بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 128

حسّاسيتها، نااميديها، افسردگيها، گوشه‌گيريها، ناسازگاريها، محروميت از محبت مى‌باشد.[1]

د- افراط در محبت‌

از نكات بسيار مهم در مورد محبت به كودك، پرهيز از زياده‌روى و افراط در محبت است. بديهى است كه غذاى روحى كودك، بسان غذاى جسمى او، هرگاه كم و زياد شود، عوارضى در جسم و روح او ايجاد مى‌كند.

محبت زياد و بيجا، موجب ناز پروردگى، لوس بار آمدن و از خود راضى شدن كودك مى‌گردد. كودكى كه به خاطر مهر و محبت بيش از اندازه به تمام خواسته‌هاى خوب و بد خود مى‌رسد، به خود مغرور شده، حالت ديكتاتورى پيدا مى‌كند و در برابر مصايب، محروميتها و فراز و نشيب زندگى تاب مقاومت و قدرت مبارزه ندارد.

پدر و مادرى كه به ابراز عواطف افراطى و محبتهاى ناپسند مبتلا هستند و تنها هدفشان راضى نگه داشتن كودك و برآوردن خواسته‌هاى خوب و بد اوست، در حقيقت زمينه ضعف و سستى كودك و عدم شكيبايى و پايدارى او در مقابل مشكلات را فراهم مى‌كنند. امام باقر7فرمود:

«شَرُّ الْاباءِ مَنْ دَعاهُ الْبِرُّ الَى الْإِفْراطِ»[2]

بدترين پدران، كسى است كه در نيكى [به فرزندان‌] از حدّ تجاوز مى‌كند.

بنابراين، والدين و مربّيان تربيتى بايد محبت و عواطف خود را نسبت به كودكان تعديل كرده و از محبت بيجا يا محبت بيش از اندازه پرهيز كنند تا كودكان را از خود راضى، مغرور و لوس بار نياورند.

احترام به كودك‌

احترام به كودك از موارد اساسى رشد شخصيت او و عامل مهمّى براى سازندگى است.

كودكان همانند بزرگسالان براى خود شخصيت قائل بوده، از ديگران انتظار دارند كه‌

[1]- آيين تربيت، ص 118- 119

[2]- تاريخ يعقوبى، احمد بن ابى يعقوب معروف به يعقوبى، ج 2، ص 320، دار صادر، بيروت


صفحه 129

به آنها احترام بگذارند. پيامبر اسلام6به پدران و اولياى كودكان دستور داده كه به آنان احترام بگذارند:

«اذا سَمَّيْتُمُ الْوَلَدَ فَاكْرِمُوا لَهُ وَ اوْسَعُوا لَهُ فِى الَمجْلِسِ وَ لا تُقَبِّحُوا لَهُ وَجْهاً»[1]

هرگاه نام فرزندتان را مى‌بريد، او را گرامى داريد و جاى نشستن را براى او توسعه دهيد، و نسبت به او ترشرو نباشيد.

اگر كودك دريابد كه پدر و مادر برايش احترام قائل نبوده و در محيط خانواده شخصيت او را به رسميت نمى‌شناسند، براى اينكه توجه ديگران را به خود جلب كند، به رفتارهاى خاصى تن مى‌دهد و در مواردى ممكن است سر از انحراف و تبهكارى درآورد. كودك براى اينكه مورد توجّه قرار گيرد و شخصيت فردى خويش را بازيابد ممكن است در مواردى شرارت به خرج داده، لوس شود، سخن ديگران را قطع كند، خود را به بيمارى زند يا از بلندى پرت كند و .... بعكس، كودكى كه مورد تجليل و احترام باشد، بزرگوار، شريف و با شخصيت بار مى‌آيد و براى حفظ شخصيت خويش از كارهاى زشت اجتناب خواهد كرد. او سعى مى‌كند با انجام كارهاى نيك، شخصيت خودش را در نظر ديگران كاملتر گرداند تا بيشتر و بهتر مورد تجليل قرار گيرد. محيط خانواده، بهترين جايگاه براى ارضاى كامل تمايلات باطنى كودك و توجّه به تمام شخصيت اوست و اگر كودك در محيط خانواده مورد احترام باشد و باور كند كه عضو مستقل خانواده و مورد تكريم است، كمتر از اوامر پدر و مادر سرپيچى مى‌كند و به طغيان و تمرّد و انتقام رومى‌آورد.[2]

