كنند ضربه اخلاقى براى مردم حاصل مىشود، لذا در حديثى مىخوانيم امام صادق عليه السلام مردى از اهل مدينه را ديد كه چيزى براى خانوادهاش خريده و به سوى خانه مىبرد، هنگامى كه چشم امام عليه السلام به او افتاد شرمنده شد، امام عليه السلام فرمود (نگران نباش) چيزى است كه براى خانوادهات خريدهاى و به سوى آنها مىبرى، به خدا سوگند اگر مردم مدينه بر من عيب نمىگرفتند من هم دوست داشتم اشيايى از بازار براى خانوادهام بخرم و خودم براى آنان ببرم، اين در حالى است كه جدش اميرمؤمنان على عليه السلام اين كار را مىكرد و كسى در آن زمان بر آن حضرت عليه السلام خرده نمىگرفت، هدف اين است كارهاى متواضعانه بر او گران نباشد.
5- لباسهاى ساده و كم ارزش بپوشد، اگر احساس ناراحتى نكرد تكبّر از وجودش رخت بربسته و در غير اين صورت هنوز گرفتار است، در حديث آمده است كه پيغمبر اكرم فرمود:«مَنْ اعْتَقَلَ الْبَعِيرَ وَ لَبِسَ الصُّوفَ فَقَدْ بَرِئَ مِنَ الْكِبْرِ!؛كسى كه پاى شتر را شخصاً ببندد و لباس پشمينه بپوشد (و احساس ناراحتى نكند) از كبر پاك شده است»!
ولى مبادا انجام اين كارها براى خودنمايى و ابراز تواضع باشد كه خود نوعى تكبّر توأم با رياكارى محسوب مىشود.
باز تكرار مىكنيم كه زمانها و مكانها و اشخاص همه يكسان نيستند، بايد بدون تعصّب شرايط را در نظر گرفت و بدون فريب دادن خويشتن، مقتضاى زمان و مكان و موقعيّت هر شخص را مشخّص نمود و براى اين كه در اين گونه موارد گرفتار خودفريبى نشويم بايد از قضاوت ديگران نيز استفاده كنيم.
راستى چرا بسيارى از مردم به طب جسمانى فوقالعاده اهمّيّت مىدهند و بارها و بارها به انواع آزمايشها مىپردازند تا از سلامت خود مطمئن شوند، ولى براى طب روحانى و اخلاقى كه ضامن سعادت جاويدان و نجات جان انسان است و به مضمون آيه«الّا مَنْ اتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ؛تنها راه خوشبختى داشتن «قلب سليم» است» اهمّيّتى قائل نيستند؟!
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
2
تواضع و فروتنى
اشاره
ناگفته پيداست كه تواضع و فروتنى نقطه مقابل تكبّر و فخرفروشى است و جدا سازى بحثهاى كامل اين دو از يكديگر مشكل يا غير ممكن است و لذا هم در آيات و روايات اسلامى و هم در كلمات بزرگان اخلاق اين دو به يكديگر آميخته شده است، نكوهش از يكى ملازم تمجيد و ستايش از ديگرى است و ستايش از يكى همراه با نكوهش از ديگرى مىباشد، درست مثل اينكه بحثهاى مربوط به ستايش و تمجيد از علم جداى از نكوهش از جهل نيست و نكوهش از جهل همراه ستايش علم است.
با اين حال مفهوم اين سخن آن نيست كه ما بحثهاى مربوط به تواضع را ناديده گرفته و به آنچه در بحث زشتى تكبّر و استكبار گفتيم بسنده كنيم. بخصوص اينكه نسبت بين تكبّر و تواضع به اصطلاح نسبت ميان ضدّين است نه وجود و عدم. هم تكبّر يك صفت وجودى است و هم تواضع و هر دو در مقابل يكديگر قرار دارند، نه از قبيل وجود و عدم كه سخن از يكى الزاماً همراه با نفى ديگرى باشد.
