بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 84

خانواده مى‌كنند؛ بر عكس اگر زحمات هر كدام ناديده گرفته شود، بتدريج شور و نشاط زندگى به دلسردى و پژمردگى تبديل خواهد شد. امام صادق7فرمود:

«مَكْتُوبٌ فِى التَّوْراةِ: اشْكُرْ مَنْ انْعَمَ عَلَيْكَ وَ انْعِمْ عَلى‌ مَنْ شَكَرَكَ فَانَّهُ لا زَوالَ لِلنَّعْماءِ اذا شَكَرْتَ وَ لا بَقاءَ لَها اذا كَفَرْتَ»[1]

در تورات نوشته است: از كسى كه به تو احسان كرد سپاسگزارى كن و به كسى كه از تو سپاسگزارى كرد احسان كن، زيرا نعمتها با سپاسگزارى پايدارند و با ناسپاسى ناپايدار.

تشكر و قدردانى از زحمات، بخشى از ناراحتيهاى خانوادگى و خشم و غضب همسران را برطرف مى‌كند؛ چرا كه سپاسگذارى نقش مهمّى در جذب افراد داشته، مايه خشنودى و مهربانى است. امير مؤمنان7فرمود:

«شُكْرُكَ لِلرَّاضِى‌ عَنْكَ يَزيدُهُ رِضاً وَ وَفاءً، شُكْرُكَ لِلسَّاخِطِ عَلَيْكَ يُوجِبُ لَكَ مِنْهُ صَلاحاً وَ تَعَطُّفاً»[2]

تشكر تو از كسى كه نسبت به تو راضى باشد، خشنودى و وفادارى را زياد مى‌كند و سپاسگزارى‌ات نسبت به كسى كه به تو خشمناك است، موجب صلاح و مهربانى است.

ج- هديه دادن‌

هديه دادن كه نشانگر محبّت و ارادت قلبى افراد نسبت به يكديگر است، در زندگى مشترك خانوادگى از اهميّت بيشترى برخوردار است و موجب افزايش محبّت همسر نسبت به شوهرش مى‌شود و كينه‌ها و دشمنيها را از بين مى‌برد. از اين رو، شايسته است كه شوهر به تناسب امكاناتِ خود، هداياى مناسبى تهيّه كرده و در مناسبتهاى گوناگون و نيز پس از بازگشت از مسافرت- كه بطور معمول همسر در انتظار آن نشسته است- به او تقديم كند. پيامبر گرام اسلام6فرمود:

[1]- اصول كافى، مترجم، ج 2، ص 149

[2]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 161


صفحه 85

«الْهَدِيَّةُ تُورِثُ الْمَوَدَّةَ وَ تَجْدِرُ الْأُخُوَّةَ وَ تَذْهَبُ الضِّغينَةَ، تَهادُوا تُحابُّوا»[1]

هديه موجب مودّت و پايدارىِ برادرى مى‌شود و كينه‌ها را از بين مى‌برد، به يكديگر هديه دهيد تا همديگر را دوست بداريد.

د- آراستگى به ديگر فضايل اخلاقى‌

بعضى از صفات ارزشمند اخلاقى مانند: صبر، گذشت، ملايمت و نرمى، احسان، سخاوت، انصاف، تواضع و ... در جلب محبّت همسر بسيار مؤثّر است. امير مؤمنان7فرمود:

«ثَلاثَةٌ يُوجِبْنَ الَمحَبَّةَ حُسْنُ الْخُلْقِ وَ حُسْنُ الرِّفْقِ وَالتَّواضُعُ»[2]

سه چيز موجب محبّت مى‌شود: نيك خلقى، نيك رفتارى و تواضع.

فضايل اخلاقى در جلب محبّت همسر و تأمين سعادت خانوادگى تأثير بسزايى دارد.

زن و شوهر به منظور تداوم سعادتمندانه زندگى مشترك و در امان ماندن از آفات فراوان آن، بايد نهايت سعى خود را در تحصيل فضايل اخلاقى به كار گيرند. امام صادق7در اين باره فرمود:

«إنَّ الْمَرْءَ يَحْتاجُ فى‌ مَنْزِلِهِ وَ عِيالِهِ الى‌ ثَلاثِ خِصالٍ يَتَكَلَّفُها وَ انْ لَمْ يَكُنْ فى‌ طَبْعِهِ ذلِكَ: مُعاشَرَةٌ جَميلَةٌ وَ سِعَةٌ بِتَقْديرٍ وَ غَيْرَةٌ بِتَحْصينٍ»[3]

هر مردى نيازمند است كه در خانه و خانواده‌اش سه خصلت را برعهده گيرد گر چه عادتش نباشد: معاشرت شايسته، گشاده دستى حساب شده و غيرت و حفظ ناموس.

