فصل پنجم: تربيت كودك
همانگونه كه براى پرورش يك نهال، عواملى از قبيل آب، خاك، نور و دماى مناسب لازم است، براى تربيت و رشد صحيح كودك نيز به عوامل متعدّدى نيازمنديم تا با بهكارگيرى آنها شخصيت روحى و عقلى كودك در كنار پرورش جسمى او رشد يابد. قبل از پرداختن به اين عوامل ابتدا به نقش خانواده در تربيت كودك مىپردازيم.
نقش خانواده در تربيت كودك
عوامل متعددى در تربيت و رشد عقلى و جسمى كودك دخالت دارند. خانه و خانواده، قانون وراثت، محيط زندگى و نظم اجتماعى، مدرسه، فعّاليت گروهى، برگزارى جلسات موعظه و كنفرانس، دوستان و رفقايى كه كودك با آنها بازى مىكند، كتاب، مجلّه و داستانهايى كه مىخواند، حرفه و هنرى كه پيش گرفته، نوع حكومت و برنامههايى كه كودك در برابر آن خاضع است، معلّم و مربّيانى كه به امر تعليم و تربيت او پرداختهاند و ... همگى در تربيت و رشد كودك و رفتار و اخلاق او مؤثّرند.
در ميان عوامل تربيت كودك، خانواده جايگاه ويژهاى دارد و نقش آن بگونهاى است كه مىتواند ساير عوامل را تحت تأثير قرار دهد.
تأثيرپذيرى كودك از رفتار پدر و مادر، تا جايى است كه حتى در اعتقادات كودك نيز تجلّى مىكند. پيامبر اسلام6فرمود:
«كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ حَتَّى يَكُونَ ابَواهُ يُهَوِّ دانِهِ وَ يُنَصِّرانِهِ»[1]
هر كودكى براساس فطرت (توحيدى) به دنيا مىآيد، و اين پدر و مادرش هستند كه او را يهودى يا نصرانى بار مىآورند.
خانواده، نخستين آموزشگاهى است كه شالوده اخلاقى كودك را بنيان گذارى مىكند و مىتواند استعدادهاى درونى كودكان را شكوفا سازد. ارزشهاى اخلاقى مانند علاقه به راستى و درستى، تنفّر از دروغ و نادرستى، عزت نفس و شخصيت، رشادت و شهامت، بخشش و سخاوت، ميل به تعاون و همكارى، علاقه به همنوع و دوست داشتن فضايل و مبارزه با رذايل و ... از طريق محيط خانه و خانواده به كودك آموخته مىشود.
شخصيت بزرگى همانند امام على7، با صراحت به پرورشهاى دوران كودكى خود تكيه مىكند و از تربيتهاى عاطفى و عقلى خويش كه در خردسالى فراگرفته، سخن مىگويد و به پيامبر6- كه مربّى لايق و بزرگوار وى بود- مباهات مىكند:
«شما قرابت مرا با پيامبر6و منزلت مخصوصى كه نزد آن حضرت داشتم، بخوبى مىدانيد. طفل خردسالى بودم كه پيامبر6مرا در دامن خويش پرورش داد، در آغوشم مىگرفت، به سينه خود مىچسبانيد، گاهى مرا در استراحتگاه مخصوص خويش جاى مىداد، بدنش را به بدنم مىچسبانيد و بوى خوش او را استشمام مىكردم ... من همچون سايهاى به دنبال آن حضرت حركت مىكردم و او هر روز نكته تازهاى از اخلاق نيك را براى من آشكار مىساخت و به من فرمان مىداد كه از او پيروى كنم.[2]
پدر و مادر بايد بكوشند تا پيش از آنكه كودك به صحنه اجتماع وارد شود و الگوى جديد، توجّه او را جلب كند، وى را تربيت كنند و ارزشهاى اخلاقى را ملكه او سازند.
با روشن شدن نقش اساسى خانواده در تربيت كودك و وظايف پدر و مادر در قبال فرزندان، به تبيين عوامل رشد كودك مىپردازيم:
[1]- بحارالأنوار، ج 3، ص 281
[2]- نهجالبلاغه، خطبه 234، ص 811
محبت به كودك
يكى از عوامل مهم تربيت و رشد كودك، محبّت است. محبّت و ابراز عواطف پدر و مادر و ديگر مربيان نسبت به كودكان، بسيارى از مشكلات و ناسازگاريها را حل مىكند و موجب الفت و دوستى مىگردد. اينك نكاتى را درباره محبت به كودك يادآور مىشويم.
الف- نياز كودك به محبّت
كودك بيش از هر كس تشنه محبّت پدر، لبخند مادر و نوازش مربّى است.