در روايات اسلامى نيز به اين معنى اشاره شده است از جمله از على عليه السلام مىخوانيم:
«ضَادُّوا الْكِبْرَ بِالتَّواضُعِ؛به وسيله تواضع با تكبّر كه ضدّ آن است مقابله
كنيد».[1]
با اين اشاره به قرآن باز مىگرديم و آيات مربوط به مسئله تواضع را گلچين كرده، مورد بررسى قرار مىدهيم (هر چند آياتى كه به كنايه يا به ملازمه به آن اشاره مىكند بيش از اينها است).
1- يَا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِى اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ اذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ اعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ ...(سورهمائده، آيه 54)
2- وَ عِبَادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْارْضِ هَوْناً وَ اذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً(سورهفرقان، آيه 63)
3- وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ(سورهشعراء، آيه 215)
ترجمه
1- اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هر كس از شما، از آيين خود بازگردد (به خدا زيانى نمىرساند؛) خداوند به زودى جمعيّتى را مىآورد كه آنها را دوست دارد و آنان (نيز) او را دوست دارند؛ در برابر مؤمنان متواضع، در برابر كافران سرسخت و نيرومندند.
2- بندگان (خاصّ خداوند) رحمان، كسانى هستند كه با آرامش و بى تكبّر بر زمين راه مىروند؛ و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مىگويند (و با بى اعتنايى و بزرگوارى مىگذرند).
3- (اى پيامبر) بال و پر خود را براى مؤمنانى كه از تو پيروى مىكنند بگستر (و نسبت به آنها تواضع و مهربانى كن).
تفسير و جمعبندى
درنخستينآيه مورد بحث سخن از گروهى از مؤمنان به ميان آمده كه مشمول فضل و عنايات الهى هستند هم خدا را دوست مىدارند و هم محبوب پروردگارند.
يكى از اوصاف بارز آنها اين است كه در برابر مؤمنان متواضعند:(اذِلَّةٍ عَلَى
[1]-/ تصنيف غررالحكم، حديث 5148، صفحه 249، و شرح غررالحكم، صفحه 232، شماره 5920
الْمُؤْمِنِينَ)و در برابر كافران نيرومند و قوى هستند(اعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ).
«اذِلَّةٍ»جمع«ذلول»و«ذليل»از مادّه«ذُلّ»(بر وزن حُرّ) در اصل به معنى نرمى و ملايمت و تسليم است در حالى كه«اعِزَّة»جمع«عزيز»از مادّه«عزة»به معنى شدّت است، حيوانات رام را«ذلول»مىگويند چون ملايم و تسليمند و«تذليل»در آيهذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًااشاره به سهولت چيدن ميوههاى بهشتى است.
گاه ذلّت در مواردى به كار مىرود كه معنى منفى دارد و آن در جايى است كه از سوى غير به انسان تحميل مىشود وگرنه در مادّه اين لغت مفهوم منفى ذاتاً وجود ندارد (دقّت كنيد).
به هر حال آيه فوق دليل روشنى بر اهمّيّت تواضع و عظمت مقام متواضعين است، تواضعى كه از درون جان انسان برخيزد و براى احترام به مؤمنى از مؤمنان و بندهاى از بندگان خدا باشد.
در دومين آيهباز اشاره به اوصاف برجسته و فضائل اخلاقى گروهى از بندگان خاصّ خداست كه در طىّ آيات سوره فرقان از آيه 63 تا آيه 74 دوازده فضيلت بزرگ براى آنها ذكر شده است و جالب اينكه نخستين آنها همان صفت تواضع است، اين نشان مىدهد همان گونه كه«تكبّر»خطرناكترين رذايل است، تواضع مهمترين يا از مهمترين فضائل مىباشد، مىفرمايد:
«بندگان خاص خداوند رحمان كسانى هستند كه با آرامش و بى تكبّر بر زمين راه مىروند»(وَ عِبَادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْارْضِ هَوْناً).
«هون»مصدر است و به معنى نرمى و آرامش و تواضع است و استعمال مصدر در معنى اسم فاعل در اينجا به خاطر تأكيد است، يعنى آنها چنان آرام و متواضعند كه گويى عين تواضع شدهاند و به همين دليل در ادامه آيه مىفرمايد:«وَ اذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً؛و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مىگويند (و با بى اعتنايى و بزرگوارى مىگذرند)».