آثار جلب محبّت همسر

آثار ارزشمند جلب محبّت همسر بقدرى گسترده و فراگير است كه نمى‌توان همه موارد آن را برشمرد، چرا كه اجراى اين روش به خط مشى اخلاقى خانواده كيفيتى نوين‌

[1]- بحارالأنوار، ج 77، ص 166

[2]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 244

[3]- سفينة البحار، ج 2، ص 328


صفحه 86

و به زندگى مشترك شيرينى خاصى مى‌بخشد و آن را از بى‌روحى و پژمردگى و يكنواختى خارج مى‌سازد. در اينجا تنها به بيان دو اثر ارزنده آن بسنده مى‌كنيم:

الف- نشاط روحى‌

انديشه جلب محبّت، سبب مى‌شود كه انسان همواره ملاحظه احوال همسر را نموده، از افراط و تفريط در رفتار و نيز از خودخواهيهاى جاهلانه بپرهيزد و در رفتار و گفتار خود، تعادل و دقّت داشته باشد. مرد وقتى علاقه‌مندىِ همسر به شوهرش و نيز سعى او را در كسب رضايت اعضاى خانواده احراز كرد، دلگرمى خاصى به زندگى خانوادگى پيدا مى‌كند و با اميد بيشتر و نشاط روحى افزونتر، تمام سرمايه‌هاى معنوى و مادى خود را در راه تأمين سعادت خانواده‌اش به كار مى‌گيرد. بعكس، كسى كه بى‌توجّهى همسرش را نسبت به خود حس كند و از سوى او، تمايلى به جذب خويش مشاهده نكند، روز به روز بر ناراحتى و نارضايتى‌اش افزوده مى‌شود و در صورت تداوم، نشاط روحى خود را از دست داده، در زندگى مشترك، دچار دلسردى و افسردگى خواهد شد.

ب- تحكيم بنيان خانواده‌

بهترين راه تحكيم بنيان خانواده و جلوگيرى از فروپاشى آن، سعى در ايجاد صفا و صميميت و جلب محبت همسر است.

وقتى رابطه زن و شوهر بر اساس جذب يكديگر و ايجاد علاقه و محبّت باشد، اخلاق خانوادگى، رشد و كمال پيدا مى‌كند، ميزان تأثير پذيرى مثبت از اندرزهاى همسر افزايش مى‌يابد. زمينه اختلاف و برخوردهاى نامناسب از بين مى‌رود، در نتيجه بنيان خانواده از گزند فروپاشى مصون مى‌ماند.

2- خوش اخلاقى‌

ريشه بسيارى از خوبيها و اعمال پسنديده در نيكخويى و خوش رفتارى نهفته است.

امير مؤمنان على7فرمود:


صفحه 87

«حُسْنُ الْخُلْقِ رَأْسُ كُلِّ بِرٍّ»[1]

خوش خلقى، سرچشمه هر نيكى است.

محيط دوستانه و محبّت‌آميز و نيز زندگى فاقد نگرانيهاى روحى در سايه خوش رفتارى و گشاده رويى ايجاد مى‌شود. در اين درس، مطالبى درباره موجبات، مظاهر و آثار خوش اخلاقى بيان مى‌كنيم.

الف- موجبات خوش اخلاقى‌

بعضى از صفات اخلاقى، ريشه در توارث و تربيت خانوادگى دارند. از نشانه‌هاى كرامت نفس و اصالت خانوادگى و بزرگ منشى، خوش‌اخلاقى است. حضرت على7فرمود:

«حُسْنُ الْأَخْلاقِ بُرْهانُ كَرَمِ الْأَعْراقِ»[2]

نيكخويى نشانه كرامت ريشه (خانواده) است.

با اين وصف، كسانى كه بداخلاق بوده يا از صفات ارزشمند اخلاقى كم بهره‌اند، مى‌توانند در پرتو سعى و كوشش و با ايجاد و پرورش فضايل اخلاقى به اصلاح رفتار و كردار خود پرداخته، موجبات خوش اخلاقى را فراهم كنند. در اينجا به بيان دو عامل مهم كه در زمينه رشد و پرورش خوش اخلاقى مؤثر است مى‌پردازيم.