امّ فضل مى‌گويد: روزى رسول خدا6فرزندش حسين7را كه طفلى شيرخوار بود، از من گرفت و در آغوش كشيد. كودك روى لباس پيامبر6ادرار كرد. من او را به تندى از پيامبر6گرفتم، بگونه‌اى كه كودك گريه كرد. پيامبر6فرمود: آرام باش اى «امّ فضل»!

[1]- جامع الأخبار، ص 126

[2]- ر. ك: كودك، فلسفى، ج 2، ص 89 و 118؛ ج 1، ص 265؛ خانواده و نيازمنديهاى كودكان، ص 144- 145؛ آيين تربيت، ص 243


صفحه 130

آب، اين آلودگى را پاك مى‌كند اما چه چيزى اين كدورت را از دل حسين7مى‌زدايد؟![1]

بدين جهت، رفتار پيامبر اسلام6در برخورد با كودكان، رفتارى محترمانه بود. در سيره آن حضرت آمده است:

موقعى كه رسول اكرم6از سفر برمى‌گشت و در راه به كودكان مردم برخورد مى‌كرد، به احترام آنها مى‌ايستاد و دستور مى‌داد، كودكان را بياورند و به آن حضرت بدهند، سپس بعضى را در پيش و بعضى را بر پشت مركب خود سوار مى‌كرد و به اصحاب خويش نيز مى‌فرمود چنين كنند.[2]

آثار احترام به كودك‌

احترام به كودك در محيط خانواده، نتايج و آثار فراوانى دارد كه بعضى از آنها را بطور اجمال بيان مى‌كنيم:

الف- رشد شخصيّت كودك‌

شخصيت هر كودك به تناسب وضع عمومى بدن، مهارتها، رغبتها، اميدها، وضع ظاهر، احساسات، هيجانها، عادتها، هوش، خصوصيّات اخلاقى، فعّاليت، معتقدات و افكار شكل مى‌گيرد، چنان كه‌مى‌توان گفت: شخصيت هر فرد، خصايص بدنى و ذهنى و عاطفى و اجتماعى و اخلاقى- اعم از موروثى و اكتسابى- هستند كه او را بطور آشكارا از ديگران مشخّص مى‌كند.[3]

رفتار و گفتار پسنديده پدر و مادر در برخورد با فرزندان سبب رشد شخصيت و پرورش درست آنان خواهد بود. احترام به كودك موجب مى‌شود كه وى در خود احساس ارزشمندى كند و چنين احساسى مايه آن خواهد شد كه كودك در زندگى تن به پستى و خوارى ندهد. احترام به كودك، او را يك انسان با شخصيت مى‌سازد. كودكى كه در ابتداى زندگى ارزش خويش را درك كند، و جايگاه مناسب خود را در محيط خانواده‌

[1]- هدية الاحباب، شيخ عباس قمى، ص 196، انتشارات امير كبير، تهران

[2]- محجة البيضاء، ج 3، ص 366

[3]- ر. ك: روان‌شناسى رشد، على‌اكبر شعارى نژاد، ص 600، انتشارات اطلاعات، تهران، 1372


صفحه 131

ببيند، روزى كه بزرگ شد، بر اساس استقلال، اراده و اعتماد به نفس تصميم‌گيرى مى‌كند و عضو مستقل و مفيد اجتماع خواهد بود.

