ازدواج نمىكنيم»، لعنت كرده است.[1]
همچنين مسلمانان را از ترك دنيا و فرار از زن گرفتن باز داشته، زنانى را كه از شوهركردن امتناع مىورزند، مورد مذمّت و نكوهش قرار داده است.[2]
ه- برترى نداشتن عزوبت: گاهى بعضى از افراد، براى توجيه مجرد ماندن خودشان، از راه دين وارد مىشوند و خيال مىكنند عزوبت نوعى ارزش و فضيلت است، غافل از آنكه اگر چنين بود، رهبران دين و وارستگان جامعه چنان مىكردند. امام رضا7فرمود:
روزى امام باقر7از زنى درباره وضعيت زندگىاش پرسيد.
زن گفت: من «متبتّله» هستم.
حضرت پرسيد: مقصودت از «تبتّل» چيست؟
جواب داد: اصلًا نمىخواهم ازدواج كنم.
حضرت فرمود: چرا؟
عرض كرد: مىخواهم با مجرّد ماندن، به فضيلت (و اجر و ثواب) دست يابم.
حضرت فرمود: برگرد، (و چنين سخن مگوى)، اگر در عزوبت ارزش و فضيلتى بود، حضرت فاطمه3در دستيابى به آن از تو سزاوارتر بود، چون هيچ زنى برتر از او نيست.[3]
2- اهداف ازدواج
جهان آفرينش، بىهدف و بيهوده نيست و خلقت آن بحق و براساس حكمت است.
انسان كه جزئى از نظام عالم هستى است، هم با هدف آفريده شده و هم بايد داراى هدف و مقصد باشد. زندگى بدون هدف، مايه آشفتگى، سرگردانى، ناراحتى و عقبماندگى است.
براين اساس، هر يك از غرايز به وديعت گذاشته شده در انسان، داراى حكمت و هدف است. وجود غريزه جنسى در انسان براى تأمين اهداف و مصالحى است كه اعمال آن به
[1]- همان، ص 248
[2]- همان
[3]- بحارالانوار، ج 103، ص 219
شكل صحيح و مشروع، تضمين كننده حيات مادى، معنوى، فردى و اجتماعى نسل بشر است.
ازدواج نيز كه تنها راه طبيعى، فطرى و مشروع ارضاى غريزه جنسى است، بايد داراى هدف يا اهداف پايدار، سنجيده و اصيل باشد. اگر در زندگى زناشويى هدفهاى ناپايدار، سست و لرزان مطرح باشد و زن و مرد، راه آينده را با آگاهى و هدف حساب شده دنبال نكنند، به سعادت و خوشبختى و آثار ارزنده ازدواج دست نخواهند يافت.
در اينجا، برخى از اهداف ازدواج را كه در آيات قرآن و روايات اهل بيت:آمده است، بيان مىكنيم.
ارضاى غريزه جنسى
وقتى كه آثار رشد و بلوغ در پسران و دختران ظاهر گردد، صدايى از درون آنان جهت برقرارى روابط زناشويى و ارتباط با جنس مخالف برخاسته، آنان را به اطفاى شعلههاى غريزه جنسى دعوت مىكند. در اين ميان، براى حل مشكل جنسى سه راه وجود خواهد داشت:
الف- روابط زن و مرد بدون هيچ قيد و شرطى در جامعه روا باشد و انسانها همچون ديگر حيوانات، آزادانه از يكديگر كام گرفته، به خواستههاى جنسى پاسخ دهند.
ب- راه تفريط را پيموده، همچون رهبانان مسيحى و برهمنان و ... هرگونه روابط زناشويى را محكوم نموده، آن را برخلاف شؤون و اهداف والاى انسانى بدانند و با زحمت زياد به سركوبى خواستههاى جنسى پرداخته، همواره در مبارزه با اين خواسته درونى باشند.
ج- به منظور تحكيم بنيان اجتماعى اقوام و ملل، بهرهبردارى صحيح از غريزه جنسى و جلوگيرى از مفاسدِ زياد بىبند و بارى و زيانهاى ناشى از عزوبت، به تحكيم و تنظيم مبانى ازدواج و تشكيل خانواده براساس قوانين هماهنگ با نظام خلقت پرداخته شود.
