بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 388

پشيمانى است.

اثرات ويرانگر غضب و پيامدهاى آن‌

كمتر صفتى از صفات رذيله است كه به اندازه غضب ويرانى به بار مى‌آورد و اگر فهرستى از آثار سوء غضب نوشته شود، معلوم مى‌گردد كه اثرات سوء آن از بسيارى از اخلاق رذيله بيشتر است، و از جمله مى‌توان امور زير را برشمرد:

1- قبل از هر چيز بايد به اين نكته توجه داشت كه خشم و غضب دشمن آدمى است و به هنگام هيجان غضب، عقل به كلى از كار مى‌افتد، و انسان ديوانه‌وار حركاتى را انجام مى‌دهد كه نه تنها مايه تعجب همه اطرافيانش مى‌گردد، بلكه خود او نيز بعد از فرو نشستن آتش غضب، از كارهايى كه در آن حال انجام داده است در تعجب و وحشت فرو مى‌رود، در آن حال گاهى ديوانه‌وار به هر كس حتى نزديكترين دوستان خود حمله مى‌كند، دست او تا مرفق در خون بى‌گناهان فرو مى‌رود، مى‌زند، درهم مى‌شكند، مى‌كوبد و ويران مى‌كند، درست همانند يك ديوانه خطرناك.

لذا اميرمؤمنان على عليه السلام در حديثى مى‌فرمايد:«الْغَضَبُ يُفْسِدُ الْالْبابَ وَ يُبْعِدُ مِنَ الصَّوابِ؛غضب عقل آدمى را فاسد مى‌كند، و انسان را از كار صحيح دور مى‌سازد».[1]

و نيز به همين دليل در روايات اسلامى آمده است كه اگر بخواهيد ميزان عقل انسان‌ها را به دست آوريد، به مقدار مالكيت آنها بر نفس و اعصابشان به هنگام غضب نگاه كنيد، در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است:«لايُعْرَفُ الرَّأىُ عِنْدَ الْغَضَبِ؛فقط در موقع غضب مى‌توان عقل و رأى افراد را سنجيد».[2]

2- غضب موجب تباهى ايمان است، زيرا افراد عصبانى نه تنها مرتكب گناهان كبيره مى‌شوند كه با ايمان صحيح سازگار نيست، بلكه گاهى به ساحت مقدس پروردگار نيز- نعوذ باللّه- جسارت مى‌كنند، و يا بر حكمت و قسمت و تدبير او خرده مى‌گيرند كه اين مرحله‌اى است بسيار خطرناك.

در احاديث گذشته خوانديم كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: غضب ايمان را فاسد مى‌كند، همان گونه كه صبر (دارويى است بسيار تلخ) عسل را فاسد مى‌كند.

[1]. غررالحكم، حديث 1356.

[2]. بحارالانوار، جلد 75، صفحه 113.


صفحه 389

3- غضب منطق انسان را خراب مى‌كند، و به گزافه‌گويى و باطل گويى وامى‌دارد، و اگر شخص غضبناك در مقام قضاوت باشد به يقين داورى صحيح نخواهد كرد. به همين دليل در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مى‌خوانيم:«شِدَّةُ الْغَضَبِ تُغَيِّرُ الْمَنْطِقَ وَ تَقْطَعُ مادَّةَ الْحُجَّةِ، وَ تُفَرِّقُ الْفَهْمَ؛شدت غضب منطق انسان را دگرگون مى‌سازد، و ريشه دليل را قطع مى‌كند، و فهم و شعور را پراكنده مى‌سازد».[1]

در آداب القضاء در كتاب قضاوت از كتب فقهيه نيز تصريح شده است كه قاضى به هنگام غضب بر كرسى قضاوت ننشيند.

در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‌خوانيم:«مَنِ ابْتُلِىَ بِالْقَضاءِ فَلا يَقْضِى وَ هُوَ غَضْبانٌ؛كسى كه گرفتار امر قضاوت مى‌شود، در حال غضب قضاوت نكند».

