مسائل متفرّقه
مسأله 1021- سجده بر سنگفرشهاى مسجد الحرام و مسجد النبى (ص) جايز است.
مسأله 1022- در صورت ازدحام شديد در پشت مقام حضرت ابراهيم عليه السّلام كه مراعات عدم محاذات با زنها در حال نماز ممكن نيست، و زنها برابر مردها و يا جلوتر نماز مىگزارند، نماز صحيح است ولى كراهت دارد.
مسأله 1023- مسافر در مسجد الحرام و مسجد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، بلكه در تمام شهر مكّه و مدينه مىتواند نماز را تمام بخواند.
مسأله 1024- بنا بر اقوى نماز جماعت به حالت استداره در اطراف كعبه جايز است، اگر چه احتياط آن است كه مأموم مقدّم بر امام نباشد، يعنى بايد طورى بايستد كه فاصله او با كعبه با فاصله امام با كعبه مساوى و يا بيشتر باشد.
مسأله 1025- نماز با عامّه در حال ضرورت بىاشكال است، و در غير حال ضرورت شركت در جماعت آنان خوب است، لكن نماز را با شرايط كامل اعاده كند.
مسأله 1026- در وقتى كه در «مسجد الحرام» يا «مسجد النبى» نماز جماعت منعقد شد، مؤمنين از آنجا خارج نشوند، و در جماعت شركت كنند.
مسأله 1027- مأمورينى كه مىخواهند بدون احرام در عرفات و منى باشند، و نمىتوانند در آنجا با احرام باشند، مىتوانند براى ورود به مكه، عمره مفرده انجام دهند، و براى حج محرم نشوند، ولى كسى كه مستطيع است نبايد اين كار را قبول كند، و بايد عمره و حج تمتع بجا آورد. و در هر صورت اگر محرم شد، و با لباس مخيط بود، حج او صحيح است، و بايد كفاره بدهد.
1028 س- در تطهير مسجد الحرام به نحوى كه عين نجاست را برطرف مىكنند و بعد با ظرف آب مىريزند و مىشويند و از هر طرف با آب قليل شسته مىشود، انسان به نجاست تمام مسجد علم عادى پيدا مىكند، آيا جواز سجده بر آن سنگها از باب عسر و حرج است يا جهت ديگر؟
ج- علم پيدا نمىشود، و با فرض شك نبايد اعتناء شود.
1029- كسى خيال مىكرد كه بر سنگهاى فرش شده در مسجد الحرام- زاده اللّه شرفا- سجده صحيح نيست، و بر پشت دست سجده مىكرده است، نمازهايى كه به اين نحو خوانده چه حكمى دارد؟
ج- صحيح نيست.
1030 س- حصيرهايى كه در حجاز مورد استفاده حجاج ايرانى و غير ايرانى واقع مىشود، سجده بر آن جايز است يا خير، با ملاحظه اينكه حصير مزبور با نخ مخلوط است؟
ج- اگر عرفا روى حصير سجده مىشود مانع ندارد.
1031 س- منظور از مشقت و حرج شخصى است يا نوعى؟
ج- اگر حكم دائر مدار حرج و مشقت باشد، شخصى آن منظور است.
1032 س- آيا مصرف كنسروهاى گوشت و ماهى خارجى كه در بازار مسلمين به فروش مىرسد، جايز است يا نه؟
ج- اگر ندانند از كجا وارد شده، يا بدانند كه از بلاد مسلمين است مانع ندارد، و اگر بدانند از بلاد كفر وارد مىشود، در صورتى محكوم به حلّيت است كه واردكننده مسلمان باشد، و احتمال بدهند كه احراز تذكيه آن را كرده، و در دسترس مسلمين قرار داده است.
1033 س- شخصى مقلد هيچ يك از فقها نبوده، حال مىخواهد تقليد كند، در اين مدت مكه هم رفته است، آيا عبادتهاى او مثل نماز و روزه و حجش صحيح است يا نه؟
ج- اگر اعمالش مطابق فتواى كسى كه بايد از او تقليد كند باشد صحيح است.
1034 س- آيا مقدارى از سنگ صفا و مروه را مىشود با خود آورد يا نه؟ و اگر آورده وظيفهاش چيست؟
ج- از صفا و مروه جايز نيست، و بايد برگرداند.
1035 س- آيا حائض و جنب مىتواند از مقدار توسعه يافته مسجد الحرام و مسجد النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عبور كنند يا خير؟
ج- نمىتوانند.
1036 س- قرآنهايى كه در مسجد الحرام است، بر بعضى نوشته شده كه وقف است، ولى بر بعضى ديگر نوشته نشده است، شايع است آنها كه كلمه وقف و يا عبارت ديگرى كه مفهم وقف بودن باشد ندارد جايز است بردارند، و چنين كارى احيانا شده است، بفرماييد جايز است يا نه؟
ج- برداشتن آنها بدون اينكه از متصدى ذى ربط اجازه بگيرند، جايز نيست، و بايد برگردانده شود.
1037 س- استطاعت نسبت به حج منذور، مقدمه وجوب است يا مقدمه واجب، يا فرق است بين نذر حجة الاسلام و نذر غير آن؟
ج- اگر نذر حجة الاسلام باشد، استطاعت شرط وجوب حج است، و موجب تحقق نذر، و اگر نذر غير حجة الاسلام باشد، استطاعت شرعيه نه شرط وجوب حج است، و نه شرط صحت نذر، بلكه قدرت عقليه بر حج، شرط صحت و انعقاد نذر است.