اسلام، راه سوّم را در پيش گرفته است؛ بدين معنا كه از سويى بهرهگيرى از تمايلات درونى را بطور معتدل و بدون افراط و تفريط از اهداف ازدواج دانسته، به آن سفارش كرده است و از سوى ديگر، آزادى مطلق در روابط جنسى زن و مرد و نيز رهبانيت را محكوم كرده، آن را در جامعه اسلامى ناروا و نكوهيده مىشمارد. قرآن كريم مىفرمايد:
«... وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ»[1]
رهبانيّتى را كه ابداع كرده بودند، ما بر آنان مقرّر نداشته بوديم.
پيامبر گرامى6با جمله معروف «لا رَهْبانِيَّةَ فِى الْاسْلامِ، تَزَوَّجُوا»[2]امت اسلامى را متوجّه تأمين هدف والاى انسانى در سايه ازدواج و تشكيل كانون گرم خانواده كرده و «عثمان بن مظعون» را كه شبها به عبادت مىپرداخت و روزها را با روزه به پايان مىرساند و زن و فرزند را ترك كرده بود، بشدّت نكوهش نمود.[3]
ناگفته نماند كه ارضاى غريزه جنسى به تنهايى هدف ازدواج نيست، چون اگر هدف نهايى ازدواج، رسيدن به اميال جنسى باشد، بعد از دستيابى به آن، كانون زناشويى از هم گسسته، به جدايى و طلاق منجر خواهد شد. در اسلام، طلاق به خاطر نتايج تلخ و ناگوارى همچون سست شدن بنيان اخلاقى جامعه و متلاشى شدن محيط مناسب پرورش فرزندان، در زمره منفورترين حلالها نزد خدا شمرده شده است. پيامبر اكرم6فرمود:
«ما احَلَّ اللَّهُ شَيْئاً ابْغَضُ الَيْهِ مِنَ الطَّلاقِ»[4]
خداوند هيچ چيزى را حلال نكرد كه به اندازه طلاق مورد غضب او باشد.
آرامش روانى
آفرينش انسان بگونهاى است كه براى رسيدن به آرامش روحى، نياز به ازدواج و تشكيل خانواده دارد. زندگى زناشويى به علت ايجاد محبّت، تفاهم و همدردى، بسيارى از نيازهاى روحى انسان را تأمين مىكند. انسان در سايه تأمين اين نيازها كه نيازهاى اصلى اوست، به آرامش روحى مىرسد.
قرآن كريم تصريح مىكند كه يكى از ثمرات ازدواج و اهداف بلند آن، تسكين خاطر و
[1]- حديد( 57)، آيه 27
[2]- مستدرك سفينة البحار، على نمازى شاهرودى، ج 4، ص 262، چاپخانه خراسان
[3]- اسدالغابه، ابن اثير على بن محمد، ج 3، ص 386، چاپ اسلاميه و نيز ر. ك: بحارالانوار، ج 67، ص 115
[4]- كنز العمال، على المتقى بن حسام الدين هندى، ج 9، ص 661، مؤسسه رسالت
آرامش روحى است كه در پرتو دوستى و محبتى كه خداوند در قلب زن و شوهر قرار داده است، به دست مىآيد:
«وَ مِنْ آياتِهِ انْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ ازْواجاً لِتَسْكُنُوا الَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً انَّ فى ذلِكَ لَاياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»[1]
و از نشانههاى اوست كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و ميان شما دوستى و مهربانى قرار داد؛ همانا در اين كار، نشانههايى است براى گروهى كه تفكّر مىكنند.
در جاى ديگر با بيان كنايهاى جالب، همسران را براى يكديگر به عنوان لباس و پوشش معرفى مىكند:
«هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ انْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ»[2]
زنان، لباس همسران، و شما (همسران) لباس آنها هستيد.
اگر لباس موجب پوشش عيوب ظاهرى بدن و يا حفظ از سرما و گرما و احساس آرامش و امنيت و يا زيبايى و كمال است، همسران نيز يكديگر را از فساد و تباهى و انحراف جنسى حفظ مىكنند و در كنار هم به آرامش و كمال دست مىيابند.
امام رضا7با تصريح به اين نكته كه زنان مايه آرامش شوهرانند، فرمود:
«مِنَ السُّنَّةِ التَّزْويجُ بِاللَّيْلِ؛ لِأَنَّ اللَّهَ «جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً»[3]وَالنِّساءُ انَّما هُنَ سَكَنٌ»[4]
از سنّتهاى اسلام، برگزارى مراسم ازدواج در شب است؛ زيرا خداوند شب را مايه آرامش قرار داده، و زنها نيز مايه آرامش (شوهران) هستند.
