بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 69

بين برده، موجب دورى از مردم مى‌شود و در نتيجه آشفتگى روحى و احساس تنهايى و دلهره را به همراه دارد. امير مؤمنان7فرمود:

«مَنْ خَشُنَتْ عَريكَتُهُ اقْفَرَتْ حاشِيَتُهُ»[1]

هر كس درشت خوى باشد، دور و برش خالى گردد (و كسى در كنار او نمى‌ماند).

محيط خانه و زندگى بايد محل آرامش و آسايش زن و مرد و فرزندان آنان باشد.

بداخلاقى، آرامش و صفاى محيط خانواده را از بين برده، ترس و دلهره را جايگزين آن مى‌كند؛ بعلاوه آنگاه كه شوهر با بدخلقى عرصه زندگى را براى همسرش تنگ كند و به جاى ملاطفت و نيكى، خشونت كرده، اضطراب و ترس را بر وى چيره سازد و تعادل روحى او را از بين ببرد، زن نيز احساس وحشت مى‌كند و خود را در برابر ديو بدخلقى گرفتار مى‌يابد. امير مؤمنان7فرمود:

«لا وَحْشَةَ اوْحَشُ مِنْ سُوءِ الْخُلْقِ»[2]

هيچ وحشتى، ترسناك‌تر از بدخلقى نيست.

. 3- زوال محبّت‌

اثر ديگر بدخلقى، كاهش مهر و محبّت و از بين رفتن مهربانى و دوستى است. رفتار انسان بدخلق، براى هيچ كس خوشايند نيست. همه از خوى ناپسند، در رنج و عذاب بوده، از آن نفرت دارند.

بدخلقى محبتهاى گذشته را به نفرت و انزجار مبدّل مى‌كند و موجب ناخشنودى آنان مى‌گردد. حضرت على7فرمود:

«مَنْ ساءَ خُلْقُهُ مَلَّهُ اهْلُهُ»[3]

هركس بداخلاق باشد، خانواده‌اش از او ناخشنود مى‌شوند.

خوشرويى كمترين بهايى است كه زن در مقابل تلاش شبانه‌روزى خود، از شوهر

[1]- شرح غررالحكم، ج 5، ص 325

[2]- همان، ج 6، ص 400

[3]- همان، ج 5، ص 328


صفحه 70

انتظار دارد و در حقيقت جبران كننده بسيارى از كمبودهاى مادى زندگى بوده، تحمّل ناهمواريهاى آن را براى او ميسّر مى‌سازد. زنى كه همواره با تندخويى شوهرش رو به رو مى‌شود، زندگى در نظرش تيره و تار شده، از معاشرت با همسر بى‌حوصله و بدخلقِ خود خسته و درمانده خواهد شد.

گاهى تندخويى و بداخلاقى افراد چنان خسته كننده و نفرت انگيز است كه عدّه‌اى به انتظار مرگ آنان نشسته و بدين وسيله شاد مى‌شوند. امير مؤمنان7فرمود:

«مَنْ ساءَتْ سَجِيَّتُهُ سَرَّتْ مَنِيَّتُهُ»[1]

هر كس بداخلاق باشد، مرگش مايه شادى گردد.

بدگمانى‌

از ديگر آفات سعادت خانواده، بدگمانى زن و شوهر به يكديگر است كه آثار منفى بسيارى را به همراه دارد. شخص بدگمان داراى روحيّه منفى‌بافى و بيمارگونه است. او از سلامت‌روحى و تعادل روانى برخوردارنبوده، به رفتار وگفتار ديگران باديده بدبينى مى‌نگرد.

انسانى كه بر اثر روحيّه بدبينى، به همسر خود اعتماد و اطمينان ندارد، از آرامش و صفاى زندگى خانوادگى محروم خواهد بود. چنين فردى در روابط اجتماعى نيز موفق نخواهد شد، چرا كه در نتيجه به گمانى بد ديگران، دوستان خود را از دست داده، تنها خواهد ماند. امير مؤمنان فرمود:

«شَرُّ النَّاسِ مَنْ لَمْ يَثِقْ بِأَحَدٍ لِسُوءِ ظَنِّهِ وَ لَمْ يَثِقْ بِهِ احَدٌ لِسُوءِ فِعْلِهِ»[2]

بدترين مردم كسى است كه به علت بدگمانى، به هيچ كس اعتماد ندارد و به جهت رفتار بدش، كسى به او اطمينان نمى‌كند.

