بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 93

زبانت را به گفتار نرم و سلام دادن عادت بده، تا دوستانت زياد و دشمنانت كم شوند.

بين اخلاق و گفتار انسان، ارتباط كامل وجود دارد و هرگونه تغيير در اخلاق، تأثير عميقى در شيوه بيان و نوع گفتار انسان مى‌گذارد. به عنوان مثال، در گفتار انسان بداخلاق، تندى و خشونت موج مى‌زند و قسمت زيادى از بدخلقى او از مجراى گفتارش بروز پيدا مى‌كند. برعكس، اخلاق نيكو در گفتار نيز تأثير نيكويى خواهد گذاشت و سخن انسان را از لطافت خاصى برخوردار مى‌سازد. امير مؤمنان7فرمود:

«إِذا حَسُنَ الْخُلْقُ لَطُفَ النُّطْقُ»[1]

هنگامى كه اخلاق نيكو شود، سخن لطيف گردد.

. ج- آثار خوش‌اخلاقى‌

نقش حسن خلق در تأمين سعادت زندگى خانوادگى بسيار عميق و فراگير است و در تمام شؤون زندگى از قبيل روابط اخلاقى زن و شوهر و نيز شيوه تربيت فرزندان، اثر مى‌گذارد. در اينجا تنها به دو اثر ارزنده آن بسنده مى‌كنيم:

1- ايجاد انس و محبّت‌

انس و محبّت از نيازهاى ابتدايى و ضرورى كانون خانواده است و زندگى بدون آن دچار نابسامانيهاى فراوان مى‌شود. انس زن و شوهر نسبت به يكديگر، جز در پرتو خوش‌اخلاقى و نيك رفتارى حاصل نمى‌شود. هر كس كه دوستدار محبت و خواهان نفوذ در دل ديگران است، هيچ راهى بهتر از خوش‌اخلاقى نخواهد داشت. امير مؤمنان7فرمود:

«عَلَيْكَ بِحُسْنِ الْخُلْقِ فَانَّهُ يُكْسِبُكَ الَمحَبَّةَ»[2]

خوش‌خلق باش، كه برايت جلب محبّت مى‌كند.

انسان خوش‌اخلاق همواره با زبانى نرم با ديگران سخن مى‌گويد، بدين جهت آنان را

[1]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 329

[2]- همان، ج 3، ص 143


صفحه 94

تحت تأثير قرار داده، محبتشان را به خود جلب مى‌كند. حضرت على7فرمود:

«بِلينِ الْجانِبِ تَأْنِسُ النُفُوسُ»[1]

بر اثر نرمخويى، ديگران با انسان مأنوس مى‌شوند.

كسى كه همواره با همسرش بدخلقى و بدرفتارى مى‌كند و با زبانى تند و خشن با ا و سخن مى‌گويد، نبايد انتظار داشته باشد كه همسرش با او مأنوس شده، نسبت به او عواطف و احساسات دوستانه‌اى ابراز كند. بداخلاقى و خشونت، جز به دورى همسران از يكديگر و سركوبى عواطف محبت‌آميز آنها منجر نمى‌شود. تنها در پرتو خوش خوش‌اخلاقى با همسر است كه مى‌توان انس و محبت را در محيط خانواده به وجود آورد و رشته دوستى را محكم نمود. حضرت على7فرمود:

«حُسْنُ الْخُلْقِ يُورِثُ الَمحَبِّةَ وَ يُؤَكَّدُالْمَوَدَّةَ»[2]

خوش‌اخلاقى محبت را به همراه مى‌آورد و دوستى را پايدار مى‌سازد.

2- از بين رفتن زمينه اختلافات‌

خوش‌اخلاقى يكى از بهترين روشهاى حلّ مشكلات و درگيريهاى خانوادگى است و با آب نيكخويى مى‌توان آتش خشونت و كدورت را خاموش ساخت و محيطى آكنده از صفا و دوستى به وجود آورد و زندگى را شيرين ساخت؛ بدين جهت امير مؤمنان7فرمود:

«بِحُسْنِ الْخُلْقِ يَطيبُ الْعَيْشُ»[3]

با خوش‌اخلاقى زندگى شيرين و نيكو مى‌شود.

