بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 295

شهوت پرستى است؛ زيرا انسان شهوت پرست چنان اسير شهوات خود مى‌شود كه بازگشت و دورى جستن از آنها، برايش مشكل و گاهى نيز غير ممكن مى‌گردد.

نمونه بارز آن، زندگى خفت بار معتادان به مواد مخدّر است كه در ظاهر آزادند؛ ولى از هر اسيرى، اسيرترند. زنجير اعتياد ناشى از شهوت پرستى نيز آن چنان دست و پاى انسان را مى‌بندد كه گويا هر گونه حركت و تلاش براى دورى جستن از خواست‌هاى رذيله، بسيار مشكل مى‌گردد؛ مخصوصاً اگر هواپرستى، به سرحد عشق‌هاى جنون‌آميز جنسى برسد كه در اين حال اسارت انسان به اوج خود مى‌رسد.

حضرت امير مؤمنان على عليه السلام در اين رابطه مى‌فرمايند:«عَبْدُ الشَّهْوَةِ اسيرٌ لايَنَفَّكُ اسْرُهُ؛بنده شهوت چنان اسير است كه هرگز روى آزادى را نخواهد ديد».[1]

آن حضرت در تعبير ديگرى نيز مى‌فرمايند:«وَ كَمْ مِنْ عَقْلٍ اسيرٌ تَحتَ هَوى‌ أميرٍ؛ چه بسيار عقلها و خردها كه شهوات بر آن حكومت مى‌كند».[2]

باز در حديث ديگرى مى‌فرمايند:«الشَّهَوَاتُ تَستَرِقُّ الْجَهُولُ؛شهوت‌ها، افراد نادان را برده خود مى‌سازند».[3]

5- رسوايى و بى آبرويى‌

رسوايى، يكى ديگر از پيامدهاى شهوت پرستى است. تاريخ بشر مملو از شرح زندگى كسانى است كه در جامعه داراى مقام و موقعيت ممتاز بودند؛ ولى هنگامى كه اسير«شهوت»و هواى نفس شدند، كارشان به رسوايى كشيد.

در اشعار شعرا نيز رابطه‌«عشق»و«رسوايى»يك رابطه معروف و مشهور است.

بر سر ميدان رسوايى عشق‌

عالمى را همچو شيدايى ببين( عطار)

عاشقان را چه غم از سرزنش دشمن و دوست‌

يا غم دوست خورد يا غم رسوايى را( سعدى)

[4](رسواى عالمى شدم از فرط عاشقى)

در داستان يوسف و همسر عزيز مصر نشان مى‌دهد كه چگونه همسر عزيز مصر با

[1]-/ غررالحكم، حديث 6300

[2]-/ نهج البلاغه، كلمات قصار، حديث 211.

[3]-/ غرر الحكم، حديث 922.

[4]-/

بر سر ميدان رسوايى عشق‌

عالمى را همچو شيدايى ببين (عطار)

عاشقان را چه غم از سرزنش دشمن و دوست‌

يا غم دوست خورد يا غم رسوايى را (سعدى)


صفحه 296

وجود احترام فراوان- به علت هواپرستى- رسواى خاص و عام شد

يوسف به صبر خويش پيمبر شد

رسوا شتاب كرد زليخا را[1]

و به گفته شاعر عرب:

انّ الْهَوى هُوَ الهَوانِ قُلِبَ اسْمُهُ‌

فَاذا هَوَيْتَ فَقَدْ لَقَيْتَ هَواناً[2]

هواپرستى همان پستى است كه نام آن تغيير يافته، به همين دليل هر هواپرستى پست مى‌شود.

عوامل و اسباب شهوت پرستى‌

بارها در مباحث مشابه گفته‌ايم كه براى درمان مفاسد اخلاقى، بايد نخست علل و ريشه‌ها و اسباب آن را بيابيم. بزرگان علم اخلاق نيز، در مباحث اين علم، به بحث از انگيزه‌ها، اهمّيّت فوق العاده‌اى داده‌اند؛ به همين دليل لازم است بحث دقيقى در مورد عوامل شهوت پرستى داشته باشيم.