1038 س- در مورد جماع پيش از سعى در عمره تمتع يا هر موردى كه عمره، فاسد شده باشد، در صورتى كه فرصت اتمام آن نباشد، در مناسك مذكور است كه: «آن عمره فاسده را قطع كند و اعاده نمايد»، بفرماييد قطع آن به چه نحو است، آيا به تقصير و محرم شدن مجدد است، يا با همان احرام قبلى اعمال عمره را دوباره انجام دهد؟
ج- ظاهرا مراد از (قطع) رها كردن عمره فاسده، و از سر گرفتن عمره است به رفتن به ميقات و محرم شدن از ميقات، و بهتر آن است كه رجاءا محرم شود و عمره را انجام دهد، و اگر سال بعد هم حج نمايد اولى و احوط است.
1039 س- در موردى كه عمره تمتع فاسد مىشود، مثل مورد جماع قبل از سعى، چنانچه فرصت براى اتمام و اعاده باقى باشد، و با اين حال عمره فاسده را تمام نكند، و اكتفاء به اعاده عمره نمايد، مجزى است يا خير؟
ج- اگر چه ممكن است گفته شود كه عمل مزبور صحيح، و مجزى از حجة الاسلام است، لكن احتياط است كه حج تمتّع را در سال بعد اعاده نمايد، و يك عمره مفرده هم به قصد ما في الذمّه بجا آورد.
1040 س- آيا قاعده تجاوز را در اعمال و افعال عمره و حج جارى مىدانيد يا خير؟
ج- بلى جارى است.
1041 س- اگر حملهدار و يا كارگران كاروان حج، براى اجاره منزل به مكه بروند، و در مسجد تنعيم به نيّت عمره مفرده محرم شوند، و بعد از اعمال عمره به جده و يا به مدينه مراجعت كنند، دوباره براى اعمال حج و عمره تمتع از ميقات محرم شوند، جايز است يا خير؟
ج- مانعى ندارد، به شرط آن كه اجير براى حج تمتّع بلدى نباشد- بنا بر احتياط-. لكن عبور از ميقات بدون احرام معصيت دارد.
1042 س- طواف مستحبى بعد از احرام حج تمتّع جايز است يا خير؟
ج- اقوى جواز و احوط ترك آن است.
1043 س- آيا بيابان عرفات و مشعر و منى جميعا حرم محسوب است يا اينكه عرفات خارج از حرم است؟
ج- حدود حرم مشخص است، عرفات جزء حرم نيست، و منى و مشعر جزء حرم است.
1044 س- شخصى مؤسس سينما است، و امسال به حج مشرّف شده، و در مراجعت از حج باز هم به كار خود ادامه مىدهد، اكنون راجع به اين شخص چه مىفرماييد؟
ج- تأسيس و بناء مؤسساتى كه سبب گمراهى و فساد اخلاق جامعه اسلام است و كمك به آن به هر نحو باشد حرام است.
اميد است ان شاء اللّه شخص مذكور با مشاهده نمونههاى عالم قيامت از اين اجتماع دينى در مكه معظمه متنبه گردد، و مخصوصا آتشسوزى وادى منى سبب عبرت و بيدارى او بشود، و توجه او همچنان به خداوند قهار جلب شود، كه از روى حقيقت از گناهان گذشته توبه كند، و توبه خود را نشكند، و همچنان كه سزاوار و شايسته مسلمانان حقيقى است موافق رضاى حق تعالى عمل كند.
1045 س- از بعض علما شنيده شده: «روايت داريم موقعى كه حاج از مكه برگشت تا چهار ماه گناهى بر او نوشته نمىشود»، از مقام شامخ مستدعى هستم اولا بفرماييد كه آيا اينطور روايتى داريم يا نه، و بر فرض بودن روايت، سندش صحيح است يا نه؟
و در صورت صحّت سند آن روايت را چطور معنى نماييم؟
ج- بلى اين مضمون در احاديث شريفه وارد شده، ولى در بعض احاديث مقيد به عدم اتيان كبيره شده، و در بعض ديگر مقيد شده به عدم اتيان موجبه.
شيخ الطائفه- قدّس سرّه- در تهذيب جلد پنجم، صفحه نوزده و بيست، طبع جديد- در باب ثواب الحج- به سند صحيح از معاوية بن عمّار از حضرت صادق عليه السّلام حديثى روايت كرده، كه در ذيل آن مىفرمايد:
«أنّى لك أن تبلغ ما يبلغ الحاج، قال ابو عبد اللّه عليه السّلام:
و لا تكتب عليه الذنوب اربعة اشهر، و تكتب له الحسنات الّا أن يأتى بكبيرة».
بنابراين گناهانى كه در اين چهار ماه نوشته نمىشود صغيره است، و اين مطابق با مفاد آيه كريمه«إن تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفّر عنكم سيّئاتكم»مىباشد.
و ثقة الاسلام كلينى رضوان اللّه عليه در جامع كافى جلد چهارم صفحه دويست و پنجاه و چهار، طبع جديد- باب فضل الحج و العمره و ثوابها- به سند خود از سعد اسكاف از حضرت ابو جعفر عليه السلام روايتى در فضل حاج نقل كرده است، كه در ذيل آن امام عليه السّلام مىفرمايد:
«فاذا قضى نسكه غفر اللّه له ذنوبه و كان ذو الحجة و المحرم