تأمين نيازهاى عاطفى كودكان بايد بطور جدّى پيگيرى شود. پيامبر اكرم6به بازى و حركات طبيعى كودكان حتى در لحظات عبادت اهميت مىداد و آنان را از محبت محروم نمىكرد.
عبدالله بن شداد گويد:
پبامبر6در مسجد با مردم نماز مىخواند. امام حسين7- كه كودكى خردسال بود- به مسجد آمد و هنگامى كه پيامبر6در سجده بود، بر گردن ايشان سوار شد. پيامبر6سجده را طولانى كرد، بگونهاى كه مردم گمان كردند پيشامدى رخ داده است. بعد از پايان نماز، مردم به آن حضرت عرض كردند: سجده را بقدرى طولانى كرديد كه ما تصوّر كرديم حادثهاى رخ داده است. پيامبر6فرمود: فرزندم- حسين- بر دوش من سوار شد، نخواستم پيش از آنكه به مقصود برسد، شتابزدگى كنم.[1]
ب- اهميت و مظاهر محبت به كودك
تأمين محبت كودك، همانند تغذيه بدنى و برآوردن نيازهاى جسمانى وى از اهميّت بسزايى برخوردار است. غذاى روحى و عاطفى بيش از غذاى مادى در رشد و نمو كودك نقش دارد.
بدون شك اساس اوّليه محبّت، لذّتى است كه با تحريك مناطق حسّاس بدن، گرمى بدن مادر، شير خوردن از پستان مادر و نوازش كردن و غنودن در آغوش مادر همراه مىباشد.[2]
[1]- محجّة البيضا، ج 3، ص 437
[2]- اصول روانشناسى، نرمان ل. مان، ترجمه و اقتباس محمود ساعتچى، ج 1، ص 448، انتشارات امير كبير، 1366
وقتى مادر، نوزاد خود را در آغوش مىگيرد و موجبات راحتى او را فراهم مىكند، نخستين درس مهرورزى را به او مىآموزد. براى آنكه حيات كودك سرآغاز خوبى داشته باشد، لازم است از محبّت و اطمينان سيراب شود.[1]
كودكانى كه در محيط خانه و خانواده از محبت والدين به اندازه كافى برخوردارند، اغلب از كودكانى كه با بهداشت و تغذيه خوب در محيط سرد و بىعاطفه پرورش يافتهاند، سالمتر و باهوشترند.
كودكى كه از محبت خانوادگى محروم است، براى جلب آن به سوى ديگران كشيده مىشود، سعى دارد به هر گونهاى نظر ديگران را به خود جلب كند و حتى در مواردى خود را مظلوم نشان دهد، تسليم خواستههاى بحق يا نامشروع ديگران شود و اين خود رمز بسيارى از انحرافات در افراد است.[2]
محبت به كودك، مايه رشد شخصيت انسانى و تأمين نيازمنديهاى روحى او مىگردد.
در روايات توصيه شده است كه پدر و مادر به كودكان محبت كنند و آنان را مورد ترحّم قرار دهند. پيامبر اكرم6فرمود:
«احِبُّوا الصِّبْيانَ وَارْحَمُوهُمْ»[3]
كودكان را دوست بداريد و نسبت به آنها مهربان باشيد.
امام صادق7فرمود:
«انَّ اللَّهَ لَيَرْحَمُ الْعَبْدَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ»[4]
خداوند به انسان به خاطر شدّت محبتش به فرزند، ترحّم مىكند.
محبت ورزيدن به كودك بايد در رفتار و گفتار پدر و مادر و مربّيان تربيتى تجلّى پيدا كند. بوسيدن، در آغوش گرفتن، تبسّم، نوازش و دست بر سر و صورت كودك كشيدن از
[1]- سالهاى حساس رشد، مريم امينايى، ص 107، چاپ پنگوئن
[2]- تربيت و بازسازى كودكان، على قائمى، ص 181، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم
[3]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 201
[4]- همان
مظاهر محبّت به كودك است. امام صادق7فرمود:
«اكْثِرُوا مِنْ قُبْلَةِ اوْلادِكُمْ فَانَّ لَكُمْ بِكُلِّ قُبْلَةٍ دَرَجَةً فِى الْجَنَّةِ»[1]
كودكانتان را بسيار ببوسيد، زيرا براى شما در برابر هر بوسه، درجهاى در بهشت است.