پدران و مادرانى كه در خانواده با فرزندان، مهربانند و ميدان را براى فعاليتهاى فطرى آنها باز مى‌گذارند و آنان را در كارهاى كودكانه خود تمسخر و تحقير نمى‌كنند، [چنين كودكانى‌] خيلى زود به رشد معنوى و شخصيت روانى نائل مى‌شوند. برعكس، پدران و مادران مستبدى كه در خانواده به خشونت رفتار مى‌كنند و با كارها و سخنان ناپسند خود محيط وحشت و ترس به وجود مى‌آورند، استعدادهاى درونى كودكان را، از رشد طبيعى خود باز مى‌دارند و اين كودكان به علت ضعفى كه همواره در خود احساس مى‌كنند، بى‌شخصيت و زبون بار مى‌آيند.[1]

ب- پرورش فضايل اخلاقى‌

احترام به شخصيت كودك، سبب ايجاد ارزشهاى اخلاقى و زمينه سهولت زندگى و اعتماد و دلگرمى وى مى‌شود. كودكى كه مورد احترام ديگران قرار مى‌گيرد، به سازگارى فردى و جمعى مى‌انديشد و بدين وسيله از اختلافات كناره‌گيرى مى‌كند و به نصيحتها و اندرزهاى پدر و مادر گوش داده، به تكامل اخلاقى و اصلاح كژيها مى‌پردازد.

پدران و مادرانى كه به فرزندان خود احترام مى‌كنند و شخصيّت آنان را بزرگ مى‌دارند، با ادب و اخلاق با آنها معاشرت و برخورد مى‌نمايند، قادرند كودكان خود را با اخلاق پسنديده و صفات حميده تربيت كنند. اگر اتفاقاً فسادى در آنها بروز كند، به آسانى مى‌توانند از آن جلوگيرى نمايند. كودك، مانند بزرگسالان، خودخواهى و حبّ ذات دارد، وقتى بفهمد كار ناپسند، به شخصيّت او ضربه مى‌زند و از عزّت و محبوبيت وى مى‌كاهد و در محيط خانواده پست و حقيرش مى‌نمايد، فوراً براى حفظ مقام خود، آن را ترك مى‌گويد و عملًا به اصلاح خويش قيام مى‌كند.[2]

[1]- كودك، فلسفى، ج 2، ص 81

[2]- همان، ص 87


صفحه 132

امير مؤمنان على7فرمود:

«مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ لَمْ يُهِنْها بِالْمَعْصِيَةِ»[1]

هر كس بزرگى و كرامت نفس داشته باشد گناه پست و موهونش نمى‌كند.

وقتى كودك خود را مورد احترام ديگران ببيند، خوشحال مى‌شود و سرور و نشاطى او را فرا مى‌گيرد و عملًا سعى خواهد كرد كه خود را كوچك نكند و به سوى كسانى كه به وى احترام بيشترى مى‌گذارند جذب شود.

خلاصه آنكه، اگر كودكان براى خود شخصيتى قائل باشند، سعى خواهند كرد وجود خود را گرامى بدارند و از پستيها و رذالت اجتناب كنند و اين همان امرى است كه از نظر تربيت، مورد انتظار است.

ج- برطرف شدن احساس حقارت‌

احترام به كودك، مبتلايان به احساس حقارت را از شكست روحى نجات مى‌دهد و سبب آن مى‌شود كه آنان، ارزش و شخصيتى براى خود قائل شوند. براين اساس، احترام به كودك، عاملى براى بازپرورى و براى ديگران وسيله بهپرورى به شمار مى‌رود.

احترام به كودك، احساس امنيت، استقلال و اعتماد را در او زنده مى‌كند و كودك درمى‌يابد كه پدر و مادر براى او ارزش و جايگاه خاصّى قائلند و در نتيجه، چنين رفتارى مايه استقامت و كارآيى وى در امور، و تلاش در جهت همكارى و دورى از انزوا و بيگانگى مى‌گردد.

