بجا آورده، همان عمره اوّل كافى است، و جايز نيست دوباره محرم شود به احرام عمره، و اگر از عمره اوّل سى روز گذشته باشد، بايد در ميقات محرم به احرام عمره تمتّع شود، و بعد از وارد شدن به مكه، عمره تمتّع را انجام دهد، و عمره اوّل مفرده مىشود، و بعد محرم به احرام حج گردد، و اگر فاصله كمتر از سى روز باشد، و در غير آن ماهى كه عمره اوّل را بجا آورده وارد شود، به احتياط واجب در ميقات محرم به احرام عمره تمتّع شود، و بعد از انجام اعمال عمره، محرم به احرام حج شود، و كسى كه بعد از عمره تمتّع بدون احرام از مكه خارج شده، و پس از گذشتن يك ماه يا بيشتر عصيانا يا جهلا يا نسيانا بدون احرام وارد مكه شده، همان عمره اوّل را كه انجام داده عمره تمتّع محسوب ميشود، و اگر بعد از حج بيرون رفت، و خواست مراجعت به مكه نمايد، اگر در همان ماهى كه احرام بسته مراجعت كرد احرام لازم نيست، و اگر از احرام سابق سى روز گذشته، بايد محرم شود به احرام عمره مفرده، و اگر فاصله كمتر از سى روز باشد، و در غير آن ماهى كه احرام سابق را بسته بخواهد مكه برود احتياط واجب آن است كه محرم شود به احرام عمره مفرده، و پس از دخول مكه، اعمال عمره مفرده را بجا آورد.
331 س- جوانى پس از احرام و ورود به مكه، مجنون مىشود، و جنون او ادوارى است، البته چنين شخصى براى سالهاى آينده اگر افاقه پيدا كرد، و استطاعت باقى بود، حكمش معلوم، ولى در همان سال كه جنون عارض شده، آيا حكم موت را دارد، و يا حكم مصدود و محصور را؟
ج- در فرض سئوال، شخص مزبور به حال احرام باقى است، و اگر بعد از گذشتن ايّام حج افاقه پيدا كرد، بايد به اعمال عمره مفرده محل شود، و اگر حج بر او مستقر بوده، واجب است بعد از افاقه بجا آورد، و در صورت استقرار حج و ادامه جنون تا زمان موت، بر ورثه لازم است از تركه او حجش را بجا آورند.
332 س- اگر به واسطه عذرى مثل مرض نتواند لباس دوخته خود را بكند، و لباس احرام بپوشد، چه وظيفهاى دارد؟
ج- بايد در ميقات يا محاذات آن نيّت عمره و يا حج كند، و لبيّك بگويد، و كافى است، و هر وقت عذرش برطرف شد جامه دوخته را بكند، و اگر لباس احرام نپوشيده بپوشد، و لازم نيست به ميقات برگردد، ولى براى پوشيدن لباس دوخته بايد يك گوسفند قربانى كند.
333 س- كسى كه با احرام عمره تمتّع وارد جده شد، و چون وسيله يافت، احرام را بهم زد، و به مدينه منوره رفت، كه در مراجعت از مسجد شجره محرم شود، حكمش چيست؟
ج- شخص مذكور اگر احرام اوّل او صحيح بوده، تا اعمال عمره را تمام نكند از احرام بيرون نمىرود، اگر چه قصد بهم زدن آنرا كرده باشد، و بايد با همان احرام، عمره را تمام كند، و تجديد احرام بعد از برگشتن از مدينه، لازم نيست. بلى اگر رجاءا بخواهد در مسجد شجره تجديد احرام كند مانعى ندارد، ولى لازم نيست، و اگر به گمان اينكه احرامش بهم خورده، مرتكب يكى از محرمات شود، حكم آن در كفارات محرمات احرام گفته شده است.
334 س- بعضى از مديران كاروان حج، يا بعضى كارمندانى كه سالهاى زياد به حج مشرف مىشوند، و حج واجب خود را انجام دادهاند، در بعضى از سالها اگر چه در اشهر حج باشد فقط يك عمره مفرده بجا مىآورند و محل مىشوند، و به منظور سهولت رسيدگى به حجاج براى رفتن به عرفات هم محرم نمىشوند، آيا اشكالى دارد يا خير؟
ج- در فرض سئوال كه واجبى در ذمه آنها نيست، بعد از بجا آوردن عمره مفرده جايز است از مكه جايز گردند، و تا يك ماه بعد جايز است بدون احرام داخل مكه شوند.