4- ديگر از پيامدهاى سوء خشم و غضب، آشكار شدن عيوب پنهانى انسان است زيرا در حال عادى، هر كس خود را كنترل مى‌كند، تا عيوب و نقطه ضعف‌هاى خويش را پنهان دارد، و آبرويش را در برابر اين عيوب كه تقريباً همه كم و بيش دارند حفظ نمايند، اما هنگامى كه آتش خشم و غضب شعله‌ور مى‌شود، پرده‌ها كنار مى‌رود، و كنترل عقل برداشته مى‌شود، و عيوب مخفى انسان آشكار مى‌گردد، و آبروها بر باد مى‌رود.

در غررالحكم از اميرمؤمنان على عليه السلام چنين نقل شده است:«بِئْسَ الْقرِيْنُ الْغَضَب‌ يُبْدِىُ الْمَعايِبَ، وَ يُدْنِى الشَّرَّ وَ يُباعِدُ الْخَيْرَ؛غضب همنشين بدى است، عيوب نهانى را آشكار مى‌سازد، شر و بدى را نزديك و خير و نيكى را دور مى‌سازد».[2]

5- خشم و غضب راه شيطان را به سوى انسان باز، و به او نزديك مى‌سازد، زيرا ايمان و عقل كه دو مانع قوى در برابر هجمات شيطانند به هنگام غضب، ضعيف و ناتوان مى‌شوند، و موانع از سر راه شيطان برداشته مى‌شود به همين دليل به آسانى در انسان نفوذ مى‌كند.

در حديث معروفى مى‌خوانيم: هنگامى كه نوح عليه السلام امت خود را (كه بعد از ارشاد و

[1]. بحارالانوار، جلد 68، صفحه 428.

[2]. جامع احاديث الشيعه، كتاب الجهاد، جلد 13، صفحه 468.


صفحه 390

تبليغ طولانى و مستمر پذيرش هدايت نشده بودند) نفرين كرد (و نابود شدند) شيطان نزد نوح عليه السلام آمد و گفت: تو حقى بر گردن من دارى مى‌خواهم آن را تلافى كنم.

نوح عليه السلام در تعجب فرو رفت، گفت بسيار بر من گران است كه حقى بر تو داشته باشم، چه حقى؟

گفت همان نفرينى كه درباره قومت كردى و آنها را غرق نمودى و احدى باقى نماند كه من او را گمراه سازم، و من تا مدتى راحتم، تا زمانى كه نسل ديگرى بپا خيزد و من به گمراه كردن آنها مشغول شوم.

نوح عليه السلام (با اين كه مى‌دانست نهايت كوشش را براى قوم خود كرده بود در عين حال ناراحت شد و) به شيطان گفت: حالا چه جبرانى مى‌خواهى كنى؟

(نوح مى‌خواست سخنان او را نپذيرد، ولى خطاب از طرف پروردگار آمد كه گفتارش را بپذير در اينجا راست مى‌گويد).

شيطان گفت: در سه زمان به ياد من باش، كه من نزديكترين فاصله را به مردم در اين سه موقع دارم:

1- هنگامى كه خشم تو را فرا مى‌گيرد به ياد من باش.

2- هنگامى كه در ميان دو نفر قضاوت مى‌كنى مراقب من باش.

3- و هنگامى كه با زن بيگانه‌اى تنها هستى، و هيچ كس در آنجا نيست باز به ياد من باش.[1]

در روايت ديگرى مى‌خوانيم كه «ذوالقرنين يكى از فرشتگان را ملاقات كرد و به او گفت: دانشى به من بياموز كه بر ايمان و يقينم بيفزايد. او گفت: خشم و غضب را ترك كن زيرا هنگامى كه انسان غضب مى‌كند، شيطان بيش از هر زمان بر او مسلط است، بنابراين غضب را با وقار خويشتن دارى بازگردان، و آتش آن را با آرامش خاموش كن و از عجله بپرهيز كه هنگامى كه در كارها عجله كنى از نصيب خود

[1]. بحارالانوار، جلد 11، صفحه 318.


