و بر آن گواه است. همانا دين سه علامت دارد: دانستن و ايمان و عمل به آن؛ و ايمان سه علامت دارد: ايمان به خدا و كتابها و پيامبرانA او؛ و عالم سه علامت دارد: علم به خدا و شناختن آنچه خدا دوست دارد و از آن بدش مىآيد؛ و عملكننده سه علامت دارد: نماز و روزه و زكات؛ و شخص ناسازگار سه علامت دارد: با بالاتر از خود ستيز مىكند و آنچه را كه نمىداند، مىگويد و در طلب چيزى است كه به آن نمىرسد؛ و ستمگر سه علامت دارد: به آنكه بالاتر از او است با نافرمانى ظلم مىكند و به پايينتر از خود با غلبه ظلم مىكند و ستمگران را يارى مىدهد؛ و منافق سه علامت دارد: زبانش با قلبش و قلبش با عملش و آشكارش با نهانش مخالف است؛ و گناهكار سه علامت دارد: خيانت مىكند و دروغ مىگويد و با آنچه مىگويد مخالفت مىكند؛ و رياكار سه علامت دارد: وقتى تنها است كسالت به خرج مىدهد و وقتى با مردم است با نشاط عمل مىكند و در هر كارى ستايش مردم را مىجويد؛
وَ لِلْحَاسِدِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ: يَغْتَابُ إِذَا غَابَ وَ يَتَمَلَّقُ إِذَا شَهِدَ وَ يَشْمَتُ بِالْمُصِيبَةِ؛ وَ لِلْمُسْرِفِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ: يَشْتَرِي مَا لَيْسَ لَهُ وَ يَلْبَسُ مَا لَيْسَ لَهُ وَ يَأْكُلُ مَا لَيْسَ لَهُ؛ وَ لِلْكَسْلَانِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ: يَتَوَانَى حَتَّى يُفَرِّطَ وَ يُفَرِّطُ حَتَّى يُضَيِّعَ وَ يُضَيِّعُ حَتَّى يَأْثَمَ؛ وَ لِلْغَافِلِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ: السَّهْوُ وَ اللَّهْوُ وَ النِّسْيَانُ. قَالَ حَمَّادُ بْنُ عِيسَى: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ: وَ لِكُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْ هَذِهِ الْعَلَامَاتِ شُعَبٌ يَبْلُغُ الْعِلْمُ بِهَا أَكْثَرَ مِنْ أَلْفِ بَابٍ وَ أَلْفِ بَابٍ وَ أَلْفِ بَابٍ؛
فَكُنْ يَا حَمَّادُ طَالِباً لِلْعِلْمِ فِي آنَاءِ اللَّيْلِ وَ أَطْرَافِ النَّهَارِ؛ فَإِنْ أَرَدْتَ أَنْ تُقِرَّ عَيْنُكَ وَ تَنَالَ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ فَاقْطَعِ الطَّمَعَ مِمَّا فِي أَيْدِي النَّاسِ، وَ عُدَّ نَفْسَكَ فِي الْمَوْتَى، وَ لَا تُحَدِّثَنَّ نَفْسَكَ أَنَّكَ فَوْقَ أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ، وَ اخْزُنْ لِسَانَكَ كَمَا تَخْزُنُ مَالَكَ.
و حسود سه علامت دارد: وقتى كسى غايب است غيبت او را مىكند و چون حاضر باشد به او تملّق مىكند و مصيبت زده را شماتت مىكند؛ و اسرافكار سه علامت دارد: آنچه شايستۀ او نيست مىخرد و آنچه براي او نيست مىپوشد و آنچه براي او نيست مىخورد؛ و تنبل سه علامت دارد: سستى مىكند تا وظيفهاى را انجام ندهد و وظيفهاش را انجام نمىدهد تا آن ضايع گردد و ضايع نمىشود مگر اين كه گناهكار باشد؛ و غافل سه علامت دارد: سهو و بازى و فراموشى. حمّاد بن عيسى گفت: امام صادق7فرمود: براى هر كدام از اين علامتها شاخههايى وجود دارد كه دانستن آنها به بيش از هزار باب و هزار باب و هزار باب مىرسد. پس اى حمّاد، شبانه روز در طلب علم باش و اگر مىخواهى چشمت روشن باشد و به خير دنيا و آخرت برسى، طمع خود را از آنچه در دست مردم است قطع كن و خودت را از مردگان بشمار و با خود نگو كه تو از يكى از مردم بالاترى و زبانت را نگه دار همان گونه كه مالت را نگه مىدارى.
