بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 131

ببيند، روزى كه بزرگ شد، بر اساس استقلال، اراده و اعتماد به نفس تصميم‌گيرى مى‌كند و عضو مستقل و مفيد اجتماع خواهد بود.

پدران و مادرانى كه در خانواده با فرزندان، مهربانند و ميدان را براى فعاليتهاى فطرى آنها باز مى‌گذارند و آنان را در كارهاى كودكانه خود تمسخر و تحقير نمى‌كنند، [چنين كودكانى‌] خيلى زود به رشد معنوى و شخصيت روانى نائل مى‌شوند. برعكس، پدران و مادران مستبدى كه در خانواده به خشونت رفتار مى‌كنند و با كارها و سخنان ناپسند خود محيط وحشت و ترس به وجود مى‌آورند، استعدادهاى درونى كودكان را، از رشد طبيعى خود باز مى‌دارند و اين كودكان به علت ضعفى كه همواره در خود احساس مى‌كنند، بى‌شخصيت و زبون بار مى‌آيند.[1]

ب- پرورش فضايل اخلاقى‌

احترام به شخصيت كودك، سبب ايجاد ارزشهاى اخلاقى و زمينه سهولت زندگى و اعتماد و دلگرمى وى مى‌شود. كودكى كه مورد احترام ديگران قرار مى‌گيرد، به سازگارى فردى و جمعى مى‌انديشد و بدين وسيله از اختلافات كناره‌گيرى مى‌كند و به نصيحتها و اندرزهاى پدر و مادر گوش داده، به تكامل اخلاقى و اصلاح كژيها مى‌پردازد.

پدران و مادرانى كه به فرزندان خود احترام مى‌كنند و شخصيّت آنان را بزرگ مى‌دارند، با ادب و اخلاق با آنها معاشرت و برخورد مى‌نمايند، قادرند كودكان خود را با اخلاق پسنديده و صفات حميده تربيت كنند. اگر اتفاقاً فسادى در آنها بروز كند، به آسانى مى‌توانند از آن جلوگيرى نمايند. كودك، مانند بزرگسالان، خودخواهى و حبّ ذات دارد، وقتى بفهمد كار ناپسند، به شخصيّت او ضربه مى‌زند و از عزّت و محبوبيت وى مى‌كاهد و در محيط خانواده پست و حقيرش مى‌نمايد، فوراً براى حفظ مقام خود، آن را ترك مى‌گويد و عملًا به اصلاح خويش قيام مى‌كند.[2]

[1]- كودك، فلسفى، ج 2، ص 81

[2]- همان، ص 87


صفحه 132

امير مؤمنان على7فرمود:

«مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ لَمْ يُهِنْها بِالْمَعْصِيَةِ»[1]

هر كس بزرگى و كرامت نفس داشته باشد گناه پست و موهونش نمى‌كند.

وقتى كودك خود را مورد احترام ديگران ببيند، خوشحال مى‌شود و سرور و نشاطى او را فرا مى‌گيرد و عملًا سعى خواهد كرد كه خود را كوچك نكند و به سوى كسانى كه به وى احترام بيشترى مى‌گذارند جذب شود.

خلاصه آنكه، اگر كودكان براى خود شخصيتى قائل باشند، سعى خواهند كرد وجود خود را گرامى بدارند و از پستيها و رذالت اجتناب كنند و اين همان امرى است كه از نظر تربيت، مورد انتظار است.

ج- برطرف شدن احساس حقارت‌

احترام به كودك، مبتلايان به احساس حقارت را از شكست روحى نجات مى‌دهد و سبب آن مى‌شود كه آنان، ارزش و شخصيتى براى خود قائل شوند. براين اساس، احترام به كودك، عاملى براى بازپرورى و براى ديگران وسيله بهپرورى به شمار مى‌رود.

