بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 62

مى‌كند، به شخصيّت، افكار و اعمال او احترام مى‌گذارد، به نشاط و غذاى روحى او و ديگر اعضاى خانواده مى‌رسد، در امور خانه و زندگى مشترك با همسر و فرزندان خود مشورت مى‌كند و به آنها بال و پر مى‌دهد. زن وظيفه‌شناس نيز به نظريات شوهر احترام مى‌گذارد، از او اطاعت مى‌كند، از صفات خوب او تشكّر كرده، و با او مدارا مى‌كند، از توقّع خود مى‌كاهد، و در حفظ مال، ناموس و آبروى شوهر مى‌كوشد.

د- تربيت اولاد

نمود ديگر مسؤوليت‌پذيرى، در تربيت اولاد آشكار مى‌شود؛ زن و شوهر وظيفه‌شناس، در تربيت صحيح و اسلامى فرزندان خود نهايت تلاش را به كار مى‌گيرند و در تمام مراحل رشد فرزند، دوران حمل، شيرخوارگى و پس از آن خود را نسبت به تربيت صحيح اولاد مسؤول دانسته و دستوراتى را كه اسلام براى تربيت صحيح فرزند ارائه نموده، اجرا مى‌كنند.

اهميّت اين مسؤوليت به اندازه‌اى است كه امام سجّاد7از خداوند سبحان براى اداى اين تكليف استمداد طلبيده، عرض مى‌كند:

«... وَ اعِنّى‌ عَلى‌ تَرْبِيَتِهِمْ وَ تَأْديبِهِمْ وَ بِرِّهِمْ»[1]

[بار خدايا] مرا در تربيت، تأديب و نيكى به فرزندانم يارى كن.

و نيز آن حضرت در بيان حق فرزند نسبت به پدر و مادر مى‌فرمايد:

«وَ امَّا حَقُّ وَلَدِكَ فَانْ تَعْلَمَ انَّهُ مِنْكَ وَ مُضافٌ الَيْكَ فى‌ عاجِلِ الدُّنْيا بِخَيْرِهِ وَ شَرِّهِ وَ انَّكَ مَسْؤُولٌ عَمَّا وَلَّيْتَهُ بِهِ مِنْ حُسْنِ الْادَبِ»[2]

حقّ فرزند بر تو، اين است كه بدانى وجود او از توست و نيك و بدهاى او در اين دنيا به تو وابسته است و بدانى كه در سرپرستى او مسؤولى، و موظّفى او را به آداب و اخلاق پسنديده پرورش دهى.

[1]- صحيفه سجاديه، دعاى مكارم الاخلاق

[2]- مكارم الاخلاق، ص 421


صفحه 63

آثار مسؤوليت‌پذيرى‌

اين ويژگى اخلاقى داراى آثار فراوانى است كه گستره آن بيشتر مسائل زندگى را در برمى‌گيرد. اينك به دو اثر كلّى كه نقش ويژه‌اى در تأمين سعادت خانوادگى دارد، مى‌پردازيم:

الف- استحكام پيوند خانوادگى‌

از آثار مستقيم احساس مسؤوليت، به دست آوردن موفّقيت در امور زندگى است.

كسى كه تمامى وظايف خانوادگى خود را مى‌شناسد و يكايك آنها را با علاقه فراوان انجام مى‌دهد، بدون شك در زندگى خود موفّق مى‌شود. همسر وى نيز از اينكه او از وظايف و تكاليف خود آگاه است، خشنود مى‌گردد.

بسيارى از عقب ماندگيها در زندگى، معلول نشناختن مسؤوليتها و گريز از انجام وظايف خانوادگى است. اگر هر يك از زن و شوهر وظايفى را كه برعهده آنان است، تشخيص داده، به آن عمل كنند، چرخ زندگى آنها در مسير مطلوب قرار گرفته، امور زندگى آنها رونق خواهد يافت، برعكس هرگونه سرپيچى از آن به استحكام اين كانون، ضربه خواهد زد.