صفحه 391

محروم خواهى شد و در برابر اشخاص دور و نزديك مهربان باش و سخت گير و عنود نباش».[1]

بى‌شك غضب علاوه بر اين آثار شوم مادى و اجتماعى و اخلاقى آثار سوء معنوى فراوانى نيز دارد به طورى كه از روايات مختلف استفاده مى‌شود كسى كه خشم خود را فرو برد، ثواب شهدا را[2]دارد و در قيامت همنشين انبياء[3]و قلب او از نور ايمان پر مى‌شود[4]

اسباب و انگيزه‌هاى غضب‌

غضب و خشم پديده روحى پيچيده‌اى است كه از عوامل و انگيزه‌هاى مختلف سرچشمه مى‌گيرد و شناخت اين عوامل يكى از مهمترين اسباب تند خويى و غضب است، از جمله عوامل و اسباب زير را مى‌توان نام برد كه هر يك سهم مهمى در بروز اين پديده خطرناك روحى دارد از جمله:

1- قضاوت‌هاى عجولانه:در زندگى فردى و اجتماعى همه روز اخبار ناراحت‌كننده‌اى به انسان مى‌رسد، اگر فوراً به قضاوت بنشيند، آتش خشم در دل او شعله‌ور مى‌شود، و گاه دست به كارهاى زشت و خطرناكى مى‌زند، و چه بسا بعد از تحقيق و تحمل مى‌بيند اصل خبر نادرست يا حداقل ناقص بوده كه اگر تحقيق مى‌كرد، هرگز خشمگين نمى‌شد.

آرى اين قضاوت‌هاى عجولانه است كه در طول تاريخ عامل عصبانيت‌ها و عواقب تلخ و دردناك شده است.

در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مى‌خوانيم كه مى‌فرمايد:«مِنْ طَبائِعِ الْجُهَّالِ التَّسَرُعُ الَى الْغَضَبِ فِى كُلِ حالٍ؛از طبيعت جاهلان اين است كه در هر حال به سوى خشم و

[1]. المحجة البيضاء، جلد 5، صفحه 293.

[2]. جامع احاديث الشيعه، جلد 13، صفحه 479.

[3]. همان مدرك.

[4]. همان، صفحه 478.


صفحه 392

غضب سرعت مى‌كنند (چرا كه گرفتار قضاوت‌هاى عجولانه مى‌شوند).[1]

2- كمى ظرفيت:افرادى كه داراى روح بزرگ، و فكر گسترده هستند، حوادث تلخ را در درون جان خود، تحمل مى‌كنند و نگه مى‌دارند، ولى افراد كم ظرفيت با كمترين ناملائمى از ناملائمات بر مى‌آشوبند، و گاه به زمين و زمان بد مى‌گويند.

حديث بالا كه سرعت غضب را از خوى جهّال شمرده بود اشاره‌اى به اين حقيقت نيز مى‌تواند داشته باشد.

3- تكبر و خودبرتر بينى:افراد متكبر افرادى پر توقع‌اند و هميشه مايل هستند كه ديگران حريم آنها را حفظ كنند، مقدم آنها را خير مقدم بدانند و گرامى دارند و امتيازات خاصى براى آنها قائل شوند، اما هنگامى كه اين عكس العمل‌ها را از مردم نمى‌بينند به سرعت عصبانى و خشمگين مى‌شوند، در حالى كه ريشه اصلى بدبختى در وجود خود آنها است و دوستان و اطرافيان مردم گناهى ندارند.

در حديثى از حضرت مسيح عليه السلام نقل شده كه ضمن شرح اسباب غضب يكى از عوامل آن را تكبر و عجب و خودبينى برشمرد.[2]

در حديث ديگرى از همان حضرت آمده است كه حواريون به او گفتند اى آموزنده نيكى‌ها به ما بگو از همه خطرناك‌تر چيست؟ فرمود: غضب خداوند است، عرض كردند: با چه وسيله‌اى از غضب خداوند در امان باشيم، فرمود: غضب نكنيد.

عرض كردند سرچشمه غضب چيست؟ فرمود:«الْكِبْرُوا التَّجَبُّرُ وَ مَحْقَرَةُ النَّاسِ؛تكبر و خودبزرگ بينى و مردم را كوچك شمردن».[3]

4- حسد و كينه توزى:افراد حسود و كينه توز، مواد اصلى كينه توزى را در درون دل نهفته‌اند، و دقيقاً همچون مخزن باروتى است كه با نزديك شدن به جرقه كوچكى شعله‌ور مى‌گردد، و آتش خشم از تمام وجودشان ظاهر مى‌شود. در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مى‌خوانيم كه فرمود:«الْحِقْدُ مَثارُ الْغَضَبِ؛كينه توزى سبب خشم‌

[1]. شرح غررالحكم، جلد 6، صفحه 28، حديث 9351.