اميال و خواسته‌هاى درونى كه از آن به شهوات تعبير مى‌شود،- مخصوصاً شهوت جنسى- يك امر طبيعى و خدادادى بوده و از عوامل حركت انسان، براى پيشرفت زندگى بشمار مى‌آيد. به همين دليل، گرچه نمى‌توان آنها را از ميان برد، اما هرگز نبايد براى سركوبى آنها نيز تلاش كرد؛ زيرا اگر اين شهوات در حدّ اعتدال باشند؛ نه تنها مشكلى ايجاد نمى‌كنند، بلكه يكى از اسرار تكامل و تقدّم انسان نيز محسوب مى‌گردند.

آنچه كه به صورت مفسده اخلاقى ظاهر مى‌شود، همان طغيان شهوات و خارج شدن آنها از كنترل نيروى عقل و خرد است.

حال بايد ملاحظه كرد كه چه عواملى سبب خارج شدن اميال و خواست‌هاى درونى از تحت كنترل عقل گشته و به صورت نيرويى ويرانگر درمى‌آيد. به يقين، امور زير تأثير زيادى در اين مسئله دارد:

[1]-/ ناصر خسرو

[2]-/ ادب الدنيا و الدين‌


صفحه 297

1- ضعف ايمان‌

ضعف ايمان، علت اصلى ناديده گرفتن فرمان‌هاى الهى است. اگر انسان، خدا را حاضر و ناظر بداند و دادگاه بزرگ الهى را در قيامت با چشمان قلب خويش مجسم نمايد؛ هرگز حدود الهى را نمى‌شكند و از مرزها تجاوز نكرده و آلوده شهوات و مفاسد اخلاقى نمى‌گردد.

اين همان برهان الهى است كه در بدترين شرايط زندگى حضرت يوسف عليه السلام به سراغش آمد و او را از آلودگى به فحشا- كه تمام زمينه‌هاى ارتكاب، موجود و موانعش مفقود بود- حفظ كرد.

اگر ايمان ضعيف گشته و توجه به مبدأ و معاد كم گردد، زمينه طغيان شهوات كاملًا فراهم مى‌شود كه انسان در چنين شرايطى مثل حيوان درنده‌اى كه از قفس خارج شده باشد و هيچ گونه مانعى در برابر خود نبيند، به همه جا حمله مى‌كند و اگر كسى در برابرش ظاهر شود، مى‌درد.

در اين رابطه در حديث علوى آمده است:«مَنِ اشتَاقَ الَى الجَنَّةِ سَلا عَنِ الشَّهواتِ؛كسى كه مشتاق به بهشت (و معتقد به آن) باشد، شهوات سركش را به فراموشى مى‌سپارد».[1]

گاهى نيز انسان براى بهره‌گيرى از شهوات بدون قيد و شرط، سدّ ايمان را درهم مى‌شكند تا در شهوت پرستى آزاد باشد؛ قرآن مجيد مى‌فرمايد:«بَلْ يُريدُ الانسان‌ لِيَفْجُرَ امَامَهُ- يَسْئَلُ ايَّانَ يَوْمُ القيامَةِ[2]؛ ... بلكه انسان مى‌خواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت) در تمام عمر، گناه كند؛ (از اين رو) مى‌پرسد: قيامت كى خواهد بود؟! (سؤالى كه نشانه انكار يا ترديد است)».

2- بى اعتنايى به حيثيت اجتماعى و شخصيت انسانى‌

بى اعتنايى به آبرو و حيثيت اجتماعى و ضعف شخصيت انسانى، اغلب سبب آلودگى به انواع شهوات مى‌شود، در حالى كه آبرو و شخصيت انسانى و توجه به حيثيت اجتماعى، انسان را- هر چند كه ايمان به خدا نيز نداشته باشد- در برابر طغيان شهوات،

[1]-/ شرح فارسى غررالحكم حديث 8591. نهج البلاغه، كلمات قصار، حديث 31

[2]-/ قيامت، 5 و 6


صفحه 298

كنترل مى‌كند.