[1]- روم( 30)، آيه 21
[2]- بقره( 2)، آيه 187
[3]- انعام( 6)، آيه 96
[4]- فروع كافى، محمد بن يعقوب كلينى، ج 5، ص 366، چاپ دارالأضواء، بيروت
حفظ دين
ازدواج به خودى خود امرى مستحب است، ولى گاهى به جهت نذر، عهد، قسم و يا براى رسيدن به واجب ديگر، يا جلوگيرى از ضرر و معصيت و ... واجب مىشود.[1]پس، از جمله اهداف ازدواج، رعايت امور شرعى و انجام وظيفه دينى اعمّ از واجب و مستحب است[2]تا بدين وسيله، پاكى و طهارتِ نفس و آرامش روحى و روانى بطور كامل حاصل گردد و آدمى از خطر انحراف، آلودگى و گناه حفظ شود. پيامبر اسلام6فرمود:
«مَنْ احَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ طاهِراً مُطَهَّراً فَلْيَلْقَهُ بِزَوْجَةٍ»[3]
هر كس دوست دارد خدا را با طهارت و پاكيزگى ملاقات كند، با داشتن همسر او را ملاقات كند.
بهترين راه براى حفظ عفت، ازدواج كردن در اولين فرصت ممكن است و هرگونه سهلانگارى در اين مورد به زيان انسان تمام مىشود. اين ضرورت در دوره جوانى بيشتر احساس مىشود، چون در دوره جوانى كه هنگام هيجان غريزه جنسى است، بهترين راه براى منحرف كردن يك جوان، استفاده از اين غريزه و جاذبههاى جنسى است. انسان با داشتن همسر و با تسكين غريزه جنسى، جاذبههاى منحرف كننده را كمرنگ مىبيند، و براحتى مىتواند عفت خود را حفظ كند. پيامبر اكرم6در اين باره فرمود:
«ايُّما شابٍّ تَزَوَّجَ فِى حَداثَةِ سِنِّهِ عَجَّ شَيْطانُهُ: يا وَيْلَهُ! عَصِمَ مِنّى دينَهُ»[4]
هر جوانى كه در ابتداى جوانى ازدواج كند، شيطان او فرياد مىكشد: اى واى! دينش را از دست من در امان داشت.
البتّه، تأثير ازدواج در حفظ دين به اين معنا نيست كه تمام زمينههاى فساد در انسان
[1]- ر. ك: عروةالوثقى، سيد محمدكاظم طباطبايى يزدى، كتاب النكاح، مسأله 3 و 4
[2]- از اين رو، گفتهاند: استحباب ازدواج با يك بار زن گرفتن از بين نمىرود، بلكه تعدّد ازدواج چه دائم و چه موقّت مستحباست. ر. ك: همان، مسأله 2
[3]- بحارالانوار، ج 103، ص 220
[4]- كنز العمّال، ج 16، ص 276
متأهل از بين مىرود، بلكه او نيز بايد در حفظ پاكدامنى خود بكوشد. پيامبر6در اين باره فرمود:
«اذا تَزَوَّجَ الْعَبْدُ فَقَدْ احْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ فِى النِّصْفِ الْباقى»[1]
هرگاه بنده ازدواج كند نيمى از دينش را حفظ كرده است، پس در نيم ديگر بايد تقواى الهى پيشه كند.
حفظ نسل
بقاى نوع بشر، وابسته به ازدواج و تكثير نسل است. انسانها با ميل به جاودانگى از طريق فرزندان خود، به تشكيل خانواده مىپردازند. وجود فرزند در خانواده، باعث آرامش، دلگرمى و تحكيم نظام خانوادگى است؛ اگر جز اين بود، انسان از تشكيل خانواده و قبول مسؤوليت سنگين آن شانه خالى مىكرد.
قرآن كريم با اشاره به حكمت تشريع و ايجاد اين سنت در جهان خلقت و تكثير نسل انسان در سايه «جفت آفرينى» فرمود:
«يا ايُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذى خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثيراً وَ نِساءً»[2]
اى مردم! از (مخالفتِ) پروردگارتان بپرهيزيد! همان كسى كه همه شما را از يك انسان آفريد؛ و همسر او را (نيز) از جنس او خلق كرد؛ و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (در روى زمين) منتشر ساخت.