[2]. محجة البيضاء، جلد 5، صفحه 304.

[3]. سفينة البحار، ماده غضب.


صفحه 393

است».[1]

5- حرص و دنياپرستى:افرادى كه عشق و دلباختگى به دنيا وجودشان را پركرده و حرص و آز در درون جانشان لانه گزيده، كمترين مزاحمت به منافع خويش را تحمل نمى‌كنند، و به سرعت بر مى‌آشوبند. و از آنجا كه زندگى اجتماعى خالى از مزاحمت‌هاى پى در پى نيست، بلكه مى‌توان گفت مزاحمت‌هاى جزئى همه روز وجود اين گونه افراد غالباً خشمگين و عصبانى هستند و اگر نتوانند، خشم خود را بر سر اين و آن بريزند، درون جانشان را همچون خوره مى‌خورد.

در ادامه حديثى كه از حضرت مسيح عليه السلام در بالا اشاره كرديم نيز اشاره به اين عامل شده و مى‌فرمايد:«وَشِدَّةُ الْحِرْصِ عَلى فُضُولِ الْمالِ وَ الْجاهِ؛شدت حرص بر فزونى مال و مقام».

درمان غضب‌

با توجه به اين كه غضب، آثار شوم و پيامدهاى بسيار خطرناكى دارد، و گاه شيرازه زندگى انسان را از هم مى‌پاشد، كوشش و تلاش براى درمان آن بسيار لازم است و افراد عصبانى اگر در اصلاح حال خويش نكوشند پشيمان خواهند شد.

بزرگان علم اخلاق در اين زمينه بحث‌هاى فراوانى دارند و از آن بالاتر در روايات اسلامى دستورهاى مهم و مؤثرى براى خاموش كردن آتش غضب داده شده است كه گلچينى از آن را ذيلًا از نظر مى‌گذرانيم:

1- افراد خشمگين و عصبانى هميشه حتى قبل از آن كه شعله‌هاى آتش غضب قلب آنها را احاطه كند، بايد در آثار شوم آن بينديشند، و مرتب به خود تلقين كنند كه غضب آتشى است كه ممكن است خرمن ايمان و سعادت و هستى آنها را بسوزاند، غضب آتش خشم خدا را در دنيا و آخرت مى‌افروزد. غضب دوستان را از انسان دور مى‌كند و حربه به دست دشمنان مى‌دهد، غضب آثار ويرانگرى روى اعصاب انسان مى‌گذارد، عمر او را كم مى‌كند و سلامتى او رابه خطر مى‌اندازد. غضب انسان را از رسيدن به مقامات معنوى و مادى باز مى‌دارد.

[1]. شرح غرر، جلد 1، صفحه 142، حديث 530.


صفحه 394

به عكس، حلم و بردبارى رمز موفقيت و پيشرفت و سلامت روح و جسم و سبب محبوبيت در جامعه و موجب رضاى خدا و دورى شيطان است. همچنين درباره ثواب‌هاى الهى كه براى بردباران ذخيره شده و كيفرهايى كه در انتظار صاحبان غضب است نيز بينديشيد.

نه تنها در حال غضب، بلكه قبل از آن نيز بايد در اين مسائل بينديشد و به خود تلقين كند تا گرفتار آن نشود.

2- فكر در عواقب خشم و غضب؛ بارها اين نكته را تجربه كرده‌ايم و اگر ما تجربه نكرده‌ايم ديگران تجربه كرده‌اند، كه هر تصميمى كه انسان به هنگام غضب مى‌گيرد نسنجيده و نادرست است و غالباً موجب پشيمانى مى‌گردد، چه بهتر كه اين جمله معروف را كه از بعضى از دانشمندان به يادگار مانده، همواره با خود زمزمه كند، به هنگام غضب نه تصميم و نه تنبيه و نه مجازات.