به همين دليل، در جوامع غير دينى، افراد آبرومند و با شخصيت، كمتر تسليم طغيان شهوات گشته و به‌«شكم‌پرستى»و شهوات بى قيد و شرط جنسى روى مى‌آورند؛ زيرا آبرو و حيثيت اجتماعى و شخصيت انسانى آنها، سدى است در برابر طغيان شهوات.

بنابر اين هميشه تنها افراد رذل و بى‌شخصيت، در چنگال اين امور گرفتار مى‌گردند.

3- غفلت و بى خبرى‌

غفلت و بى خبرى از پيامدهاى شهوت پرستى، عامل ديگر آلودگى به اين رذيله اخلاقى است؛ زيرا بيشتر رذايل اخلاقى، آثار سوء جسمانى و بهداشتى دارد؛ مثلًا، شكم پرستى، انسان را به انواع بيمارى‌ها مبتلا مى‌سازد و يا افراط در شهوت جنسى، نيرو و توان انسان را كاهش داده، اعصاب را درهم مى‌كوبد و عمر را كوتاه نموده و در نهايت سلامت جسمى و روحى انسان را مختل مى‌سازد.

به همين دليل، در جوامع غير مذهبى، افراد زيادى مقيّد به رعايت اعتدال در خوردن و مسايل جنسى هستند؛ زيرا توصيه پزشكان رادر اين زمينه پذيرفته و نتايج آن را درك كرده‌اند.

مشكلات اجتماعى ناشى از شهوت پرستى نيز قابل انكار نيست. به يقين‌«شكم پرستى»گروهى از مردم سبب گرسنگى گروه‌هاى ديگرى خواهد شد.

بى‌بندو بارى در مسائل جنسى نيز سبب ناامنى زن و فرزند اين افراد مى‌شود و چه بسا كه آلودگى به عمق خانه آنها نيز نفوذ كند.

بنابر اين هركس كه به اين امور توجه كند، به يقين در كنترل شهوات خويش مى‌كوشد.

4- معاشرت‌هاى نامناسب و محيطهاى آلوده‌

معاشرت‌هاى نامناسب، دوستان ناباب، محيطهاى آلوده و فساد وسائل ارتباط جمعى يكى از عوامل ديگر آلودگى به شهوت پرستى است. اغلب انسان‌هاى ناباب، دوستان خود را به گناه سوق داده و آنها را غرق گناه مى‌سازند و راه‌هاى مختلف‌


صفحه 299

ارتكاب گناه را به آنها مى‌آموزند، به گونه‌اى كه مى‌توان گفت: رايج‌ترين اسباب آلودگى به شهوت پرستى، معاشرت با انسان‌هاى گناهكار و آلوده است.

بدآموزى ناشى از وسائل ارتباط جمعى و محيط هاى آلوده نيز از عوامل مهم اين آلودگى است. در اين زمينه در بحث‌هاى مربوط به امور«زمينه ساز مفاسد اخلاقى»در جلد اوّل به قدر كافى صحبت كرديم و به طور مشروح بيان داشتيم كه معاشرتهاى آلوده، نه تنها انسان را آلوده گناه و مفاسد اخلاقى مى‌كند، بلكه تا سر حد كفر نيز پيش مى‌برد.

