بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 335

ادبان تعبير ديگرى از اين مطلب است.)[1]

عبادت و نيايش روح را پرورش مى‌دهد

گام ديگر براى تهذيب اخلاق، توجّه به عبادات و نيايشهاست.

براى پى بردن به تأثير عبادت و نيايش در تهذيب نفوس و پرورش فضائل اخلاقى، قبل از هر چيز بايد با مفهوم و حقيقت عبادت آشنا شد.

گرچه بحث درباره حقيقت عبادت سخنى مبسوط و گسترده را مى‌طلبد و بزرگان در تفسير و اخلاق و فقه و حديث درباره آن سخن بسيار گفته‌اند، امّا در يك اشاره كوتاه چنين مى‌توان گفت: براى يافتن حقيقت عبادت بايد به واژه «عبد» و مفهوم آن كه ريشه اصلى عبادت است توجّه نمود.

«عبد» از نظر لغت به انسانى گفته مى‌شود كه سر تا پا تعلّق به مولا و صاحب خود دارد؛ اراده‌اش تابع اراده او، و خواستش تابع خواست اوست؛ در برابر او خود را مالك چيزى نمى‌داند و در اطاعت او سستى بخود راه نمى‌دهد.

بنابراين، عبوديّت اظهار آخرين درجه خضوع در برابر كسى است كه همه چيز از ناحيه اوست، و بخوبى مى‌توان نتيجه گرفت كه تنها كسى مى‌تواند «معبود» باشد كه نهايت انعام و اكرام را كرده است و او كسى جز خدا نيست!

به تعبير ديگر، و از بُعد ديگر- «عبوديّت» نهايت اوج تكامل روح يك انسان و قرب او به خداست، و عبوديّت تسليم مطلق در برابر ذات پاك اوست؛ عبادت تنها ركوع و سجود و قيام و قعود نيست، بلكه روح عبادت تسليم بى‌قيد و شرط در برابر كمال مطلق و ذات بى‌مثالى است كه از هر عيب و نقص مبرّاست.

بديهى است چنين عملى بهترين انگيزه توجّه به كمال مطلق و پرهيز از هرگونه آلودگى و ناپاكى است؛ چرا كه انسان سعى مى‌كند خود را به معبود خويش نزديك و

[1]. محجّة البيضاء، جلد 5، صفحه 112 تا 114 (باتلخيص)


صفحه 336

نزديكتر سازد تا پرتوى از جلال و جمال او در وجودش ظاهر شود كه گاه از آن تعبير به «مظهر صفات خدا شدن» مى‌كنند.

در حديثى از امام صادق عليه السلام مى‌خوانيم:

«الْعُبُوُدِيَّةُ جَوْهَرَةٌ كُنْهُها الرُّبُوبِيَّةُ؛

عبوديّت گوهرى است كه ربوبيّت در درون آن نهفته شده است.»[1]اشاره به اين كه عبد تلاش و كوشش مى‌كند كه خود را در صفات شبيه معبود سازد و پرتوى از صفات جلال و جمال او را در خود منعكس كند، و نيز انسان در سايه عبوديّت به جاى مى‌رسد كه به اذن پروردگار مى‌تواند در جهان تكوين، تدبير و تصرّف كند، و صاحب ولايت تكوينيّه شود، همان گونه كه آهن سرد و سياه بر اثر مجاورت با آتش، گرم و سرخ و فروزان مى‌شود؛ اين حرارت و نورانيّت از درون ذات او نيست بلكه پرتو ناچيزى از آتش به او افتاده و به اين رنگ در آمده است.

با اين اشاره به قرآن باز مى‌گرديم و چگونگى تأثير عبادت را در پرورش فضائل اخلاقى در آيات قرآن بررسى مى‌كنيم.

