فاطمه3گفت:
«رَضيتُ بِما رَضِىَ اللَّهُ لى وَ رَسُولُهُ»[1]
به آنچه خداوند و پيامبر او براى من پسنديدهاند، خشنودم.
نمونهاى ديگر: يكى از ياران امام جواد7در ضمن نامهاى از آن حضرت پرسيد:
دختر خردسالى، به وسيله عمويش به ازدواج شخصى درآمد، ولى وقتى بزرگ شد با آن ازدواج موافقت نكرد، تكليف آنها چيست؟ امام جواد7در پاسخ نوشت:
«لا تُكْرَهُ عَلى ذلِكَ، وَالْأَمْرُ أَمْرُها»[2]
نبايد آن دختر را اجبار كرد، صحت ازدواج بستگى به توافق او دارد.
دقت مرد در انتخاب همسر
ميزان تأثير همسر در زندگى انسان را نمىتوان با معيارهاى مادى سنجيد. يك همسر خوب و شايسته مىتواند مسير زندگى انسان را همواره در جاده سعادت قرار دهد و او را به پيمودن راه درست، پاكى و قناعت تشويق كند. برعكس، همسر ناشايست مىتواند صفات نادرستى چون بىبند و بارى، حرص، شيّادى و ناپاكى را در او رشد داده و وى را به درّه ذلّت و ناپاكى سقوط دهد.
امام صادق7همسر را جهت دهنده زندگى معرفى كرده، قيمت او را با معيارهاى مادى قابل ارزيابى نمىداند. آن حضرت زن صالح را از هر كالاى باارزشى برتر و زن ناشايسته را از هر كالاى بىارزشى پستتر دانسته، بر دقت مرد در انتخاب همسر تأكيد كرده، فرموده است:
«انَّمَا الْمَرْأَةُ قِلادَةٌ فَانْظُرْ ما تَتَقَلَّدُ، وَ لَيْسَ لِلْمَرْأَةِ خَطَرٌ، لا لِصالِحَتِهِنَّ وَ لا
[1]- مختصر تاريخ دمشق ابن عساكر، ابن منظور، ج 17، ص 133، بيروت
[2]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 207
لِطالِحَتِهِنَّ. فَامَّا صالِحَتُهُنَّ فَلَيْسَ خَطَرُهَا الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ، هِىَ خَيْرٌ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ، وَ امَّا طالِحَتُهُنَّ فَلَيْسَ خَطَرُهَا التُّرابَ، التُّرابُ خَيْرٌ مِنْها»[1]
زن همچون گردنبند است. پس دقّت كن كه چه گردنبندى بر گردن خود آويزان مىكنى. براى زن شايسته و ناشايست هيچ قيمتى نمىتوان مشخص كرد؛ زيرا ارزش زنان شايسته طلا و نقره نيست، بلكه چنين زنانى از طلا و نقره بهترند و ارزش زنان ناشايسته برابر خاك هم نيست، چه اينكه خاك از اينان بهتر است.
زن، شريك زندگى، صاحب اسرار و انيس مرد مىباشد و روشن است كه چنين شخصى تا چه اندازه در زندگى او مؤثّر است. با توجه به اهميّت اين مسأله، امام صادق7فرمود:
«انْظُرْ ايْنَ تَضَعُ نَفْسَكَ وَ مَنْ تُشْرِكُهُ فى مالِكَ وَ تَطَّلِعُهُ عَلى دِينِكَ وَ سِرِّكَ»[2]دقت كن كه شخصيت خود را در چه جايگاهى قرار مىدهى و چه كسى را در ثروت خود شريك مىكنى و بر كيش و راز خويش آگاه مىسازى.
نقش همسر و تأثير آن در زندگى، انسانِ جوياىِ سعادت را وا مىدارد كه در انتخاب وى شتاب نكند و با دقّتى بايسته به جستجوى همسرى شايسته بپردازد، چرا كه به دست آوردن گوهرى ارزنده به غوّاصى در اعماق دريا مىارزد و دست يافتن به همسرى شايسته، تلخى ناملايمات و مشكلات گزينش مناسب را به كام انسان شيرين مىسازد، بويژه با توجّه به اين نكته كه زنان شايسته و صالح در هر زمان اندكند و دسترسى به آنان تنها در سايه تحقيق و جستجو ميسّر است. پيامبر اسلام6فرمود:
«انَّما مَثَلُ الْمَرْأَةِ الصَّالِحَةِ مَثَلُ الْغُرابِ الْأَعْصَمِ الَّذى لا يَكادُ يُقْدَرُ عَلَيْهِ»[3]
مَثَلِ زن شايسته، مَثَلِ كلاغ پاسفيد است كه دسترسى به آن بسيار مشكل است.
