«لَمْ يَتَحَلَّ بِالْعِفَّةِ مَنِ اشْتَهى ما لا يَجِدُ»[1]
هر كس آنچه را نمىيابد بخواهد، به [زينت] عفت آراسته نيست.
5- درك همسر
زن و شوهر بايد براى دستيابى به ارزشها و اهداف تشكيل خانواده، رفتارى محترمانه نسبت به يكديگر داشته، تكاليف و حقوق همديگر را رعايت كنند و مقام و منزلت، موقعيت خانوادگى، شخصيّت اجتماعى و وضعيت كارى يكديگر را بخوبى درك نمايند.
درك همسر و انتظار همدلى و همكارى از او، توقّعى بجا و امرى طبيعى است و بدين وسيله بسيارى از نارساييها برطرف شده، زندگى صفا و صميميت مىيابد.
نقش درك همسر در زندگى
سعادتِ زندگى زناشويى، براساس كمك و تعاون زن و مرد شكل مىگيرد؛ ريشه بسيارى از درگيريها، اختلافات، جداييها و از هم پاشيدگى بنيان خانواده در عدم درك همسر نهفته است. هرگاه همسران همديگر را درك كنند و بدينگونه از مشكلات و گرفتاريهاى يكديگر با خبر باشند و در صدد رفع آن برآيند، كانون خانواده گرم و با صفا خواهد بود.
بىتوجّهى به نيازهاى همسر در محيط خانواده و اختصاص ندادن وقتى از شبانهروز براى همدلى، و همدردى، زندگى را بىروح و ملالآور مىكند. از اين رو، سفارش شده است كه شوهر اوقات فراغت را در كنار همسر و فرزندان خود بگذراند تا با توجّه بيشتر به آنان و اهتمام به امور خانواده، تفاهم، صفا و صميميت، دوستى و مودّت را افزايش دهد.
پيامبر اسلام6فرمود:
«جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِيالِهِ احَبُّ الَى اللَّهِ تَعالى مِنْ اعْتكافٍ فى مَسْجِدى هذا»[2]
[1]- همان، ج 5، ص 98
[2]- ميزان الحكمه، محمدى رى شهرى، ج 4، ص 287، مكتبالاعلام الاسلامى، قم
بودن مرد در ميان خانوادهاش، در پيشگاه خدا از اعتكاف در مسجد من (مسجدالنّبى- مدينه) محبوبتر است.
چگونگى درك همسر
گرچه وجود ويژگيها و صفات مختلف و نيز پيچيدگيها و شگفتيهاى مسائل روحى و روانى، درك كامل روحيات افراد را مشكل و حتى غيرممكن مىسازد، اما مىتوان با استفاده از مشتركات روحى و اخلاقى تا اندازهاى به درون افراد پى برد و از وضعيت روحى آنان آگاه شد.
لازمه آشنايى با روحيات ديگران اين است كه انسان از حالات روحى خود آگاهى داشته باشد تا بتواند دركى صحيح از روحيات ديگران پيدا كند. كسى كه شناخت درستى از خود ندارد، از شناخت ديگران عاجز خواهد بود. امير مؤمنان7فرمود:
«كَيْفَ يَعْرِفُ غَيْرَهُ مَنْ يَجْهَلُ نَفْسَهُ»[1]
آن كس كه خود را نمىشناسد، چگونه ديگران را بشناسد؟
از طرف ديگر، مىتوان با شناخت روحيات و اخلاق خاص افراد، تصوير دقيقترى از شخصيت آنان ترسيم كرد؛ از اين رو آگاهى از رفتار و اخلاق همسر، رهگشاى درك او خواهد بود.
موانع درك همسر
الف- روحيه خودبرتربينى:
اين روحيه باعث مىشود كه انسان همسرش را بخوبى درك نكند و مشكلات و خواستههاى او را ناديده بگيرد. چنين انسانى اگر هم در فكر همسر باشد، فقط در جهت بهرهبردارى از او براى رسيدن به اميال نفسانى و خواستههاى حيوانى خويش است. او توقّع دارد كه تمام توجّه همسرش به وى بوده، هميشه در خدمت خواستهها و اميال او باشد و تا پاى جان برايش تلاش كند، ولى خود هيچ دركى از نيازها، مشكلات،
[1]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 565
احساسات و سخنان همسرش نداشته باشد و از روى بىاعتنايى با او برخورد كند.