3- از طرق مهم درمان كه در روايات بر آن تأكيد شده است ذكر خدا است، در بعضى از روايات آمده هنگامى كه عصبانى مى‌شويد:«اعُوْذُبِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيْمِ»بگوئيد.[1]

در بعضى ديگر آمده است به هنگام غضب‌«لا حَوُلَ وَ لا قُوَّةَ الَّا بِاللَّه الْعَلِىَّ الْعَظِيمِ»بگوييد تا غضب از شما برود.[2]

در بعضى ديگر از روايات آمده است: «به هنگام غضب صورت بر زمين بگذاريد و براى خدا سجده كنيد».

ابو سعيد خدرى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل مى‌كند كه فرمود: غضب جرقه‌اى است كه در قلب انسان قرار مى‌گيرد (و آثار آن در وجود او نمايان مى‌شود) آيا نمى‌بينيد كه چشمان او سرخ، و رگ‌هاى او متورّم مى‌شود. كسى كه اين حالات را در خود مشاهده كند، صورتش را به زمين بگذارد.[3]

به يقين هر كس چنين كند و به درگاه خدا پناه ببرد و از او رفع شر شيطان و غضب را بخواهد آرامش مى‌يابد.

[1]. سفينة البحار، ماده غضب، المحجة البيضاء، جلد 5، صفحه 307.

[2]. جامع الاحاديث، جلد 13، صفحه 472.

[3]. المحجة البيضاء، جلد 5، صفحه 308.


صفحه 395

به يقين هر گونه ذكر خدا در اين حال مناسب و مؤثر است، ولى آنچه در بالا آمد، مؤثرتر مى‌باشد.

مرحوم شيخ حرّ عاملى در وسائل، بابى تحت عنوان باب وجوب ذكر اللّه عند الغضب در ابواب جهاد النفس آورده است كه دليل بر اهميت اين موضوع است.[1]

4- تغيير دادن حالت يكى ديگر از طرق درمان غضب است همان گونه كه در روايات اسلامى آمده است: اگر شخص در حال نشستن عصبانى شده برخيزد و اگر ايستاده است بنشيند، و صورت از آن صحنه برگرداند يا دراز بكشد و اگر بتواند از آن محل دور شود، و خود را به كار ديگرى مشغول سازد.

اين تغيير حالت براى فرو نشستن آتش خشم و غضب بسيار مؤثر و مفيد است.

در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‌خوانيم:«كانَ النَّبِىّ اذا غَضِبَ وَ هُوَ قائِمٌ جَلَسَ وَ اذا غَضِبَ وَ هُوَ جالِسٌ اضْطَجَعَ، فَيَذْهَبُ غَيْضُهُ؛هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله (بر اثر كارهاى بسيار زشت جاهلان) عصبانى مى‌شد، در حالى كه ايستاده بود مى‌نشيت و اگر نشسته بود، به پهلو مى‌خوابيد و خشم او برطرف مى‌شد».[2]

در بحارالانوار از امام باقر عليه السلام نقل شده است كه فرمود:«وَ ايُّما رَجُلٍ غَضِبَ وَ هُو قائِمٌ فَلْيَجْلِسْ فَانَّهُ سَيَذْهَبُ عَنْه رِجْزُ الشَّيْطانِ وَ انْ كانَ جالِساً فَلْيَقُمْ؛هر كس كه خشمگين شود در حالى كه ايستاده باشد بنشيند، چرا كه پليدى شيطان از او دور مى‌شود، و اگر نشسته است برخيزد».

در ذيل اين حديث آمده است كه اگر انسان نسبت به يكى از بستگانش خشمگين شود و بدن او را با دست خود لمس كند و اين تماس بدنى خشم او را فرو مى‌نشاند.[3]

5- وضو گرفتن: نوشيدن آب خنك و شستن سر و صورت با آن به يقين در خاموش كردن آتش غضب مؤثر است. بلكه در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده است‌

[1]. وسائل الشيعه، جلد 11، صفحه 291، (باب 54 از ابواب جهاد النفس)

[2]. المحجة البيضاء، جلد 5، صفحه 308، بحارالانوار، جلد 70، صفحه 272.

[3]. بحارالانوار، جلد 70، صفحه 272.