آثار بدگمانى‌

بدگمانى آثار نامطلوبى در زندگى انسان دارد كه برخى از آنها عبارتند از:

[1]- شرح غررالحكم، ج 5، ص 272

[2]- همان، ج 4، ص 178


صفحه 71

1- برانگيختن بديها

يكى از نتايج زيانبار بدگمانى، كاهش انگيزه نيكوكارى و ارتكاب اعمال ناپسند است.

اگر مردى در مسائل خانوادگى نسبت به همسرش بدگمان باشد، اتهامات واهى و بى‌اساسى را به وى نسبت داده و سبب مى‌شود كه زشتى اعمال بد در نظر او، ناچيز جلوه داده شود و انجام اعمال ناشايست را براى او آسان مى‌كند و در نتيجه، رفتار او را بتدريج به سمتى انحرافى و نامطلوب سوق داده، موجب ظهور اعمال ناپسند از سوى او خواهد شد. امير مؤمنان على7در اين باره فرمود:

«سُوءُ الظَّنِّ يُفْسِدُ الْامُورَ وَ يَبْحَثُ عَلَى الشُّروُرِ»[1]

بدگمانى كارها را فاسد مى‌كند و بديها را بر مى‌انگيزد.

. 2- اختلافات خانوادگى‌

از ديگر آثار منفى بدگمانى به همسر، ايجاد زمينه وسيع درگيرى و اختلافات خانوادگى است. از نظر فرد بدبين، اغلب رفتارهاى همسر، مشكوك و نادرست است و همين خيال واهى، موجب اعتراضات بى‌اساس، پرخاشهاى بيجا، دخالتهاى ناروا، اتهامات پوچ و واكنشهاى ناپسند او در مقابل رفتار همسر مى‌شود. تحمّل چنين وضعى در دراز مدت براى انسان مشكل و طاقت فرساست. همسر چنين فردى هراندازه كه صبور و خويشتندار باشد، پس از گذشت مدت زمانى، كاسه صبرش لبريز شده، به مقابله با او خواهد پرداخت.

در نتيجه، بر اثر غلبه روحيّه بدگمانى، همواره به خاطر مسائل جزئى و غير قابل اعتنا، درگيريهاى مستمر خانوادگى به وجود آمده، صلح و آرامش از اين خانه رخت برمى‌بندد و دوستى و محبت زن و شوهر، تبديل به جدايى روحى از يكديگر خواهد شد. حضرت على7فرمود:

«مَنْ غَلَبَ عَلَيْهِ سُوءُ الظَّنِّ لَمْ يَتْرُكْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَليلٍ صُلْحاً»[2]

بدگمانى بر هر كس چيره شود، بين او و هيچ دوستى، صلح و آرامش باقى نخواهد گذاشت.

[1]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 132

[2]- همان، ج 5، ص 406


صفحه 72

خلاصه‌

تيره روزى هر خانواده‌اى معلول آفات گوناگونى است كه دامنگير آن مى‌شود. براى داشتن زندگى سالم، بايد در زمينه پيراستن كانون گرم خانواده از آفات مختلف تلاش كرد. هر عاملى كه موجبات سعادت خانواده را تضعيف كند، از آفات خانواده محسوب مى‌شود.

بدخلقى يكى از آفات ويرانگر خانواده است و اثرات زيانبارى دارد. اولين اثر بدخلقى، از بين رفتن تأثير رفتار نيك و ويژگيهاى مثبت انسان نزد همسر و فرزندانش مى‌باشد. اثر ديگر بدخلقى ايجاد ترس و اضطراب در محيط خانواده است كه آرامش روحى اعضاى خانواده را سلب مى‌كند. زوال محبت انسان نزد همسر و فرزندان، از ديگر آثار بدخلقى به شمار مى‌رود.

از ديگر آفات خانواده، بدگمانى نسبت به همسر است كه سلامت زندگى خانوادگى را تحت‌الشعاع خود قرار مى‌دهد. برانگيختن زمينه‌هاى منفى و اختلافات و درگيريهاى خانوادگى از جمله آثار نامطلوب بدگمانى در زندگى است.