البته برترى در بعضى از صفات و ويژگيها، انسانهاى وارسته را به سوى غرور و بىاعتنايى به همسر سوق نمىدهد، بلكه اين انسانهاى كمظرفيت هستند كه بر اثر برتريهاى واقعى يا خيالى چنان غرور و سركشى پيدا مىكنند كه نمىتوانند هيچ دركى از موقعيت و مسؤوليت همسر خود داشته باشند. اين گونه افراد در واقع گرفتار صفت ناپسند تكبّر و خودبرتربينى هستند، ذليلند و خود نمىدانند. امير مؤمنان7حالت آنان را چنين ترسيم مىكند:
«التَّكَبُّرُ فِى الْوِلايَةِ ذُلٌّ فِى الْعَزْلِ»[1]
خود بزرگ بينى در سرپرستى و ولايت، خوارى در انزواست.
چنين افرادى در چشم ديگران و حتى همسران تحقير شده خود، هيچگونه ارج و منزلتى ندارند؛ زيرا به فرموده همان حضرت:
«تَكَبُّرُ الْمَرْءِ يَضَعُهُ»[2]
خودبزرگبينى مرد، او را كوچك مىكند.
شخص خودبين، فقط به فكر خواستهها و منافع خويش است و به صورت جدّى به نيازها و مسائل شخصى و خانوادگى شريك زندگىاش نمىانديشد. بنابراين، خودبينى مانع اساسى درك همسر است و تا اين مانع بزرگ از بين نرود، انسان قادر به درك همسر خويش نخواهد بود. و در اين صورت، خودبينى انسان محصولى جز ايجاد اختلاف و افزايش كينه و مشكلات خانوادگى نخواهد داشت. همان امام فرمود:
«ثَمَرَةُ الْعُجْبِ الْبَغْضاءُ»[3]
نتيجه خودبينى، دشمنى [و كينه] است.
[1]- شرح غررالحكم، ج 1، ص 248
[2]- همان، ج 3، ص 278
[3]- همان، ص 325
ب- بىتوجّهى به نقش همسر:
بعضى افراد فقط به كار و تلاش خود توجه داشته، از رنج و كوششى كه همسر آنها در زندگى مشترك متحمّل مىشود غافلند و در واقع نقش مهم همسر را در خانواده درك نكردهاند. اينان، از اين نكته كه آرامش و سلامت خانواده و روال مطلوب آن، نتيجه تلاش دوجانبه زن و شوهر است و هيچ يك بدون همكارى صميمانه ديگرى قادر به تأمين سعادت خانواده نيست، غفلت دارند. اين مسأله، زمينهساز عدم درك همسر و بىاعتنايى به نقش او و صفات ناپسند ديگر مىشود، در حالى كه زندگى سعادتمندانه خانوادگى فقط در سايه همدلى و توجّه به مسائل يكديگر و سعى در رفع مشكلات همسر ميسّر است. توجه به اين نكته ضرورت تحصيل رضايت همسر را براى همكارى صميمانه او آشكار مىكند.
اين حالت زشت، مصداق بارز كفران نعمت يا «ناسپاسى» است كه در اسلام از آن سخت نكوهش شده است. قرآن مجيد مىفرمايد:
«لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ انَّ عَذابِى لَشَديدٌ»[1]
اگر شكرگزارى كنيد، بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسى كنيد، مجازاتم شديد است.
فوايد درك همسر
الف- هماهنگى و همكارى:
فراز و نشيب زندگى بگونهاى است كه همه افراد به تناسب موقعيت شغلى و اجتماعى خود داراى گرفتارى و مشكلات هستند. اگر رفتار زن و شوهر با يكديگر براساس تحمّل سختيها و همكارى در رفع مشكلات نباشد، در محيط خانواده آرامش و سعادت و سلامت وجود نخواهد داشت. امّا درك همسر موجب آن مىشود كه زن و شوهر نهتنها بر مشكلات فايق آيند، بلكه از روى همكارى و همدردى بيشتر به اندازه توان خود در يارى رساندن به يكديگر تلاش كنند و با تقويت روحيه و از بين بردن
[1]- ابراهيم( 14)، آيه 7
ناراحتى، پشتيبان روحى يكديگر در محيط خانه باشند.