335 س- معنى نية الاحرام هو توطين النفس على ترك المحرمات، فعليه ان الشخص الّذى يحرم من بلده قبل الميقات بالنذر، و هو يعلم انه يسافر بالطائرة (تحت الظل)، فهل ينعقد نذره فى هذه الصورة، و يصح احرامه أم لا؟
ج- الظاهر انّ نيّة الاحرام لا يعتبر فيها العزم على ترك المحرمات، و توطين النفس عليه، بل هو انشاء التحريم على نفسه، و هو لا ينافى العلم بارتكاب بعضها و لو مختارا، فعلى هذا ينعقد النذر و يصح الاحرام.
336 س- شخصى براى حج تمتع مشرف شد، در موقع احرام نمىدانست بايد براى عمره محرم شود، لذا نيّت كرد كه احرام براى حج مىبندم، و اعمال را طبق دستور عمره انجام داد، و تقصير كرد، و محل شد، بعد گفت شايد عمره من صحيح نباشد، بعلت اينكه در موقع احرام عمره، نيّت حج كرده، و دوباره در مسجد الحرام محرم شد، و نيّت عمره كرد، و دوباره عمره تمتّع بجا آورد، و بعد حج تمتع انجام داد، در اين صورت عمره اول چون نيّت حج كرده، چه صورت دارد؟ و اگر عمره اوّل باطل است، عمره دوم صحيح است يا نه؟ چون به ميقات نرفته، و از مكه خارج نشده، و مىدانست كه وقت بيرون رفتن را ندارد، و امكان داشت كه گم هم بشود.
ج- در فرض سئوال اگر به نيّت حج تمتّع محرم شده، عمره اول او صحيح است.
337 س- كسى يك مرتبه به حج مشرف شده ولى مىگويد دلچسبم نيست مىخواهد دو مرتبه حج نمايد آيا نيّت احتياط كند يا ما فى الذمه؟
ج- قصد ما فى الذمه نمايد.
338 س- حاج در حج تمتّع يا عمره تمتع قبل از وقوف به عرفات يا در عرفات فهميد كه تلبيه او چه در عمره تمتّع و چه در حج، صحيح نبوده، اكنون وظيفه او چيست؟
ج- در فرض سئوال كه از جهت نسيان يا جهل بوده، اگر قبل از اعمال عمره متوجه شود چنانچه ممكن است به ميقات برگردد و با تلبيه صحيح محرم شود، اگر ممكن نيست هر مقدار مىتواند به طرف ميقات برگردد و محرم شود و اگر آن هم ممكن نيست، در همانجا كه مىفهمد محرم شود و عمره او صحيح است، و همچنين اگر بعد از اعمال عمره بفهمد عمره او صحيح است، و اگر در عرفات بفهمد و برگشتن ممكن باشد، برگردد به مكه، و ثانيا محرم شود و اگر ممكن نيست هرقدر مىتواند بطرف مكه برگردد و محرم شود و اگر آن نيز ممكن نيست در همان محل محرم شود و حج او صحيح است.
339 س- شخصى خيال كرده كه تلبيه، مختص به عمره است براى احرام حج، تلبيه نگفته و بدون تلبيه محرم شده و به عرفات رفته و اعمال را تا آخر انجام داده، بعدا فهميده كه بايد در احرام حج نيز تلبيه بگويد، تكليف او چيست؟
ج- در فرض سئوال كه بعد از اتمام اعمال فهميده كه تلبيه نگفته حج او صحيح است.
340 س- كسانى كه محرم به احرام عمره تمتّع مىشوند و بعد وظيفه آنها حج إفراد مىشود، آيا بايد ثانيا به نيّت حج إفراد تلبيه بگويند و محرم شوند، يا خودبخود عمره مبدّل به حج إفراد مىشود و تلبيه و احرام مجدد لازم نيست؟
ج- ثانيا تلبيه و احرام لازم نيست، بلكه با همان احرام و تلبيهاى كه براى عمره تمتّع گفته با قصد حج إفراد، به عرفات مىرود.