روزى حضرت محمّد6امام حسن و حسين8را مىبوسيد، «اقْرَع بن حابس»- كه از مهر و عطوفت پيامبر6نسبت به كودكان شگفتزده شده بود- گفت: من ده فرزند دارم و تا كنون هيچ كدام از آنها را نبوسيدهام. رسول خدا6فرمود: كسى كه ترحّم نكند، به او ترحم نخواهد شد. حفص مىگويد: پيامبر6با شنيدن سخنان اقرع بن حابس، خشمگين شد، حتى رنگش تغيير كرد، سپس به وى گفت: چه كنم كه خداوند محبّت را از قلب تو گرفته است! كسى كه به كودكان ما رحم نكند و به بزرگان ما احترام نگذارد، از ما نيست.[2]
ج- آثار محبّت به كودك
با برخى از نتايج ارزشمند محبت به كودك و اهميّت آن آشنا شديم. برخى از آثار آن عبارت است از: رشد عاطفى كودك، تأمين سلامت جسمى و روحى، احساس شخصيت و بزرگى، برخوردارى از صفات پسنديده اخلاقى، دگردوستى و ....
كودكى كه از محبت اشباع شده باشد، روانى شاد و دلى با نشاط دارد، احساس محروميت نمىكند تا عكسالعمل بد، نشان دهد، خوشبين و خوش قلب و با اعتماد مىباشد. او يك انسان طبيعى است و عقده روانى ندارد، خيرخواه و انساندوست بار مىآيد؛ چون طعم شيرين محبت را چشيده حاضر است اين آب حيات را به ديگران ايثار كند. او با مردم چنان رفتار مىكند كه ديگران با او رفتار نمودهاند. كودكى كه در محيط مهر و محبّت پرورش يافته، بهتر مىتواند با مشكلات و حوادث سهمگين دوران بلوغ و تغييرات جسمى و روانى رو به رو گردد. جوانى كه در كانون مهر و مودّت پرورش يافته، احساس محروميت نمىكند تا براى تسكين خاطر به كانونهاى فساد ...
پناهنده گردد. ... منشأ بسيارى از تندخوييها، خشونتها، لجبازيها، بدبينىها، زورگوييها،
[1]- همان، ص 202- 203
[2]- بحارالأنوار، ج 43، ص 282- 283
حسّاسيتها، نااميديها، افسردگيها، گوشهگيريها، ناسازگاريها، محروميت از محبت مىباشد.[1]
د- افراط در محبت
از نكات بسيار مهم در مورد محبت به كودك، پرهيز از زيادهروى و افراط در محبت است. بديهى است كه غذاى روحى كودك، بسان غذاى جسمى او، هرگاه كم و زياد شود، عوارضى در جسم و روح او ايجاد مىكند.
محبت زياد و بيجا، موجب ناز پروردگى، لوس بار آمدن و از خود راضى شدن كودك مىگردد. كودكى كه به خاطر مهر و محبت بيش از اندازه به تمام خواستههاى خوب و بد خود مىرسد، به خود مغرور شده، حالت ديكتاتورى پيدا مىكند و در برابر مصايب، محروميتها و فراز و نشيب زندگى تاب مقاومت و قدرت مبارزه ندارد.
پدر و مادرى كه به ابراز عواطف افراطى و محبتهاى ناپسند مبتلا هستند و تنها هدفشان راضى نگه داشتن كودك و برآوردن خواستههاى خوب و بد اوست، در حقيقت زمينه ضعف و سستى كودك و عدم شكيبايى و پايدارى او در مقابل مشكلات را فراهم مىكنند. امام باقر7فرمود:
«شَرُّ الْاباءِ مَنْ دَعاهُ الْبِرُّ الَى الْإِفْراطِ»[2]
بدترين پدران، كسى است كه در نيكى [به فرزندان] از حدّ تجاوز مىكند.
بنابراين، والدين و مربّيان تربيتى بايد محبت و عواطف خود را نسبت به كودكان تعديل كرده و از محبت بيجا يا محبت بيش از اندازه پرهيز كنند تا كودكان را از خود راضى، مغرور و لوس بار نياورند.
احترام به كودك
احترام به كودك از موارد اساسى رشد شخصيت او و عامل مهمّى براى سازندگى است.
كودكان همانند بزرگسالان براى خود شخصيت قائل بوده، از ديگران انتظار دارند كه
[1]- آيين تربيت، ص 118- 119
[2]- تاريخ يعقوبى، احمد بن ابى يعقوب معروف به يعقوبى، ج 2، ص 320، دار صادر، بيروت
به آنها احترام بگذارند. پيامبر اسلام6به پدران و اولياى كودكان دستور داده كه به آنان احترام بگذارند:
«اذا سَمَّيْتُمُ الْوَلَدَ فَاكْرِمُوا لَهُ وَ اوْسَعُوا لَهُ فِى الَمجْلِسِ وَ لا تُقَبِّحُوا لَهُ وَجْهاً»[1]
هرگاه نام فرزندتان را مىبريد، او را گرامى داريد و جاى نشستن را براى او توسعه دهيد، و نسبت به او ترشرو نباشيد.
