بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 88

«الْخُلْقُ الْحَسَنُ نِصْفُ الدّينِ»[1]

خلق نيكو، نصف دين است.

در سخنى ديگر، اسلام و مسلمانى را در خوش‌اخلاقى معرفى كرده و فرمود:

«الْإِسْلامُ حُسْنُ الْخُلْقِ»[2]

دين اسلام، خوش اخلاقى است.

انسانى كه براساس توصيه‌هاى دينى، باور دارد كه بداخلاقى با همسر و فرزندان، موجب عذاب الهى و از آن جمله فشار قبر مى‌شود، بطور قطع در برخورد و روش اخلاقى خود دقّت خواهد كرد و خوش اخلاق و گشاده‌رو خواهد بود تا خشنودى خدا را به دست آورد.

در روايتى چنين مى‌خوانيم: به پيامبر اكرم6خبر دادند كه فلان شخص زن خوبى است. روزها روزه دارد و شبها عبادت مى‌كند، ولى بداخلاق است و با زبانش همسايگانش را آزار مى‌دهد. آن حضرت فرمود:

«لا خَيْرَ فيها، هِىَ مِنْ اهْلِ النَّارِ»[3]

در او خيرى نيست، وى از اهل دوزخ است.

براى روشن شدن تأثير بداخلاقى در گرفتار شدن انسان به عذاب الهى، تأمّل در ماجراى دفن «سعد بن معاذ» سودمند است. پيامبر اكرم6در مراسم تدفين آن مجاهد و يار با وفاى خود از او تجليل كرد و احترام زيادى برايش قائل شد. مادر سعد وقتى رفتار پيامبر6را مشاهده كرد، گفت: پسرم! بهشت بر تو گوارا باد. رسول خدا6فرمود: اى مادر سعد! اين گونه قضاوت مكن! زيرا سعد اكنون گرفتار فشار قبر است. اصحاب با تعجّب پرسيدند: با اين همه احترام و تجليل شما، چرا او دچار فشار قبر است؟ حضرت فرمود:

[1]- بحارالأنوار، ج 71، ص 385

[2]- كنز العمال، ج 3، ص 17

[3]- بحارالأنوار، ج 71، ص 394


صفحه 89

«انَّهُ كانَ فى‌ خُلْقِهِ مَعَ اهْلِهِ سُوءً»[1]

او با خانواده‌اش (قدرى) بد رفتار بود.

* تمرين‌

تمرين يكى از عوامل رشد و پرورش صفات اخلاقى است. اگر بخواهيم به اخلاق نيكو و كردار پسنديده آراسته شويم، بايد تمرين كنيم تا به آن عادت نماييم. حضرت على7فرمود:

«عَوِّدْ نَفْسَكَ فِعْلَ الْمَكارِمِ»[2]

خويشتن را به انجام اعمال پسنديده عادت بده.

تمرين و تكرار نسبت به يك خصلت زيبا يا زشت، آن را به صورت عادت يا طبيعت دوّم انسان در مى‌آورد. همان حضرت فرمود:

«الْعادَةُ طَبْعٌ ثانٍ»[3]

عادت، طبيعت دوم است.

وقتى چيزى به صورت عادت انسان جلوه‌گر شد، بتدريج بر وجود او مسلّط مى‌شود، و به فرموده امير مؤمنان7:

«لِلْعادَةِ عَلى‌ كُلِّ انْسانٍ سُلْطانٌ»[4]

عادت بر هر انسانى حكومت مى‌كند.

در هر ازدواجى، زن و شوهر به محيطى قدم مى‌گذارند كه زندگى در آن برايشان تازگى دارد. از اين رو، بر آنان لازم است كه در رفتارشان با يكديگر به فضايل اخلاقى و

[1]- همان، ج 73، ص 298- 299

[2]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 329

[3]- همان، ج 1، ص 185

[4]- همان، ج 5، ص 28


صفحه 90

آداب متناسب با زندگى خانوادگى توجّه داشته باشند و با تمرين براى ايجاد و كسب ارزشهاى اخلاقى بكوشند تا آن ارزشها به صورت ملكه درآيند، بگونه‌اى كه بدون هيچ زحمت و تكلّفى با همسر و فرزندان خويش، رفتار نيك داشته باشند. همان امام همام فرمود:

«كَفى‌ بِفِعْلِ الْخَيْرِ حُسْنَ عادَةٍ»[1]

عادت نيكو براى انجام عمل نيك، كفايت مى‌كند.