1- يا ايُّهَا الناسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ الَّذِى خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ‌(سوره بقره، آيه 21)

2- يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ‌(سوره بقره، آيه 183)

3- وَ اقِمِ الصَّلوةَ انَّ الصَّلوةَ تَنْهى‌ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ(سوره عنكبوت، آيه 45)

4- انَّ الْانْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً- اذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً- وَ اذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً- الَّا الْمُصَّلِينَ- الَّذينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ‌(سوره معارج، آيات 19 تا 24)

5- خُذْ مِنْ امْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها(سوره توبه، آيه 103)

6- الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ الا بِذِكْرِاللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ‌(سوره رعد، آيه 28)

[1]. مصباح الشّريعه، صفحه 536 (طبق نقل ميزان الحكمه، واژه عبد)


صفحه 337

7- يا ايُّها الَّذينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ انَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ‌(سوره‌بقره، آيه 153)

ترجمه:

1- اى مردم! پروردگار خود را پرستش كنيد، آن كس كه شما و كسانى را كه پيش از شما بودند آفريد، تا پرهيزگار شويد.

2- اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! روزه بر شما نوشته شده، همان گونه كه بر كسانى كه قبل از شما بودند نوشته شد، تا پرهيزگار شويد.

3- ... و نماز را بر پا دار كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مى‌دارد.

4- به يقين انسان حريص و كم طاقت آفريده شده است- هنگامى كه بدى به او رسد بى تابى مى‌كند- و هنگامى كه خوبى به او رسد مانع ديگران مى‌شود (و بخل مى‌ورزد)- مگر نماز گزاران- آنها كه نماز را پيوسته به جا مى‌آورند.

5- از اموال آنها صدقه‌اى (به عنوان زكات) بگير تا به وسيله آن، آنها را پاك سازى و پرورش دهى.

6- آنان كسانى هستند كه ايمان آورده‌اند، و دلهايشان به ياد خدا مطمئن (و آرام) است، آگاه باشيد تنها با ياد خدا دلها آرامش مى‌يابد!

7- اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از صبر (روزه) و نماز كمك بگيريد! (زيرا) خداوند با صابران است!

تفسير و جمع بندى‌

در تمام آياتى كه در بالا آمده، رابطه نزديكى ميان «عبادت» و تقوا و پرهيز از گناه و پرورش فضائل اخلاقى ديده مى‌شود و نشان مى‌دهد كسانى كه مى‌خواهند به تهذيب نفس راه يابند بايد از درِ عبوديّت و پرستش خداوند وارد شوند؛ سالكان راه خدا، و پويندگان طريق خودسازى و تقوا، بايد از نيايش و عبادت يارى طلبند و ناخالصيهاى وجود خود را در كوره داغ عشق به خدا بسوزانند و از بين ببرند، و مس وجود خود را با كيمياى عبادت زر كنند.


صفحه 338

در همين راستا، در نخستين آيه، همه انسانها را بدون استثنا مخاطب ساخته و راه تقوا را اين گونه به آنها نشان مى‌دهد؛ مى‌فرمايد: «اى مردم! پروردگارتان را كه شما و پيشينيان شما را آفريده پرستش كنيد تا پرهيز كار شويد!»

(يا ايُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ الَّذِى خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ)

تكيه بر آفرينش پيشينيان ممكن است اشاره به اين باشد كه اعراب جاهلى براى توجيه پرستش بتها، تكيه بر فعل پيشينيان داشتند، آيه فوق مى‌گويد خداوند هم آفريدگار شماست و هم آفريننده پيشينيان است؛ آرى! او خالق همه كس و همه چيز و مالك همه كس و همه چيز است؛ و تنها او شايسته عبادت است، نه بتها؛ اگر رو به سوى عبوديّت خالص او آريد، شكوفه‌هاى تقوا بر شاخسار جان شما آشكار مى‌شود؛ و اين آلودگيهاى اخلاقى شما ناشى از عبادت خرافى شماست.

اين آيه رابطه نزديك تقوا و عبادت را بطور مطلق بيان مى‌كند.