مردى خدمت پيامبر اكرم6آمد و عرض كرد: همسرى دارم كه هرگاه وارد خانه مىشوم، به استقبالم مىآيد و چون خارج مىشوم، بدرقهام مىكند و زمانى كه مرا اندوهگين مىبيند مىگويد: اگر براى روزى غصّه مىخورى، بدان كه ديگرى آن را به عهده گرفته است و اگر براى آخرت غصّه مىخورى خدا اندوهت را زياد كند.
رسول خدا6فرمود: خداوند كارگزارانى دارد و چنين زنى از كارگزاران خداست و نصف اجر شهيد را دارد.[1]
زنى كه همسر خود را درك مىكند، نهتنها خدمت به همسر را با تكلّف و زحمت انجام نمىدهد، بلكه با رغبت به امور خانه رسيدگى مىكند؛ بدين گونه هم در تأمين سعادت خانواده نقش بسزايى دارد و هم از اجر معنوى و پاداش اخروى آن بهرهمند مىشود. امام صادق7فرمود:
هر زنى كه يك بار به شوهرش آب دهد، از عبادت يك سال كه روزش به روزه و شبش به نماز بگذرد، برايش بهتر است و خداوند در مقابل هر آب دادن به شوهر، شهرى در بهشت برايش مىسازد و شصت جرمش را مىبخشد.[2]
رسول خدا6پيرامون كمك مرد به همسرش در منزل فرمود:
«ياعَلِىُّ مَنْ لَمْ يَأْنِفْ مِنْ خِدْمَةِ الْعَيالِ فَهُوَ كَفَّارَةُ الْكَبائِرِ وَ يُطْفِىءُ غَضَبَالرَّبِّ»[3]
اى على! هر كس از خدمت به خانوادهاش ننگ نداشته باشد، اين موجب بخشش گناهان بزرگ است و [آتش] غضب پروردگار را خاموش مىكند.
و نيز درباره ارزش خدمت به خانواده فرمود:
«لا يَخْدِمُ الْعِيالَ الَّا صِدّيقٌ اوْ شَهيدٌ اوْ رَجُلٌ يُريدُ اللَّهُ بِهِ خَيْرَ الدُّنْيا وَالْأخِرَةِ»[4]
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 17
[2]- همان، ج 14، ص 123
[3]- بحارالأنوار، ج 104، ص 132
[4]- همان
به خانواده خدمت نمىكند، مگر صدّيق يا شهيد يا مردى كه خداوند خير دنيا و آخرت او را بخواهد.
ب- كم شدن توقّعات:
يكى از علل شكستها و ناكاميها در زندگى، توقّعات بيجا و انتظارات غير واقع بينانه از همسر است. گاهى زن از شوهرش انتظار دارد كه در مجموعه زندگى امكانات متناسب و همه وسايل مورد نياز را فراهم كند و شوهر نيز از همسرش توقع دارد كه براى وى بهترين زن خانهدار و كدبانو و ... باشد. با چنين توقّعاتى اگر هر يك از آنان نتواند انتظارات ديگرى را برآورده سازد، اختلافات و كشمكشها شروع مىشود و آرامش و آسايش خانه به نگرانيها و عدم سازگارى تبديل مىشود، اما اگر همسران يكديگر را بخوبى درك كنند، از وضعيت روحى، درآمدها و تواناييها شناخت كافى داشته باشند، براساس آن، توقعات و انتظارات خود را تنظيم خواهند كرد بدين صورت، با كم شدن توقّعات، آسايش و سعادت در محيط خانه و خانواده تأمين مىشود.
در زندگى خانوادگى، درك شرايط و موقعيت همسر و نيز شناخت روحيات او مىتواند به همدلى و هماهنگى بيشتر منجر شود. چنين همسرانى در زندگى پشتيبان يكديگر و در مشكلات، غمخوار همديگرند.
روزى رسول خدا6به خانه على7وارد شد. او و فاطمه3را ديد كه با كمك يكديگر با آسياب دستى غلّه آرد مىكنند. پيامبر6فرمود: كدام يك خستهتريد؟
على7عرض كرد: فاطمه خستهتر است. پيامبر6به فاطمه3فرمود: دخترم! برخيز. او برخاست و پيامبر6به جاى وى نشست و به على7در آرد كردن غلّه كمك كرد.[1]
6- وظايف اختصاصى همسران
علاوه بر وظايف متقابل و مشترك همسران، تعهّدات و تكاليف فردى و اختصاصى
[1]- همان، ج 43، ص 50
ديگرى نيزى وجود دارد كه بر عهده هر يك از آنهاست كه بعضى از آنها را ذكر مىكنيم.