احترام به كودك، احساس امنيت، استقلال و اعتماد را در او زنده مى‌كند و كودك درمى‌يابد كه پدر و مادر براى او ارزش و جايگاه خاصّى قائلند و در نتيجه، چنين رفتارى مايه استقامت و كارآيى وى در امور، و تلاش در جهت همكارى و دورى از انزوا و بيگانگى مى‌گردد.

هر گاه كودكى مورد بى‌مهرى و كم محبّتى قرار گيرد و به شخصيت او احترام گذارده نشود، براى عقده تكانى و انتقام‌گيرى از پدر و مادر و يا هر كسى كه سبب چنين موقعيتى شده و موجبات حقارت و شكست روحى او را فراهم كرده، تن به خرابكارى و شرارت مى‌دهد.[2]

[1]- شرح غررالحكم، ج 5، ص 357

[2]- ر. ك: خانواده و نيازمنديهاى كودكان، ص 147- 149


صفحه 133

روش احترام به كودك‌

پدر و مادر بايد در محيط خانواده بگونه‌اى با كودك رفتار كنند كه ضمن حفظ شخصيت كودك، احترام به او را در عمل اظهار كنند. از اين رو، لازم است به روشهاى احترام به كودك توجّه كامل داشته باشند. اينك توجه شما را به چند روش جلب مى‌كنيم:

الف- بازى و رفاقت‌

براى رشد و پرورش شخصيت اطفال مى‌توان از همبازى شدن با كودك استفاده كرد و از اين طريق او را اقناع نموده، راه را براى حل بسيارى از مشكلات جسمى و روانى هموار ساخت.

يكى از طرق پرورش شخصيت در كودكان، شركت بزرگسالان در بازى آنهاست. كودك از يك طرف به سبب ضعفى كه در خود و قوّتى كه در بزرگسالان حس مى‌كند و از طرف ديگر به علت عشقى كه فطرةً به تكامل و تعالى دارد، مايل است كارهاى بزرگترها را مو به مو تقليد كند و عملًا خود را شبيه آنها بنمايد ... موقعى كه پدر يا مادر خود را تنزّل مى‌دهد و در بازى كودكان شركت مى‌كند و آنان را در كارهاى كودكانه مساعدت مى‌نمايد، جان طفل از مسرّت و شادى لبريز مى‌شود و از خوشحالى به هيجان مى‌آيد، در باطن خويش احساس مى‌كند كه كارهاى كودكانه او آنقدر ارزنده و مورد توجه است كه پدر و مادر با وى همكارى مى‌كنند و خود را هم سطح او قرار مى‌دهند. چنين احساسى، شخصيت را در طفل زنده مى‌كند و حسّ استقلال و اعتماد، در باطن او شكفته مى‌شود.[1]

امير مؤمنان7درباره رفتار لايق كودكان و اينكه والدين در ارتباط با كودكان خود را تا حدّ طفوليت و كودكى تنزل دهند، فرمود:

«مَنْ كانَ لَهُ وَلَدٌ، صَبا»[2]

كسى كه فرزند (كوچك) دارد، با او رفتار كودكانه داشته باشد.

مطالعه در زندگى عملى رسول خدا6و ديگر پيشوايان اسلام نيز نشان مى‌دهد كه‌

[1]- كودك، فلسفى، ج 2، ص 128- 129

[2]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 203


صفحه 134

آنها كودك را به بازى واداشته و حتى خود با آنها بازى مى‌كردند. داستان بازيهاى پيامبر6با نوه‌هايش معروف است. در روايات مى‌خوانيم: آن حضرت آنان را بردوش خويش سوار مى‌كرد.[1]

امام صادق7اين گونه سفارش مى‌كند:

«دَعِ ابْنَكَ يَلْعَبَ سَبْعَ سنينَ»[2]

بگذار فرزندت تا هفت سالگى بازى كند.