در حالى كه در آيه بعد به رابطه «روزه»- كه يكى از عبادات مهم است- و «تقوا» اشاره شده است؛ مى‌فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد روزه بر شما نوشته شده- همان گونه كه بر كسانى كه قبل از شما بودند نوشته شد- تا پرهيزگار شويد!»

(يا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمْ الصِّيامُ كُما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ)

هركس به روشنى در مى‌يابد كه به هنگام روزه داشتن، نور و صفاى تازه‌اى در دل احساس مى‌كند، خود را به نيكيها نزديكتر، و از زشتيها و بديها دورتر مى‌بيند، حتّى آمارهاى مستند نشان مى‌دهد كه در ايّام ماه مبارك سطح جرائم در جامعه روزه‌دار، بسيار پايين مى‌آيد، تا آنجا كه مأموران انتظامى به اعتراف خودشان در اين ماه به كارهاى عقب مانده ماههاى ديگر مى‌پردازند!

اين امور بخوبى نشان مى‌دهد كه هر قدر انسان به عبوديّت خداوند نزديكتر شود از زشتيها دورتر خواهد شد.

در سومين آيه، به رابطه نزديك «نماز» و پرهيز از گناه و فحشاء و منكر اشاره شده‌


صفحه 339

است؛ در اين آيه شخص پيامبر صلى الله عليه و آله به عنوان يك الگو و اسوه، مخاطب به اين خطاب شده است: نماز را بر پا دار كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مى‌دارد

(وَ اقِمِ الصَّلوةَ انَّ الصَّلوةَ تَنْهى‌ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ)

«فحشاء و منكرات» مجموعه افعال غير اخلاقى است، و مى‌دانيم تمام افعال غير اخلاقى سرچشمه‌اى از صفات ضدّ ارزشى در درون جان انسان دارد؛ و به تعبير ديگر، هميشه اخلاق درونى است كه در اخلاق برونى اثر مى‌گذارد.

تأثير نماز در باز داشتن از فحشاء و منكر نيز درست به همين دليل است؛ زيرا نماز با افعال و اذكار بسيار پر محتوايش، انسان را در جهانى برتر و والاتر- جهان قرب به خدا- وارد مى‌كند؛ و اين نزديكى او را از سرچشمه‌هاى اصلى فحشاء و منكر كه همان هواى نفس و حبّ افراطى به دنيا است دور مى‌سازد.

به همين دليل، نماز گزاران واقعى كمتر گِرد گناه مى‌گردند؛ و هر قدر نماز روح و جان و محتواى بيشترى داشته باشد، به همان نسبت انسان از منكرات و زشتيها دورتر مى‌شود و شكوفه‌هاى فضائل و اخلاق در درون جانش آشكارتر مى‌گردد.

در چهارمين آيه، بعد از اشاره به بعضى از رذائل اخلاقى مانند جزع و بى تابى به هنگام بروز مشكلات، و بخل به هنگام دست يافتن به خيرات، تنها نماز گزاران را استثنا مى‌كند، و مى‌فرمايد: انسان حريص و كم طاقت آفريده شده است- هنگامى كه بدى به او رسد بى تابى مى‌كند- و هنگامى كه خوبى به او رسد بخل مى‌ورزد و مانع ديگران مى‌شود- مگر نمازگزاران- آنها كه نماز را بطور مرتّب به جا مى‌آورند.

(انَّ الْانْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً- اذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً- وَ اذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً- الَّا الْمُصَّلِينَ- الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ)

اين آيات به روشنى ثابت مى‌كند كه توجّه به ذات پاك پروردگار و عبادت و نيايش در پاكسازى روح و جان از رذائل اخلاقى مانند بخل و جزع و بى تايى اثر مستقيم دارد.