قرآن مجيد نيز درباره بعضى از دوزخيان مى‌گويد:«وَ يَومَ يَعَضُّ الظَالِمُ عَلَى‌ يَدَيهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسولِ سَبيلًا- يَا وَيْلَتى‌ لَيْتَنِى لَمْ اتَّخِذْ فُلاناً خَليلًا- لَقَدْ اضَلَّنِى عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ اذ جَائَني وَ كَانَ الشَّيطانُ لِلْانسَانِ خَذُولًا[1]؛ و به خاطر بياور روزى كه ظالم دست خويش را از شدّت حسرت به دندان مى‌گزد و مى‌گويد: اى كاش! با رسول خدا صلى الله عليه و آله راهى برگزيده بودم. اى واى برمن! كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم! او مرا از ذكر خدا گمراه ساخت، بعد از آن كه (ياد حق) به سراغ من آمده بود و شيطان هميشه خواركننده انسان است. (او را گمراه مى‌سازد، سپس در بيراهه رهايش مى‌كند.)»

محيطهاى آلوده، پدران و مادران فاسد و منحرف، از ديگر عومل مؤثر آلودگى به شهوت پرستى است كه تأثير مخرّب آنها قابل انكار نيست. به همين دليل، هنگامى كه بيشتر افراد پاك وارد چنين محيطهايى شوند، دين و ايمان خود را از دست داده و آلوده شهوات و مفاسد اخلاقى مى‌شوند.

چون در جلد اوّل، در بحث‌«كليات مسايل اخلاقى»اين امور را به عنوان زمينه سازهاى اخلاقى، به طور مشروح مورد بحث قرار داده‌ايم؛ در اين‌جا به همين مقدار بسنده مى‌كنيم.

راه‌هاى درمان شهوت پرستى‌

راه‌هاى درمان مفاسد اخلاقى به صورت اصولى تقريباً همه جا يكى است كه به طور

[1]-/ فرقان، 27 تا 29.


صفحه 300

كلى در دو راه علمى و عملى خلاصه مى‌شود.

الف- راه علمى‌

منظور از راه علمى، اين است كه انسان در آثار و پيامدهاى شهوت پرستى بينديشد و ببيند كه چگونه تسليم شدن در برابر شهوات، انسان را به ذلّت، بدبختى، اسارت، تضعيف شخصيت اجتماعى و دورى از خدا مى‌كشاند كه زندگى خفت بار افرادى كه آلوده شهوت شده‌اند، بيانگر اين واقعيت است.

بنابراين تأمّل در امور مذكور و انديشه پيرامون شرح حال‌«اولياء الله»و پيروان راستين آنها كه بر اثر مبارزه با شهوات به مقامات بالا در دنيا و نزد خدا رسيده‌اند، انسان را از شهوت‌پرستى باز خواهد داشت.

علاوه بر اين كه تحكيم پايه‌هاى عقل و ايمان، انسان را قادر به كنترل شهوات مى‌كند؛ در اين رابطه اميرمؤمنان على عليه السلام مى‌فرمايند:«مَنْ كَمُلَ عَقْلُهُ استِهَانَ بِالشَّهَوَاتِ؛كسى كه عقلش كامل شود، شهوت‌ها را كوچك و بى ارزش مى‌شمرد».[1]

در جاى ديگر نيز مى‌فرمايند:«مَنْ غَلَبَ شَهْوَتَهُ ظَهَرَ عَقْلُهُ؛كسى كه بر شهوات خود غالب شود، عقل و خرد او ظاهر مى‌گردد».[2]

همچنين فرموده‌اند:«كُلَّمَا قَوِيَتِ الْحِكْمَةُ ضَعُفَتِ الشَّهْوَةُ؛هرقدر حكمت و دانش انسان تقويت شود، شهوات و تمايلات سركش او ضعيف مى‌گردد».[3]