[1]- همان، ص 17
[2]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 14
[3]- همان، ص 22
دقّت زن در انتخاب همسر
انتخاب شوهر براى زنان نيز بسى سخت و مشكل است. زن بايد بداند كه تن به ازدواج دادن براى مدت كوتاهِ يك سال و دو سال نيست، بلكه عمرى بايد با شوهر زندگى كند و اگر در انتخاب فردى كه مىخواهد پدر فرزندان آيندهاش باشد، دقت كافى نكند و در اين امر از عقل، بيش از احساس و عاطفه كمك نگيرد و با بزرگترها بويژه پدر و مادرش مشورت نكند[1]و نظر آنان را در امر ازدواج دخالت ندهد، چه بسا دچار مشكلات و ناهنجاريهاى سخت شده، بناى زناشويى او لرزان گردد و براى نجات از شعلههاى آتش كينه و اختلاف دست به طلاق و جدايى دراز كند و آنگاه با جريحهدار شدن احساسات و عواطف، تا پايان عمر احساس سرافكندگى و شرمسارى خواهد كرد.
وقتى زنى شوهر مىكند تا حد فراوانى در اختيار شوهر قرار گرفته، در امور مشروع و مسائل مربوط به خانه و خانواده، بايد از او اطاعت كند. از اين رو، پيامبر اسلام6فرمود:
«انَّمَا النِّكاحُ رِقٌّ، فَاذا انْكَحَ احَدُكُمْ وَليدَةً فَقَدْ ارَقَّها فَلْيَنْظُرْ احَدُكُمْ لِمَنْ يَرِقُّ كَريمَتَهُ»[2]
ازدواج نوعى فرمانبرى است، پس هر گاه دخترى را شوهر مىدهيد، دقت كنيد كه او را به اطاعت چه كسى وامىداريد.
انتخاب همسر در سيره پيشوايان دين
دقت ائمه معصومين:در انتخاب همسر، نشانگر توجه آنان به اهميّت و تأثير اين
[1]- ناگفته نماند كه در دستورات دينى، توصيه شده كه دختر با اجازه پدرش ازدواج كند و اغلب فقها اين اجازه را شرط لازمبراى عقدِ ازدواج دختران شمردهاند.( ر. ك: عروة الوثقى، كتاب النكاح، فصل 12، فى اولياء العقد.)
[2]- بحارالانوار، ج 103، ص 371
انتخاب، در زندگى خانوادگى است. آن بزرگواران در مواردى كه ازدواج آنها جنبه سياسى يا اجتماعى نداشت و نفس ازدواج براى آنان مطرح بود، درباره فرد مورد نظر، تحقيقات لازم را انجام مىدادند، تا از اخلاق، ايمان و خصوصيات فردى و خانوادگى او بطور كامل آگاه شده، همسرى شايسته و مناسب انتخاب كنند.
پيامبر اسلام6عموماً در مواردى كه قصد ازدواج داشت، ابتدا تحقيق مىكرد و كسى را مىفرستاد تا بانوى مورد نظر را ببيند.[1]
امير مؤمنان7نيز قبل از ازدواج تحقيق مىكرد تا همسرى شايسته انتخاب كند كه از هر جهت خصوصيات لازم و مورد نظر را داشته باشد. اين دقت تا آنجا پيش مىرفت كه از احوال پدران زن نيز مىپرسيد، تا با شناخت صفات موروثى آنان، همسر خويش را برگزيند.
روزى آن حضرت به برادرش عقيل كه به انساب عرب آگاهى داشت، فرمود:
تو به انساب عرب آگاهى، براى من زنى اختيار كن كه فرزندى شجاع بياورد.»
عقيل عرض كرد:
با «فاطمه كلابيه» ازدواج كن كه در عرب كسى از پدران او شجاعتر نبوده است.[2]
4- ملاكهاى انتخاب همسر
كوشش و تلاش آدمى براى انتخاب همسر همراه با ملاك و معيارهاى درست و اساسى، نقش ارزندهاى در زندگى زناشويى داشته، موجب خوشبختى و سعادت خانواده خواهد بود.
اگر انتخاب همسر با معيارهاى درست صورت پذيرد و به مسائل سطحى و زودگذر، احساسات و عواطف صورى توجّه نگردد، ريشه بسيارى از اختلافات خانوادگى برطرف مىشود. از اين رو، توجّه به ملاكهاى ارزشمند در انتخاب همسر، بسيار
[1]- سنن النبى، علامه طباطبايى، ص 148، چاپ اسلاميّه
[2]- ناسخ التّواريخ( قسمت شرح حال و زندگى حضرت على7)، ج 3، ص 333
ضرورى است. مهمترين معيارهاى ازدواج بدين شرح است:
مذهب و ايمان
اگر مذهب و ايمان عميق و ريشهدار به عنوان يكى از ملاكهاى انتخاب همسر، مورد توجّه قرار گيرد، زندگى با صفا و صميميت توأم مىگردد، هر يك از زن و مرد، خدا را در همه حال شاهد و ناظر بر اعمال خود مىبينند و با ايمان به حساب و رستاخيز و تشخيص حق و ناحق و ... به انجام وظايف مىپردازند.