در پنجمين آيه، اشاره به تأثير مسأله زكات در پاكسازى روح و تزكيه نفس مى‌كند و


صفحه 340

مى‌دانيم زكات در اسلام يكى از عبادات مهم محسوب مى‌شود؛ مى‌فرمايد: از اموال آنها صدقه‌اى (به عنوان زكات) بگير تا به وسيله آن، آنها را پاك سازى و پرورش دهى‌

(خُذْ مِنْ امْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها)

تعبير «تزكّيهم بها» دليل روشنى بر اين حقيقت است كه تطهير و تزكيه نفس به وسيله زكات حاصل مى‌شود، چرا كه زكات، رذائلى همچون بخل و دنياپرستى و حرص و آز را از روح، زائل مى‌كند، و نهال نوعدوستى و سخاوت و حمايت از مستضعفان را در سرزمين دل پرورش مى‌دهد.

رواياتى كه در ذيل اين آيه نقل شده است نيز اين حقيقت را روشنتر مى‌كند:

در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‌خوانيم:

«ما تَصَدَّقَ احَدُكُمْ بِصَدَقِةٍ مِنْ طَيِّبٍ- وَ لا يَقْبَلُ اللَّهُ الَّا الطَّيِّبَ- الَّا اخَذَهَا الرَّحْمانُ بِيَمينِهِ وَ انْ كانَتْ تَمْرَةً فَتَربُو مِنْ كَفِّ الرَّحْمانِ فِى الرَّحْمانِ حَتَّى تَكُونَ اعْظَمُ مِنَ الْجَبَلِ؛

هيچ كس از شما صدقه‌اى از مال حلال نمى‌پردازد- و البتّه خداوند جز حلال قبول نمى‌كند- مگر اين كه خداوند آن را با دست خود مى‌گيرد، حتّى اگر يك دانه خرما باشد، سپس در دست خدا نمو مى‌كند تا بزرگتر از كوه شود!»[1]

اين حديث كه تشبيه و كنايه پرمعنايى در بردارد اهمّيّت فوق‌العاده اين عبادت بزرگ، و ارتباط مستقيم آن را با خدا و مسائل معنوى روشن مى‌سازد.

در ششمين آيه، به يكى ديگر از عبادات مهم و معروف، يعنى ذكر خدا اشاره شده و از تأثير عميق آن در آرامش دلها، سخن مى‌گويد؛ مى‌فرمايد: آنان كسانى هستند كه ايمان آورده‌اند، و دلهايشان به ياد خدا مطمئن (و آرام) است، آگاه باشيد با ياد خدا دلها آرامش مى‌پذيرد!

(الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ الا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)

آرامش دل هميشه توأم با توكّل بر خدا، و عدم وابستگى به مادّيات و عشق به زرق و برق دنيا و آز و طمع و بخل و حسد است. چرا كه اگر اين صفات رذيله در دل باشد، آرامشى در آن نخواهد بود. بنابراين، ياد خدا مى‌تواند اثر عميقى در دور ساختن‌

[1]. صحيح مسلم، جلد 2، صفحه 702 (طبع بيروت)


صفحه 341

انسان از اين رذائل داشته باشد، تا شكوفه آرامش بر شاخسار دل آشكار گردد.

به تعبير ديگر، اگر يك نظر اجمالى به ريشه‌هاى ناآرامى روح و پريشانى خاطر و اضطرابها و نگرانيها بيندازيم، مى‌بينيم همه آنها از رذائل اخلاقى سرچشمه مى‌گيرد، ولى ياد خدا آنها را مى‌خشكاند و نا آرامى را به اطمينان و آرامش مبدّل مى‌سازد.[1]

در هفتمين و آخرين آيه، به تأثير نماز و روزه در تقويت روح انسان اشاره كرده، مى‌فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از صبر (روزه) و نماز كمك بگيريد! (زيرا) خداوند با صابران است!»

(يا ايُّها الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ انَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ)

در بعضى از روايات اسلامى صبر به روزه تفسير شده است‌[2]كه يكى از مصداقهاى روشن صبر است، و گر نه صبر مفهوم وسيعى دارد كه هرگونه استقامت در برابر هواى نفس و وسوسه‌هاى شيطان و استقامت در طريق اطاعت پروردگار، و در برابر حوادث ناگوار و مصائب را شامل مى‌شود.