* ايمان‌

گرچه خوش رفتارى، يكى از صفات پسنديده انسانى است، ولى از آنجا كه «دين» به بارورى بيشتر صفات اخلاقى، كمك شايانى مى‌كند و سفارشها و توصيه‌هاى زيادى در جهت نيكخويى به متديّنان دارد، هر كس كه از ايمان بيشتر برخوردار باشد از رفتار نيكو و كرامتهاى اخلاقىِ بيشترى بهره‌مند است.[3]پيامبر اكرم6فرمود:

[1]- شرح غررالحكم، ج 3، ص 393

[2]- همان، ص 392

[3]- ايمان يكى از عوامل رشد خوش اخلاقى است، ولى ممكن است كسى ايمان داشته باشد، ليكن به خاطر فقدان عوامل ديگر، خوش اخلاق نباشد، چنان كه عكس آن هم امكان دارد


صفحه 88

«الْخُلْقُ الْحَسَنُ نِصْفُ الدّينِ»[1]

خلق نيكو، نصف دين است.

در سخنى ديگر، اسلام و مسلمانى را در خوش‌اخلاقى معرفى كرده و فرمود:

«الْإِسْلامُ حُسْنُ الْخُلْقِ»[2]

دين اسلام، خوش اخلاقى است.

انسانى كه براساس توصيه‌هاى دينى، باور دارد كه بداخلاقى با همسر و فرزندان، موجب عذاب الهى و از آن جمله فشار قبر مى‌شود، بطور قطع در برخورد و روش اخلاقى خود دقّت خواهد كرد و خوش اخلاق و گشاده‌رو خواهد بود تا خشنودى خدا را به دست آورد.

در روايتى چنين مى‌خوانيم: به پيامبر اكرم6خبر دادند كه فلان شخص زن خوبى است. روزها روزه دارد و شبها عبادت مى‌كند، ولى بداخلاق است و با زبانش همسايگانش را آزار مى‌دهد. آن حضرت فرمود:

«لا خَيْرَ فيها، هِىَ مِنْ اهْلِ النَّارِ»[3]

در او خيرى نيست، وى از اهل دوزخ است.

براى روشن شدن تأثير بداخلاقى در گرفتار شدن انسان به عذاب الهى، تأمّل در ماجراى دفن «سعد بن معاذ» سودمند است. پيامبر اكرم6در مراسم تدفين آن مجاهد و يار با وفاى خود از او تجليل كرد و احترام زيادى برايش قائل شد. مادر سعد وقتى رفتار پيامبر6را مشاهده كرد، گفت: پسرم! بهشت بر تو گوارا باد. رسول خدا6فرمود: اى مادر سعد! اين گونه قضاوت مكن! زيرا سعد اكنون گرفتار فشار قبر است. اصحاب با تعجّب پرسيدند: با اين همه احترام و تجليل شما، چرا او دچار فشار قبر است؟ حضرت فرمود:

[1]- بحارالأنوار، ج 71، ص 385

[2]- كنز العمال، ج 3، ص 17

[3]- بحارالأنوار، ج 71، ص 394


صفحه 89

«انَّهُ كانَ فى‌ خُلْقِهِ مَعَ اهْلِهِ سُوءً»[1]

او با خانواده‌اش (قدرى) بد رفتار بود.

* تمرين‌

تمرين يكى از عوامل رشد و پرورش صفات اخلاقى است. اگر بخواهيم به اخلاق نيكو و كردار پسنديده آراسته شويم، بايد تمرين كنيم تا به آن عادت نماييم. حضرت على7فرمود:

«عَوِّدْ نَفْسَكَ فِعْلَ الْمَكارِمِ»[2]

خويشتن را به انجام اعمال پسنديده عادت بده.

تمرين و تكرار نسبت به يك خصلت زيبا يا زشت، آن را به صورت عادت يا طبيعت دوّم انسان در مى‌آورد. همان حضرت فرمود:

«الْعادَةُ طَبْعٌ ثانٍ»[3]

عادت، طبيعت دوم است.

وقتى چيزى به صورت عادت انسان جلوه‌گر شد، بتدريج بر وجود او مسلّط مى‌شود، و به فرموده امير مؤمنان7:

«لِلْعادَةِ عَلى‌ كُلِّ انْسانٍ سُلْطانٌ»[4]

عادت بر هر انسانى حكومت مى‌كند.