ايمان همسر، تأثير بسزايى در التزام به دستورات دينى مانند رعايت حجاب، پرهيز از معاشرتهاى آلوده، خوددارى از مصرف مال حرام و ... دارد. روشن است زندگى خانوادگى دو فرد كه از نظر ديندارى در دو قطب مخالف قرار گرفتهاند، چه وضعى پيدا مىكند؛ از كوچكترين مسائل زندگى تا مهمترين آن، كشمكش و درگيرى مستمر و پايان ناپذيرى وجود خواهد داشت كه جملگى از رعايت نكردن ملاك مذهب و ايمان در انتخاب همسر نشأت مىگيرد.
در روايات اسلامى تأكيد شده كه در انتخاب همسر، كفو بودن در دين و ايمان مورد توجه قرار گيرد و مردان با زنان ديندار پيمان زناشويى ببندند. پيامبر اسلام6فرمود:
«... عَلَيْكُمْ بِذاتِ الدّينِ»[1]
بر شما باد به ازدواج با زنان ديندار.
مرد مسلمان نمىتواند زن كافر، مرتد، ناصبى[2](دشمن اهل بيت پيامبر6) و اهل كتاب را براى پيمان زناشويى برگزيند، گرچه ازدواج موقّت با زنان اهل كتاب اشكال ندارد.[3]
زن مسلمان نيز كه داوطلب ازدواج است، بايد شوهر مسلمان انتخاب كند و نمىتواند
[1]- بحارالانوار، ج 103، ص 235
[2]- در روايات چنين مىخوانيم: امام باقر7با زنى ازدواج كرد و پس از مدتى او را طلاق داد. هنگامى كه از علت آنپرسش شد، امام7، ناصبى بودن آن زن را يادآور شد.( ر. ك: وسائل الشيعه، ج 14، ص 425.)
[3]- ر. ك: وسائلالشيعه، ج 14، ص 410- 435
با مرد كافر، اهل كتاب و ناصبى پيمان زناشويى ببندد، زيرا غلبه مرد بر زن ممكن است زمينه را براى انحراف فكرى و عقيدتى او فراهم سازد و وى تحت تأثير عقايد شوهر قرار گرفته، دست از مذهبش بردارد. امام صادق7فرمود:
«تَزَوَّجُوا فِى الشَّكاكِ وَ لا تُزَوِّجُوهُمْ، لِأَنَّ الْمَرْئَةَ تَأْخُذُ مِنْ ادَبِ الرَّجُلِ وَ يُقْهِرُها عَلى دينِهِ»[1]
از مردم سست ايمان زن بگيريد، ولى به آنها زن ندهيد؛ زيرا زن در اخلاق و آداب تحت تأثير شوهر است و مرد عقايد خود را بر او تحميل مىكند.
اخلاق
اخلاق هر انسانى تأثير مستقيم در زندگى او دارد. اين تأثير در محيط خانواده محسوستر و نقشآفرينتر است؛ زيرا مسائل عاطفى در خانواده بر مسائل ديگر غلبه دارد و محيط خانواده بيشتر بر مبناى خصوصيات اخلاقى اعضاى آن شكل مىگيرد، تا عوامل ديگر. اگر اعضاى خانواده از اخلاقى نيكو بهرهمند باشند، محيط خانواده تبديل به بهشتى سرورانگيز مىشود و چنانچه به بداخلاقى خو گرفته باشند، همواره خود را در جهنّمى سوزان گرفتار خواهند ديد. امام على7فرمود:
«بِحُسْنِ الْأَخْلاقِ يَطيبُ الْعَيْشُ»[2]
با خوشاخلاقى، زندگى نيكو و مطلوب مىگردد.
همسرِ بداخلاق و ناسازگار، مايه غم و اندوه و كدورت گرديده، طراوت و شادابى را از آدمى مىربايد. پيامبر گرامى6در دعا چنين مىگفت:
«اللَّهُمَّ انّى اعُوذُبِكَ ... مِنْ زَوْجَةٍ تُشيبُنى قَبْلَ اوانِ مَشيبى»[3]
[1]- بحارالأنوار، ج 103، ص 377
[2]- شرح غررالحكم و دررالكلم، آمدى، ج 3، ص 328، دانشگاه تهران
[3]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 22
خدايا! به تو پناه مىبرم از همسرى كه قبل از رسيدن پيرى، پيرم كند.