اگر كودك دريابد كه پدر و مادر برايش احترام قائل نبوده و در محيط خانواده شخصيت او را به رسميت نمىشناسند، براى اينكه توجه ديگران را به خود جلب كند، به رفتارهاى خاصى تن مىدهد و در مواردى ممكن است سر از انحراف و تبهكارى درآورد. كودك براى اينكه مورد توجّه قرار گيرد و شخصيت فردى خويش را بازيابد ممكن است در مواردى شرارت به خرج داده، لوس شود، سخن ديگران را قطع كند، خود را به بيمارى زند يا از بلندى پرت كند و .... بعكس، كودكى كه مورد تجليل و احترام باشد، بزرگوار، شريف و با شخصيت بار مىآيد و براى حفظ شخصيت خويش از كارهاى زشت اجتناب خواهد كرد. او سعى مىكند با انجام كارهاى نيك، شخصيت خودش را در نظر ديگران كاملتر گرداند تا بيشتر و بهتر مورد تجليل قرار گيرد. محيط خانواده، بهترين جايگاه براى ارضاى كامل تمايلات باطنى كودك و توجّه به تمام شخصيت اوست و اگر كودك در محيط خانواده مورد احترام باشد و باور كند كه عضو مستقل خانواده و مورد تكريم است، كمتر از اوامر پدر و مادر سرپيچى مىكند و به طغيان و تمرّد و انتقام رومىآورد.[2]
امّ فضل مىگويد: روزى رسول خدا6فرزندش حسين7را كه طفلى شيرخوار بود، از من گرفت و در آغوش كشيد. كودك روى لباس پيامبر6ادرار كرد. من او را به تندى از پيامبر6گرفتم، بگونهاى كه كودك گريه كرد. پيامبر6فرمود: آرام باش اى «امّ فضل»!
[1]- جامع الأخبار، ص 126
[2]- ر. ك: كودك، فلسفى، ج 2، ص 89 و 118؛ ج 1، ص 265؛ خانواده و نيازمنديهاى كودكان، ص 144- 145؛ آيين تربيت، ص 243
آب، اين آلودگى را پاك مىكند اما چه چيزى اين كدورت را از دل حسين7مىزدايد؟![1]
بدين جهت، رفتار پيامبر اسلام6در برخورد با كودكان، رفتارى محترمانه بود. در سيره آن حضرت آمده است:
موقعى كه رسول اكرم6از سفر برمىگشت و در راه به كودكان مردم برخورد مىكرد، به احترام آنها مىايستاد و دستور مىداد، كودكان را بياورند و به آن حضرت بدهند، سپس بعضى را در پيش و بعضى را بر پشت مركب خود سوار مىكرد و به اصحاب خويش نيز مىفرمود چنين كنند.[2]
آثار احترام به كودك
احترام به كودك در محيط خانواده، نتايج و آثار فراوانى دارد كه بعضى از آنها را بطور اجمال بيان مىكنيم:
الف- رشد شخصيّت كودك
شخصيت هر كودك به تناسب وضع عمومى بدن، مهارتها، رغبتها، اميدها، وضع ظاهر، احساسات، هيجانها، عادتها، هوش، خصوصيّات اخلاقى، فعّاليت، معتقدات و افكار شكل مىگيرد، چنان كهمىتوان گفت: شخصيت هر فرد، خصايص بدنى و ذهنى و عاطفى و اجتماعى و اخلاقى- اعم از موروثى و اكتسابى- هستند كه او را بطور آشكارا از ديگران مشخّص مىكند.[3]
رفتار و گفتار پسنديده پدر و مادر در برخورد با فرزندان سبب رشد شخصيت و پرورش درست آنان خواهد بود. احترام به كودك موجب مىشود كه وى در خود احساس ارزشمندى كند و چنين احساسى مايه آن خواهد شد كه كودك در زندگى تن به پستى و خوارى ندهد. احترام به كودك، او را يك انسان با شخصيت مىسازد. كودكى كه در ابتداى زندگى ارزش خويش را درك كند، و جايگاه مناسب خود را در محيط خانواده
[1]- هدية الاحباب، شيخ عباس قمى، ص 196، انتشارات امير كبير، تهران
[2]- محجة البيضاء، ج 3، ص 366
[3]- ر. ك: روانشناسى رشد، علىاكبر شعارى نژاد، ص 600، انتشارات اطلاعات، تهران، 1372