در هر ازدواجى، زن و شوهر به محيطى قدم مى‌گذارند كه زندگى در آن برايشان تازگى دارد. از اين رو، بر آنان لازم است كه در رفتارشان با يكديگر به فضايل اخلاقى و

[1]- همان، ج 73، ص 298- 299

[2]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 329

[3]- همان، ج 1، ص 185

[4]- همان، ج 5، ص 28


صفحه 90

آداب متناسب با زندگى خانوادگى توجّه داشته باشند و با تمرين براى ايجاد و كسب ارزشهاى اخلاقى بكوشند تا آن ارزشها به صورت ملكه درآيند، بگونه‌اى كه بدون هيچ زحمت و تكلّفى با همسر و فرزندان خويش، رفتار نيك داشته باشند. همان امام همام فرمود:

«كَفى‌ بِفِعْلِ الْخَيْرِ حُسْنَ عادَةٍ»[1]

عادت نيكو براى انجام عمل نيك، كفايت مى‌كند.

ب- مظاهر خوش‌اخلاقى‌

در محيط خانه و خانواده، به صورتهاى گوناگون مى‌توان خوش‌اخلاقى را نشان داد و محبّت و صميميت را به زن و فرزند هديه كرد. اينك دو جلوه زيباى خوش اخلاقى را كه تأثير شگرفى در ايجاد انس و مودّت ميان همسران دارد، توضيح مى‌دهيم.

* نرمخويى‌

از ويژگيهاى افراد مؤمن، نرمخويى و رفتار توأم با ملاطفت و فروتنى است. امير مؤمنان7فرمود:

«انَّ الْمُؤْمِنِينَ هَيِّنُونَ لَيِّنُونَ»[2]

همانا مؤمنان، فروتن و نرمخويند.

رفتار زن و شوهر براساس نرمخويى، بذر دوستى و صفا را در دل مى‌كارد و كينه و اختلاف را از بين مى‌برد. حضرت على7فرمود:

«وَ مَنْ تَلِنْ حاشِيَتُهُ يَسْتَدِمْ مِنْ قَوْمِهِ الْمَوَدَّةُ»[3]

هر كس خوى نرم دارد، از محبّت دايمى دودمانش برخوردار خواهد بود.

با نرمخويى، توفيق انسان در زندگى توأم با صلح و آرامش بيشتر مى‌شود؛ زيرا

[1]- همان، ج 4، ص 577

[2]- همان، ج 2، ص 540

[3]- بحارالأنوار، ج 40، ص 163


صفحه 91

بازتاب منفى نداشته، موجب همكارى ديگران با انسان نرمخو خواهد بود. گاهى نيز نرمخويى با افراد خشمناك و درشتخو، مايه تحول آنها و در نتيجه خوش رفتارى آنان مى‌گردد. اين مسأله در محيط خانواده به شكل بارزترى خودنمايى مى‌كند. بدين جهت نرمخويى در خانواده بهترين روش براى موفّقيت و پرهيز از اختلافات و درگيرى است.

امير مؤمنان على7فرمود:

«لِنْ لِمَنْ غالَظَكَ فَانَّهُ يُوشَكُ أَنْ يَلينَ لَكَ»[1]

در برابر كسى كه با تو درشتى مى‌كند، نرمخو باش، زيرا زود باشد كه نسبت به تو نرمخويى كند.

البتّه مقصود از نرمخويى، سستى و بى‌تفاوتى نيست، چرا كه مؤمنان در عين حال كه نرمخو هستند، از سستى و كسالت بدورند و در حالى كه قاطع و جدّى هستند، از خشونت و تندخويى بركنارند. امير مؤمنان7فرمود:

«كُنْ لَيِّناً مِنْ غَيْرِ ضَعْفٍ، شَديداً مِنْ غَيْرِ عُنْفٍ»[2]

نرم باش بدون ضعف، سخت باش بدون خشونت.

* نرم‌زبانى‌

مقصود از نرم‌زبانى اين است كه انسان براى بيان مقاصد خود از سخنان ملايم و گفتار محترمانه استفاده كند و از خشونت و تندى در گفتار بپرهيزد.

نرم زبانى در محيط خانواده، اغلب زمينه درگيرى و ناراحتى را از بين برده، مسائل اختلافى را حل مى‌نمايد و محبّت و سازگارى را در كانون خانواده حكمفرما مى‌كند.

امير مؤمنان7فرمود:

«عَوِّدْ لِسانَكَ لينَ الْكَلامِ وَ بَذْلَ السَّلامِ يَكْثُرْ مُحِبُّوكَ وَ يَقِلَّ مَبْغِضُوكَ»[3]

زبانت را به گفتار نرم و سلام دادن عادت بده، تا دوستانت زياد و دشمنانت كم شوند.

[1]- نهج‌البلاغه، نامه 31، ص 932

[2]- شرح غرالحكم، ج 4، ص 65

[3]- همان، ص 329