زندگى مشترك زناشويى، داراى فراز و نشيبهايى است كه برخورد صحيح با آنها نياز به روحيهاى قوى و اخلاقى پسنديده دارد. زن و مرد اگر از اين مزيّت بهرهاى نداشته باشند، نمىتوانند با تفاهم و همكارى متقابل، بر مشكلات زندگى چيره شده، بار سنگين آن را به مقصد برسانند. چنانچه هر يك از طرفين از اخلاقى نيكو و رفتارى شايسته برخوردار نباشد، طرف ديگر هر چند خوشاخلاق هم باشد، زندگى به كامش تلخ خواهد شد.
از آنجا كه اصلاح صفات ناپسند، در صورت ريشهدار بودن آنها، نياز به تلاش طاقتفرسا و زمانى طولانى دارد، بايد از همان ابتدا به صفات اخلاقى همسر توجّه كرد، تا در سايه انتخاب همسرى خوش اخلاق، زندگى سعادتمندانهاى پىريزى شود.
در روايات، ازدواج با افراد بداخلاق منع گرديده است. حسين بن بشّار (يكى از ياران امام هشتم7) دخترى داشت و يكى از خويشانش كه اخلاق نيك نداشت، از دختر او خواستگارى كرد. وى نامهاى براى حضرت رضا7نوشت كه چنين فردى براى خواستگارى دخترم آمده، آيا جواب مثبت بدهم يا جواب منفى؟
حضرت رضا7در پاسخ نوشت:
«لا تُزَوِّجْهُ انْ كانَ سَيِّىءَ الْخُلْقِ»[1]
اگر (خواستگار) بداخلاق است، دخترت را به ازدواج او درنياور.
هماهنگى فكرى و فرهنگى
آگاهى از طرز فكر و فرهنگ همسر آينده در جنبههاى گوناگون زندگى مانند: سطح علمى، فداكارى، گذشت، ولخرجى، اسراف، راحتطلبى، مقامدوستى، جاهطلبى، چشم و همچشمى، تدبير منزل، عقل معاش، معرفت و دانش و ... بسيار مهم است؛ زيرا در موارد زيادى، اختلافات زن و شوهر ناشى از اختلاف روحيهها و ناهماهنگى فكرى
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 54
است، بويژه آنگاه كه هر يك از آنها در اعمال سليقه خود اصرار و سماجت ورزند و حق را همان بدانند كه خود فكر مىكنند. از اين رو، توجه به هماهنگى فرهنگى بين زن و مرد يكى از معيارهاى انتخاب همسر قلمداد مىشود. امام صادق7فرمود:
«انَّ الْعارِفَةَ لا تُوضَعُ الَّا عِنْدَ عارِفٍ»[1]
زن آگاه و با معرفت، بايد همسر مرد آگاه و با معرفت گردد.
در روايات، ازدواج با افراد كجرفتار، لجباز، ناسازگار، سادهلوح، كوتهفكر و احمق نهى شده است.[2]
اصالت خانوادگى
محيط خانواده اوّلين عرصه شناخت انسان از جهان است و روحيات و اخلاق انسان از اين محيط تأثير مىپذيرند. بنابراين، براى شناخت همسر بايد از خانواده او آگاهى كافى داشت. بر اين اساس، توجّه به نجابت، ايمان، عفاف و ديگر صفات خانواده همسر كه در شكلگيرى شخصيّت او مؤثّر هستند، ضرورت پيدا مىكند.
البتّه نمىتوان منكر وجود افراد شايسته در ميان خانوادههاى ناصالح بود، اما چنين افرادى بندرت يافت مىشوند؛ زيرا به هر حال، بقاياى آثار منفى خانواده در زواياى وجود انسان مىماند و بگونهاى او را تحت تأثير قرار مىدهد. پيامبر اسلام6درباره اهميّت توجّه به خانواده همسر فرمود:
«ايُّهَا النَّاسُ ايَّاكُمْ وَ خَضْراءَ الدِّمَنِ قيلَ يا رَسُولَ اللَّهِ! وَ ما خَضْراءُ الدِّمَنِ؟
قالَ: الْمَرْأَةُ الْحَسْناءُ فى مَنْبَتِ السُّوءِ»[3]
اى مردم! از سبزهاى كه در لجنزار روييده است، پرهيز كنيد. سؤال شد: اى پيامبر خدا! سبزه
[1]- فروع كافى، ج 5، ص 350
[2]- ر. ك: همان، ص 354؛ بحارالأنوار، ج 102، ص 237؛ وسائل الشيعه، ج 14، ص 56- 57
[3]- بحارالانوار، ج 103، ص 232