بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 108

بودن مرد در ميان خانواده‌اش، در پيشگاه خدا از اعتكاف در مسجد من (مسجدالنّبى- مدينه) محبوبتر است.

چگونگى درك همسر

گرچه وجود ويژگيها و صفات مختلف و نيز پيچيدگيها و شگفتيهاى مسائل روحى و روانى، درك كامل روحيات افراد را مشكل و حتى غيرممكن مى‌سازد، اما مى‌توان با استفاده از مشتركات روحى و اخلاقى تا اندازه‌اى به درون افراد پى برد و از وضعيت روحى آنان آگاه شد.

لازمه آشنايى با روحيات ديگران اين است كه انسان از حالات روحى خود آگاهى داشته باشد تا بتواند دركى صحيح از روحيات ديگران پيدا كند. كسى كه شناخت درستى از خود ندارد، از شناخت ديگران عاجز خواهد بود. امير مؤمنان7فرمود:

«كَيْفَ يَعْرِفُ غَيْرَهُ مَنْ يَجْهَلُ نَفْسَهُ»[1]

آن كس كه خود را نمى‌شناسد، چگونه ديگران را بشناسد؟

از طرف ديگر، مى‌توان با شناخت روحيات و اخلاق خاص افراد، تصوير دقيقترى از شخصيت آنان ترسيم كرد؛ از اين رو آگاهى از رفتار و اخلاق همسر، رهگشاى درك او خواهد بود.

موانع درك همسر

الف- روحيه خودبرتربينى:

اين روحيه باعث مى‌شود كه انسان همسرش را بخوبى درك نكند و مشكلات و خواسته‌هاى او را ناديده بگيرد. چنين انسانى اگر هم در فكر همسر باشد، فقط در جهت بهره‌بردارى از او براى رسيدن به اميال نفسانى و خواسته‌هاى حيوانى خويش است. او توقّع دارد كه تمام توجّه همسرش به وى بوده، هميشه در خدمت خواسته‌ها و اميال او باشد و تا پاى جان برايش تلاش كند، ولى خود هيچ دركى از نيازها، مشكلات،

[1]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 565


صفحه 109

احساسات و سخنان همسرش نداشته باشد و از روى بى‌اعتنايى با او برخورد كند.

البته برترى در بعضى از صفات و ويژگيها، انسانهاى وارسته را به سوى غرور و بى‌اعتنايى به همسر سوق نمى‌دهد، بلكه اين انسانهاى كم‌ظرفيت هستند كه بر اثر برتريهاى واقعى يا خيالى چنان غرور و سركشى پيدا مى‌كنند كه نمى‌توانند هيچ دركى از موقعيت و مسؤوليت همسر خود داشته باشند. اين گونه افراد در واقع گرفتار صفت ناپسند تكبّر و خودبرتربينى هستند، ذليلند و خود نمى‌دانند. امير مؤمنان7حالت آنان را چنين ترسيم مى‌كند:

«التَّكَبُّرُ فِى الْوِلايَةِ ذُلٌّ فِى الْعَزْلِ»[1]

خود بزرگ بينى در سرپرستى و ولايت، خوارى در انزواست.

چنين افرادى در چشم ديگران و حتى همسران تحقير شده خود، هيچ‌گونه ارج و منزلتى ندارند؛ زيرا به فرموده همان حضرت:

«تَكَبُّرُ الْمَرْءِ يَضَعُهُ»[2]

خودبزرگ‌بينى مرد، او را كوچك مى‌كند.

شخص خودبين، فقط به فكر خواسته‌ها و منافع خويش است و به صورت جدّى به نيازها و مسائل شخصى و خانوادگى شريك زندگى‌اش نمى‌انديشد. بنابراين، خودبينى مانع اساسى درك همسر است و تا اين مانع بزرگ از بين نرود، انسان قادر به درك همسر خويش نخواهد بود. و در اين صورت، خودبينى انسان محصولى جز ايجاد اختلاف و افزايش كينه و مشكلات خانوادگى نخواهد داشت. همان امام فرمود:

«ثَمَرَةُ الْعُجْبِ الْبَغْضاءُ»[3]

نتيجه خودبينى، دشمنى [و كينه‌] است.