كودك در بازى نياز به همبازى دارد؛ هرگاه كودك همبازى مناسب نداشته باشد و يا در محيط خانه تنها باشد، افسرده مى‌گردد. در مواردى كه كودكان مشغول بازى‌اند، مشاركت پدر و مادر و يا بزرگترها در بازى موجب خشنودى و سرافرازى آنان مى‌گردد.

پدر و مادر مى‌توانند با مشاركت مناسب در بازيهاى كودكان، ضمن بالا بردن مهارت و حس كنجكاوىِ آنها، كودكان را براى تحمّل شرايط آينده زندگى براساس ضوابط نظام هستى، آماده كنند و خواهشهاى آنان را تعديل كنند و بتدريج آنان را از حالت كودكانه خارج كرده، وارد دنياى بزرگتران سازند.

البتّه، در بازى با كودك بايد به امكانات و توان جسمانى و تعديل انتظارات كودك توجه داشته باشيم تا همبازى شدن با آنها لطمه‌اى به حرمت پدر و مادر وارد نسازد.[3]

ب- افشاى سلام‌

پدر و مادر و مربّيان تربيتى بايد در محيط خانواده و اجتماع با استفاده از روشهاى عملى و آموزشى، كودك را با وظيفه اخلاقى سلام كردن آشنا سازند.

اگر كودك به بزرگترها سلام كرد، لازم است به گرمى جواب او را بگويند و با اين عمل، شخصيت او را مورد احترام قرار دهند. اگر به كودك اعتنا نشود و جواب سلام او داده نشود، عملًا كودك مورد تحقير قرار گرفته و از اين بى‌احترامى، ملول و آزرده خاطر خواهد شد.

[1]- مستدرك الوسائل، ج 15، ص 171- 172

[2]- مكارم الاخلاق، ص 222

[3]- ر. ك: خانواده و نيازمنديهاى كودكان، فصل 11


صفحه 135

سلام كردن به كودكان يكى از شيوه‌هاى پسنديده پيامبر اكرم6بود و آن حضرت به همه مردم اعم از خردسال و بزرگسال سلام مى‌كرد.[1]

سلام كردن به كودك دو اثر روانى دارد: براى سلام كننده باعث تقويت خوى پسنديده تواضع و فروتنى است، و براى كودك وسيله احياى شخصيت و ايجاد استقلال است. طفلى كه بزرگسالان به او سلام كنند و بدين وسيله از وى تجليل نمايند، لياقت و شايستگى خود را باور مى‌كند و از كودكى معتقد مى‌شود كه جامعه او را به عنوان يك انسان قابل احترام مى‌شناسد و مردم به او اهميت مى‌دهند.[2]

اهميّت سلام به كودك و حفظ شخصيت و احترام او، بگونه‌اى مورد تأكيد است كه پيامبر اكرم6لازم مى‌ديد آن را به صورت سنّت رايجى در ميان مسلمانان درآورد. آن حضرت فرمود:

«خَمْسٌ لا ادَعُهُنَّ حَتَّى الْمَماتِ ... وَالتَّسْليمَ عَلَى الصِّبْيانِ لِتَكُونَ سُنَّةً مِنْ بَعْدى‌»[3]

پنج چيز است كه تا لحظه مرگ آنها را ترك نمى‌كنم، يكى از آنها سلام كردن به كودكان است (در انجام اين اعمال مراقبت دارم) تا بعد از من به صورت سنّت درآيد.

ج- وفاى به عهد

كودك انتظار دارد كه در محيط زندگى، پدر و مادر و ديگر افراد جامعه براساس صداقت و درستى و وفاى به عهد با او برخورد كنند و اگر به وى وعده‌اى دادند، به آن وفا كنند. هر گاه كودكى دريابد كه عهد و پيمان پدر و مادر، وفا مى‌شود و به وعده‌اى كه دادند، تخلف نمى‌كنند، احساس شخصيت مى‌كند و خود را مورد اعتماد و احترام ديگران مى‌بيند؛ اما اگر پدر و مادر، خود عهدشكن باشند و با وعده‌هاى دروغ، كودك را بفريبند، احساس حقارت و يأس و نوميدى سراسر وجود كودك را فرا گرفته و دروغ گفتن و فريب دادن را مى‌آموزد. پيامبر اكرم6فرمود:

[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 364

[2]- ر. ك: كودك، فلسفى، ج 2، ص 121- 123

[3]- بحارالانوار، ج 76، ص 10


صفحه 136

«إِذا واعَدَ احَدُكُمْ صَبِيَّهُ فَلْيُنْجِزْ»[1]

وقتى يكى از شما به فرزند خود وعده‌اى داد، حتماً به آن وفا كند.

برقرارى عدالت ميان كودكان‌

براى رشد و تربيت صحيح كودك، بايد حقوقى كه كودكان بر پدر و مادر دارند، بطور دقيق رعايت گردد. از جمله حقوق كودكان بر والدين اجراى عدالت ميان فرزندان است.

كودك انتظار دارد كه پدر و مادر در زندگى با وى به عدالت رفتار كنند و از هرگونه تبعيض و تفاوت نابجا در مورد فرزندان پرهيز كنند. عدم توجّه به عدالت، موجب نا آرامى روانى و انحراف اخلاقى كودك مى‌شود و حسادت و انتقام او را برمى‌انگيزد. اينك چند نكته درباره عدالت ميان كودكان بيان مى‌كنيم:

الف- اهميّت عدالت ميان كودكان‌

عدالت‌خواهى و مساوات طلبى در انسان ريشه فطرى و درونى دارد. خداوند توجه به عدل را در درون هر انسانى به وديعت گذارده است، تا از اين طريق، موجبات خير و سعادت او تأمين گردد.

فطرت پاك كودكان و لطافت طبع و حسّاسيت روح آنان اقتضا دارد كه پدر و مادر و ديگر افرادى كه در زندگى با آنان سر و كار دارند، رفتارى عادلانه و دور از هرگونه تبعيض و ترجيح نابجا داشته باشند. پيامبر اكرم6در تأكيد اين نكته مهم فرمود:

«اعْدِلُوا بَيْنَ اوْلادِكُمْ كَما تُحِبُّونَ انْ يَعْدِلُوا بَيْنَكُمْ فِى البِرِّ وَاللُّطْفِ»[2]

ميان فرزندانتان، عدالت را رعايت كنيد، چنان كه دوست داريد آنان در احسان و لطف به شما به عدالت رفتار كنند.

پدر و مادر بايد در همه امور كودكان، به عدالت توجه كامل داشته باشند و در محبّت‌

[1]- مستدرك‌الوسائل، ج 15، ص 170

[2]- مكارم الاخلاق، ص 220


صفحه 137

و تشويق و يا تنبيه و سرزنش، عادلانه رفتار كنند و هرگز براى كارى كه كودك انجام نداده، او را تنبيه نكنند و درباره امرى كه در آن مقصّر نيست او را سرزنش نكنند و اگر بين فرزندان دعوايى صورت گرفت، تنها مقصّر تنبيه شود و پدر و مادر جانب فرزند ديگر را نگيرند، اگر چه او خردسالتر و ضعيفتر باشد.

رعايت عدالت ميان كودكان بقدرى دقيق و ظريف است كه حتى شامل نگاهها و نوازش و بوسه پدر و مادر نسبت به فرزندان نيز مى‌شود.

پدرى با فرزندان خود به محضر رسول اكرم6شرفياب شد. به صورت يكى از فرزندان بوسه زد و به فرزند ديگر، اعتنايى نكرد. پيامبر6كه اين رفتار نادرست را مشاهده كرد، به او فرمود:

چرا با فرزندان خود بطور مساوى رفتار نمى‌كنى‌[1]؟!

