بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 149

درس هيجدهم: عوامل رشد كودك (3)

الف- برقرارى عدالت ميان كودكان‌

عدالت خواهى در انسانها ريشه فطرى دارد و خداوند توجّه به عدل را در درون هر انسانى به امانت نهاده است تا از اين طريق، موجبات خير و سعادت او فراهم شود.

اجراى عدالت در ميان فرزندان، از جمله حقوقى است كه پدر و مادر برعهده دارند؛ كودك انتظار دارد، پدر و مادر در محيط زندگى به عدالت پرداخته، از هرگونه تبعيض و بى‌عدالتى اجتناب نمايند؛ چرا كه فطرت پاك كودكان و لطافت طبع و حساسيّت روح آنها اقتضا دارد كه والدين و ديگر اعضاى خانواده، رفتارى عادلانه و دور از هرگونه تبعيض نسبت به آنها داشته باشند.

از آنجا كه كودك داراى روحى حساس و لطيف است و هرنوع رفتار و گفتار پدر و مادر در او تأثير مى‌گذارد و بويژه تبعيض و بى‌عدالتى آثار زيانبارى در روحيه و شخصيّت وى دارد، اولياى دين به اين موضوع عنايت كرده و توجّه مربيّان را بدان معطوف داشته‌اند.

رسول گرامى اسلام6مى‌فرمايد:

«إِعْدِلُوا بَيْنَ اوْلادِكُمْ كَما تُحِبُّونَ انْ يَعْدِلُوا بَيْنَكُمْ فِى الْبِرِّ وَاللُّطْفِ»[1]

ميان فرزندانتان، عدالت را رعايت كنيد، چنان كه دوست داريد آنان در احسان و لطف به شما، به عدالت رفتار كنند.

[1]- بحارالانوار، ج 104، ص 92


صفحه 150

رعايت عدالت بين كودكان منحصر به مورد خاصّى نيست، بلكه والدين مى‌بايست در تمام امور كودك عدالت را رعايت كنند و در محبّت و تشويق يا تنبيه عادلانه رفتار كرده، هرگز كودك را به جرم كارى كه نكرده، تنبيه نكنند و سرزنش ننمايند و هرگاه بين فرزندان نزاعى رخ داد، تنها مقصّر را تنبيه كنند و جانب فرزند ديگر را نگيرند، اگر چه خردسالتر و ضعيفتر باشد.

رعايت اين موضوع بقدرى دقيق است كه حتىّ شامل نگاهها و نوازش و بوسه‌هاى پدر و مادر نسبت به فرزندان نيز مى‌شود.

نقل شده، پدرى در محضر رسول خدا6يكى از فرزندان خود را بوسيد و به ديگرى اعتناد نكرد. آن حضرت در مقابل اين رفتار نادرست به او فرمود:

«فَهَلَّا واسَيْتَ بَيْنَهُما؟»[1]

چرا ميان آنها، برابرى و عدالت را رعايت نكردى؟

جلوه‌هاى بى‌عدالتى‌

بى‌عدالتى و تبعيض ممكن است در محيط خانواده به شكلهاى گوناگون جلوه كند، مانند: طرفدارى از يك كودك هنگام درگيرى، مضايقه از محبت كردن به كودكان بزرگتر در برابر فرزندان خردسال، نوازش يكى و بى‌توجّهى به ديگرى و ....

بسيارى از خانواده‌ها به دختران كمتر توجّه مى‌كنند و پسران را برتر از آنها مى‌دانند، در حالى كه اين‌گونه رفتارها، مورد پسند قرآن مجيد و پيشوايان دينى نيست؛ قرآن، وقتى از فرزند سخن به ميان مى‌آورد، آن را هديه‌اى الهى مى‌داند و بدون اينكه به جنسيّت آنها توجّه كند، اوّل از دختر ياد كرده، مى‌فرمايد:

«يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ اناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ، اوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ إِناثاً وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ عَقيماً إنَّهُ عَليمٌ قَديرٌ»[2]

[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 203

[2]- شورى‌( 42)، آيات 49- 50


صفحه 151

(خداوند متعال) به هر كس اراده كند، دختر مى‌بخشد و به هر كس بخواهد پسر (يا اگر بخواهد) پسر و دختر- هر دو- را براى آنان جمع مى‌كند، و هر كس را بخواهد عقيم مى‌گذارد، زيرا كه او دانا و قادر است.