پرسش‌

1- مقصود از آفات سعادت خانواده چيست؟

2- ده اثر بدخلقى را بيان كنيد.

3- دو اثر بدگمانى را شرح دهيد.

4- شخص بدبين چه روحيه‌اى دارد؟ توضيح دهيد.


صفحه 73

درس نهم: آفات سعادت خانواده (2)

بى‌اعتنايى به همسر و موجبات آن‌

يكى ديگر از آفات سعادت خانواده كه امرى ناپسند و زيان آور است بى‌اعتنايى به همسر است.

بى‌اعتنايى به همسر داراى عوامل متعدّدى است كه بعضى از آنها را در زير مى‌خوانيم:

1- روحيه خودبرتر بينى‌

روحيه خودبزرگ‌بينى باعث مى‌شود كه شوهر نيازها، مشكلات و خواسته‌هاى‌همسرش را ناديده گرفته، تنها به فكر بهره بردارى از او و رسيدن به اميال نفسانى خود باشد و از همسرش توقّع دارد كه هميشه در خدمت خواسته‌ها و اميال وى باشد و تا پاى جان براى او تلاش كند، ولى خود همچنان با نيازها، مشكلات، احساسات و سخنان همسرش با بى‌اعتنايى برخورد مى‌كند. اين گونه افراد در واقع گرفتار صفت ناپسند تكبّر هستند و در خانه ذلّت نشسته و خود نمى‌دانند. امير مؤمنان على7حالت آنها را چنين ترسيم مى‌كند:

«التَّكَبُّرُ فِى الْوِلايَةِ ذُلٌّ فِى الْعَزْلِ»

خود بزرگ بينى در سرپرستى و ولايت، خوارى در انزواست.

چنين افرادى در چشم ديگران و حتّى همسران تحقير شده خود، هيچ گونه ارج و منزلتى ندارند، زيرا به گفته امير مؤمنان7:

«تَكَبُّرُ الْمَرْءِ يَضَعُهُ»[1]

[1]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 278


صفحه 74

خود بزرگ بينى مرد، او را كوچك مى‌كند.

. 2- بى‌توجّهى به نقش همسر

افرادى كه به علّت خودبينى فقط به كار و تلاش خود توجه داشته، از رنج و كوششى كه همسر آنها در زندگى مشترك متحمّل مى‌شود، غفلت دارند، نقش مهم او را در خانواده، درك نكرده‌اند، به همين جهت نسبت به او تا اندازه‌اى بى‌اعتنا و بى‌تفاوت مى‌شوند.

در علم اخلاق از اين حالت زشت به كفران نعمت يا «ناسپاسى» ياد مى‌شود كه در اسلام از آن سخت نكوهش شده است. امير مؤمنان7مى‌فرمايد:

«كُفْرُ النِّعْمَةِ لُؤْمٌ»[1]

ناسپاسى نعمت، پستى است.

و نيز مى‌فرمايد:

«انَّ اهْلَ النَّارِ كُلُّ كَفُورٍ وَ مَكُورٍ»[2]

همه ناسپاسان و نيرنگبازان، اهل دوزخند.

بدزبانى‌

چهارمين آفت سعادت خانواده كه سلامت و آرامش اين نهاد را تهديد مى‌كند و اگر به صورت عادت درآيد، همواره زن و شوهر را درگير آثار منفى و زيانبار خود مى‌سازد، بدزبانى است. بدين جهت، روايات فراوانى درباره پرهيز از آزادى بى‌حدّ و حصر زبان و تأكيد بر محافظت آن وارد شده است.

مردى خدمت رسول خدا6آمد و تقاضاى نصيحت كرد. پيامبر6فرمود:

«إِحْفَظْ لِسانَكَ»

زبانت را حفظ كن.

[1]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 498

[2]- همان، ص 492


صفحه 75

سپس در برابر تقاضاى مكرّر او تا سه مرتبه اين جمله را تكرار كرده، فرمود:

«وَيْحَكَ وَ هَلْ يُكِبُّ النَّاسَ عَلى‌ مَناخِرِهِمْ فِى النَّارِ الَّا حَصائِدُ الْسِنَتهِمْ»[1]

واى بر تو! آيا مردم را جز درو شده‌هاى زبانشان به رو در آتش دوزخ مى‌اندازد؟!