[1]- شرح غررالحكم، ج 1، ص 248

[2]- همان، ج 3، ص 278

[3]- همان، ص 325


صفحه 110

ب- بى‌توجّهى به نقش همسر:

بعضى افراد فقط به كار و تلاش خود توجه داشته، از رنج و كوششى كه همسر آنها در زندگى مشترك متحمّل مى‌شود غافلند و در واقع نقش مهم همسر را در خانواده درك نكرده‌اند. اينان، از اين نكته كه آرامش و سلامت خانواده و روال مطلوب آن، نتيجه تلاش دوجانبه زن و شوهر است و هيچ يك بدون همكارى صميمانه ديگرى قادر به تأمين سعادت خانواده نيست، غفلت دارند. اين مسأله، زمينه‌ساز عدم درك همسر و بى‌اعتنايى به نقش او و صفات ناپسند ديگر مى‌شود، در حالى كه زندگى سعادتمندانه خانوادگى فقط در سايه همدلى و توجّه به مسائل يكديگر و سعى در رفع مشكلات همسر ميسّر است. توجه به اين نكته ضرورت تحصيل رضايت همسر را براى همكارى صميمانه او آشكار مى‌كند.

اين حالت زشت، مصداق بارز كفران نعمت يا «ناسپاسى» است كه در اسلام از آن سخت نكوهش شده است. قرآن مجيد مى‌فرمايد:

«لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ انَّ عَذابِى لَشَديدٌ»[1]

اگر شكرگزارى كنيد، بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسى كنيد، مجازاتم شديد است.

فوايد درك همسر

الف- هماهنگى و همكارى:

فراز و نشيب زندگى بگونه‌اى است كه همه افراد به تناسب موقعيت شغلى و اجتماعى خود داراى گرفتارى و مشكلات هستند. اگر رفتار زن و شوهر با يكديگر براساس تحمّل سختيها و همكارى در رفع مشكلات نباشد، در محيط خانواده آرامش و سعادت و سلامت وجود نخواهد داشت. امّا درك همسر موجب آن مى‌شود كه زن و شوهر نه‌تنها بر مشكلات فايق آيند، بلكه از روى همكارى و همدردى بيشتر به اندازه توان خود در يارى رساندن به يكديگر تلاش كنند و با تقويت روحيه و از بين بردن‌

[1]- ابراهيم( 14)، آيه 7


صفحه 111

ناراحتى، پشتيبان روحى يكديگر در محيط خانه باشند.

مردى خدمت پيامبر اكرم6آمد و عرض كرد: همسرى دارم كه هرگاه وارد خانه مى‌شوم، به استقبالم مى‌آيد و چون خارج مى‌شوم، بدرقه‌ام مى‌كند و زمانى كه مرا اندوهگين مى‌بيند مى‌گويد: اگر براى روزى غصّه مى‌خورى، بدان كه ديگرى آن را به عهده گرفته است و اگر براى آخرت غصّه مى‌خورى خدا اندوهت را زياد كند.

رسول خدا6فرمود: خداوند كارگزارانى دارد و چنين زنى از كارگزاران خداست و نصف اجر شهيد را دارد.[1]

زنى كه همسر خود را درك مى‌كند، نه‌تنها خدمت به همسر را با تكلّف و زحمت انجام نمى‌دهد، بلكه با رغبت به امور خانه رسيدگى مى‌كند؛ بدين گونه هم در تأمين سعادت خانواده نقش بسزايى دارد و هم از اجر معنوى و پاداش اخروى آن بهره‌مند مى‌شود. امام صادق7فرمود:

هر زنى كه يك بار به شوهرش آب دهد، از عبادت يك سال كه روزش به روزه و شبش به نماز بگذرد، برايش بهتر است و خداوند در مقابل هر آب دادن به شوهر، شهرى در بهشت برايش مى‌سازد و شصت جرمش را مى‌بخشد.[2]

رسول خدا6پيرامون كمك مرد به همسرش در منزل فرمود:

«ياعَلِىُّ مَنْ لَمْ يَأْنِفْ مِنْ خِدْمَةِ الْعَيالِ فَهُوَ كَفَّارَةُ الْكَبائِرِ وَ يُطْفِى‌ءُ غَضَبَ‌الرَّبِّ»[3]

اى على! هر كس از خدمت به خانواده‌اش ننگ نداشته باشد، اين موجب بخشش گناهان بزرگ است و [آتش‌] غضب پروردگار را خاموش مى‌كند.

و نيز درباره ارزش خدمت به خانواده فرمود:

«لا يَخْدِمُ الْعِيالَ الَّا صِدّيقٌ اوْ شَهيدٌ اوْ رَجُلٌ يُريدُ اللَّهُ بِهِ خَيْرَ الدُّنْيا وَالْأخِرَةِ»[4]

[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 17

[2]- همان، ج 14، ص 123

[3]- بحارالأنوار، ج 104، ص 132

[4]- همان


صفحه 112

به خانواده خدمت نمى‌كند، مگر صدّيق يا شهيد يا مردى كه خداوند خير دنيا و آخرت او را بخواهد.