و نيز در جاى ديگر، هدف از خلقت زوجگونه انسان را تكثير نسل دانست:
«وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ ازْواجاً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ ازْواجِكُمْ بَنينَ وَ
حَفَدَةً ...»[3]
[1]- بحارالانوار، ج 103، ص 219
[2]- نساء( 4)، آيه 1
[3]- نحل( 16)، آيه 72
خداوند براى شما از جنس خودتان همسرانى قرار داد؛ و از همسرانتان براى شما فرزندان و نوههايى به وجود آورد.
در ديدگاه قرآن، زنان فقط وسيله ارضاى غريزه جنسى نيستند، بلكه آفريدگار جهان آنان را بگونهاى آفريده كه وسيلهاى براى بقاى نسل و حفظ حيات نوع بشر و مركز ثقل پرورش و تربيت فرزندان صالح و شايسته باشند:
«نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ انّى شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ»[1]
زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند؛ پس هر زمان كه بخواهيد، مىتوانيد نزد آنان برويد و (سعى نماييد از اين فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نيكى براى خود، از پيش بفرستيد!
3- انتخاب همسر
از آنجا كه مرد و زن با زندگى زناشويى، وارد مرحله جديدى مىشوند و تا پايان عمر در غم و شادى يكديگر شريك خواهند بود، بايد براى انتخاب همسر اهميّت زيادى قائل باشند.
زن و شوهر براى همديگر، لباس و پوششى هستند و انتخاب اين پوشش در زشتى و زيبايى، كمال و جمال آنان اثر مىگذارد. علاوه بر آن، اخلاق و صفات همسر، بر روحيات، عواطف و افكار انسان تأثير داشته، در جهتگيرى زندگى و رسيدن به خوشبختى يا بدبختى نقش مهمّى دارد.
آزادى در انتخاب همسر
يكى از اصول ازدواج كه در اسلام مورد تأكيد و توجّه قرار گرفته، آزادى در انتخاب همسر براى زن و مرد است.
اگر زندگى زناشويى مايه آرامش، آسايش، خوشبختى و سعادت است، رسيدن به آن
[1]- بقره( 2)، آيه 223
هنگامى ميسّر است كه طرفين در انتخاب همسر از آزادى و اختيار كامل برخوردار باشند و با مطالعه و تحقيق تصميم به ازدواج گرفته، همسر مورد نظرشان را انتخاب كنند.
در اسلام، براى اجراى صيغه «عقد» و صحت آن، شرط شده است كه زن در «ايجاب» يعنى پيشنهاد ازدواج با همسر دلخواه و مورد علاقه خود، و شوهر در «قبول» يعنى پذيرفتن اين پيشنهاد، رضايت و اختيار كامل داشته باشند.
پيشوايان دين به مناسبتهاى مختلف، بر آزادى انتخاب همسر براى طرفين تأكيد كرده، هرگونه تحميل و اجبار در ازدواج را منع نمودهاند.
مردى به حضور امام ششم7شرفياب شد و عرض كرد:
من مىخواهم با دختر مورد علاقهام ازدواج كنم، ولى پدر و مادرم مىخواهند دختر ديگرى كه مورد علاقهام نيست به ازدواج من درآورند؛ اينك وظيفهام چيست؟
امام فرمود:
«تَزَوَّجِ الَّتى هَوَيْتَ وَدَعِ الَّتى هَوى ابَواكَ»[1]
با زنى كه خودت دوست دارى ازدواج كن و زنى را كه پدر و مادرت پسنديدهاند، رها كن.
در جريان ازدواج حضرت فاطمه3، آزادى انتخاب همسر بگونهاى زيبا از سوى پيامبر اكرم6ترسيم شد. هنگامى كه امام على7از دختر پيامبر6خواستگارى كرد، پيامبر6به مشورت و تبادل نظر با دخترش پرداخت و فرمود:
دخترم! پسر عمويت على7از تو خواستگارى نموده است، پاسخ تو چيست؟
حضرت فاطمه3به پدر احترام كرده، مىگويد: نظر شما چيست؟
پيامبر فرمود:
«اذِنَ اللَّهُ فيهِ مِنَ السَّماءِ»
خداوند از آسمان به اين امر، اجازه داده است.
[1]- بحارالانوار، ج 103، ص 235