بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 54

اعضا نسبت به يكديگر تبديل خواهد كرد.

مرد يا زنى كه از خوى گذشت، بهره‌اى ندارد و با وقوع كوچكترين خطا و لغزشى از طرف همسر، درصدد انتقام و مجازات او برمى‌آيد، خوشبختى خود را تباه كرده، سراسر زندگى‌اش را تيره و تار مى‌كند. امير مؤمنان7فرمود:

«قِلَّةُ الْعَفْوِ اقْبَحُ الْعُيُوبِ وَالتَّسَرُّعُ الَى الْإِنْتِقامِ اعْظَمُ الذُّنُوبِ»[1]

كم گذشت بودن، زشت‌ترين عيب و شتاب در انتقام، بزرگترين گناه است.

بى‌نصيب بودن از روحيه گذشت، موجب تسريع در انتقام- كه از بزرگترين آفات زندگى خانوادگى است- مى‌شود. همسرانى كه از لغزش ديگران گذشت نكرده، از عيوب آنان چشم‌پوشى نمى‌كنند، در زمره بدترين مردم محسوب مى‌شوند؛ چرا كه صفا و صميميت كانون گرم خانواده را فداى اين صفت ناپسند خويش مى‌كنند. حضرت على7فرمود:

«شَرُّ النَّاسِ مَنْ لا يَعْفُو عَنِ الزَّلَّةِ وَ لا يَسْتُرُ الْعَوْرَةَ»[2]

بدترين مردم كسى است كه از لغزش ديگران گذشت نمى‌كند و عيوب آنان را نمى‌پوشاند.

پذيرفتن عذر و عفو كسى كه پوزش خواسته است بقدرى اهميّت دارد كه امير مؤمنان7درباره آن فرمود:

«اقْبَلِ الْعُذْرَ وَ انْ كانَ كِذْباً»[3]

عذر را بپذير گرچه دروغ بوده باشد.

آثار عفو و گذشت‌

گذشت و بخشش در بيشتر امور، بويژه در مسائل مربوط به خانه و خانواده، داراى‌

[1]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 505

[2]- همان، ص 175

[3]- همان، ج 6، ص 313


صفحه 55

آثار ارزنده و فراوانى است كه به برخى از آنها اشاره مى‌كنيم:

الف- افزايش عزّت:

شخصيت انسانِ باگذشت در اجتماع بالا رفته، نظرها متوجّه او مى‌گردد. عفو، سبب بالا رفتن قدر و منزلت انسان نزد مردم مى‌شود. در محيط خانوادگى نيز، گذشت از خطاها و اشتباهات همسر، موجب عزّت انسان شده، بر احترام او نزد همسر مى‌افزايد.

برعكس، عدم گذشت و خرده‌گيرى و عيبجويى، موجب كاهش عزت، درگيرى و ريختن آبروى انسان و مايه پايين آمدن ارزش شخص و ذلّت او مى‌شود.

كسانى كه از رفتار همسر خويش خرده مى‌گيرند، نه تنها به اصلاح رفتار او موفّق نمى‌شوند، بلكه ممكن است موجب لجبازى و واكنش منفى او گردند، در حالى كه با گذشت و چشم پوشى از خطا در نظر او بزرگ و محترم جلوه كرده، از نفوذ كلام بيشترى برخوردار خواهند شد. از امام صادق7نقل شده است كه پيامبر6فرمود:

«عَلَيْكُمْ بِالْعَفْوِ فَانَّ الْعَفْوَ لا يَزيدُ الْعَبْدَ الَّا عِزّاً فَتَعافَوْا يُعِزَّكُمُ اللَّهُ»[1]

بر شما باد به عفو كردن؛ زيرا عفو و گذشت جز بر عزّت انسان نمى‌افزايد، پس گذشت كنيد، تا خدا شما را عزيز كند.

ب- آمرزش پروردگار:

يكى از راههاى رسيدن به آمرزش پروردگار، گذشت از لغزشهاى ديگران است. چه زيبا و زيبنده است كه انسان در سايه گذشت به چنين مقام و منزلت بزرگى دست يابد! قرآن مى‌فرمايد:

«وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا الا تُحِبُّونَ انْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ»[2]

(مؤمنان) بايد عفو كنند و چشم بپوشند؛ آيا دوست نمى‌داريد خداوند شما را ببخشد؟! و حال آنكه خداوند آمرزنده و مهربان است.