مردى كه در قبال مسؤوليتهاى خانوادگى سهل‌انگارى كرده، از زير بار اداره زندگى، شانه خالى مى‌كند و با تن‌آسايى خود، خانواده‌اش را در معرض فقر اقتصادى قرار مى‌دهد و آنان را در برآوردن نيازهاى اوّليه خود يارى نمى‌رساند. در حقيقت بزرگترين ضربه را به سعادت خانوادگى خود وارد ساخته است.

ب- آسايش روحى‌

ايفاى وظيفه متقابل همسران، موجب اطمينان خاطر يكديگر گشته، دغدغه‌هاى روحى ناشى از عدم مسؤوليت‌پذيرى همسر را از بين مى‌برد؛ بدين جهت با آسايش فكرى و روحى به زندگى ادامه داده، روح آنان دچار تشويش و اضطراب نمى‌شود.

علاوه بر اين، با وجود روحيه مسؤوليت‌پذيرى متقابل در همسران، ريشه اختلافات خانوادگى از بين رفته، زن و شوهر در جوّى سالم و با روحيه‌اى اميدوار به انجام وظايف خود مى‌پردازند.


صفحه 64

عوامل پيدايش روحيه مسؤوليت‌پذيرى‌

با توجّه به آثار ارزنده‌اى كه روحيه مسؤوليت‌پذيرى بر سعادت خانوادگى انسان دارد، شايسته است كه هر يك از زن و مرد در صورت كمبود اين روحيه، درصدد جبران آن برآيند. در اين زمينه عوامل فراوانى مؤثر است كه به دو عامل اشاره مى‌كنيم:

الف- اعتماد به نفس‌

يكى از عوامل مهمّ تقويت روحيه مسؤوليت‌پذيرى، اعتماد به نفس است. افرادى كه داراى چنين روحيه‌اى هستند، در توانايى خود براى انجام مسؤوليت، شك و ترديد ندارند و همواره از مسؤوليتها استقبال مى‌كنند و موفقيّت خود را در گرو آن مى‌دانند.

برعكس، كسانى كه فاقد اعتماد به نفس هستند، از قبول مسؤوليت طفره مى‌روند، زيرا در توانايى خود در انجام مسؤوليت، دچار شك و ترديد هستند و قبول مسؤوليت را با شكست، مساوى مى‌دانند؛ بدين جهت از پذيرفتن مسؤوليت، شانه خالى كرده، از آن دورى مى‌كنند.

براى اصلاح چنين افرادى بايد روحيه اعتماد به نفس و مسؤوليت‌پذيرى را در آنان تقويت كرد. چنين افرادى با انجام كارهايى كه در توان آنهاست و كسب موفقيّت در آن، بتدريج اعتماد به نفس پيدا مى‌كنند، زيرا ايفاى مسؤوليت منجرّ به استحكام شخصيت و موفقيّت آنها در زندگى مى‌شود و زندگى را در كام آنها شيرين مى‌كند. در نتيجه، در انجام مسؤليت شتاب بيشترى از خود نشان مى‌دهند.

ب- تأثير پذيرى از همسر

عامل ديگرى كه موجب تقويت روحيه مسؤوليت‌پذيرى انسان مى‌شود، معاشرت با افراد مسؤوليت‌پذير است، زيرا به واسطه تأثيرپذيرى از روحيات ديگران، صفت مسؤوليت‌پذيرى بتدريج در او تقويت مى‌شود. روشن است كه وجود چنين روحيه‌اى در انسان، موجب سرايت اين صفت به همسر او خواهد شد و همچنين تأثير فراوانى در مسؤوليت پذيرى فرزندان آن خانواده مى‌گذارد. بر عكس، اگر انسان فاقد چنين روحيه‌اى بوده، از همسر خود انتظار داشته باشد كه تمام مسؤوليتهاى خود را بخوبى‌


صفحه 65

انجام دهد، توفيقى در اين زمينه به دست نخواهد آورد.

