بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 42

ميان، كتب زير را مى‌توان نام برد:

1- در قرن سوم كتاب‌«الْمانِعاتُ مِنْ دُخُولِ الْجَنَّةِ»را نوشته جعفر بن احمد قمى كه يكى از علماى بزرگ عصر خود بود مى‌توان نام برد.

2- در قرن چهارم كتاب‌«الآداب»و كتاب‌«مكارم الاخلاق»را داريم كه نوشته «على بن احمد كوفى» است.

3- كتاب‌«طهارة النّفس»ياتهذيب الاخلاق و تطهير الاعراق‌نوشته ابن مِسْكَويه متوفّاى قرن پنجم از كتب معروف اين فن است؛ او كتاب ديگرى در علم اخلاق به نام‌«آداب العرب و الفرس»نيز دارد كه شهرتش در حدّ كتاب بالا نيست.

4- كتاب‌«تنبيه الخاطر و نزهة النّاظر»كه به عنوان‌مجموعه ورّام‌مشهور است يكى ديگر از كتب معروف اخلاقى است كه نوشته «ورّام بن ابى فوارس» يكى از علماى قرن ششم است.

5- در قرن هفتم به آثار معروف خواجه نصير طوسى، كتاب‌اخلاق ناصرى‌واوصاف الاشراف‌وآداب المتعلّمين‌برخورد مى‌كنيم كه هر كدام نمونه بارزى از كتب تصنيف شده در اين علم در آن قرن است.

6- در قرون ديگر نيز كتابهايى مانندارشاد ديلمى، مصابيح القلوب سبزوارى، مكارم الاخلاق‌حسن بن امين الدّين،والآداب الدّينيّه‌امين الدّين طبرسى، ومحجّة البيضاءفيض كاشانى كه اثر بسيار بزرگى در اين علم است، وجامع السّعادات‌ومعراج السّعاده‌و كتاب‌اخلاق شبّرو كتابهاى فراوان ديگر.[1]

مرحوم علّامه تهرانى نام دهها كتاب را كه در زمينه علم اخلاق نگاشته شده است در اثر معروف خود«الذّريعه»بيان نموده است.[2]

اين نكته نيز حائز اهمّيّت است كه بسيارى از كتب اخلاقى به عنوان‌كتب سير و سلوك‌، و بعضى تحت عنوان‌كتب عرفانى‌انتشار يافته است، و نيز بعضى از كتابها فصل يا فصول مهمّى را به علم اخلاق تخصيص داده بى آن كه منحصر به آن باشد كه نمونه روشن آن‌

[1]. تلخيص و اقتباس با تغييرات و اضافاتى از كتاب «تأسيس الشّيعه لعلوم الاسلام»، فصل آخر

[2]. الذّريعه، جلد اوّل‌


صفحه 43

كتاب‌بحار الانوارواصول كافى‌است كه بخشهاى زيادى از آن در زمينه مسائل اخلاقى مى‌باشد و از بهترين سرمايه‌ها براى اين علم محسوب مى‌شود.


صفحه 44

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 45

فصل دوم: نقش اخلاق در زندگى و تمدّن انسانها

بعضى از ناآگاهان، مسائل اخلاقى را، به عنوان يك امر خصوصى در زندگى شخصى مى‌نگرند، و يا آنها را مسائل مقدّس روحانى و معنوى مى‌دانند كه تنها در زندگى سراى ديگر اثر دارد، در حالى كه اين يك اشتباه بزرگ است؛ اكثر مسائل اخلاقى بلكه همه آنها، آثارى در زندگى اجتماعى بشر دارد، اعم از مادّى و معنوى، و جامعه انسانيّت منهاى اخلاق به باغ وحشى تبديل خواهد شد كه تنها قفسها مى‌تواند جلو فعّاليّتهاى تخريبى اين حيوانات انسان‌نما را بگيرد، نيروها به هدر خواهد رفت، استعدادها سركوب خواهد شد، امنيّت و آزادى بازيچه دست هوسبازان مى‌گردد و زندگى انسانى مفهوم واقعى خود را از دست مى‌دهد.

اگر درست در تاريخ گذشته بينديشيم، اقوام زيادى را پيدا مى‌كنيم كه هر كدام بر اثر پاره‌اى از انحرافات اخلاقى، شكست خورده يا بكلّى نابود شدند.

چه بسيار زمامدارانى كه بر اثر نقاط ضعف اخلاقى، قوم و ملّت خود را در كام مصائب دردناكى فرو بردند، و چه بسيار فرماندهان فاسدى كه جان سربازان خود را به خطر افكنده و بر اثر خودكامگى آنها را به خاك و خون كشيدند.

درست است كه زندگى فردى نيز بدون اخلاق، لطافت و شكوفايى و زيبايى ندارد؛ درست است كه خانواده‌ها بدون اخلاق سامان نمى‌پذيرند؛ ولى از آنها مهمتر، زندگى اجتماعى بشر است كه با حذف مسائل اخلاقى به سرنوشت دردناكى گرفتار مى‌شود كه‌


صفحه 46

بدتر از آن تصوّر نمى‌شود.

