بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 40

با مرد كافر، اهل كتاب و ناصبى پيمان زناشويى ببندد، زيرا غلبه مرد بر زن ممكن است زمينه را براى انحراف فكرى و عقيدتى او فراهم سازد و وى تحت تأثير عقايد شوهر قرار گرفته، دست از مذهبش بردارد. امام صادق7فرمود:

«تَزَوَّجُوا فِى الشَّكاكِ وَ لا تُزَوِّجُوهُمْ، لِأَنَّ الْمَرْئَةَ تَأْخُذُ مِنْ ادَبِ الرَّجُلِ وَ يُقْهِرُها عَلى‌ دينِهِ»[1]

از مردم سست ايمان زن بگيريد، ولى به آنها زن ندهيد؛ زيرا زن در اخلاق و آداب تحت تأثير شوهر است و مرد عقايد خود را بر او تحميل مى‌كند.

اخلاق‌

اخلاق هر انسانى تأثير مستقيم در زندگى او دارد. اين تأثير در محيط خانواده محسوستر و نقش‌آفرين‌تر است؛ زيرا مسائل عاطفى در خانواده بر مسائل ديگر غلبه دارد و محيط خانواده بيشتر بر مبناى خصوصيات اخلاقى اعضاى آن شكل مى‌گيرد، تا عوامل ديگر. اگر اعضاى خانواده از اخلاقى نيكو بهره‌مند باشند، محيط خانواده تبديل به بهشتى سرورانگيز مى‌شود و چنانچه به بداخلاقى خو گرفته باشند، همواره خود را در جهنّمى سوزان گرفتار خواهند ديد. امام على7فرمود:

«بِحُسْنِ الْأَخْلاقِ يَطيبُ الْعَيْشُ»[2]

با خوش‌اخلاقى، زندگى نيكو و مطلوب مى‌گردد.

همسرِ بداخلاق و ناسازگار، مايه غم و اندوه و كدورت گرديده، طراوت و شادابى را از آدمى مى‌ربايد. پيامبر گرامى6در دعا چنين مى‌گفت:

«اللَّهُمَّ انّى‌ اعُوذُبِكَ ... مِنْ زَوْجَةٍ تُشيبُنى‌ قَبْلَ اوانِ مَشيبى‌»[3]

[1]- بحارالأنوار، ج 103، ص 377

[2]- شرح غررالحكم و دررالكلم، آمدى، ج 3، ص 328، دانشگاه تهران

[3]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 22


صفحه 41

خدايا! به تو پناه مى‌برم از همسرى كه قبل از رسيدن پيرى، پيرم كند.

زندگى مشترك زناشويى، داراى فراز و نشيبهايى است كه برخورد صحيح با آنها نياز به روحيه‌اى قوى و اخلاقى پسنديده دارد. زن و مرد اگر از اين مزيّت بهره‌اى نداشته باشند، نمى‌توانند با تفاهم و همكارى متقابل، بر مشكلات زندگى چيره شده، بار سنگين آن را به مقصد برسانند. چنانچه هر يك از طرفين از اخلاقى نيكو و رفتارى شايسته برخوردار نباشد، طرف ديگر هر چند خوش‌اخلاق هم باشد، زندگى به كامش تلخ خواهد شد.

از آنجا كه اصلاح صفات ناپسند، در صورت ريشه‌دار بودن آنها، نياز به تلاش طاقت‌فرسا و زمانى طولانى دارد، بايد از همان ابتدا به صفات اخلاقى همسر توجّه كرد، تا در سايه انتخاب همسرى خوش اخلاق، زندگى سعادتمندانه‌اى پى‌ريزى شود.