ب- كم شدن توقّعات:

يكى از علل شكستها و ناكاميها در زندگى، توقّعات بيجا و انتظارات غير واقع بينانه از همسر است. گاهى زن از شوهرش انتظار دارد كه در مجموعه زندگى امكانات متناسب و همه وسايل مورد نياز را فراهم كند و شوهر نيز از همسرش توقع دارد كه براى وى بهترين زن خانه‌دار و كدبانو و ... باشد. با چنين توقّعاتى اگر هر يك از آنان نتواند انتظارات ديگرى را برآورده سازد، اختلافات و كشمكشها شروع مى‌شود و آرامش و آسايش خانه به نگرانيها و عدم سازگارى تبديل مى‌شود، اما اگر همسران يكديگر را بخوبى درك كنند، از وضعيت روحى، درآمدها و تواناييها شناخت كافى داشته باشند، براساس آن، توقعات و انتظارات خود را تنظيم خواهند كرد بدين صورت، با كم شدن توقّعات، آسايش و سعادت در محيط خانه و خانواده تأمين مى‌شود.

در زندگى خانوادگى، درك شرايط و موقعيت همسر و نيز شناخت روحيات او مى‌تواند به همدلى و هماهنگى بيشتر منجر شود. چنين همسرانى در زندگى پشتيبان يكديگر و در مشكلات، غمخوار همديگرند.

روزى رسول خدا6به خانه على7وارد شد. او و فاطمه3را ديد كه با كمك يكديگر با آسياب دستى غلّه آرد مى‌كنند. پيامبر6فرمود: كدام يك خسته‌تريد؟

على7عرض كرد: فاطمه خسته‌تر است. پيامبر6به فاطمه3فرمود: دخترم! برخيز. او برخاست و پيامبر6به جاى وى نشست و به على7در آرد كردن غلّه كمك كرد.[1]

6- وظايف اختصاصى همسران‌

علاوه بر وظايف متقابل و مشترك همسران، تعهّدات و تكاليف فردى و اختصاصى‌

[1]- همان، ج 43، ص 50


صفحه 113

ديگرى نيزى وجود دارد كه بر عهده هر يك از آنهاست كه بعضى از آنها را ذكر مى‌كنيم.

وظايف مرد

برخى از وظايف اختصاصى مرد نسبت به همسر و فرزندانش عبارت است از:

الف- سرپرستى خانواده‌

خانواده يك واحد كوچك اجتماعى است و همانند يك اجتماع بزرگ بايد داراى رهبر و سرپرست واحدى باشد؛ زيرا سرپرستى دسته‌جمعى كه زن و مرد بطور مشترك آن را به عهده بگيرند، كارساز نخواهد بود. در زندگى خانوادگى، مرد يا زن يكى بايد رئيس و سرپرست و ديگرى معاون و تحت نظارت او باشد. مردان به خاطر دارا بودن بعضى از خصوصيتها و توانايى بيشتر در امر مديريت و نيز به خاطر تفاوتهايى كه خداوند از نظر آفرينش- براساس مصلحت نوع بشر- ميان مردان و زنان قرار داده، براى سرپرستى خانواده مناسب‌تر هستند. قرآن كريم، تصريح مى‌كند كه مقام سرپرستى و مديريت در خانواده بايد به مرد داده شود:

«الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‌ بَعْضٍ وَ بِما انْفَقُوا مِنْ امْوالِهِمْ»[1]

مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، به خاطر برتريهايى كه خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و به خاطر انفاقهايى كه از اموالشان (در مورد زنان) مى‌كنند.

ترجيح قدرت تفكّر مرد بر نيروى عاطفه و احساسات (بعكس زن كه از نيروى سرشار عاطفه برخوردار است) و نيز داشتن بنيه و نيروى جسمى بيشتر، زمينه سرپرستى او را فراهم مى‌كند تا وى بتواند با ويژگى اول بينديشد و نقشه طرح كند و با صفت دوم، بتواند از حريم خانواده خود دفاع كند.

[1]- نساء( 4)، آيه 34


صفحه 114

بعلاوه تعهّد مرد نسبت به پرداخت هزينه‌هاى زندگى و نيز مهريه و تأمين زندگى آبرومندانه همسر و فرزند، اين حق را به او مى‌دهد كه وظيفه سرپرستى به عهده‌اش باشد.[1]امام صادق7فرمود:

«مِنْ سَعادَةِ الْمَرْءِ انْ يَكُونَ الْقَيِّمَ عَلى‌ عِيالِهِ»[2]

سرپرستى خانواده، از سعادت مرد است.