آن حضرت در پيام پرمعناى ديگرى نيز مى‌فرمايند:«اذْكُرْ مَعَ كُلِّ لَذَّةٍ زَوَالَهَا وَ مَعَ كُلِّ نِعْمَةٍ انْتِقَالَهَا وَ مَعَ كُلِّ بَليَّةٍ كَشْفَها، فَانَّ ذَلِكَ ابْقى‌ لِلنِّعمَةِ، وَ انْفى‌ لِلشَّهْوةِ، وَ اذْهَبُ لِلبَطَرِ، وَ اقرَبُ الَى الْفَرَجِ وَ اجْدَرُ بِكَشفِ الغُمَّةِ وَ دَرْكِ الْمَأمُولِ‌؛ هرگاه در لذت (حرامى) باشى، به ياد بياور كه روزى زايل مى‌شود، و اگر در هر نعمتى هستى، به خاطر داشته باش كه روزى سلب خواهد شد. در بلاها نيز انتظار برطرف شدن آن را داشته باش؛ زيرا اين يادآوريها، نعمت را پايدارتر مى‌كند و شهوات را دور مى‌سازد و مستى و غرور نعمت را زايل مى‌كند و به فرج و گشايش امور نزديكتر و در از ميان رفتن اندوه و رسيدن به مقصود، نزديكتر و

[1]-/ شرح فارسى غررالحكم، حديث 8226.

[2]-/ همان مدرك، حديث 7953.

[3]-/ همان مدرك، حديث 7205


صفحه 301

شايسته است».[1]

به اين ترتيب، انديشه در پيامدها، اثر عميقى در بازدارندگى از آلودگى به شهوت‌ها دارد؛ تمام تلاش رهبران الهى نيز اين بوده است تا عواقب شوم گرفتارى در چنگال شهوات را به انسان‌ها گوشزد نموده و آنها را از كام شهوات نجات دهند.

اين حديث از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، بيانگر اين معنى است: «خَمْسٌ انْ ادْرَكْتَمُوهُنَّ فَتَعَوَّذُّوا بِاللّهِ مِنْهُنَّ: لَمْ تَظْهَرِ الفَاحِشَةُ فِى قَومٍ قَطُّ حَتَّى يُعْلِنُوهَا، الّا ظَهَرَ فِيهِمُ الطَّاعُونُ وَ الاوَجَاعُ الَّتي لَمْ تَكُنْ في اسْلافِهِم الَّذينَ مَضَوُا وَ لَم يَنْقُصُوا الْمِكيَالَ وَ الْميزانَ الّا أخِذُوا بِالسِّنينَ وَ شِدَّةِ الْمَؤُنَةِ وَ جَوْرِ السُّلطانِ، وَ لَمْ يَمْنَعُوا الزَّكاةَ الّا مُنِعُوا الْمَطَرَ مِنَ السَّماءِ، وَ لَولا البَهَائِمُ لمْ يُمْطَرُوا وَ لَم يَنْقُضُوا عَهْدَاللّهِ وَ عَهْدَ رَسُولِهِ الّا سَلَّطَ اللّهُ عَلَيهِمْ عَدُوَّهُم وَ اخَذُوا بِعضَ مَا في ايْديهِمْ، وَ لَمْ يَحْكُمُوا بِغَيرِ مَا انْزَلَ اللّهُ الّا جَعَلَ اللّهُ عَزَّوَ جَلَّ بِأسَهُم بَيْنَهُمْ؛پنج چيز است كه اگر با آنها روبرو شديد، از آنها به خدا پناه ببريد؛ اعمال زشت و آشكار در هيچ قومى ظاهر نمى‌شود، مگر اين كه گرفتار طاعون و بيمارى‌هايى مى‌شوند كه در ميان پيشينيان آنها نبوده است و هيچ قومى كم فروشى نمى‌كنند مگر اين كه گرفتار قحطى و سختى زندگى و ظلم حاكمان مى‌شوند و هيچ قومى منع زكات نكردند مگر اين كه، از باران رحمت الهى محروم شدند و اگر به خاطر حيوانات نبود، بارانى به آنها نازل نمى‌شد و هيچ جمعيتى، پيمان خدا و رسولش را نمى‌شكستند، مگر اين كه خداوند دشمنانشان را بر آنها مسلّط كرد و قسمتى از آنچه را كه آنها داشتند، از آنان گرفتند و هيچ گروهى به غير احكام الهى حكم نكردند، مگر اين كه خداوند اختلاف در ميان آنها افكند و باهم درگير شدند».[2]

بى شك، تأمل و تدبّر در اين پيامدها، تأثير مستمر و يا موقّت در بازداشتن اعمال غير اخلاقى دارد.