در روايات، ازدواج با افراد بداخلاق منع گرديده است. حسين بن بشّار (يكى از ياران امام هشتم7) دخترى داشت و يكى از خويشانش كه اخلاق نيك نداشت، از دختر او خواستگارى كرد. وى نامه‌اى براى حضرت رضا7نوشت كه چنين فردى براى خواستگارى دخترم آمده، آيا جواب مثبت بدهم يا جواب منفى؟

حضرت رضا7در پاسخ نوشت:

«لا تُزَوِّجْهُ انْ كانَ سَيِّى‌ءَ الْخُلْقِ»[1]

اگر (خواستگار) بداخلاق است، دخترت را به ازدواج او درنياور.

هماهنگى فكرى و فرهنگى‌

آگاهى از طرز فكر و فرهنگ همسر آينده در جنبه‌هاى گوناگون زندگى مانند: سطح علمى، فداكارى، گذشت، ولخرجى، اسراف، راحت‌طلبى، مقام‌دوستى، جاه‌طلبى، چشم و هم‌چشمى، تدبير منزل، عقل معاش، معرفت و دانش و ... بسيار مهم است؛ زيرا در موارد زيادى، اختلافات زن و شوهر ناشى از اختلاف روحيه‌ها و ناهماهنگى فكرى‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 54


صفحه 42

است، بويژه آنگاه كه هر يك از آنها در اعمال سليقه خود اصرار و سماجت ورزند و حق را همان بدانند كه خود فكر مى‌كنند. از اين رو، توجه به هماهنگى فرهنگى بين زن و مرد يكى از معيارهاى انتخاب همسر قلمداد مى‌شود. امام صادق7فرمود:

«انَّ الْعارِفَةَ لا تُوضَعُ الَّا عِنْدَ عارِفٍ»[1]

زن آگاه و با معرفت، بايد همسر مرد آگاه و با معرفت گردد.

در روايات، ازدواج با افراد كج‌رفتار، لجباز، ناسازگار، ساده‌لوح، كوته‌فكر و احمق نهى شده است.[2]

اصالت خانوادگى‌

محيط خانواده اوّلين عرصه شناخت انسان از جهان است و روحيات و اخلاق انسان از اين محيط تأثير مى‌پذيرند. بنابراين، براى شناخت همسر بايد از خانواده او آگاهى كافى داشت. بر اين اساس، توجّه به نجابت، ايمان، عفاف و ديگر صفات خانواده همسر كه در شكل‌گيرى شخصيّت او مؤثّر هستند، ضرورت پيدا مى‌كند.

البتّه نمى‌توان منكر وجود افراد شايسته در ميان خانواده‌هاى ناصالح بود، اما چنين افرادى بندرت يافت مى‌شوند؛ زيرا به هر حال، بقاياى آثار منفى خانواده در زواياى وجود انسان مى‌ماند و بگونه‌اى او را تحت تأثير قرار مى‌دهد. پيامبر اسلام6درباره اهميّت توجّه به خانواده همسر فرمود:

«ايُّهَا النَّاسُ ايَّاكُمْ وَ خَضْراءَ الدِّمَنِ قيلَ يا رَسُولَ اللَّهِ! وَ ما خَضْراءُ الدِّمَنِ؟

قالَ: الْمَرْأَةُ الْحَسْناءُ فى‌ مَنْبَتِ السُّوءِ»[3]

اى مردم! از سبزه‌اى كه در لجنزار روييده است، پرهيز كنيد. سؤال شد: اى پيامبر خدا! سبزه‌

[1]- فروع كافى، ج 5، ص 350

[2]- ر. ك: همان، ص 354؛ بحارالأنوار، ج 102، ص 237؛ وسائل الشيعه، ج 14، ص 56- 57

[3]- بحارالانوار، ج 103، ص 232


صفحه 43

روييده در لجنزار چيست؟ فرمود: زن زيبايى كه در خانواده‌اى بد، تربيت شده باشد.