جارود بن منذر مى‌گويد: امام صادق7به من فرمود:

شنيده‌ام كه تو دخترى دارى، ولى از او خيلى خوشت نمى‌آيد! او چه زيانى به تو مى‌رساند؟

مگر نه اين است كه او را مى‌بويى و روزى او نيز مى‌رسد، براستى كه پيامبر خدا6پدر چندين دختر بود.[1]

هنگامى كه به امام سجّاد7تولّد نوزاد را خبر مى‌دادند، هرگز از پسر يا دختر بودن او نمى‌پرسيد، و وقتى از سالم بودنش مطّلع مى‌شد، خدا را سپاس مى‌گفت.[2]

جلوه ديگر بى‌عدالتى، در تبعيض ميان فرزندان از نظر جمال است؛ يعنى فرزندى كه زيبايى چندانى ندارد، يا نقصى در بدن دارد، كمتر مورد توجّه پدر و مادر قرار مى‌گيرد و والدين بى‌توجّه، در مورد او بى‌عدالتى كرده و باعث آزار او مى‌شوند، يا در مورد بچه‌اى كه استعداد كمترى دارد و نسبت به ديگر برادران و خواهرانش از نظر درسى ضعيفتر است، كمتر مورد عنايت خود قرار داده و حتّى گاهى با زخم زبان او را تحقير مى‌كنند و از اين رهگذر، ضربات جبران ناپذير روحى بر او وارد مى‌سازند.

بنابراين، براى دستيابى به تربيت صحيح كودكان، پدر و مادر بايد از تبعيض و بى‌عدالتى نسبت به فرزندان خوددارى كرده، علل و انگيزه‌هاى تبعيض را از بين ببرند و زمينه رشد كودك را فراهم سازند.

عوارض ناگوار بى‌عدالتى‌

بى‌عدالتى ميان فرزندان، پيامدهاى ناگوارى دارد كه بعضى از آنها به شرح زير است:

1- احساس بدبينى‌

خانواده يا اجتماعى كه نسبت به كودكان تبعيض و بى‌عدالتى اعمال گردد، كودك‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 102

[2]- همان، ص 143


صفحه 152

نسبت به مربيان خود بدگمان شده، كينه آنها را در دل مى‌پروراند و هر نوع عمل آنان را بر دشمنى حمل مى‌كند و ممكن است با نافرمانى از خود عكس‌العمل نشان داده و حتى براى جبران كمبودهاى ناشى از بى‌عدالتى، سراغ پناهگاههاى خطرناك و نامطمئن برود.

2- تيرگى روابط بين فرزندان‌

كودكى كه مورد بى‌مهرى قرار گرفته، ناخواسته كينه ديگرى را كه به او «پرمهرى» شده، به دل گرفته، نسبت به او حسادت مى‌ورزد، و در هر فرصت مناسب وى را مورد آزار خود قرار مى‌دهد و در نتيجه همواره ميان آنها نزاع و كشمكش خواهد بود و چه بسا عكس‌العملهاى شديدى از خود نشان داده، دست به قتل و جنايت بزند.

3- احساس حقارت‌

كودكى كه مورد بى‌مهرى قرار گرفته و در زندگى روزمرّه همواره با بى‌عدالتى مواجه مى‌شود، احساس محروميّت و مظلوميّت كرده، خود را نسبت به ديگران حقير مى‌بيند و اين امر ممكن است موجب اضطراب، ناراحتى و ناامنى شده و به ضعف اعصاب و بيماريهاى روانى كودك منتهى گردد.

4- بدآموزى‌

رفتار، گفتار و كردار پدر و مادر در كودكان تأثير مى‌گذارد، كودكى كه بى‌عدالتى را از پدر و مادر در عمل فرا بگيرد، بتدريج به آن عادت مى‌كند و همين رفتار را درباره ديگران نيز به كار مى‌برد.[1]

ب- آزادى كودك‌

يكى ديگر از عوامل رشد كودك كه در اعتماد به نفس، استقلال و شخصيت فردى و اجتماعى او تأثير بسزايى دارد، آزادى كودك در انجام كارهاى كودكانه است.

خداوند متعال در وجود انسان براى رفع مشكلات زندگى، غرايزى نظير محبّت، خشم، ترس، شجاعت و ... را به امانت نهاده كه تشكيل دهنده شخصيّت انسانى هستند و بايد در محيطى آزاد پرورش و تكامل يابند. پدر و مادرانى كه معتقدند: بچّه خوب را از

[1]- ر. ك. آيين تربيت، ابراهيم امينى


صفحه 153

بد، تميز نمى‌دهد و آزاد گذاردن وى موجب گمراهى‌اش مى‌شود و خود را به منزله عقل كودك قرار داده، برايش تصميم مى‌گيرند، انتخاب مى‌كنند و ... مانع رشد و پرورش غرايز وى شده و با اين شيوه، افرادى غير مبتكر، ترسو و بى‌عرضه تحويل جامعه مى‌دهند، زيرا كودك در محيط آزاد است كه كودك مى‌تواند غرايز خود را به كار گرفته و شخصيتش را پرورش دهد و خود را براى ورود به زندگى اجتماعى كه يك صحنه مبارزه است، مهيّا سازد.