در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مى‌خوانيم كه هرگاه كار مهمّى براى او پيش مى‌آمد نماز مى‌خواند، سپس آيه‌

وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ

را تلاوت مى‌فرمود

(كانَ علىٌّ اذا احالَهُ امْرٌ فَزِعٌ، قامَ الَى الصَّلَوةِ ثُمَّ تَلا هذِهِ الْآيَةَ وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ)[3]

اشاره به اين كه نماز به من نيرو مى‌بخشد.

آرى! اين عبادتهاى مهم فضائلى همچون توكّل و شجاعت و شهامت و صبر و استقامت را در وجود انسان زنده مى‌كند، و از رذائل اخلاقى همچون جبن و ترس، ترديد و دو دلى، و اضطراب و نگرانى در برابر حوادث مهم، و دنيا پرستى، دور مى‌سازد؛ و به‌

[1]. براى توضيح بيشتر به تفسير نمونه، جلد 10، ذيل همين آيه مراجعه فرماييد، كه تحليل روشن و مبسوطى در اين زمينه در آنجا آمده است‌

[2]. مجمع البيان، جلد 1، ذيل آيه 45 سوره بقره كه مشابه آيه مورد بحث است؛ و تفسير برهان، جلد 1، صفحه 166، ذيل آيه 153، سوره بقره- در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است كه در ذيل آيه «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ» فرمود: «الصَّبْرُ هُوَ الصَّوْمُ» (بحارالانوار، جلد 93، صفحه 294)

[3]. اصول كافى، طبق نقل الميزان، جلد 1، صفحه 154


صفحه 342

اين ترتيب، بخش مهمّى از فضائل اخلاقى را در وجود انسان زنده مى‌كند، همان گونه كه بخش قابل توجّهى از رذائل را مى‌ميراند.

نتيجه:

از آنچه در بالا آمد بخوبى مى‌توان نتيجه گرفت كه عبادات اثر بسيار عميقى از جهات مختلف در تهذيب اخلاق دارند؛ اين تأثير را مى‌توان در چند جهت خلاصه كرد:

1- توجّه به مبدأ آفرينش و حضور پروردگار در تمام زندگى انسانها سبب مى‌شود كه انسان مراقب اعمال و رفتار خويش باشد، و هواى نفس را تا آنجا كه مى‌تواند كنترل كند، چرا كه عالم محضر خداست، و در محضر خداوند كريم، گناه كردن و راه خلاف پيمودن عين ناسپاسى است.

2- توجّه به صفات جلال و جمال او كه در عبادات و مخصوصاً دعاها آمده است، نيايش كننده را دعوت مى‌كند كه پرتوى از آن اوصاف كريمه را در درون روح و جان خود منعكس كند و در مسير تكامل اخلاقى قرار گيرد.

3- توجّه به معاد، همان دادگاه بزرگى كه همه چيز در آنجا حسابرسى مى‌شود، نيز اثر باز دارنده قوى و نيرومندى براى پاكسازى روح و جسم انسان دارد.

4- عبادت و نيايش اگر با حضور قلب و آداب آن باشد، صفا و نورانيّت غير قابل توصيفى مى‌آورد كه در برابر آن ظلمات اخلاق رذيله تاب مقاومت ندارد؛ به همين دليل، انسان پس از يك عبادت آميخته با حضور قلب، خود را به نيكيها نزديكتر مى‌بيند.

5- محتواى عبادات و دعاها مملّو است از آموزشهاى اخلاقى و بيان راه و رسم سير و سلوك الى اللَّه، كه دقّت در آنها نيز درسهاى بزرگى به انسان در اين زمينه مى‌دهد.

عاشقان خود سازى و سالكان الى اللَّه از طريق عبادت مى‌توانند به هدف والاى خود برسند و بدون عبادت و نيايش و مناجات و راز و نياز با پروردگار مخصوصاً در خلوت و بويژه در سحرگاهان راه به جايى نمى‌برند.