در روايات، يكى از ويژگيهاى همسر خوب، عزيز و سربلند بودن زن در ميان بستگانش بيان شده است‌[1]و نيز توصيه شده كه براى ازدواج، زنان هاشميه را ترجيح دهيد؛ زيرا اينان از نظر نسل به خاندان كريم پيامبر6متصل مى‌شوند، به شوهران خود مهربانتر، به فرزندان خويش دلسوزتر، در برابر اغيار خودنگهدارتر و نسبت به شوهر خويش مطيع‌ترند.[2]

معيارهاى ديگر

علاوه بر معيارهاى ياد شده، براى هر يك از زن و مرد ملاكهاى اختصاصى ديگرى از لحاظ جسمى، سنّى و اقتصادى در لا به لاى روايات معصومين:وجود دارد كه خلاصه‌اى از آنها را در زير مى‌آوريم:

الف- شرايط اختصاصى انتخاب همسر براى مردان‌

مردان براى انتخاب همسرى شايسته، بايد كوشش كنند تا سراغ زنانى روند كه از صفات زير برخوردار باشند:

از نظر فكرى، ضعيف العقل و داراى كمبود ذهنى، بلاهت و حماقت نباشند؛ زيرا ضمن اينكه اين خصايص و صفات به نسل بعدى منتقل مى‌شود و در عين اينكه زندگى همواره با كمبودها، نارساييها و درگيريها رو به روست، تربيت و پرورش فرزندانى كه از آنها به دنيا مى‌آيد، نيز دچار مخاطره است.[3]

از لحاظ جسمى، توصيه شده است كه همسر بسيار بلند قد و يا بسيار كوتاه قد نباشد، بلكه متوسط القامه و تا حدود امكان نقص جسمى نداشته، عاجز، كور، زمينگير و به بيماريهاى مزمن مبتلا نباشد.[4]

[1]- ر. ك: فروع كافى، ج 5، ص 324؛ وسائل الشيعه، ج 14، ص 14

[2]- فروع كافى، ج 5، ص 326

[3]- ر. ك: وسائل‌الشيعه، ج 14، ص 56- 57

[4]- ر. ك: بحارالانوار، ج 103، ص 231 و 237


صفحه 44

رهبران اسلام، در برخى از روايات، ازدواج با سالخوردگان و زنان بچه‌دار را مناسب ندانسته‌اند و توصيه‌ها اغلب متوجه ازدواج با دوشيزگان است.[1]

و نيز سفارش شده است كه همسرى وَلود و از خاندانى پر زاد و ولد انتخاب كنيد.

پيامبر6فرمود:

«انَّ مِنْ خَيْرِ نِسائِكُمُ الوَلُودَ الْوَدُودَ السَّتيرَةَ الْعَزيزَةَ فى‌ أَهْلِهَا الذَّليلَةَ مَعَ بَعْلِها ...»[2]

بى شك، از بهترين زنهايتان، كسى است كه زايا، مهربان، پاكدامن، در نزد خانواده‌اش عزيز و در نزد شوهرش فروتن باشد.

همچنين، داراى وفا، تدبير، حيا، آزادمنشى، زيبايى، كمال، قدرت همسردارى، مهربانى، خودآرا براى شوهر، موقّر، پارسا و كابينش سبك باشد. و از لحاظ خويشاوندى دور باشد كه فرزندى ضعيف مى‌زايد. علاوه بر آن بايد:

- تا حدودى متكبر و بزرگ فروش باشد، تا تسليم غير شوهر نشود.

- تا حدودى بخيل باشد، تا مال و دارايى شوهر را حفظ كند.

- تا حدودى بيمناك باشد، تا به دام صياد نيفتد،[3]و ....

ب- شرايط اختصاصى انتخاب شوهر براى زنان‌

زنانى‌كه‌مى‌خواهند شوهر انتخاب‌كنند شايسته‌است به‌شرايط و معيارهاى زيرنيزتوجه كنند:

از لحاظ جسمى توصيه شده است كه شوهر بيماريهاى مزمن بدنى نداشته، قادر به انجام وظيفه همسرى باشد.[4]

از لحاظ سنّى، بهتر است تفاوتهاى سنّى در حد تفاوت دو بلوغ «شرعى» و «جنسى»، يعنى حدود 3 تا 6 سال باشد.[5]