[1]- بحارالأنوار، ج 71، ص 401

[2]- نور( 24)، آيه 22


صفحه 56

ج- زدودن كينه:

ريشه بسيارى از اختلافات و درگيريهاى خانوادگى كينه‌اى است كه زن و شوهر از يكديگر به دل مى‌گيرند كه با كوچكترين بهانه‌اى تازه شده، موجب بروز درگيريهاى لفظى و تيرگى روابط خانوادگى مى‌شود، در حالى كه با گذشت از بديهاى همسر درباره خود، مى‌توان ريشه تمامى كينه‌ها را سوزاند و بذر محبت را در دل كاشت. پيامبر گرامى اسلام6فرمود:

«تَعافَوْا تَسْقُطِ الضَّغائِنُ بَيْنَكُمْ»[1]

نسبت به يكديگر گذشت كنيد، تا كينه‌هايتان برطرف شود.

با داشتن روحيه گذشت و اغماض، بذر كينه در دل نخواهد روييد و بدين گونه كانون خانواده از چنين آفت بزرگى در امان مى‌ماند.

د- ايجاد آرامش:

اثر ديگر گذشت، ايجاد آرامش و آسايش روحى در كانون گرم خانواده است. كسى كه گذشت ندارد، همواره منتظر فرصتى است تا انتقام بگيرد، بدين جهت هميشه داراى دغدغه روحى بوده آرامش از او سلب مى‌شود. برعكس، كسى كه با گذشت است از اين دغدغه روحى مصون بوده، بدون هيچ كينه و ناراحتى در كنار همسرش زندگى مى‌كند و از بهانه جوييهاى بيهوده و زيانبار دورى مى‌جويد.

زيباترين گذشت‌

علاوه بر اينكه نفس گذشت بسيار ارزنده و زيباست، نوع گذشت نيز از اهميّت خاصى برخوردار است. گذشت از بديهاى ديگران را مى‌توان به صورتهاى گوناگون نشان داد. بعضى از افراد حتّى بعد از مجازات افراد خطاكار نيز آنها را نمى‌بخشند و رفتار خصمانه‌اى با آنان دارند. چنين افرادى در زمره بدترين انسانها به شمار مى‌آيند. بعضى ديگر، افراد خطاكار را مجازات مى‌كنند، امّا بعد از آن، كينه‌اى از آنان در دل نگه‌

[1]- كنزالعمّال، ج 3، ص 373


صفحه 57

نمى‌دارند. بهتر از اين افراد كسانى هستند كه بدون مجازات كردن شخص خطاكار، از بدى و ظلم او در حق خود، مى‌گذرند و بزرگوارانه او را مى‌بخشند. قرآن كريم چنين گذشتى را به مردم توصيه كرده، مى‌فرمايد:

«فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَميلَ»[1]

گذشت كن، گذشتى نيكو.

امام صادق7در تفسير اين آيه فرمود:

«وَالصَّفْحُ الْجَميلُ انْ لا تُعاقِبَ عَلَى الذَّنْبِ»[2]

گذشت زيبا اين است كه كسى را به خاطر خطايش مجازات نكنى.

هنگامى كه گذشت از همسر بدون سرزنش باشد، تأثير نيكوى خود را در زندگى مى‌گذارد. امام رضا7نيز در مورد گذشت زيبا فرمود:

«الْعَفْوُ مِنْ غَيْرِ عِتابٍ»[3]

گذشت (زيبا) آن است كه بدون سرزنش باشد.

نتيجه مداومت بر چنين گذشتى در زندگى خانوادگى، ايجاد روابطى سالم، انسانى، پسنديده و قابل ستايش است كه زن و شوهر در پرتو آن از سعادت خانوادگى بيشترى برخوردار مى‌شوند.

عفو و گذشت در سيره پيشوايان دين‌

توجه به گذشت فراوانى كه ائمّه معصومين:نسبت به ديگران داشته‌اند، تشويق كننده خوبى براى پيروى از اين صفت والاى انسانى و مؤثر دانستن آن است.

زندگى پيامبر6و امامان معصوم7نشانگر گذشت و اغماض قابل توجّهى است‌

[1]- حجر( 15)، آيه 85

[2]- بحارالانوار، ج 78، 253

[3]- همان، ج 71، ص 421


صفحه 58

كه نسبت به خانواده و افراد جامعه خود داشتند. آنان با كوچكترين بهانه‌اى از لغزش ديگران چشم‌پوشى كرده، آن را در محيط خانواده و اجتماع با لطف خاصى همراه مى‌كردند.