ممكن است گفته شود، سعادت و خوشبختى و تكامل جوامع بشرى را مى‌توان در پرتو عمل به قوانين و احكام صحيح به دست آورد، بى آن كه مبانى اخلاقى در افراد وجود داشته باشد.

در پاسخ مى‌گوييم عمل به مقرّرات و قوانين نيز بدون پشتوانه اخلاق ممكن نيست؛ تا از درون انسانها انگيزه‌هايى براى اجراى مقرّرات و قوانين وجود نداشته باشد، تلاشهاى برونى به جايى نمى‌رسد.

زور و فشار، بدترين ضمانت اجرايى قوانين و مقرّرات است كه جز در موارد ضرورى نبايد از آن استفاده كرد و در مقابل آن، ايمان و اخلاق، بهترين ضامن اجرايى قوانين و مقرّرات محسوب مى‌شود.

با اين اشاره به قرآن مجيد باز مى‌گرديم و نمونه‌هايى از آيات قرآن را كه ناظر به اين مسأله مهم است مورد توجّه قرار مى‌دهيم:

1- وَلَوْ انَّ اهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالْارْضِ وَلكِنْ كَذَّبُوا فَاخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ‌(سوره اعراف، آيه 96).

2- وَلاتَسْتَوِى الْحَسَنَةُ وَلَاالسَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِى‌ هِىَ احْسَنُ فَاذَا الّذى‌ بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَداوَةٌ كَانَّهُ وَلِىٌّ حَميْمٌ- وَمايُلَقها الَّا الَّذينَ صَبَرُوا وَمايُلَقها الَّا ذُوحَظٍّ عَظيمٍ‌(سوره فصّلت، آيه 34 و 35)

3- فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوُا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشاوِرْهُمْ فِى‌الْامْرِ فَاذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ انَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّليْنَ‌(سوره آل عمران، آيه 159)

4- وَما ارْسَلْنا فى‌ قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ الَّا قالَ مُتْرَفُوها انا بِما ارْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ‌(سوره سبا، آيه 34)

5- وَابْتَغِ فيما اتكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلاتَنْسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنْيا وَاحْسِنْ كَما احْسَنَ اللّهُ الَيْكَ وَلاتَبْغِ الْفَسادَ فِى الْارْضِ انَّ اللَّهَ لايُحِبُّ الْمُفْسِديْنَ- قالَ انَّما اوتيتُهُ عَلى‌ عِلْمٍ عِنْدى‌ اوَلَمْ يَعْلَمْ انَّ اللَّهَ قَدْ اهْلَكَ مِنْ قَبْلِه‌ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ اشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَاكْثَرُ


صفحه 47

جَمْعاً ولايُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ‌

(سوره قصص، آيه 77 و 78)

6- فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ انَّهُ كانَ غَفَّاراً- يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُم مِدْراراً- وَيُمْدِدْكُمْ بِامْوالٍ وَبَنيْنَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ انْهاراً(سوره نوح، آيه 10 تا 12)

7- وَلَوْ انَّهُمْ اقامُوا التَّوْريةَ وَاْلِانْجِيْلَ وَما انْزِلَ الَيْهِمْ مِن رَّبِّهِمْ لَاكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ ارْجُلِهِمْ مِنْهُمْ امَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَكَثيرٌ مِنْهُمْ ساءَ مايَعْمَلُونَ‌(سوره مائده، آيه 66)

8- مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ اوْ انْثى‌ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيوةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ اجْرَهُمْ بِاحْسَنِ ماكانُوا يَعْمَلُونَ‌(سوره نحل، آيه 97)

9- وَمَنْ اعْرَضَ عَنْ ذِكْرى فَانَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيمَةِ اعْمى‌(سوره طه، آيه 124)

10- وَلاتَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ ريحُكُمْ‌(سوره انفال، آيه 46)

ترجمه:

1- و اگر اهل شهرها و آباديها، ايمان مى‌آوردند و تقوا پيشه مى‌كردند بركات آسمان و زمين را بر آنها مى‌گشوديم، ولى (آنها حق را) تكذيب كردند، ما هم آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم.

2- هرگز نيكى و بدى يكسان نيست، بدى را با نيكى دفع كن ناگاه (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است، گوئى دوستى گرم و صميمى است!

3- به (بركت) رحمت الهى، در برابر آنان [/ مردم‌] نرم (و مهربان) شدى! و اگر تندخو و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراكنده مى‌شدند، پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب! و در كارها با آنان مشورت كن! امّا هنگامى كه تصميم گرفتى (قاطع باش و) بر خدا توكّل كن زيرا خداوند متوكّلان را دوست دارد!

4- و ما در هيچ شهر و ديارى پيامبرى بيم دهنده نفرستاديم مگر اين كه مترفين آنها (كه مست ناز و نعمت بودند) گفتند: «ما به آنچه فرستاده شده‌ايد كافريم!»