[1]- ر. ك: همان، ص 238

[2]- همان، ص 235

[3]- بحارالانوار، ج 103، ص 238

[4]- ر. ك: وسائل الشيعه، ج 14، ص 607- 612

[5]- ر. ك: بحارالانوار، ج 16، ص 234


صفحه 45

از لحاظ اقتصادى، با مردى ازدواج كند كه بتواند كار شرافتمندانه براى خود انتخاب كرده، چرخ زندگى را بچرخاند.[1]

[1]- ر. ك: وسائل الشيعه، ج 14، ص 18 و 51


صفحه 46

پرسش‌

1- منشأ ازدواج و رابطه آن با فطرت را بنويسيد.

2- اهميّت ازدواج در قرآن را بيان كنيد.

3- نمونه‌اى از سخنان پيشوايان دين را درباره اهميت ازدواج ذكر كنيد.

4- مسأله ازدواج، از نظر اجتماعى چه اهميتى دارد؟

5- با ذكر حديثى، ديدگاه اسلام درباره عزوبت را توضيح دهيد.

6- راههاى ارضاى غريزه جنسى چيست و بهترين راه كدام است؟

7- سخن معروف پيامبر6را درباره رهبانيت بنويسيد.

8- چگونه زن و شوهر براى يكديگر مايه آرامش هستند؟

9- نقش ازدواج در حفظ دين را بنويسيد.

10- در ديدگاه قرآن، هدف از خلقت زوج‌گونه انسان چيست؟

11- لزوم دقت در انتخاب همسر را بنويسيد.

12- با ذكر روايتى، آزادى در انتخاب همسر را توضيح دهيد.

13- چرا مرد بايد در انتخاب همسر دقت كند؟

14- اهميت دقت زن در انتخاب شوهر چگونه است؟ توضيح دهيد.

15- با ذكر نمونه‌اى، روش پيشوايان دين در انتخاب همسر را بيان كنيد.

16- نقش مذهب و ايمان را در انتخاب همسر بنويسيد.

17- اهميت «خوش‌اخلاقى» را در انتخاب همسر توضيح دهيد.

18- توجه به اصالت خانوادگى در انتخاب همسر چه اهميتى دارد؟

19- چند نكته از شرايط اختصاصى مردان را ذكر كنيد.

20- بعضى از شرايط اختصاصى زنان را بنويسيد.


صفحه 47

فصل دوم: عوامل سعادت خانواده‌

توجّه به خوشبختى خانواده، نياز به شناخت جامع و فراگير نسبت به عوامل سعادت‌بخش آن دارد. شناخت اين عوامل و به كارگيرى آنها، در شؤون مختلف زندگى خانوادگى اثر داشته، اركان سعادت خانواده را حفظ و مستحكم مى‌سازد.

برخوردارى از اين عوامل، نياز به تجربه فراوان، عبرت از زندگى ديگران و آموختن و به كارگيرى دستورات دينى دارد و هر اندازه بتوان به نكات بيشترى در اين زمينه دست يافت، بهتر مى‌توان سعادت خانواده را تضمين كرد. اينك تعدادى از اين عوامل:

1- احترام متقابل‌

براى برخوردارى از خانواده بهنجار، نياز به سازش، توافق و همكارى متقابل در خانواده است. در زندگى خانوادگى هيچ يك از زن و مرد نبايد خود را مستقل از ديگرى بداند. هر دو به يكديگر نيازمندند و بايد نيازهاى مختلف همديگر را تأمين كنند.

احترام متقابل زن و مرد در محيط خانوادگى، يكى از اصول مهمّ سعادت خانواده است. بر اين اساس، در روايات اسلامى آمده كه هر يك از مرد و زن، بايد به ديگرى احترام بگذارد. امام باقر7به مردان چنين سفارش كرده است:

«مَنِ اتَّخَذَ امْرَأَةً فَلْيُكْرِمْها»[1]

هر كس زن گرفت، بايد او را گرامى دارد.

[1]- بحارالانوار، ج 103، ص 224