مديريت و سرپرستى مرد در خانواده منحصر به امور مالى و نظم و انضباط خاص خانوادگى نيست، بلكه مسؤوليت نظارت و هدايت همسر و فرزندان در مسائل اخلاقى و معنوى و جلوگيرى از فساد و تباهى آنان نيز به عهده مرد است. قرآن كريم مى‌فرمايد:

«يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا انْفُسَكُمْ وَ اهْليكُمْ ناراً وَ قُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ»[3]

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! خود و خانواده خويش را از آتشى كه هيزم آن انسانها و سنگهاست، نگه داريد.

از امام صادق7درباره كيفيت حفظ خانواده از آتش الهى پرسيده شد، آن حضرت فرمود: «آنها را امر به معروف و نهى از منكر كنيد» گفتند: اين كار را مى‌كنيم، اما آنها قبول نمى‌كنند. فرمود: «در اين صورت وظيفه خود را انجام داده‌ايد.»[4]

رسول اكرم6فرمود:

«الرَّجُلُ راعٍ عَلى‌ اهْلِ بَيْتِهِ وَ كُلُّ راعٍ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ»[5]

[1]- البتّه ممكن است زنانى در جهات مذكور بر شوهران خود امتياز داشته باشند، ولى قوانين به تك تك افراد نظر ندارد، بلكه نوع مردم را در نظر مى‌گيرد و شكى نيست كه از نظر كلى، مردان نسبت به زنان آمادگى بيشترى براى مديريت دارند. اگر چه زنان نيز وظايفى مى‌توانند به عهده بگيرند كه اهميت آن مورد ترديد نيست.( ر. ك: تفسير نمونه، ج 3، ص 370؛ الميزان، ج 4، ص 365- 366 و 368- 369.)

[2]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 251

[3]- تحريم( 66)، آيه 6

[4]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 127

[5]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 248


صفحه 115

مرد سرپرست و عهده‌دار امور خانواده‌اش است و هر سرپرستى مسؤول كارهاى زيردستان است.

بنابراين، مرد بايد با نظارت بر كارهاى افراد خانواده، آنان را از ارتكاب گناه و مفاسد اخلاقى باز دارد و چنانچه نسبت به تعهّداتى كه در جهت هدايت خانواده دارد كوتاهى كند، مسؤول خواهد بود. پيامبر6مردانى را كه به زنان خود اجازه پوشيدن لباسهاى بدن‌نما و رفتن به مجالس مفسده‌انگيز مى‌دهند، وعده عذاب الهى داده است.[1]

ب- تأمين نفقه‌

مقصود از نفقه، هزينه‌هاى مورد نياز زن براى غذا، لباس، مسكن، سفر [در صورت‌نياز] و حتّى لباسهاى زينتى و تجمّلى (به اندازه شأن) است كه شوهر موظف است براى او هزينه كند[2]و زن در اين زمينه طلبكار، و شوهر بدهكار است. بر اين اساس، به منظور برخوردارى از خانواده‌اى سالم و آرام، بايد، شوهر از عهده نفقه برآيد و زن نيز وظايف اختصاصى خود را انجام دهد. تا تعادل و آرامش خانواده فراهم گردد. پيامبر اسلام6در مورد حقوق زن بر مرد فرمود:

«يَكْسُوها مِنَ الْعُرى‌ وَ يُطْعِمُها مِنَ الْجُوعِ وَ اذا اذْنَبَتْ غَفَرَ لَها»[3]

مرد بايد زن را بپوشاند و سير كند و از لغزش او چشم بپوشد.

رنج و تلاش مرد، براى تأمين مخارج خانواده، علاوه بر ساماندهى زندگى، داراى اجر معنوى و پاداش اخروى است. امام صادق7فرمود:

«الْكادُّ عَلى‌ عَيالِهِ كَالُمجاهِدِ فى‌ سَبيلِ اللَّهِ»[4]

مردى كه براى خانواده‌اش رنج ببرد، مانند كسى است كه در راه خدا جهاد مى‌كند.

[1]- محجّة البيضا، ج 3، ص 101

[2]- ر. ك. تحريرالوسيله، ج 2، ص 315- 316، مسأله 8

[3]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 118

[4]- بحارالانوار، ج 96، ص 324