رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره كسى كه به نماز خود اهميّت نمىدهد فرمود:
«يَرْفَعُ اللَّهُ الْبَرَكَةَ مِنْ عُمْرِهِ وَ ... رِزْقِهِ» «1» خداوند بركت را از عُمر و روزى او مىبرد 2- جرأت يافتن بر گناه و خيانت ترك واجب مهمّى مثل نماز انسان را در برابر ديگر اوامر و فرامين الهى جسور و گستاخ مىكند و در نتيجه ارتكاب گناهان برايش آسان مىشود. در اين باره نيز رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«... فَمَنْ ضَيَّعَ الصَّلاةَ فَانَّهُ لِغَيْرِها اضْيَعُ» «2» هر كه نماز را ضايع كند، غير آن را بيشتر ضايع مىكند.
3- بىدينى نماز بارزترين نشانه بندگى خدا و ارتباط انسان با اوست و كسى كه اين نشانه را ندارد از دين خدا بىبهره است. همان بزرگوار مىفرمايد:
«الصَّلاةُ عِمادُ الدّينِ فَمَنْ تَرَكَ صَلَواتَهُ مُتَعَمِّداً فَقَدْ هَدَمَ دينَهُ» «3» نماز ستون دين است و هر كس نمازش را از روى عمد ترك كند، دين خود را منهدم ساخته است.
4- پوچى اعمال كسى كه نماز را ترك مىكند در واقع رشته پيوند خود را با خداوند بريده است.
در اين صورت نمىتواند براى ساير اعمالش از خداوند انتظار پاداش داشته باشد. پيامبر بزرگوار اسلام در اين باره مىفرمايد:
«مَنْ تَرَكَ صَلاتَهُ حَتَّى تَفُوتَهُ مِنْ غَيْرِ عُذْرٍ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ» «1» هركس نمازش را بدون عذر ترك كند (ساير) اعمالش نيز پوچ مىشود.
5- محروميّت از شفاعت به تصريح پيشوايان معصوم اسلام، سبك شمردن نماز موجب محروميّت انسان از شفاعت آن بزرگواران مىشود تا چه رسد به ترك آن كه به طريق اولى محروميّت از شفاعت را در پى خواهد داشت. امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
«إِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلاةِ» «2» همانا شفاعت ما به كسى كه نماز را سبك مىشمارد نمىرسد.
6- ورود به جهنّم و همنشينى با شيطان از ديگر آثار ترك نماز ورود به جهنم است، ليكن كيفيّت عذاب و جايگاه بىنماز در جهنّم با ساير دوزخيان فرق دارد. امام صادق عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«لا يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الى عَبْدٍ وَ لا يُزكّيهِ اذا تَرَكَ فَريضَةً مِنْ فَرائِضِ اللَّهِ ... فَهذا مَعَ ابْليسَ فِى الدَّرْكِ السَّابِعِ مِنَ النَّارِ» «3» خداوند به بندهاى كه واجبى از واجبات او را ترك كند، نگاه نمىكند و او را پاك نمىگرداند ...
پس او در طبقه هفتم دوزخ همنشين شيطان خواهد بود.
پرسش 1- مهمترين تفاوت نماز با ساير دستورات الهى در چيست؟
2- پنج مورد از آثار نماز را نام ببريد.
3- چگونه نماز انسان را از فحشا و گناه بازمىدارد؟
4- عواقب ترك نماز را بنويسيد.
5- امام صادق عليه السلام بىنماز را در جهنّم همنشين چه كسى مىداند؟
درس چهاردهم: نمازهاى مستحبى نمازهاى مستحبى زياد است و آنها را «نافله» گويند و بين نمازهاى مستحبى به خواندن نافلههاى شبانهروز بيشتر سفارش شده و آنها در غير روز جمعه، 34 ركعتند كه هشت ركعت نافله ظهر و هشت ركعت نافله عصر و چهار ركعت نافله مغرب و دو ركعت نافله عشا «1» و يازده ركعت نافله شب و دو ركعت نافله صبح مىباشد «2» در اسلام تأكيد فراوانى بر انجام نمازهاى مستحبى شده و ثوابهاى زيادى نيز براى آن منظور گرديده است كه شمارش آنها، از حوصله درس خارج است. در اينجا تنها به ذكر يك روايت تبرّك مىجوييم: رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
«إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبالًا وَ إِدْباراً فَإِذا أَقْبَلَتْ فَتَنَفَّلُوا وَ إِذا أَدْبَرَتْ فَعَلَيْكُمْ بِالْفَريضَةِ «3» دلها را آمادگى و بىرغبتى است؛ هرگاه آمادگى داشتند، نافله بخوانيد و اگر بىرغبتى نشان دادند بر شما باد كه بر نماز واجب بسنده كنيد.
