دو درس به بحث درباره آنها مىپردازيم.
الف- استعداد دينى
هر انسانى از فطرت الهى برخوردار است و اين گرايش از ابتداى كودكى در او وجود دارد. اگر اين استعداد الهى شكوفا شود و با تربيت صحيح، كودك به سوى خدا و گرايشات الهى و معنوى رهنمون گردد، روح دينى در او زنده شده، انسانى متديّن بار مىآيد، ولى اگر در دوران كودكى هيچ گونه هدايت و راهنمايى در زمينه شكوفايى اين استعداد انجام نشود، ممكن است با گذشت زمان فطرت الهى او، از مسير صحيح منحرف شود، بنابراين، پدر و مادر در مورد پرورش استعداد دينى كودك، وظيفه مهمّى به عهده دارند. امام سجّاد7مىفرمايد:
«وَ انَّكَ مَسْؤُولٌ عَمَّا وَلَّيْتَهُ بِهِ مِنْ حُسْنِ الْادَبِ وَالدِّ لالَةِ عَلى رَبِّهِ»[1]
تو (پدر) در سرپرستى فرزند خود مسؤول هستى كه طفل را مؤدّب و بااخلاق پسنديده
[1]- تحف العقول، ترجمه جنّتى، ص 300، اسلاميه
پرورش دهى و او را به سوى خداوند متعال راهنمايى كنى.
غفلت از اين وظيفه اساسى، مىتواند ضربههاى بزرگى به ايمان و دين فرزندان ما وارد كند. از اين رو، رهبر بزرگوار اسلام در سخنى عتاب آلود، نگرانى خويش را از سهلانگارى در اين مورد چنين ابراز مىدارد:
واى بر فرزندان آخرالزمان از روش ناپسند پدرانشان! عرض شد: اى رسول خدا از روش پدران مشرك؟ فرمود: نه. از پدران مسلمان، كه به فرزندان خود هيچ يك از واجبات دينى را نمىآموزند و به مقدار ناچيزى از امور مادى درباره آنان قانعند. من از چنين كسانى بيزار و آنان ا ز من بيزارند.[1]
پدر و مادر بايد با بيدار كردن شعور مذهبى كودك و متجلّى كردن شخصيّت الهى او، به رشد مذهبىاش كمك كنند. سخنان پدر و مادر بايد بگونهاى باشد كه كمكم او را متوجّه خدا كند و با بيان بعضى از اوصاف الهى نظير رحمت، عدالت و احسان خدا كه براى كودك جالب و جذّاب است، كودك را به خدا علاقهمند سازند.
در تربيت دينى كودك، توجّه به نكات بسيارى لازم است كه برخى را به عنوان نمونه در زير مىآوريم:
1- انجام آداب اسلامى
شايسته است كه پدر و مادر مسلمانى كه صاحب فرزند مىشوند، نخست آداب ويژه ولادت را كه اسلام بيان كرده، درباره او پياده كنند و از روزهاى نخست زندگى، او را با آداب اسلامى آشنا سازند.[2]
علاوه بر اين، شايسته است نام نيكويى براى كودك انتخاب شود، چرا كه نام هركس، تأثير زيادى در شخصيّت او دارد. هر اسمى تداعى كننده معنايى خاص و ارائه دهنده الگويى ويژه است، بخصوص اگر از نام شخصيّتى ممتاز گرفته شده باشد. در اين صورت، ويژگيهاى شخصيّت مورد نظر به صاحب اسم سرايت كرده، از اين رهگذر در
[1]- مستدرك الوسائل، ج 15، ص 164
[2]- ر. ك. تحريرالوسيله، ج 2، ص 309- 311
او تأثير مثبت يا منفى مىگذارد.
رسول گرامى اسلام6مىفرمايد:
«مِنْ حَقِّ الْوَلَدِ عَلى والِدِهِ ثَلاثَةٌ: يُحْسِنُ اسْمَهُ وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَةَ وَ يُزَوِّجُهُ اذا بَلَغَ»[1]
سه چيز از حقوق فرزند بر پدر است: اسم نيكو برايش انتخاب كند، نوشتن به او بياموزد و وقتى به سنّ بلوغ رسيد، برايش همسر بگيرد.