ب- مظاهر خوش‌اخلاقى‌

در محيط خانه و خانواده، به صورتهاى گوناگون مى‌توان خوش‌اخلاقى را نشان داد و محبّت و صميميت را به زن و فرزند هديه كرد. اينك دو جلوه زيباى خوش اخلاقى را كه تأثير شگرفى در ايجاد انس و مودّت ميان همسران دارد، توضيح مى‌دهيم.

* نرمخويى‌

از ويژگيهاى افراد مؤمن، نرمخويى و رفتار توأم با ملاطفت و فروتنى است. امير مؤمنان7فرمود:

«انَّ الْمُؤْمِنِينَ هَيِّنُونَ لَيِّنُونَ»[2]

همانا مؤمنان، فروتن و نرمخويند.

رفتار زن و شوهر براساس نرمخويى، بذر دوستى و صفا را در دل مى‌كارد و كينه و اختلاف را از بين مى‌برد. حضرت على7فرمود:

«وَ مَنْ تَلِنْ حاشِيَتُهُ يَسْتَدِمْ مِنْ قَوْمِهِ الْمَوَدَّةُ»[3]

هر كس خوى نرم دارد، از محبّت دايمى دودمانش برخوردار خواهد بود.

با نرمخويى، توفيق انسان در زندگى توأم با صلح و آرامش بيشتر مى‌شود؛ زيرا

[1]- همان، ج 4، ص 577

[2]- همان، ج 2، ص 540

[3]- بحارالأنوار، ج 40، ص 163


صفحه 91

بازتاب منفى نداشته، موجب همكارى ديگران با انسان نرمخو خواهد بود. گاهى نيز نرمخويى با افراد خشمناك و درشتخو، مايه تحول آنها و در نتيجه خوش رفتارى آنان مى‌گردد. اين مسأله در محيط خانواده به شكل بارزترى خودنمايى مى‌كند. بدين جهت نرمخويى در خانواده بهترين روش براى موفّقيت و پرهيز از اختلافات و درگيرى است.

امير مؤمنان على7فرمود:

«لِنْ لِمَنْ غالَظَكَ فَانَّهُ يُوشَكُ أَنْ يَلينَ لَكَ»[1]

در برابر كسى كه با تو درشتى مى‌كند، نرمخو باش، زيرا زود باشد كه نسبت به تو نرمخويى كند.

البتّه مقصود از نرمخويى، سستى و بى‌تفاوتى نيست، چرا كه مؤمنان در عين حال كه نرمخو هستند، از سستى و كسالت بدورند و در حالى كه قاطع و جدّى هستند، از خشونت و تندخويى بركنارند. امير مؤمنان7فرمود:

«كُنْ لَيِّناً مِنْ غَيْرِ ضَعْفٍ، شَديداً مِنْ غَيْرِ عُنْفٍ»[2]

نرم باش بدون ضعف، سخت باش بدون خشونت.

* نرم‌زبانى‌

مقصود از نرم‌زبانى اين است كه انسان براى بيان مقاصد خود از سخنان ملايم و گفتار محترمانه استفاده كند و از خشونت و تندى در گفتار بپرهيزد.

نرم زبانى در محيط خانواده، اغلب زمينه درگيرى و ناراحتى را از بين برده، مسائل اختلافى را حل مى‌نمايد و محبّت و سازگارى را در كانون خانواده حكمفرما مى‌كند.

امير مؤمنان7فرمود:

«عَوِّدْ لِسانَكَ لينَ الْكَلامِ وَ بَذْلَ السَّلامِ يَكْثُرْ مُحِبُّوكَ وَ يَقِلَّ مَبْغِضُوكَ»[3]

زبانت را به گفتار نرم و سلام دادن عادت بده، تا دوستانت زياد و دشمنانت كم شوند.

[1]- نهج‌البلاغه، نامه 31، ص 932

[2]- شرح غرالحكم، ج 4، ص 65

[3]- همان، ص 329


صفحه 92

بين اخلاق انسان و گفتار او ارتباط كامل وجود دارد و هرگونه تغيير در اخلاق، تأثير عميقى در شيوه بيان و نوع گفتار او مى‌گذارد. به عنوان مثال، در گفتار شخص بداخلاق، تندى و خشونت موج مى‌زند و قسمت زيادى از بدخلقى او از مجراى گفتارش بروز پيدا مى‌كند. بر عكس، اخلاق نيكو در گفتار نيز تأثير نيكويى خواهد گذاشت و سخن را از لطافت خاصى برخوردار مى‌سازد. امير مؤمنان7فرمود:

«إِذا حَسُنَ الْخُلْقُ لَطُفَ النُّطْقُ»[1]

هنگامى كه اخلاق نيكو شود، سخن لطيف گردد.