و در آيه بعد از آن سخن از تواضع آنها در برابر ذات پاك خداست مىفرمايد:
«وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِيَاماً؛آنها كسانى هستند كه شبانگاه براى پروردگارشان
سجده و قيام مىكنند (و به بندگى و عبادت مىپردازند)».
«راغب»در كتاب«مفردات»مىگويد:«هون»دو معنى دارد يكى از آنها خضوع و نرمشى است كه از درون جان انسان بجوشد كه اين شايسته ستايش است (سپس به آيه مورد بحث اشاره مىكند) و در حديث نبوى آمده استالْمُؤْمِنُ هَيِّنٌ لَيِّنٌ.[1]دوم خضوع و تذلّلى است كه از سوى ديگرى بر انسان تحميل شود و او را خوار كند.
ناگفته پيداست كه منظور ازالَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْارْضِ هَوْناًاين نيست كه فقط راه رفتن آنها متواضعانه است، بلكه منظور نفى هرگونه كبر و خودخواهى است كه در تمام اعمال انسان و حتّى در كيفيّت راه رفتن كه سادهترين كار است آشكار مىشود، زيرا ملكات اخلاقى هميشه خود را در لابهلاى گفتار و حركات انسان نشان مىدهند تا آنجا كه در بسيارى از مواقع از چگونگى راه رفتن انسان مىتوان به بسيارى از صفات اخلاقى او راه برد.
آرىعِبَادُ الرَّحْمنِ(بندگان خاص خدا) نخستين نشانشان همان تواضع است، تواضعى كه در تمام ذرّات وجودشان نفوذ كرده و حتّى در راه رفتن آنها آشكار است و اگر مىبينيم خداوند در آيه 37 سوره اسراء به پيامبرش دستور مىدهد«وَ لَاتَمْشِ فِى الْارْضِ مَرَحاً؛روى زمين با تكبّر راه مرو» منظور فقط راه رفتن نيست بلكه هدف، تواضع در همه كار است كه نشانه بندگى و عبوديّت خداست.
در سوّمين آيهروى سخن رابه پيامبر صلى الله عليه و آله كرده، مىفرمايد: «بال و پر خود را براى مؤمنانى كه از تو پيروى مىكنند پايين بياور و (تواضع و محبّت كن)؛وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»
«خَفْض»بر وزن«خشم»در اصل به معنى پايين آوردن است و«جناح»به معنى بال مىباشد. بنابراين«وَ اخَفْض جَناح»كنايه از تواضع آميخته با محبّت است، همان گونه كه پرندگان هرگاه مىخواهند به جوجههاى خود اظهار محبّت كنند بال و پر خود مىگسترانند و آنها را زير بال و پر مىگيرند تا هم در برابر حوادث احتمالى مصون بمانند
[1]-/ كنزالعمّال، حديث 690
و هم از تشتّت و پراكندگى حفظ شوند، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز مأمور بود بدين گونه مؤمنان را زير بال و پر خود بگيرد!
اين تعبير بسيار ظريف و پر معنى نكات مختلفى را در عبارت كوتاهى جمع كرده است.
جايى كه پيامبر مأمور به تواضع آميخته با محبّت در برابر مؤمنان باشد تكليف افراد امّت روشن است چرا كه پيغمبر سرمشق و الگو و«اسوه»براى همه امّت است.
شبيه همين تعبير در آيه 88 سوره حجر نيز آمده است آنجا كه مىفرمايد:وَاخْفِضْ جَنَاحكَ لِلْمُؤْمِنِينَكه باز مخاطب در آن شخص پيامبر است و مأمور مىشود براى مؤمنان«خفض جناح»و تواضع آميخته با محبّت داشته باشد.
شبيه اين تعبير با اندك تفاوتى در مورد فرزندان در مقابل پدران و مادران در سوره«اسراء»آمده، آنجا كه مىفرمايد:«وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ؛بالهاى خود را در برابر آن دو (پدر و مادر) از محبّت و لطف فرود آر (و تواضعى آميخته با احترام و محبّت در برابر آنان داشته باش)».