341 س- بعد از محرم شدن و گفتن تلبيه، مىتواند به عنوان احتياط ثانيا تلبيه بگويد و محرم شود يا خير؟ و آيا تكرار تلبيه مضر به حج او هست يا نه؟
ج- اگر احتمال عدم صحّت تلبيه و احرام اول را بدهد رجاءا و احتياطا مانعى ندارد.
342 س- اگر زن تكبيرة الاحرام يا قرائت را در نماز، و تلبيه را در موقع محرم شدن بلند بگويد بطورى كه اجنبى بشنود جايز است يا نه؟ و بر فرض عدم جواز باطل است يا نه؟
ج- اگر با شنيدن اجنبى جهر به تلبيه كرده، احوط لزومى، اعاده است.
343 س- يك نفر از حجاج به كلى شنوايى خود را از دست داده، و زبان او هم لكنت دارد كه قادر به تكلّم صحيح نيست، مسئولين و ساير حجاج همراه به اين موضوع توجه نداشتهاند، و اين آقا بدون نيّت و تلبيه وارد مكه شده است، تكليف او و همراهانش چيست؟
ج- بايد به ميقات برگردد، و با نيّت و تلبيه محرم شود، هر چند با بردن همراه باشد، و اگر نمىتواند به ميقات برود بايد در خارج حرم محرم شود، و اگر نمىتواند تلبيه را صحيح بگويد ولو با تلقين، احوط آن است كه به هر نحو مىتواند بگويد، و ترجمهاش را نيز بگويد.
344 س- اگر كسى بداند در صورت صحيح نگفتن تلبيه محرم نمىشود، و تلبيه را غلط بگويد، و اعمال حج را انجام دهد، آيا اعمالش صحيح است يا نه؟
ج- چنانچه از روى عمد بوده صحيح نيست، و اگر عمدى نبوده و از روى فراموشى يا ندانستن مسأله بوده، در فرض مرقوم صحّت عمل بعيد نيست.
345 س- اگر كسى تلبيه را غلط بگويد، و بعد از وقوفين و قبل از اتمام اعمال حج فهميد كه صحيحا محرم نشده است، آيا وظيفه او نسبت به ساير اعمال، و همچنين عمره قبلى او چگونه است؟
ج- با فرض اينكه بعد از وقت جبران متوجه شده، بعيد نيست صحّت عمل، لكن احوط عدم اكتفاء به اين حج است، و اين احتياط ترك نشود.
346 س- ترجمه تلبيه «لبيّك اللّهمّ لبيّك، لبيّك لا شريك لك لبيّك، إنّ الحمد و النّعمة لك و الملك لا شريك لك» چيست؟
ج- ترجمه جمله مذكور چنين است: «خدايا دعوت تو را با كمال ميل اجابت مىكنم، با كمال ميل اجابت مىكنم دعوت تو را، اجابت مىكنم دعوت تو را با كمال ميل، شريكى نيست مر تو را، اجابت مىكنم با كمال ميل دعوت تو را، همانا ستايش و نعمت و ملك براى تو است، شريكى براى تو نيست. و اگر كلمه دعوت را هم نگويد (در مواردى كه بايد ترجمه را بگويد) كفايت مىكند.
347 س- اگر بعد از خروج از ميقات در بين راه متوجه شود كه تلبيه را نگفته، يا نيّت نكرده، و يا به جهت ديگر احرامش درست نيست، و چنانچه بخواهد از همانجا به ميقات برگردد ميسر نيست ولى اگر بيايد مكه امكان دارد برگردد، آيا مىتواند بيايد مكه و به ميقات برگردد، يا بايد از همانجا محرم شود؟
ج- اگر مىتواند ولو از مكه به ميقات برگردد، براى عمل واجب نمىتواند از غير ميقات محرم شود، ولى براى دخول مكه از ادنى الحل به نيت عمره مفرده محرم شود، و بعد از اعمال آن، به يكى از مواقيت معروف برود، و براى عمره تمتع احرام ببندد.