ج- آثار خوش‌اخلاقى‌

نقش گشاده‌رويى، در تأمين سعادت زندگى بسيار عميق و فراگير است و در تمام شؤون خانواده، مثل روابط اخلاقى زن و شوهر و نيز شيوه تربيت فرزندان، اثر مى‌گذارد.

در اينجا به بيان دو اثر ارزنده آن بسنده مى‌كنيم.

* ايجاد انس و محبّت‌

انس و محبّت از نيازهاى ابتدايى و ضرورى كانون خانواده است و زندگى بدون آن دچار نابسامانيهاى فراوان مى‌شود. انس زن و شوهر نسبت به يكديگر، جز در پرتو خوش‌اخلاقى و نيك رفتارى حاصل نمى‌شود. هر كس كه دوستدار محبت و خواهان نفوذ در دل ديگران است، هيچ راهى بهتر از خوش اخلاقى، نخواهد داشت. امير مؤمنان7فرمود:

«عَلَيْكَ بِحُسْنِ الْخُلْقِ فَانَّهُ يُكْسِبُكَ الَمحَبَّةَ»[2]

خوش خلق باش كه برايت محبّت جلب مى‌كند.

انسان خوش‌اخلاق همواره با زبانى نرم با ديگران سخن مى‌گويد، بدين جهت آنان را تحت تأثير قرار داده، محبتشان را به خود جلب مى‌كند. همان حضرت فرمود:

[1]- همان، ج 3، 143

[2]- همان، ج 4، ص 288


صفحه 93

«بِلينِ الْجانِبِ تَأْنِسُ النُفُوسُ»[1]

بر اثر نرمخويى، ديگران با انسان مأنوس مى‌شوند.

كسى كه همواره با همسرش بداخلاقى و بدرفتارى مى‌كند و با زبانى تند و خشن با او سخن مى‌گويد، نبايد انتظار داشته باشد كه همسرش با او مأنوس شده، نسبت به او عواطف و احساسات دوستانه‌اى ابراز كند. بداخلاقى و خشونت، ارمغانى جز دورى همسران از يكديگر و سركوبى عواطف محبت‌آميز آنها ندارد. تنها در پرتو خوش‌اخلاقى با همسر است كه مى‌توان انس و محبت را در محيط خانواده به وجود آورده و رشته دوستى را محكم نمود.

* از بين رفتن زمينه اختلافات‌

خوش اخلاقى يكى از بهترين روشهاى حلّ مشكلات و درگيريهاى خانوادگى است و با آب نيكخويى مى‌توان آتش خشونت و كدورت را خاموش ساخت و محيطى آكنده از صفا و دوستى به وجود آورد و زندگى را شيرين نمود؛ بدين جهت امير مؤمنان على7فرمود:

«بِحُسْنِ الْخُلْقِ يَطيبُ الْعَيْشُ»[2]

با خوش‌اخلاقى زندگى شيرين و نيكو مى‌شود.

همچنين فرمود:

«مَنْ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ طابَتْ عِشْرَتُهُ»[3]

هر كس اخلاقش نيكو شود، زندگى‌اش پاكيزه و نيك مى‌گردد.

3- رفق و مدارا

رفق و مدارا در زندگى خانوادگى، يكى ديگر از وظايف اخلاقى همسران نسبت به يكديگر است، بدين معنا كه همسران در برابر عيوب و كاستيهاى اخلاقى و ناملايمات‌

[1]- همان، ج 3، ص 217

[2]- همان، ص 218

[3]- همان، ج 5، ص 238


صفحه 94

رفتارى و گفتارى يكديگر، تندخو و خشن نباشند و بزرگوارانه از رفتار ناپسند يكديگر چشم‌پوشى كرده، با صميميت و دوستى رفتار كنند.

البته معناى مداراى با همسر اين نيست كه نسبت به عيوب و رفتار ناپسند او بى‌اعتنا باشيم، بلكه بدين معناست كه در مورد اصلاح همسر، ظرفيت او را در نظر گرفته، بيش از توانش از او انتظار نداشته باشيم و بطور كلى در مورد ويژگيهاى نامطلوب او رفتارى بزرگوارانه پيشه كنيم. بديهى است كه برخوردهاى صميمى و دوستانه، منشأ خير و بركت و مايه عزّت و آبروى خانواده‌هاست. پيامبر اكرم6فرمود:

«اذا أَرادَ اللَّهُ بِأَهْلِ بَيْتٍ خَيْراً ادْخَلَ عَلَيْهِمُ الرِّفْقَ»[1]

هرگاه خداوند به خانواده‌اى از راه لطف و عنايت بنگرد، رفق و مدارا را به آنان عطا مى‌كند.