همچنين فرمود:

[1]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 217

[2]- همان، ص 418

[3]- همان، ص 218


صفحه 95

«مَنْ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ طابَتْ عِشْرَتُهُ»[1]

هركس اخلاقش نيكو شود، معاشرتش پاكيزه و نيك مى‌گردد.

[1]- شرح غررالحكم، ج 5، ص 238


صفحه 96

خلاصه‌

يكى ديگر از وظايف همسران نسبت به يكديگر، خوش‌اخلاقى است. زندگانى به واسطه خوش‌اخلاقى شيرين و گوارا مى‌شود و خوش‌خلقى منشأ هر نيكى و رفتار پسنديده خواهد بود. در پرتو سعى و كوشش و با اصلاح رفتار خود مى‌توان موجبات خوش‌اخلاقى را فراهم كرد. خوش‌اخلاقى از ايمان انسان سرچشمه مى‌گيرد و با ازدياد آن، افزايش پيدا مى‌كند. در روايت، اخلاق نيك نصف دين شمرده شده است. عامل ديگر ايجاد خوش‌اخلاقى، تمرين و مداومت است. با تمرين زياد و مستمر بايد خود را به نيكخويى با همسر و فرزندان عادت داد.

از ويژگيهاى افراد مؤمن، نرمخويى و رفتار توأم با ملاطفت و فروتنى است. هر كس خوى نرم داشته باشد، از محبت دايمى دودمانش برخوردار خواهد بود. نرم زبانى از ديگر مظاهر خوش‌اخلاقى است كه موجب افزايش دوستان و كاهش دشمنان مى‌گردد.

رشد انس و محبت در محيط خانواده، اولين اثر خوش‌اخلاقى است و اثر ديگر آن، از بين رفتن اختلافات خانوادگى است. در پرتو خوش‌اخلاقى مى‌توان محبت خويش را در دل همسر و نيز همدلى و صميميّت را در محيط خانواده به وجود آورد و زندگى را پاكيزه و شيرين ساخت.

پرسش‌

1- مقصود از خوش‌اخلاقى در زندگى خانوادگى چيست؟

2- موجبات خوش‌اخلاقى را توضيح دهيد.

3- بعضى از مظاهر خوش‌اخلاقى را بيان كنيد.

4- آثار نرم‌زبانى (كه در روايات آمده) را توضيح دهيد.

5- آثار خوش‌اخلاقى را بنويسيد.


صفحه 97

درس دوازدهم: وظايف متقابل همسران (3)

رفق و مدارا

يكى ديگر از وظايف اخلاقى همسران نسبت به يكديگر رفق و مداراست؛ بدين معنا كه در مقابل عيبها و كاستيهاى همسر و رفتار ناخوشايند او برخورد تند و خشن نداشته باشيم و با صميميّت و دوستى با او رفتار كنيم.

طبيعى است كه هر يك از زن و مرد در رفتار و گفتار و اخلاق خود كاستيهايى دارند كه از نظر ديگرى ناخوشايند تلقّى مى‌شود. و هر كدام در مقابل كاستيها و ناملايمات رفتارى و گفتارى ديگرى مى‌تواند دو گونه موضع‌گيرى كند؛ يا رفتار نامطلوب او را تحمّل نكرده، با برخوردى تند، خواستار تغيير رفتار و گفتار او شود و بر انجام اين كار سرسختى نشان داده و اصرار ورزد و يا اينكه بزرگوارانه از رفتار ناپسند او چشم‌پوشى كرده، چنان با وى رفتار كند كه او متوجّه اشتباه خود شده، از كرده‌اش پشيمان شود و رفتار همسر را دوستانه و صميمى ببيند. رفتار اخير مداراى با همسر ناميده مى‌شود.

البتّه معناى مداراى با همسر اين نيست كه نسبت به عيبها و رفتار ناپسند او بى‌اعتنا باشيم، بلكه بدين معناست كه در مورد اصلاح همسر ملاحظه ظرفيّت او را كرده، بيش از توانش از او انتظار نداشته باشيم و بطور كلّى در مورد ويژگيهاى نامطلوب او رفتارى بزرگوارانه پيشه كنيم.