از اين رو، در روايات، كودك تا هفت سالگى به عنوان فرمانده معرّفى شده است، يعنى پدر و مادر مى‌بايست از امر و نهى بى‌مورد نسبت به او اجتناب كنند و او را از آزاديهاى مفيد و ضرورى محروم نسازند.

رسول خدا6مى‌فرمايد:

«الْوَلَدُ سَيِّدٌ سَبْعَ سِنينَ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنينَ وَ وَزيرٌ سَبْعَ سِنينَ»[1]

كودك تا هفت سالگى فرمانده و از هفت تا چهارده سالگى فرمانبردار و بعد از چهارده سالگى تا هفت سال وزير و مشاور پدر و مادر خواهد بود.

گفتنى است كه والدين بايد عنايت داشته باشند كه آزادى فرزندان، حساب شده باشد و خود عاملى براى انحراف آنها نشود. از اين رو، نبايد آزاد بودن كودك بطور مطلق و بدون قيد و شرط باشد، بلكه كودك بايد آزادى مشروط داشته باشد، زيرا اگر با آزادى مطلق رشد كند و پدر و مادر هيچ امر و نهى و هدايتى نسبت به او نداشته باشند و محدوديتى برايش قائل نشوند فردى خودخواه، زورگو و پرتوقّع بار مى‌آيد، براى ديگران حقّى قائل نخواهد بود و به حقوق ديگران تجاوز مى‌كند و حتى از پدر و مادر سلب آسايش مى‌نمايد و در نتيجه، اين آزادى عامل به فساد كشيده شدن كودك شده، وى را دچار اضطراب و پريشانى مى‌سازد.

شرايط آزادى كودك‌

با توجّه به آنچه گذشت، براى آنكه آزادى وسيله رشد كودك باشد، نه عامل‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 195


صفحه 154

انحراف او، پدر و مادر لازم است شرايط زير را در آزاد گذاردن وى رعايت كنند:

1- آزادى به مقدارى باشد كه زمينه‌ساز رشد كودك باشد.

2- اعطاى آزادى به ميزان لياقت كودك باشد.

3- ارضاى خواسته‌هاى كودك با بهره‌بردارى از آزادى، تحت كنترل و نظارت والدين انجام گيرد.

4- هرگونه آزادى در زمينه غرايز، شهوات و تمايلات نفسانى، مشروط و مقيّد لحاظ شود.

5- در اعطاى آزادى؛ تناسب سنّ، جنس، درك و استعداد كودك مراعات گردد.

6- معيار اعطاى آزادى، تشخيص عقلانى كودك در رفع نياز فردى باشد.

7- آزادى در شرايط و امكاناتى صورت گيرد كه او را نيرومندتر و مقاومتر سازد.[1]

[1]- ر. ك. خانواده و نيازمنديهاى كودكان، ص 384- 389


صفحه 155

خلاصه‌

برقرارى عدالت بين فرزندان، از جمله عواملى است كه در رشد كودك تأثير بسزايى داشته، اعتماد به نفس و استقلال را در او ايجاد مى‌كند.

پدر و مادر بايد در تمام امور مربوط به كودكان، حتى نگاه كردن و نوازش نمودن آنها، اجراى عدالت و پرهيز از تبعيض را رعايت نمايند.

بى‌عدالتى و تبعيض در محيط خانواده به شكلهاى گوناگونى جلوه مى‌كند، بى‌توجهى به فرزندان دختر، فرزندانى كه زيبايى چندانى ندارند و يا در بدن خود نقصى دارند و نيز فرزندانى كه از نظر استعداد ضعيف‌تر هستند از جمله آن جلوه‌ها مى‌باشد.

تبعيض و بى‌عدالتى، عوارض ناگوار بسيارى دارد كه از جمله مى‌توان «احساس بدبينى، تيرگى روابط بين فرزندان، احساس حقارت و بدآموزى» را نام برد.

آزاد بودن كودك در انجام كارهاى كودكانه، يكى ديگر از عوامل رشد كودك است. والدين از طرفى نبايد، اين آزادى را از كودكان سلب كنند، زيرا عوارض ناگوارى را در پى خواهد داشت و از طرف ديگر نبايد فرزندان را بطور مطلق و بدون هيچ قيد و شرطى آزاد بگذارند، چرا كه آزاد بودن بى‌قيد آنها هم براى خودشان زيانبار است و هم به ديگران آسيب مى‌رساند.


صفحه 156

پرسش‌

1- منظور از اجراى عدالت بين كودكان را بنويسيد.

2- جلوه‌هاى تبعيض در خانواده‌ها كدام است؟

3- عوارض و پيامدهاى بى‌عدالتى چيست؟

4- مقصود از آزاد بودن كودك چيست؟

5- عوارض سلب آزادى كودك را بيان كنيد.