امام صادق7فرمود:

«مَنْ خافَ النَّاسُ لِسانَهُ فَهُوَ فِى النَّارِ»[2]

كسى كه مردم از زبان او بترسند، در آتش دوزخ خواهد بود.

آفتهاى زبان‌

غير از بدزبانى آفتهاى ديگرى نيز براى زبان وجود دارد كه بعضى از آنها عبارتند از:

الف- سرزنش‌

سرزنش كردن هنگامى جزو آفات زبان محسوب مى‌شود كه به صورت يك عادت ريشه‌دار درآمده باشد و در برخورد با مسائل و مشكلات زندگى، قبل از هر چيز، در مورد همسر و فرزندان اجرا شود و برخورد خصمانه و عتاب آميزى را به وجود آورد، اما اگر سرزنش كردن از عادت ريشه نگرفته باشد و براساس اصول تربيتى باشد، مى‌توان از آن براى اصلاح همسر و فرزندان استفاده كرد. در هر حال، بايد توجّه داشت كه حتى در صورت ضرورت، نبايد در اين باره افراط و زياده‌روى كرد، بلكه بايد به حدّاقل آن اكتفا نمود، چرا كه زياده‌روى در آن، آثار نامطلوبى از خود به جا مى‌گذارد و كانون گرم خانواده را به مخاطره مى‌اندازد. امير مؤمنان على7مى‌فرمايد:

«الْافْراطُ فِى الْمَلامَةِ يَشُبُّ نارَ اللَّجاجَةِ»[3]

زياده‌روى در نكوهش، موجب شعله‌ور شدن آتش لجاجت مى‌شود.

[1]- اصول كافى، ج 3، ص 177

[2]- همان، ج 4، ص 19

[3]- شرح غررالحكم، ج 7، ص 359


صفحه 76

تكرار سرزنش نيز موجب بى‌اثر شدن آن و پافشارى شخص، بر رفتار نادرست خويش مى‌گردد. امير مؤمنان7فرمود:

«إِيَّاكَ انْ تُكَرِّرَ الْعَتْبَ فَانَّ ذلِكَ يُغْرى‌ بِالذَّنْبِ وَ يُهَوِّنُ الْعَتْبَ»[1]

از تكرار ملامت بپرهيز كه حرص بر گناه مى‌آورد و سرزنش را بى‌ارزش مى‌كند.

. ب- ناسزاگويى‌

ناسزاگويى براى بعضى به صورت عادت ريشه‌دارى درآمده و در هنگام ناراحتى و نارضايتى از همسر، خشم خود را به صورت فحش و ناسزا نسبت به او ابراز مى‌كنند.

بيشتر اوقات، درگيريهاى لفظى زن و شوهر با ناسزاگويى اين افراد به پايان مى‌رسد و در نتيجه زن كه همواره مورد هتّاكى و ناسزاگويى شوهر قرار مى‌گيرد، كينه او را به دل گرفته و از او متنفّر مى‌شود؛ بدين گونه است كه اين افراد نزد همسر خود از محبوبيّت و احترام معمول خانوادگى، برخوردار نبوده، شخصيّت آنها نزد همسرشان خُرد مى‌شود.

على7مى‌فرمايد:

«إِحْذَرْ فُحْشَ الْقَوْلِ وَالْكِذْبَ فَانَّهُما يُزْرِيانِ بِالْقائِلِ»[2]

از فحّاشى و دروغ بپرهيز كه اين دو، گوينده خود را كوچك مى‌كنند.

ناسزاگويى در محيط خانواده، نه تنها هيچ مشكلى را حل نمى‌كند، بلكه بر مشكلات مى‌افزايد. شخص ناسزاگو در خانواده، به عنوان فردى نامتعادل شناخته مى‌شود كه مى‌خواهد همه مشكلات را با زبان زشت خود حل كند و به جهت بى‌احترامى مكررّ به افراد خانواده و ناسزاگويى به آنان، بتدريج، حرمت خويش را نيز ضايع خواهد كرد.

براى اصلاح اين عادت ناپسند، بايد با گذشت زمان بر اثر تمرين خويشتندارى، در هنگام ناراحتى و هيجان روحى، كنترل نيروى خشم را به دست گرفته، براى حلّ مشكلات از راههاى واقع بينانه و عاقلانه اقدام كرد.

[1]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 23

[2]- همان، ج 2، ص 279