هر گاه كودكى مورد بى‌مهرى و كم محبّتى قرار گيرد و به شخصيت او احترام گذارده نشود، براى عقده تكانى و انتقام‌گيرى از پدر و مادر و يا هر كسى كه سبب چنين موقعيتى شده و موجبات حقارت و شكست روحى او را فراهم كرده، تن به خرابكارى و شرارت مى‌دهد.[2]

[1]- شرح غررالحكم، ج 5، ص 357

[2]- ر. ك: خانواده و نيازمنديهاى كودكان، ص 147- 149


صفحه 133

روش احترام به كودك‌

پدر و مادر بايد در محيط خانواده بگونه‌اى با كودك رفتار كنند كه ضمن حفظ شخصيت كودك، احترام به او را در عمل اظهار كنند. از اين رو، لازم است به روشهاى احترام به كودك توجّه كامل داشته باشند. اينك توجه شما را به چند روش جلب مى‌كنيم:

الف- بازى و رفاقت‌

براى رشد و پرورش شخصيت اطفال مى‌توان از همبازى شدن با كودك استفاده كرد و از اين طريق او را اقناع نموده، راه را براى حل بسيارى از مشكلات جسمى و روانى هموار ساخت.

يكى از طرق پرورش شخصيت در كودكان، شركت بزرگسالان در بازى آنهاست. كودك از يك طرف به سبب ضعفى كه در خود و قوّتى كه در بزرگسالان حس مى‌كند و از طرف ديگر به علت عشقى كه فطرةً به تكامل و تعالى دارد، مايل است كارهاى بزرگترها را مو به مو تقليد كند و عملًا خود را شبيه آنها بنمايد ... موقعى كه پدر يا مادر خود را تنزّل مى‌دهد و در بازى كودكان شركت مى‌كند و آنان را در كارهاى كودكانه مساعدت مى‌نمايد، جان طفل از مسرّت و شادى لبريز مى‌شود و از خوشحالى به هيجان مى‌آيد، در باطن خويش احساس مى‌كند كه كارهاى كودكانه او آنقدر ارزنده و مورد توجه است كه پدر و مادر با وى همكارى مى‌كنند و خود را هم سطح او قرار مى‌دهند. چنين احساسى، شخصيت را در طفل زنده مى‌كند و حسّ استقلال و اعتماد، در باطن او شكفته مى‌شود.[1]

امير مؤمنان7درباره رفتار لايق كودكان و اينكه والدين در ارتباط با كودكان خود را تا حدّ طفوليت و كودكى تنزل دهند، فرمود:

«مَنْ كانَ لَهُ وَلَدٌ، صَبا»[2]

كسى كه فرزند (كوچك) دارد، با او رفتار كودكانه داشته باشد.

مطالعه در زندگى عملى رسول خدا6و ديگر پيشوايان اسلام نيز نشان مى‌دهد كه‌

[1]- كودك، فلسفى، ج 2، ص 128- 129

[2]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 203


صفحه 134

آنها كودك را به بازى واداشته و حتى خود با آنها بازى مى‌كردند. داستان بازيهاى پيامبر6با نوه‌هايش معروف است. در روايات مى‌خوانيم: آن حضرت آنان را بردوش خويش سوار مى‌كرد.[1]

امام صادق7اين گونه سفارش مى‌كند:

«دَعِ ابْنَكَ يَلْعَبَ سَبْعَ سنينَ»[2]

بگذار فرزندت تا هفت سالگى بازى كند.

كودك در بازى نياز به همبازى دارد؛ هرگاه كودك همبازى مناسب نداشته باشد و يا در محيط خانه تنها باشد، افسرده مى‌گردد. در مواردى كه كودكان مشغول بازى‌اند، مشاركت پدر و مادر و يا بزرگترها در بازى موجب خشنودى و سرافرازى آنان مى‌گردد.