اهميّت مدارا

مداراى با همسر از اصول مهم زندگى مشترك به شمار مى‌رود و رعايت نكردن آن منشأ نابسامانيهاى فراوان در زندگى خانوادگى است. مداراى با همسر گرچه وظيفه‌


صفحه 98

مشترك زن و مرد است، اما رعايت آن از طرف مرد بيشتر مورد انتظار است، زيرا مرد از توان جسمى و روحى بيشتر و تحمّل و سعه صدر افزونترى برخوردار است. ظرافت روح و لطافت طبع زن اقتضا مى‌كند كه شوهرش بخوبى با وى مدارا كند و شخصيّت او را زير فشار روحى و آزردگيهاى روانى، خرد نكند.

از حقوق اوّليه زن اين است كه همسرش با او محترمانه رفتار كند و رفاقت و مداراى با او را در زندگى پيشه خود سازد و به او مهر و محبّت ورزد. در اين صورت، زندگى خانوادگى معنا پيدا كرده، سر و سامان مى‌گيرد. امام صادق7مى‌فرمايد:

«وَ امَّا حَقُّ الزَّوْجَةِ فَانْ تَعْلَمَ انَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَها لَكَ سَكَناً وَ انْ تَعْلَمَ انَّ ذلِكَ نِعْمَةً مِنَ اللَّهِ عَلَيْكَ فَتُكْرِمَها وَ تَرْفَقَ بِها وَ انْ كانَ حَقُّكَ عَلَيْها اوْجَبَ، فَإِنَّ لَها عَلَيْكَ انْ تَرْحَمَها»[1]

حقّ زن اين است كه بدانى خداوند بزرگ او را مايه آرامش و انس تو قرار داده و اين نعمتى از جانب خداست؛ پس بايد او را بزرگ دارى و با وى به نرمى و مدارا رفتار كنى، اگر چه حقّ تو بر او واجبتر ا ست، ولى حق او بر تو اين است كه نسبت به او مهربان باشى.

تحكّم و اجحاف بر زن، نه تنها مايه پيشرفت و بهبود زندگى نمى‌شود، بلكه در روحيه او و ديگر اعضاى خانواده اثر معكوس مى‌گذارد. رسول خدا6در آخرين وصيّتش درباره رعايت حال زنان فرمود:

«اللَّهَ اللَّهَ فِى النِّساءِ، فَإِنَّهُنَّ عَوانٌ عِنْدَكُمْ وَ فى‌ ايْديكُمْ- يَعْنى‌ اسَراءَ- اخَذْتُمُوهُنَّ بِعَهْدِ اللَّهِ وَاسْتَحْلَلْتُمْ فُروُجَهُنَّ بِكَلِماتِ اللَّهِ»[2]

خدا را خدا را درباره زنان (در نظر داشته باشيد) بدرستى كه آنها نزد شما اسيرند. آنها را به عهد الهى در اختيار گرفته‌ايد و با كلمات خدا حلالشان گردانيده‌ايد.

رسول خدا6خود نمونه بارز و الگوى نيكوى مداراى با همسر بود، آن حضرت‌

[1]- بحارالانوار، ج 71، ص 5

[2]- محجّة البيضا، ج 3، ص 97


صفحه 99

به همسران خود حقّ اظهار نظر مى‌داد و از خشونت و تندى نسبت به آنها پرهيز مى‌كرد، بحدّى كه بعضى از همسران ايشان، در زندگى خانوادگى به خود جرأت مخالفت با آن بزرگوار را مى‌دادند. روزى بين رسول خدا6و يكى از همسرانش بر سر موضوعى اختلاف نظر به وجود آمد؛ پيامبر اكرم6پدر او را به عنوان داور بين خودشان برگزيد و به همسرش فرمود: تو سخن مى‌گويى يا من بگويم؟ او گفت: تو بگو، اما چيزى جز حق مگو.