بنابراين، لازمه ايجاد روحيه مسؤوليت‌پذيرى در محيط خانواده اين است كه مرد خانواده، بيش از هر كس اين روحيه را در خود تقويت كند تا با گذشت زمان در همسر و فرزندان خود تأثير گذارد.


صفحه 66

پرسش‌

1- احترام متقابل زن و مرد چه تأثيرى در زندگى خانوادگى دارد؟

2- علل بى‌احترامى شوهر به زن را توضيح دهيد.

3- رعايت احترام همسر چه تأثيرى در شخصيت وى و تربيت فرزندان دارد؟

4- چرا زن نياز بيشترى به محبّت و مهربانى شوهر دارد؟

5- چگونگى ابراز محبت زن و مرد به يكديگر را بيان كنيد.

6- با استفاده از روايات، اهميّت عفو و گذشت را توضيح دهيد.

7- آثار گذشت و بخشش را به اختصار بنويسيد.

8- زيباترين گذشت چيست؟

9- پيامبر اكرم6در برابر لغزشها و اشتباهات افراد، چه برخوردى داشت؟

10- اهميّت مسؤوليت‌پذيرى در خانواده چيست؟

11- آثار زيانبار عدم مسؤوليت‌پذيرى كدام است؟

12- برخى از نمودهاى مسؤوليت‌پذيرى زن و شوهر را ذكر كنيد.

13- آثار مثبت مسؤوليت‌پذيرى را بيان كنيد.

14- عوامل پيدايش روحيه مسؤوليت‌پذيرى كدام است؟


صفحه 67

فصل سوم: آفات سعادت خانواده‌

همان‌گونه كه موفّقيت و خوشبختى خانواده مرهون عوامل سعادت بخش است و با دستيابى به آن، نور صفا و صميميت محيط زندگى را روشن مى‌كند، اختلافات و تيره‌روزى خانواده نيز معلول آفات گوناگونى است كه دامنگير آن مى‌شود.

براى برخوردارى از زندگى سالم و خانواده‌اى ارزشمند، بايد در زمينه پيراستن كانون گرم خانواده از آفات مختلف تلاش كرد و اجازه نداد كه خانواده در معرض بيماريهاى خانمان برانداز قرار گيرد.

اگر عواملى نظير احترام، محبت و مودّت، تفاهم و گذشت، مشورت و مسؤوليت‌پذيرى متقابل زن و شوهر موجبات سعادت خانواده را فراهم مى‌كند، عوامل ديگرى نيز وجود دارد كه زمينه‌هاى اختلاف و درگيرى، كينه و خشم و در نتيجه از هم پاشيده شدن خانواده را به دنبال دارد كه بايد پيش از پيدايش و گسترش آن، درصدد دفع آن باشيم. اينك برخى از آفات خانواده را برمى‌شمريم:

1- بد خلقى‌

آدمى بايد سعى كند تا اخلاق و سيرت درونى خود را همچون ظاهر خود زيبا و پسنديده سازد. بدخلقى صفت ناپسندى است كه زندگى انسان را تيره و تار مى‌كند. ورود بدخُلقى در محيط زندگى خانوادگى موجب عوارض منفى بى‌شمارى مى‌گردد كه در قالب تند خويى، گرفتگى چهره، بى‌حوصلگى، اخم و بهانه‌گيرى نمايان مى‌شود.

بداخلاقى يكى از آفات ويرانگر زندگى خانوادگى است؛


صفحه 68

حضرت على7فرمود:

«مَنْ ساءَ خُلْقُهُ مَلَّهُ اهْلُهُ»[1]

هر كس بداخلاق باشد، خانواده‌اش از او ناراحت و ملول مى‌شود.