ب- راه عملى‌

از نظر عملى راه‌هاى مختلفى براى درمان‌«شهوت پرستى»وجود دارد از جمله:

1- يكى از بهترين راه‌هاى عملى براى نجات از گرداب شهوت، اشباع صحيح اميال‌

[1]-/ ميزان الحكمه، جلد 4، صفحه 3484، حديث 21507.

[2]-/ اصول كافى، جلد 2، صفحه 373.


صفحه 302

و خواست‌هاى جنسى است؛ زيرا اگر خواست‌ها و اميالى كه در درون انسان وجود دارند از راه‌هاى صحيح، اشباع گردند، ديگر زيانبار و مخرّب نخواهند بود؛ به تعبير ديگر، اين خواست‌ها را نمى‌توان و نبايد سركوب كرد، بلكه بايد از آنها در كانال‌هاى صحيح و سازنده استفاده كرد؛ در غير اين صورت ممكن است تبديل به سيلاب ويرانگرى شود كه حرث و نسل انسان را با خود خواهد برد.

به همين دليل، اسلام نه تنها تفريحات سالم و بهره‌گيرى معتدل از خواست‌هاى درونى را مجاز شمرده، بلكه نسبت به آن تشويق نيز نموده است. خطبه معروفى كه از امام جواد عليه السلام در مورد عقد همسرش نقل شده است، شاهد گوياى اين مدعاست. آن حضرت در اين خطبه مى‌فرمايند:«امّا بَعْدُ فَقَدْ كَانَ مِنْ فَضْلِ اللّهِ عَلَى الْانَامِ انْ اغْناهُم بِالْحَلالِ عَنِ الْحَرامِ‌؛ يكى از نعمت‌هاى الهى بر بندگان اين است كه آنها را به وسيله حلال از حرام بى‌نياز ساخته است».[1]

اين حديث معروف نيز بر همين نكته اشاره دارد:«لِلْمُؤمِنِ ثَلاثُ سَاعَاتٍ، فَسَاعَةٌ يُنَاجي فيهَا رَبَّهُ، وَ سَاعَةٌ يَرُمَّ مَعَاشَهُ، وَ ساعَةٌ يُخَلّي بَينَ نَفْسِهِ وَ بَينَ لَذَّتِهَا فيمَا يَحِلُّ وَ يَجْمُلُ؛انسان با ايمان ساعات زندگيش را به سه بخش تقسيم مى‌كند؛ قسمتى را صرف مناجات با پروردگارش مى‌كند و قسمت ديگر را در راه اصلاح معاش و به زندگى‌اش به كار مى‌گيرد و قسمت سوم را به بهره‌گيرى از لذّت‌هاى حلال و دلپسند اختصاص مى‌دهد».[2]

2- يكى ديگر از راه‌هاى نجات از شهوت پرستى، برنامه ريزى دقيق براى برنامه‌هاى زندگى است؛ زيرا، هرگاه انسان، براى تمام اوقات خود برنامه داشته باشد (هر چند برنامه او در پاره‌اى از موارد جنبه تفريحى و ورزشى داشته باشد)، ديگر مجالى براى كشيده شدن به آلودگى‌هاى شهوانى باقى نمى‌ماند.

3- برچيدن عوامل آلودگى نيز يكى از راه‌هاى درمان و يا پيشگيرى است؛ زيرا امكان آلودگى به شهوات در محيطهاى آلوده فراوان است؛ يعنى، اگر محيط، آلوده شهوت شود و اسباب آن در دسترس همه قرار گيرد و آزادى نسبى نيز وجود داشته باشد، نجات از آلودگى، مخصوصاً براى قشر جوان يا كسانى كه در سطح پايينى از

[1]-/ بحارالانوار، جلد 50، صفحه 76

[2]-/ نهج البلاغه، كلمات قصار، جمله 390