چهار ويژگي همراه مؤمن
عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍقَالَ: قَالَ: يَا سَمَاعَةُ، لَا يَنْفَكُّ الْمُؤْمِنُ مِنْ خِصَالٍ أَرْبَعٍ: مِنْ جَارٍ يُؤْذِيهِ، وَ شَيْطَانٍ يُغْوِيهِ، وَ مُنَافِقٍ يَقْفُو أَثَرَهُ، وَ مُؤْمِنٍ يَحْسُدُهُ. قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، مُؤْمِنٌ يَحْسُدُهُ؟ قَالَ: يَا سَمَاعَةُ، أَمَا إِنَّهُ أَشَدُّهُمْ عَلَيْهِ. قُلْتُ: وَ كَيْفَ ذَاكَ؟ قَالَ: لِأَنَّهُ يَقُولُ فِيهِ الْقَوْلَ فَيُصَدَّقُ عَلَيْهِ.276
سماعه از امام صادق7نقل مىكند كه فرمود: اى سماعه، مؤمن از چهار خصلت جدا نيست: از همسايهاى كه او را اذيت كند و شيطانى كه او را فريب دهد و منافقى كه پى او بيفتد و مؤمنى كه به او حسد ورزد. گفتم: فدايت شوم، مؤمني که بر او حسد برد؟ فرمود: اى سماعه، اين مؤمن حسود براي او از همه سختتر است. پرسيدم: چطور ممکن است؟ فرمود: زيرا دربارۀ او بد مىگويد و مردم باور مىكنند.
[1]امالي (صدوق)، ص 492
عاقبت دانشمند بي عمل
عَنِ النَّبِيِّ[قَالَ: أَوْحَى اللَّهُ إِلَى بَعْضِ أَنْبِيَائِهِ: قُلْ لِلَّذِينَ يَتَفَقَّهُونَ لِغَيْرِ الدِّينِ وَ يَتَعَلَّمُونَ لِغَيْرِ الْعَمَلِ وَ يَطْلُبُونَ الدُّنْيَا لِغَيْرِ الْآخِرَةِ، يَلْبَسُونَ لِلنَّاسِ مُسُوكَ الْكِبَاشِ وَ قُلُوبُهُمْ كَقُلُوبِ الذِّئَابِ، أَلْسِنَتُهُمْ أَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ وَ أَعْمَالُهُمْ أَمَرُّ مِنَ الصَّبِرِ، إِيَّايَ يُخَادِعُونَ؟ وَ لَأُتِيحَنَّ لَكُمْ فِتْنَةً تَذَرُ الْحَكِيمَ حَيْرَانا.1
پيامبر خدا[ فرمود: خداوند به يكى از پيامبران خود وحى کرد: كسانى براى غير دين، علمِ دين مى آموزند و براى غير عمل، علم مى اندوزند و دنيا را براى غير آخرت مى جويند، در نظر مردم به لباس ميش در مى آيند امّا دلهاي شان چون دلهاى گرگها است. زبانشان از عسل شيرين تر است و كردارشان از صبرِ زرد، تلختر. به اينان بگو: آيا مرا مى فريبند؟ برايشان چنان فتنه اى بسازم كه حتّى شخص حكيم را سرگشته كند.