آثار بدخلقى‌

بدخلقى، محيط خانه را به جهنّم سوزانى تبديل مى‌كند كه ثمره‌اى جز از دست دادن خوشبختى و سعادت افراد خانواده ندارد. اينك برخى از آثار منفى بدخلقى را ذكر مى‌كنيم:

الف- ضايع شدن شخصيت انسانى‌

اوّلين اثر منفى بدخلقى بطور مستقيم متوجه شخص بداخلاق مى‌گردد؛ بدين معنى كه بداخلاقى چنان چهره زشت و نامطلوبى از انسان ارائه مى‌دهد كه با مشاهده آن، خوبيها، صفات ارزشمند و ساير ارزشهاى اجتماعى او از ياد رفته، شخصيت وى ضايع و در نظر ديگران خوار و ذليل مى‌گردد. امير مؤمنان7فرمود:

«رُبَّ عَزيزٍ اذَلَّهُ خُلْقُهُ وَ رُبَّ ذَليلٍ اعَزَّهُ خُلْقُهُ»[2]

چه بسا عزيزى كه اخلاق بد، مايه ذلّت و خوارى او شده و چه بسا خوار و ذليلى كه اخلاق خوب، او را به عزّت و بزرگى رسانده است.

علاوه بر آن، بدخلقى مايه تباهى و ضايع شدن آثار اعمال نيك انسان مى‌شود. امام صادق7در اين باره فرمود:

«انَّ سُوءَ الْخُلْقِ لَيُفْسِدُ الْعَمَلَ كَما يُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ».[3]

بدخويى، كردار را تباه مى‌سازد، چنان كه سركه عسل را.

[1]- شرح غررالحكم، ج 5، ص 328

[2]- بحارالانوار، ج 71، ص 396

[3]- اصول كافى، ترجمه سيد هاشم رسولى، ج 4، ص 11


صفحه 69

ب- ايجاد ترس و اضطراب‌

بدخلقى در خانه و يا در محيط كار و زندگى، زمينه تفاهم و همدلى و صميميت را از بين برده، موجب دورى از مردم و در نتيجه آشفتگى روحى و احساس تنهايى و دلهره مى‌شود. امير مؤمنان7فرمود:

«مَنْ خَشُنَتْ عَريكَتُهُ اقْفَرَتْ حاشِيَتُهُ»[1]

هر كس درشت خوى باشد، دور و برش خالى گردد (و كسى در كنار او نمى‌ماند).

محيط خانه و زندگى بايد محل آرامش و آسايش زن و مرد و فرزندان آنان باشد.

بداخلاقى، آرامش و صفاى محيط خانواده را از بين برده، ترس و دلهره را جايگزين آن مى‌كند. بعلاوه، آنگاه كه شوهر با بدخلقى عرصه زندگى را براى همسرش تنگ كرده و به جاى ملاطفت و نيكى، خشونت كند، اضطراب و ترس را بر وى چيره ساخته و تعادل روحى او را از بين مى‌برد. در اين هنگام است كه زن احساس وحشت مى‌كند و خويشتن را در برابر ديو بدخلقى گرفتار مى‌يابد. امير مؤمنان على7فرمود:

«لا وَحْشَةَ اوْحَشُ مِنْ سُوءِ الْخُلْقِ»[2]

هيچ وحشتى، ترسناك‌تر از بدخلقى نيست.

ج- زوال محبّت‌

اثر ديگر بدخلقى، كاهش مهر و محبّت و از بين رفتن مهربانى و دوستى است. رفتار انسان بدخلق، براى هيچ كس خوشايند نيست؛ همه از خوى ناپسند، در رنج و عذابند و از آن نفرت دارند.

خوشرويى كمترين بهايى است كه زن در مقابل تلاش شبانه‌روزى خود، از شوهر انتظار دارد و در حقيقت، جبران كننده بسيارى از كمبودهاى مادى زندگى بوده، تحمّل ناهمواريهاى آن را براى او ميسّر مى‌سازد. زنى كه همواره با تندخويى شوهرش رو به رو

[1]- شرح غررالحكم، ج 5، ص 325

[2]- همان، ج 6، ص 400