پدر و مادر عادل و با انصاف، با همه فرزندان، بطور يكسان رفتار مى‌كنند و هيچ‌كدام را بر ديگرى ترجيح نمى‌دهند. دختر و پسر، زشت و زيبا، بزرگ و كوچك، خوش استعداد و كم استعداد، سالم و معيوب، همه را فرزند خويش مى‌دانند و بين آنها تفاوتى قائل نمى‌شوند، و در نوازش و اظهار محبت، در بزرگداشت و احترام، در خوراك و پوشاك، در حمايت و طرفدارى، در بخشش و پول توجيبى، در تقسيم كارهاى منزل و در كليّه امور، همه فرزندان را يكسان مى‌بينند و با همه بطور يكنواخت رفتار مى‌كنند.[2]

ب- جلوه‌هاى بى‌عدالتى‌

رفتار دوگانه با فرزندان و تبعيض در محيط خانواده به شكلهاى مختلفى جلوه مى‌كند، طرفدارى از يك كودك بويژه در هنگام درگيرى، ايجاد مسابقه و رقابت بدون در نظر گرفتن ظرفيت روحى و توان كودكان، ميزان تنبيه و كيفيت اعمال آن نسبت به كودكان، مضايقه در محبّت نسبت به كودكان بزرگتر در برابر فرزندان خردسال، نوازش يكى و عدم توجه به ديگرى و حساسيت نسبت به جنسيت فرزندان ... از جلوه‌هاى‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 203

[2]- آيين تربيت، 238


صفحه 138

تبعيض و بى‌عدالتى به شمار مى‌رود.

اغلب خانواده‌ها به فرزند پسر، بيش از داشتن دختر اهميّت مى‌دهند و ناخرسندى خويش را نسبت به فرزند دختر در رفتار و برخورد نشان مى‌دهند. اين‌گونه رفتار، مورد پسند قرآن و سيره پيشوايان دين نيست. قرآن مجيد، وقتى از فرزند سخن مى‌گويد، آن را هديه‌اى الهى مى‌داند كه كسى حقِ چون و چرا در جنسيت و بود و نبود آن ندارد. سپس در ارائه سخن، نخست از فرزند دختر ياد مى‌كند:

«يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ اناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ اوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ اناثاً وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ عَقيماً ...»[1]

(خداوند متعال) به هر كس بخواهد دختر مى‌بخشد و به هر كه بخواهد پسر مى‌بخشد و يا هم پسر مى‌دهد و هم دختر و هر كس را بخواهد عقيم مى‌كند.

جارود بن منذر مى‌گويد: امام صادق7به من فرمود: شنيده‌ام كه تو دخترى دارى، ولى خيلى از او خوشت نمى‌آيد! او چه زيانى به تو مى‌رساند؟ گلى است كه او را مى‌بويى و روزىِ او نيز مى‌رسد. براستى كه پيامبر خدا6پدر چندين دختر بود.[2]

از اين رو، براى دست يافتن به تربيت صحيح كودكان، پدر و مادر بايد از تبعيض و بى‌عدالتى نسبت به فرزندان خوددارى كنند و علل و انگيزه‌هاى تبعيض مانند: تعصب و حساسيت در مورد دختر، خوشمزگيها و شيرين‌زبانيهاى كودكان، تبعيت يا نافرمانى كودكان از والدين، غرور و خودبينى و در نتيجه بى‌اعتنايى به كودكان، غفلت و بى‌خبرى از نحوه برخورد و بالاخره جهل پدر و مادر و مربيان به حقوق كودك‌[3]را از بين ببرند، و زمينه رشد كودك را فراهم سازند.

ج- آثار و عوارض بى‌عدالتى‌

بى‌عدالتى ميان كودكان، به هر علت و دليلى كه باشد، پيامدهاى ناگوارى دارد: برخى از آنها عبارتند از:

[1]- شورى( 42)، آيات 49- 50

[2]- محجّة البيضا، ج 3، ص 119- 120

[3]- ر. ك: خانواده و نيازمنديهاى كودكان، ص 377- 378