از مجموع آنچه در آيات فوق آمده به خوبى استفاده مىشود كه قرآن مجيد نه تنها تكبّر و استكبار را مورد مذمّت قرار داده، بلكه نقطه مقابل آن يعنى تواضع و فروتنى را با تعبيرات گوناگون مورد تمجيد قرار داده است.
تواضع و فروتنى در روايات اسلامى
در منابع شيعه و اهل سنّت احاديث فراوانى در مورد تواضع به چشم مىخورد كه بعضى درباره اهميّت تواضع است و بعضى درباره علامت و آثار متواضعان و يا ثمره تواضع و حد و آداب آن مىباشد.
در اهميّت تواضع تعبيرات بسيار جالبى در روايات آمده:
1- در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم: روزى فرمود:«مَا لِى لَاارى عَلَيْكُمْ حَلَاوَةَ الْعِبَادَةِ؟! قَالُوا وَ مَا حَلَاوَةُ الْعِبَادَةِ؟ قَالَ التَّوَاضُعُ!؛چه مىشود كه شيرينى عبادت را
در شما نمىبينم؟ عرض كردند: شيرينى عبادت چيست؟ فرمود: تواضع است!»[1]
ناگفته پيداست حقيقت عبادت نهايت خضوع در برابر پروردگار است. كسى كه شيرينى خضوع و تواضع در برابر خدا را دريابد در برابر خلق خدا نيز متواضع است.
2- در حديث ديگرى از اميرمؤمنان عليه السلام آمده است:«عَلَيْكَ بِالتَّوَاضُعِ فَانَّهُ مِنْ اعْظَمِ الْعِبَادَةِ؛بر تو باد تواضع كه از برترين عبادات است».[2]
3- از امام حسن عسكرى عليه السلام نقل شده است كه فرمود:«التَّوَاضُعُ نِعْمَةٌ لَايُحْسَدُ عَلَيْهَا؛تواضع نعمتى است كه سبب حسادت ديگران نمىشود».[3]
معمولًا هر نعمتى نصيب انسان مىشود مزاحمتهاى حسودان افزوده مىگردد و گاه اين حسادت چنان فضاى زندگى را تنگ مىكند كه زندگى بر صاحب نعمت مشكل مىشود، ولى تواضع از اين قاعده كلّى مستثنى است، نعمتى است كه حسادت حسودان را برنمىانگيزد.
اين بحث دامنهدار را با حديث ديگرى از نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله پايان مىدهيم:
4-«يُبَاهِى اللَّهُ تَعَالَى الْمَلَائِكَةَ بِخَمْسَةٍ: بِالُمجَاهِدِينَ، وَالْفُقَرَاء، وَالَّذِينَ يَتَوَاضَعُونَ لِلَّهِ تَعَالَى، وَالْغَنِىِّ الَّذِى يُعْطِى الْفُقَرَاءَ وَ لَايَمُنُّ عَلَيْهِمْ، و رَجُلٍ يَبْكِى فِى الْخَلْوَةِ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛خداوند به پنج دسته از انسانها به فرشتگان مباهات مىكند: مجاهدان (راه خدا)، فقرا (و نيازمندانى كه دين خود را به دنيا نمىفروشند) و آنها كه به خاطر خدا تواضع مىكنند و ثروتمندانى كه بى منّت به مستمندان كمك مىنمايند و كسى كه در خلوت از خوف خدا گريه مىكند!».[4]
در باره ثمرات و آثار مثبت تواضع نيز روايات فراوانى از معصومين به ما رسيده است كه چند حديث پر معنى را در ذيل مىآوريم:
حديثى از امام اميرالمؤمنين مىخوانيم:«ثَمَرَةُ التَّوَاضُعِ الَمحَبَّةُ وَ ثَمَرَةُ الْكِبْرِ الْمَسَبَّةُ!؛ميوه درخت تواضع محبّت است و ميوه (شوم) تكبّر دشنام و ناسزاگويى مردم
[1]-/ تنبيهالخواطر (مطابق نقل ميزانالحكمه، جلد 4، حديث 21825)؛ محجّةالبيضاء، جلد 6، صفحه 222
[2]-/ بحارالانوار، جلد 72، صفحه 119، حديث 5
[3]-/ تحف العقول، صفحه 363
[4]-/ مكارم الاخلاق، صفحه 51