[1]عده الداعي، ص 79
مسئوليّت سنگين دانشمندان
عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِقَالَ: قَرَأْتُ فِي كِتَابِ عَلِي، إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَأْخُذْ عَلَى الْجُهَّالِ عَهْداً بِطَلَبِ الْعِلْمِ حَتَّى أَخَذَ عَلَى الْعُلَمَاءِ عَهْداً بِبَذْلِ الْعِلْمِ لِلْجُهَّالِ لِأَنَّ الْعِلْمَ كَانَ قَبْلَ الْجَهْلِ.1
امام صادق7فرمايد: در كتاب على7خواندم كه خدا از نادانها پيمانى براى طلب علم نمي گيرد تا قبل از آنكه از علما پيمان بگيرد كه به نادانان علم آموزند زيرا كه علم بر جهل مقدّم است.
[1]كافي (اسلاميه)، ج1، ص 41
گناه، يکي از عوامل کمي باران
عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍقَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: إِنَّهُ مَا مِنْ سَنَةٍ أَقَلَّ مَطَراً مِنْ سَنَةٍ وَ لَكِنَّ اللَّهَ يَضَعُهُ حَيْثُ يَشَاءُ. إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ إِذَا عَمِلَ قَوْمٌ بِالْمَعَاصِي صَرَفَ عَنْهُمْ مَا كَانَ قَدَّرَ لَهُمْ مِنَ الْمَطَرِ فِي تِلْكَ السَّنَةِ، إِلَى غَيْرِهِمْ وَ إِلَى الْفَيَافِي وَ الْبِحَارِ وَ الْجِبَالِ، وَ إِنَّ اللَّهَ لَيُعَذِّبُ الْجُعَلَ فِي جُحْرِهَا بِحَبْسِ الْمَطَرِ عَنِ الْأَرْضِ الَّتِي هِيَ بِمَحَلِّهَا بِخَطَايَا مَنْ بِحَضْرَتِهَا وَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لَهَا السَّبِيلَ فِي مَسْلَكٍ سِوَى مَحَلَّةِ أَهْلِ الْمَعَاصِي. قَالَ: ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ﴿فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصار﴾2.1
ابو حمزه گويد: شنيدم امام باقر7فرمود: هيچ سالى كم بارانتر از سال ديگر نيست ولى خدا باران را به جائى كه بخواهد مي فرستد. هرگاه مردمى مرتكب گناه شوند خداى عزّوجل بارانى را كه در آن سال براى آنها مقدّر فرموده، از آنها بگرداند و به سوي غير آنها و بيابانها و درياها
[1]حشر، 2
[2]كافي (اسلاميه)، ج2، ص 272
و كوهها بفرستد؛ و همانا خداوند، جُعَل (نوعي خزنده) را در خانهاش به خاطر گناهان کساني که خانه اين حشره در آن محدوده قرار دارد به نيامدن باران در آن سرزمين عذاب مي کند و (اين در حالي است که) خداوند براي اين حشره، امکان تغيير مسير را از راهي غير از محلّ اقامت معصيت کاران قرار داده است. ابوحمزه ثمالي مي گويد: سپس امام باقر7فرمود: 6پس اي صاحبان بصيرت و بينش، عبرت بگيرید5.
فضيلت تعليم دين
عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّقَالَ: قَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ: مَنْ كَانَ مِنْ شِيعَتِنَا عَالِماً بِشَرِيعَتِنَا فَأَخْرَجَ ضُعَفَاءَ شِيعَتِنَا مِنْ ظُلْمَةِ جَهْلِهِمْ إِلَى نُورِ الْعِلْمِ الَّذِي حَبَوْنَاهُ بِهِ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى رَأْسِهِ تَاجٌ مِنْ نُورٍ يُضِيءُ لِجَمِيعِ أَهْلِ الْعَرَصَاتِ.1
امام حسن عسکري7از اميرالمؤمنين7نقل فرمود: هر يک از شيعيان ما که به دين ما آگاه باشد و ضعيفانِ از شيعيان ما را از تاريکي جهل برهاند و به روشنايي علمي که به او بخشيده ايم درآورد در حالي وارد محشر مي شود که بر بالاي سرش، تاجي از نور است و همه اهل محشر را روشني مي بخشد .
[1]احتجاج (طبرسي)، ج1، ص 16