5- و در آنچه خدا به تو داده. سراى آخرت را بطلب، و بهره‌ات را از دنيا فراموش مكن! و همان گونه كه خدا به تو نيكى كرده نيكى كن! و هرگز در زمين در جستجوى فساد مباش، كه‌


صفحه 48

خدا مفسدان را دوست ندارد!- (قارون) گفت: «اين ثروت را به وسيله دانشى كه نزد من است به دست آورده‌ام!» آيا او نمى‌دانست كه خداوند اقوامى را پيش از او هلاك كرده كه نيرومندتر و ثروتمندتر از او بودند؟! (و هنگامى كه عذاب الهى فرا رسد) مجرمان از گناهانشان سؤال نمى‌شوند!

6- به آنها گفتيم: از پروردگار خويش آمرزش بطلبيد كه او بسيار آمرزنده است!- تا بارانهاى پر بركت آسمان را پى در پى بر شما فرستد!- و شما را با اموال و فرزندان فراوان كمك كند و باغهاى سرسبز و نهرهاى جارى در اختيارتان قرار دهد!

7- و اگر آنان تورات و انجيل و آنچه را از سوى پروردگارشان بر آنها نازل شده [/ قرآن‌] برپادارند، از آسمان و زمين روزى خواهند خورد، جمعى از آنها معتدل و ميانه‌رو هستند، ولى بيشترشان اعمال بدى انجام مى‌دهند.

8- هر كس كار شايسته‌اى انجام دهد. خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مى‌داريم، و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى‌دادند، خواهيم داد.

9- و هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت، و روز قيامت او را نابينا محشور مى‌كنيم!

10- ... و نزاع (و كشمكش) نكنيد، تا سست نشويد و قدرت (و شوكت) شما از ميان نرود!

تفسير و جمع‌بندى‌

در نخستين آيه،كه سخن از رابطه بركات زمين و آسمان؛ باتقوا است، با صراحت مى‌فرمايد: ايمان و تقوا سبب مى‌شود كه بركات آسمان و زمين به سوى انسانها سرازير گردد؛ و بعكس، تكذيب آيات الهى (و بى تقوايى) سبب نزول عذاب‌مى‌گردد.

(وَلَوْ انَّ اهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالْارْضِ وَلكِنْ كَذَّبُوا فَاخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ)

بركات آسمان و زمين، معنى وسيعى دارد كه نزول بارانها، رويش گياهان، فزونى نعمتها، و افزايش نيروهاى انسانى را شامل مى‌شود.


صفحه 49

«بركت»در اصل به معنى ثبات و استقرار چيزى است، و اين واژه بر هر نعمت و موهبتى كه پايدار بماند اطلاق مى‌گردد؛ بنابراين موجودات بى‌بركت آنها هستند كه ثبات و قرارى ندارند و زود فانى و نابود مى‌شوند.

بسيارند از امّتهايى كه داراى امكانات مادّى فراوان هستند و منابع زيرزمينى و روزمينى و انواع صنايع را دارند، ولى به خاطر تباهى اخلاق و فساد اعمال كه نتيجه مستقيم فساد اخلاق است، اين مواهب براى آنها ناپايدار و فاقد بركت است و غالباً در مسير نابودى‌شان به كار گرفته مى‌شود.

به همين دليل، آيات قرآن، از كسانى سخن مى‌گويد كه نعمتهاى آنها وبال و مايه بدبختى‌شان شد.

مثلًا، در آيه 85 سوره توبه مى‌خوانيم:

«وَلاتُعْجِبْكَ امْوالُهُمْ وَاوْلادُهُمْ انَّما يُريْدُ اللَّهُ انْ‌يُعَذِّبَهُمْ بِها فِى‌الدُّنْيا وَتَزْهَقَ انْفُسُهُمْ وَهُمْ كافِروُنَ‌

؛ مبادا اموال و اولادشان مايه اعجاب تو گردد، خدا مى‌خواهد به وسيله آن، آنها را عذاب كند و جانشان بر آيد در حالى كه كافر باشند.»

آرى! اين نعمتها هنگامى كه با فساد اخلاق توأم شود، هم مايه عذاب دنيا است، هم موجب خسران و زيان آخرت!

به تعبير ديگر، هرگاه مواهب الهى با ايمان و اخلاق و اصول انسانى همراه باشد مايه عمران و آبادى و رفاه و آسايش و سعادت و نيكبختى است اين همان چيزى است كه در آيه مورد بحث به آن اشاره شده است.

بعكس، هرگاه با سوءاخلاق و بخل و ظلم و خودكامگى و هوسبازى همراه باشد، مايه تباهى و فساد است!

در دومين آيه،طريقه بسيار مؤثّر و مهمّى را براى پايان دادن به كينه‌توزيها و عداوتها، ارائه مى‌دهد و نقش اخلاق را در برچيدن نفرتها و كينه‌ها روشن مى‌سازد، مى‌فرمايد: «با نيكى، بدى را دفع كن، تا دشمنان سرسخت همچون دوستان گرم و صميمى شوند.»

(ادْفَعْ بِالَّتى‌ هِىَ احْسَنُ فَاذَا الَّذِى بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَداوَةٌ كَانَّهُ وَلِىُّ حَميْمٌ)

سپس مى‌افزايد: اين كار كار همه كس نيست، و اين بزرگوارى وسعه صدر، از هر كس‌