حضرت على7در مورد رعايت حال زنان و سخت نگرفتن بر آنان فرمود:

«انَّ النِّساءَ عِنْدَ الرِّجالِ لا يَمْلِكْنَ لِأَنْفُسِهِنَّ ضَرّاً وَ لا نَفْعاً وَ انَّهُنَّ أَمانَةٌ عِنْدَكُمْ فَلا تُضارُّوهُنَّ وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ»[2]

همانا كه زنان در خانه شوهران اختيار سود و زيان خود را ندارند، آنان در دست شما امانتند، پس برايشان سخت نگيريد و (بلاتكليف) رهايشان نسازيد.

اينك با توجّه به اهمّيت مسأله رفق و مدارا در زندگى خانوادگى، نكاتى را در اين باره بيان مى‌كنيم:

الف- مداراى زن نسبت به شوهر

زنى كه جوياى محبّت شوهر است و مى‌خواهد از خرمن پربار زندگى زناشويى، آرامش و سكون، عشق و صميميت، دوستى و آشتى درو كند بايد كمك كار شوهر و مشوّق او در زندگى و كارهاى اجتماعى باشد، در گرفتاريها، رنجها و اضطرابها همراه شوهر و تسلّى دهنده و آرام بخش وى باشد؛ در تنگدستى‌ها مددكارش بوده و حتّى از

[1]- كنز العمّال، ج 3، ص 52

[2]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 251


صفحه 95

مال و دارايى شخصى خود براى ايجاد دلگرمى و برطرف كردن كمبودهاى مالى او استفاده كند و چنانچه مال و ثروت خويش را صرف زندگى كرد، با زبان طعنه و كنايه او را نيازارد و بر وى منّت نگذارد. پيامبر اكرم6فرمود:

«ايُّمَا امْرَأَةٍ مَنَّتْ عَلى‌ زَوْجِها بِمالِها، فَتَقُولُ: انَّما تَأْكُلُ انْتَ مِنْ مالى‌، لَوْ أَنَّها تَصَدَّقَتْ بِذلِكَ الْمالِ فى‌ سَبيلِ اللَّهِ لا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنْها الَّا أَنْ يَرْضى‌ عَنْها زَوْجُها»[1]

زنى كه با مال و ثروتش بر شوهر خويش منّت گذارد و بگويد: تو از ثروت من مى‌خورى، اگر تمام دارايى خود را در راه خدا صدقه دهد، خدا از او نمى‌پذيرد، مگر آنكه شوهرش از وى راضى شود.

زنى كه شوهرش را به عنوان تنها مرد محبوب پذيرفته است، هيچ چيزى را به اندازه او دوست نمى‌دارد، از هيچ نوع گذشت و فداكارى دريغ نخواهد كرد و سعى دارد كه احترامش را از بين نبرد و عيب پوش او باشد، با شغل و درآمد او بسازد و در هزينه زندگى، معتدل و وظيفه‌شناس باشد و با سرزنش، شوهرش را به رقابت و انجام كار طاقت فرسا وادار نكند. رسول گرامى اسلام6فرمود:

«ايُّمَا امْرَأَةٍ لَمْ تَرْفَقْ بِزَوْجِها وَ حَمَلَتْهُ عَلى‌ ما لا يَقْدِرُ عَلَيْهِ وَ ما لا يُطيقُ، لَمْ تُقْبَلْ مِنْها حَسَنَةٌ وَ تَلْقَى اللَّهَ وَ هُوْ عَلَيْها غَضْبانُ»[2]

هر زنى كه با شوهرش رفيق نباشد و مدارا نكند و او را به انجام كارى كه توان و تحمّل آن را ندارد وادار كند، هيچ عمل نيكى از او پذيرفته نمى‌شود و خداوند روز قيامت با نگاهى غضب‌آلود به او مى‌نگرد.

و در سخن ديگر فرمود:

«لا تَحِلُّ لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُكَلِّفَ زَوْجَها فَوْقَ طاقَتِهِ»[3]

[1]- مكارم الأخلاق، حسن بن فضل طبرسى، ص 202، مؤسّسه اعلمى، بيروت

[2]- همان، ص 214

[3]- مستدرك الوسائل، ج 14، ص 242