پدر از سخن دخترش چنان آشفته شد كه بر صورت او سيلى نواخت و دهانش را خونين كرد و گفت: اى دشمن خويش! آيا رسول خدا6غير از حقّ سخن مى‌گويد؟ آن زن از خشونت پدر به پيامبر اكرم6پناه برد و پشت سر آن حضرت نشست. رسول خدا6به پدرش فرمود: ما تو را براى چنين كارى دعوت نكرديم و اين (واكنش) را از تو نخواسته بوديم.[1]

يك انسان وارسته در مقابل تندى و جسارت همسر خويش و نادانى او نبايد به تندى و خشونت متوسّل شود، بلكه بايد با خويشتندارى و مدارا، آرامش و صميميّت را در محيط خانواده برقرار سازد.

آثار مدارا

رفق و مدارا چه در زندگى اجتماعى و چه در محيط خانواده از آثار ارزنده‌اى برخوردار است و در جامعه، مايه پيشرفت و ترقّى و انسجام ملّت و در كانون خانواده موجب پيدايش محيطى سالم و سازنده است. رسول خدا6فرموده:

امَرَنى‌ رَبّى‌ بِمُداراةِ النَّاسِ كَما امَرَنى‌ بِاداءِ الْفَرائِضِ»[2]

پروردگارم مرا به مداراى با مردم امر كرده، همچنان كه به انجام واجبات فرمان داده است.

نقش سازنده رفق و مدارا در خانواده را مى‌توان تحت دو عنوان زير مطرح كرد:

1- سلامت خانواده‌

در زندگى مشترك، موارد فراوانى يافت مى‌شود كه رفتار و گفتار همسر، مطابق ميل‌

[1]- محجة البيضاء، ج 3، ص 97

[2]- وسائل الشيعه، ج 8، ص 540


صفحه 100

انسان نيست و در صورت عدم مداراى با او، هر يك از اين موارد مى‌تواند زمينه‌اى براى بروز خشونت و درگيرى ميان زن و شوهر باشد، در حالى كه با رفق و مدارا مى‌توان بسيارى از اختلافات را حل كرده، آرامش و صميميت را در محيط خانه حاكم ساخت.

امير مؤمنان7فرمود:

«سَلامَةُ الْعَيْشِ فى‌ مُداراةِ النَّاسِ»[1]

سلامت زندگى در مداراى با مردم است.

. 2- صميميّت و دوستى‌

اثر ديگر مداراى با همسر ايجاد محيطى دوستانه و تفاهم‌آميز در كانون خانواده است.

شخصيت اخلاقى انسان در طول زمان شكل مى‌گيرد، بنابراين تغيير اخلاق منفى او نيز محتاج فرصت است و نمى‌توان انتظار داشت كه با يك نصيحت و موعظه، تحوّلى عميق در اخلاق همسر ايجاد كرد. گذشته از اينكه بعضى از حالات و صفات اخلاقى، به علل موروثى و ويژگيهاى جسمى و روحى گاه غير قابل تغيير مى‌نمايد. بدين خاطر، بهترين راه براى بهره‌مندى از زندگى مشترك، مدارا كردن با خلق و خوى ناپسند همسر است.

پافشارى نابجا براى تغيير اخلاق همسر، چه بسا وضعيّت روحى و اخلاقى او را نامطلوبتر گرداند. اين نكته در مورد زنان، بيشتر صدق مى‌كند و ظرافت روحى آنان، لطافت خاصى را در برخورد با آنها مى‌طلبد.

بنابراين، براى پرهيز از هرگونه تأثير منفى در اخلاق و شخصيّت همسر، بايد با كاردانى و ظرافت، به بهتر كردن رفتار و اخلاق او پرداخت، بگونه‌اى كه به شكستن روحيه و شخصيّت او منجر نشود؛ پيامبر گرامى اسلام6مى‌فرمايد:

«إِنَّما مَثَلُ الْمَرْأَةِ مَثَلُ الضِّلْعِ الْمُعْوَجِ إِنْ تَرَكْتَهُ انْتَفَعْتَ بِهِ وَ إِنْ اقَمْتَهُ كَسَرْتَهُ»[2]

مَثَل زن مانند استخوان كج است. اگر آن را به حال خود بگذارى از آن بهره‌مند خواهى شد و اگر بخواهى راستش كنى، آن را خواهى شكست.

[1]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 139

[2]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 123