اينك سيره چند تن از بزرگان دين را بيان مى‌كنيم:

الف- سيره پيامبر اسلام6:

در زندگى پيامبر اكرم6موارد بسيارى يافت مى‌شود كه آن حضرت از كنار اشتباهات و اعمال ناپسند همسران خود، بزرگوارانه مى‌گذشتند؛ ايشان درباره رفتار خود با خانواده فرموده است:

«خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ وَ انَا خَيْرُكُمْ لِأَهْلى‌»[1]

بهترين شما كسى است كه با خانواده‌اش رفتار نيكو داشته باشد و من بهترين شما در رفتار با خانواده خود هستم.

برخورد محبّت‌آميز رسول گرامى اسلام6نسبت به زيردستان- اعم از اهل خانه و ديگران- بگونه‌اى بود كه حتى بعضى از كوتاهيهاى آنان را بازگو نمى‌كرد و به رخ آنان نمى‌كشيد و دوست نداشت كه آنان خجل و شرمنده گردند.

انس بن مالك مى‌گويد:

من مدّت ده سال به رسول خدا6خدمت كردم و حتّى يك كلمه افّ هم به من نگفت و هرگز به من نفرمود چرا اين كار را كردى، يا آن كار را نكردى.[2]

ب- سيره امام سجّاد7:

وظيفه خدمتكار در خانه، اجراى فرمان صاحب‌خانه و اطاعت از اوست. از اين رو، هرگاه نافرمانى كند، مستحق عقوبت و سرزنش است. آنان كه در روابط خانوادگى با هر بهانه‌اى از شريك زندگى‌شان انتقام گرفته، او را سرزنش و تحقير مى‌كنند، به گوشه‌اى از زندگى پر از عفو و گذشت امام سجاد7بنگرند و ببينند، آن حضرت چگونه در محيط

[1]- مكارم الأخلاق، طبرسى، ص 216، اعلمى، بيروت

[2]- همان، ص 32؛ منتهى‌الآمال، ج 1، ص 18، اسلاميّه


صفحه 59

خانه، با خدمتكارش برخورد مى‌كرد:

امام سجاد7خدمتكار خود را دو مرتبه صدا زد و او جواب نداد، در مرتبه سوّم فرمود: فرزندم آيا صداى مرا نشنيدى؟! گفت: چرا. فرمود: پس چرا جواب ندادى؟

گفت: چون ترسى نداشتم و احساس امنيت مى‌كردم. امام فرمود: سپاس خدايى را كه مملوك و خدمتكار مرا اين‌گونه قرار داده كه از من در امان است و در دل خود نسبت به من هراسى ندارد.[1]

ج- سيره امام صادق7:

روش پسنديده گذشت از خطاهاى ديگران به اندازه‌اى در ميان آن بزرگواران رواج داشت كه امام صادق7فرمود:

«انَّا اهْلُ بَيْتٍ مُرُوَّتُنَا الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَنَا»[2]

ما خاندانى هستيم كه جوانمردى ما گذشت از كسانى است كه به ما ستم كرده‌اند.

درباره امام صادق7نوشته‌اند، همسرى داشت كه همواره آن حضرت را آزار مى‌داد و امام7لغزشهاى او را مى‌بخشيد.

آرى، الگو قرار دادن پيشوايان دين، راهنما و ترغيب‌كننده خوبى براى خو گرفتن انسان به اين صفت والاى اخلاقى در محيط گرم خانواده است.

4- مسؤوليت‌پذيرى‌

از جمله عوامل مؤثر در تأمين سعادت خانواده، مسؤوليّت‌پذيرى متقابل همسران است. هر يك از زن و مرد بايد بدانند كه با قبول زندگى مشترك، مسؤوليتهايى برعهده آنان قرار مى‌گيرد كه پيش از تشكيل خانواده از آن آسوده بودند. اين مسؤوليتها با توجّه به اختيارات، تواناييها و شرايط خاص هر يك از زن و شوهر تقسيم شده است.

رسول خدا6مى‌فرمايد:

[1]- بحارالانوار، ج 46، ص 56

[2]- همان، ج 71، ص 414


صفحه 60

«الرَّجُلُ راعٍ عَلى‌ اهْلِ بَيْتِهِ، وَ كُلُّ راعٍ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، وَالْمَرْأَةُ راعِيَةٌ عَلى‌ مالِ زَوْجِها وَ مَسْؤُولَةٌ عَنْهُ»[1]

مرد نگهبان اهل بيت خود است، و هر نگهبانى در مورد آنچه كه بايد از آن نگهبانى كند مسؤول است، و زن نگهبان مال همسرش است و نسبت به آن مسؤول مى‌باشد.