وظايف مرد
برخى از وظايف اختصاصى مرد نسبت به همسر و فرزندانش عبارت است از:
الف- سرپرستى خانواده
خانواده يك واحد كوچك اجتماعى است و همانند يك اجتماع بزرگ بايد داراى رهبر و سرپرست واحدى باشد؛ زيرا سرپرستى دستهجمعى كه زن و مرد بطور مشترك آن را به عهده بگيرند، كارساز نخواهد بود. در زندگى خانوادگى، مرد يا زن يكى بايد رئيس و سرپرست و ديگرى معاون و تحت نظارت او باشد. مردان به خاطر دارا بودن بعضى از خصوصيتها و توانايى بيشتر در امر مديريت و نيز به خاطر تفاوتهايى كه خداوند از نظر آفرينش- براساس مصلحت نوع بشر- ميان مردان و زنان قرار داده، براى سرپرستى خانواده مناسبتر هستند. قرآن كريم، تصريح مىكند كه مقام سرپرستى و مديريت در خانواده بايد به مرد داده شود:
«الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما انْفَقُوا مِنْ امْوالِهِمْ»[1]
مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، به خاطر برتريهايى كه خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و به خاطر انفاقهايى كه از اموالشان (در مورد زنان) مىكنند.
ترجيح قدرت تفكّر مرد بر نيروى عاطفه و احساسات (بعكس زن كه از نيروى سرشار عاطفه برخوردار است) و نيز داشتن بنيه و نيروى جسمى بيشتر، زمينه سرپرستى او را فراهم مىكند تا وى بتواند با ويژگى اول بينديشد و نقشه طرح كند و با صفت دوم، بتواند از حريم خانواده خود دفاع كند.
[1]- نساء( 4)، آيه 34
بعلاوه تعهّد مرد نسبت به پرداخت هزينههاى زندگى و نيز مهريه و تأمين زندگى آبرومندانه همسر و فرزند، اين حق را به او مىدهد كه وظيفه سرپرستى به عهدهاش باشد.[1]امام صادق7فرمود:
«مِنْ سَعادَةِ الْمَرْءِ انْ يَكُونَ الْقَيِّمَ عَلى عِيالِهِ»[2]
سرپرستى خانواده، از سعادت مرد است.
مديريت و سرپرستى مرد در خانواده منحصر به امور مالى و نظم و انضباط خاص خانوادگى نيست، بلكه مسؤوليت نظارت و هدايت همسر و فرزندان در مسائل اخلاقى و معنوى و جلوگيرى از فساد و تباهى آنان نيز به عهده مرد است. قرآن كريم مىفرمايد:
«يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا انْفُسَكُمْ وَ اهْليكُمْ ناراً وَ قُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ»[3]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! خود و خانواده خويش را از آتشى كه هيزم آن انسانها و سنگهاست، نگه داريد.
از امام صادق7درباره كيفيت حفظ خانواده از آتش الهى پرسيده شد، آن حضرت فرمود: «آنها را امر به معروف و نهى از منكر كنيد» گفتند: اين كار را مىكنيم، اما آنها قبول نمىكنند. فرمود: «در اين صورت وظيفه خود را انجام دادهايد.»[4]
رسول اكرم6فرمود:
«الرَّجُلُ راعٍ عَلى اهْلِ بَيْتِهِ وَ كُلُّ راعٍ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ»[5]
[1]- البتّه ممكن است زنانى در جهات مذكور بر شوهران خود امتياز داشته باشند، ولى قوانين به تك تك افراد نظر ندارد، بلكه نوع مردم را در نظر مىگيرد و شكى نيست كه از نظر كلى، مردان نسبت به زنان آمادگى بيشترى براى مديريت دارند. اگر چه زنان نيز وظايفى مىتوانند به عهده بگيرند كه اهميت آن مورد ترديد نيست.( ر. ك: تفسير نمونه، ج 3، ص 370؛ الميزان، ج 4، ص 365- 366 و 368- 369.)
[2]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 251
[3]- تحريم( 66)، آيه 6
[4]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 127
[5]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 248