در اين ميان، نامهايى از اولويت برخوردارند كه يادآور بندگى خدا باشد[2]مانند عبدالله، عبدالرحيم، عبدالرّحمان ... و در مرحله بعد، اسامى پيامبران و امامان كه بهترين آنها نام مبارك «محمّد» است. پيامبر اكرم6فرمود:
«مَنْ وَلَّدَ ارْبَعَةَ اوْلادٍ وَ لَمْ يُسَمِّ احَدَهُمْ بِاسْمى فَقَدْ جَفانى»[3]
هر كس داراى چهار فرزند شود، و هيچ يك را به اسم من ننامد، به من جفا كرده است.
روشن است كه اين نامگذارى براى ما و فرزندانمان سودمند است و موجب رشد معنويّت در خانواده و پرورش مذهبى فرزندان ما خواهد بود.
. 2- آموزش دينى
كودك با فطرت الهى خويش آمادگى دارد كه با آموزشهاى دينى آشنا شود، به عبارت ديگر يك نياز درونى او را به فراگيرى آموزشهاى دينى فرا مىخواند. اگر پدر و مادر، به اين نياز كودك جواب مثبت ندهند و با آموزشهاى سازنده و آگاهيهاى لازم او را هدايت نكنند، ممكن است ذوق و گرايش دينى كودك مخدوش شده و افكار انحرافى در ذهن او رسوخ كند. از اين رو، پدر و مادر بايد كودكان خود را با آموزشهاى دينى و سخنان هدايتگر معصومين آشنا سازند، تا آنها را از غلتيدن در دام انحرافات فكرى نجات دهند.
[1]- مكارم الاخلاق، ترجمه مير باقرى، ص 421، نشر فراهانى
[2]- ر. ك. تحرير الوسيله، ج 2، ص 310
[3]- فروع كافى، ج 6، ص 19
امام صادق7فرمود:
«بادِرُوا اوْلادَكُمْ بِالْحَديثِ قَبْلَ انْ يَسْبِقَكُمْ الَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ»[1]
قبل از آنكه مرجئه (منحرفان) از شما پيشى گيرند، به حديث آموزى فرزندانتان اقدام كنيد.
بنابراين، از همان زمانى كه در ذهن كودك سؤالهايى درباره مبدأ و معاد و ديگر مسائل دينى مطرح مىشود، بايد با ارائه پاسخهاى سنجيده و متناسب، عقل و روح او را مجذوب زيباييهاى معنوى كرد، تا از همان ابتدا علاقه به خدا و پيامبران الهى و ائمّه اطهار:در جان او رشد يابد. بهتر است، صفاتى كه براى كودك شيرينتر است و محبت و اميدوارى به خدا را در دلش پرورش مىدهد- مانند عدالت و رحمت خداوند- بازگو شودتا تصوّرى دوست داشتنى از خداوند داشته و وى را به سوى ديندارى سوق دهد.
والدين بايد با ظرافت و حوصله، روح كودك را با آموزشهاى دينى آشنا كرده، هرگاه استعداد پذيرش مرحله بالاترى را در او ديدند، به آن مرحله راهنماىاش كنند.
امام باقر7مىفرمايد:
در دو سالگى كلمه توحيد «لا الهَ الَّا اللَّهُ» را و در چهار سالگى «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ» را به كودك بياموزند. در پنج سالگى روى او را متوجّه قبله كرده، به او بگويند كه سر به سجده بگذارد. بعد از شش سالگى، ركوع و سجود صحيح را به او بياموزند و در هفت سالگى به او بگويند دست و رويت را بشوى و نماز بگذار و چون نه ساله گردد، وضو يادش دهند.[2]
امام صادق7نيز مىفرمايد:
ما كودكان خود را در سنّ پنج سالگى به نماز وامىداريم؛ شما نيز آنها را در سنّ هفت سالگى به نماز واداريد. همچنين ما به فرزندانمان در سنّ هفت سالگى دستور مىدهيم كه به اندازه طاقتشان روزه بگيرند؛- يك روز، نصف روز، كمتر يا بيشتر؛ و هرگاه تشنگى و گرسنگى
[1]- فروع كافى، ج 6، ص 47
[2]- مكارم الاخلاق، ج 1، ص 425