پدر و مادر مى‌توانند با مشاركت مناسب در بازيهاى كودكان، ضمن بالا بردن مهارت و حس كنجكاوىِ آنها، كودكان را براى تحمّل شرايط آينده زندگى براساس ضوابط نظام هستى، آماده كنند و خواهشهاى آنان را تعديل كنند و بتدريج آنان را از حالت كودكانه خارج كرده، وارد دنياى بزرگتران سازند.

البتّه، در بازى با كودك بايد به امكانات و توان جسمانى و تعديل انتظارات كودك توجه داشته باشيم تا همبازى شدن با آنها لطمه‌اى به حرمت پدر و مادر وارد نسازد.[3]

ب- افشاى سلام‌

پدر و مادر و مربّيان تربيتى بايد در محيط خانواده و اجتماع با استفاده از روشهاى عملى و آموزشى، كودك را با وظيفه اخلاقى سلام كردن آشنا سازند.

اگر كودك به بزرگترها سلام كرد، لازم است به گرمى جواب او را بگويند و با اين عمل، شخصيت او را مورد احترام قرار دهند. اگر به كودك اعتنا نشود و جواب سلام او داده نشود، عملًا كودك مورد تحقير قرار گرفته و از اين بى‌احترامى، ملول و آزرده خاطر خواهد شد.

[1]- مستدرك الوسائل، ج 15، ص 171- 172

[2]- مكارم الاخلاق، ص 222

[3]- ر. ك: خانواده و نيازمنديهاى كودكان، فصل 11


صفحه 135

سلام كردن به كودكان يكى از شيوه‌هاى پسنديده پيامبر اكرم6بود و آن حضرت به همه مردم اعم از خردسال و بزرگسال سلام مى‌كرد.[1]

سلام كردن به كودك دو اثر روانى دارد: براى سلام كننده باعث تقويت خوى پسنديده تواضع و فروتنى است، و براى كودك وسيله احياى شخصيت و ايجاد استقلال است. طفلى كه بزرگسالان به او سلام كنند و بدين وسيله از وى تجليل نمايند، لياقت و شايستگى خود را باور مى‌كند و از كودكى معتقد مى‌شود كه جامعه او را به عنوان يك انسان قابل احترام مى‌شناسد و مردم به او اهميت مى‌دهند.[2]

اهميّت سلام به كودك و حفظ شخصيت و احترام او، بگونه‌اى مورد تأكيد است كه پيامبر اكرم6لازم مى‌ديد آن را به صورت سنّت رايجى در ميان مسلمانان درآورد. آن حضرت فرمود:

«خَمْسٌ لا ادَعُهُنَّ حَتَّى الْمَماتِ ... وَالتَّسْليمَ عَلَى الصِّبْيانِ لِتَكُونَ سُنَّةً مِنْ بَعْدى‌»[3]

پنج چيز است كه تا لحظه مرگ آنها را ترك نمى‌كنم، يكى از آنها سلام كردن به كودكان است (در انجام اين اعمال مراقبت دارم) تا بعد از من به صورت سنّت درآيد.

ج- وفاى به عهد

كودك انتظار دارد كه در محيط زندگى، پدر و مادر و ديگر افراد جامعه براساس صداقت و درستى و وفاى به عهد با او برخورد كنند و اگر به وى وعده‌اى دادند، به آن وفا كنند. هر گاه كودكى دريابد كه عهد و پيمان پدر و مادر، وفا مى‌شود و به وعده‌اى كه دادند، تخلف نمى‌كنند، احساس شخصيت مى‌كند و خود را مورد اعتماد و احترام ديگران مى‌بيند؛ اما اگر پدر و مادر، خود عهدشكن باشند و با وعده‌هاى دروغ، كودك را بفريبند، احساس حقارت و يأس و نوميدى سراسر وجود كودك را فرا گرفته و دروغ گفتن و فريب دادن را مى‌آموزد. پيامبر اكرم6فرمود:

[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 364

[2]- ر. ك: كودك، فلسفى، ج 2، ص 121- 123

[3]- بحارالانوار، ج 76، ص 10