و نيز مى‌فرمايد:

«الا كُلُّكُمْ راعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ ... وَالرَّجُلُ راعٍ عَلى‌ اهْلِ بَيْتِهِ وَ هُوَ

مَسْئُولٌ عَنْهُمْ؛ فَالْمَرْأَةُ راعِيَةٌ عَلى‌ اهْلِ بَيْتِ بَعْلِها وَ وُلْدِهِ وَ هِىَ مَسْئُولَةٌ عَنْهُمْ»[2]

همه شما نگهبان و مسؤول هستيد، مرد بر خانواده‌اش نگهبان است و نسبت به آنان مسؤول مى‌باشد و زن نيز نسبت به خاندان همسر و فرزندان او مسؤول است.

اين مسؤوليت در جانب مرد از اهميّت خاصّى برخوردار است، زيرا وى عهده‌دار

سرپرستى خانواده است و در نتيجه در برابر همه مسائل و مشكلات فكرى، روحى، اخلاقى و اقتصادى همسر و فرزندان خود مسؤول است و طفره رفتن و شانه خالى كردن از زير بار اين مسؤوليتها و بى‌تفاوتى نسبت به آنها آفت بزرگى براى زندگى خانوادگى محسوب مى‌شود.

غفلت از شناخت مسؤوليتهاى گوناگون خانوادگى، آثار زيانبار بسيارى در پى دارد و در نهايت، موجب پشيمانى و حسرت انسان خواهد شد. بدين جهت، ضرورت دارد كه هر انسان پيوسته درباره مسؤوليتهاى خانوادگى خود بينديشد و با شناخت كامل به انجام دقيق آنها همّت گمارد.

جلوه‌هاى مسؤوليّت‌پذيرى‌

بعضى از نمودهاى مسؤوليّت‌پذيرى زن و شوهر در زندگى خانوادگى عبارتند از:

الف- تأمين هزينه زندگى‌

شوهر وظيفه‌شناس و مسؤول نسبت به خانواده مى‌كوشد تا هزينه زندگى از قبيل‌

[1]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 248

[2]- مجموعه ورّام، ج 1، ص 6، بيروت


صفحه 61

غذا، لباس، مسكن، اسباب و اثاثيه منزل و ساير مخارج لازم براى همسر و فرزندانش را فراهم كند. او كار كردن را شرف انسان، جوهر زندگى و جهاد فى سبيل‌الله مى‌داند. از اين رو، از تنبلى بشدّت مى‌پرهيزد و در راه تحصيل روزى حلال تلاش مى‌كند، تا زندگى را با آبرومندى اداره كند و نيازهاى همسر و فرزندان خود را با شرافت تأمين كند و از اين راه، خشنودى خدا را فراهم آورد؛ امام باقر و امام صادق8در اين باره مى‌فرمايند:

كسى پيش خدا خشنودتر و رفتارش پسنديده‌تر است كه براى خانه و خانواده‌اش نعمت و آسايش بيشترى- دور از اسراف و تبذير- فراهم كند.[1]

ب- مديريّت خانواده‌

شوهر وظيفه‌شناس با تدبير و دورانديشى ويژه خود سياستهاى كلّى خانواده را تعيين مى‌كند و در ايفاى مسؤوليت سرپرستى و جلب اطاعت همسر- از پيش- زمينه پذيرش و اطاعت را در او فراهم مى‌كند، به امكانات و روحيات همسر خويش توجّه كرده، در حدّ توان، از او انتظار خواهد داشت. وى تنها در كار نيك و معروف به او فرمان مى‌دهد و از خودرأيى در اين زمينه دورى مى‌كند و مى‌داند كه اگر فرمانى برخلاف فرمان خدا باشد، پذيرش و اطاعت همسر لازم نيست.

او طورى زندگى را رهبرى مى‌كند و به خانواده، نشاط، خرّمى، نظم و انضباط مى‌بخشد كه همسر و فرزندانش او را به عنوان سرپرست واقعى مى‌شناسند و اطاعت او را بر خود لازم مى‌شمارند.

زن وظيفه‌شناس نيز قدر زحمتهاى شوهرش را مى‌داند، به رهنمودها و دستورهاى او احترام مى‌گذارد، مديريت او را در امور زندگى مى‌پذيرد و مطابق دستوراتش عمل مى‌كند و از اين طريق ادامه زندگى مشترك را ميسّر مى‌سازد.

ج- همسردارى‌

مرد مسؤول، زن را در دست خود امانت الهى دانسته، و نسبت به او احساس وظيفه‌

[1]- بحارالانوار، ج 78، ص 136