فلسفه نوافل مىدانيم كه هر كار مستحبى اعم از نماز و غير آن، عملى است كه براى استحباب آن از سوى شرع حكمتى وجود دارد و داوطلبانه به دلخواه شخص انجام مىگيرد كه در اين صورت پاداش نيكو دارد و اگر هم انجام ندهد، عقاب و عذابى در كار نيست. در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه فلسفه و علت تشريع كارهاى مستحب از جمله نمازهاى نافله
چيست؟ در پاسخ گوييم چنين كارى دو علّت مهم و اساسى داشته است:
الف- تأكيد بر حفظ نمازهاى واجب نمازهاى مستحبى، نمازهاى واجب را در برابر گردبادهاى اهمال و سهلانگارى محافظت مىكنند وقصد وسوسه و دستبرد شيطان به وسيله آنها شكسته و دفع مىگردد.
به عبارت ديگر، نمازهاى مستحبى سبب تقويت نمازهاى واجب در برابر آسيبها و حوادث احتمالى است. حمّاد بن عبداللّه گويد: علّت تشريع نمازهاى نافله را از امام صادق عليه السلام جويا شدم.
ايشان پاسخ داد:
علّت چنين كارى تأكيد بر نمازهاى واجب بوده است؛ زيرا اگر نماز مردم جز همين چهار ركعت نماز ظهر نبود، به آن اهميت چندانى نمىدادند و احتمال داشت كه توفيق انجام آن را از دست بدهند، ولى وقتى نافله هم به آن اضافه شده، به خاطر زياد بودنش در انجام آن تعجيل مىكنند، همچنين است نماز عصر ... «1» نكته ديگر اينكه وضع نمازهاى مستحبى، لطف و عنايتى است از جانب خدا براى بندگان، به اين بيان كه بيشتر مردم در بجاى آوردن نمازهاى واجب، از نظر آداب و شرايط پذيرش و گزاردن نمازى خداپسند، كوتاهى مىورزند، از اين رو، خداوند، نمازهاى نافله را راه جبران اين نقيصه قرار داده است: شخصى به نام «ابوبكر» گويد:
«حضرت امام باقر عليه السلام از من پرسيد: آيا مىدانى نمازهاى مستحب براى چه وضع شده است؟
عرض كردم: فدايت شوم نمىدانم. فرمود:
«لِأَنَّهُ إِنْ ك اخلاق عبادى(ج2) 129 درس پانزدهم: دعا و مناجات انَ فِى الْفَريضَةِ نُقْصانٌ قُضِيَتِ النَّافِلَةُ عَلَى الْفَريضَةِ حَتَّى تَتُمَّ» «2» براى اينكه اگر در نماز واجب كمبودى باشد، نافله آن را جبران كند تا كامل شود.
امام كاظم عليه السلام نيز فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى أَتَمَّ صَلاةَ الْفَريضَةِ بِصَلاةِ النَّافِلَةِ وَ أَتَمَّ صِيامَ الْفَريضَةِ بِصِيامِ النَّافِلَةِ» «1» خداوند بزرگ، نماز واجب را با نماز نافله و روزه واجب را با روزه مستحب كامل كرده است.
ب- باز بودن مسير تكامل تشريع انواع عبادتها در اديان الهى براى تكامل و تقرّب انسان به خدا صورت گرفته است كه عبادتهاى واجب، حدّ ضرورى و لازم آن است و هر كس مكلّف است با انجام آن خود را به چنين مرزى برساند.
از طرف ديگر، براى آنكه مؤمن توقّف نكند و راه تقرّب بيشتر به رويش باز باشد، عبادتهاى اختيارىِ فراوانى فرا روى او قرار گرفته تا بتواند بدين وسيله سير تكاملى خويش را ادامه دهد. پس هر كه عبادتش بيشتر باشد، تقربش بيشتر است. شاهد اين گفتار، سخن امام كاظم عليه السلام درباره قرآن است:
«... دَرَجاتُ الْجَنَّةِ عَلى قَدْرِ اياتِ الْقُرآنِ يُقالُ لَهُ اقْرَأْ وَارْقَ فَيَقْرَا ثُمَّ يَرْقى ...» «2» درجات بهشت به تعداد آيههاى قرآن است. به او (مؤمن) گفته مىشود (آيههاى قرآن را) بخوان و بالا برو، او هم مىخواند و بالا مىرود.
حضرت رضا عليه السلام در اين باره فرموده است:
بدانيد كه نمازهاى نافله بهخاطر تفاوت مردم در توانشان تشريع شده است؛ زيرا برخى از برخى قوىترند. نمازهاى واجب براى پايينترين سطح وضع شده، سپس مستحبات در پى آن آمدهاست تا قوى و ضعيف در حد توانشان عمل نمايند، بنابراين هيچ كس فراتر از توانش مكلّف نشده است ... همچنين است روزه و حج و براى هر واجبى، مستحبى بدين معنا وجود دارد. «3»
تجلّى عشق به معبود پس از آنكه مؤمن طعم شيرين عشق الهى را در نمازهاى واجب چشيد در پى ارتباط بيشتر با معبود خويش به دامن مستحبات چنگ مىزند و براى جلب توجّه معشوق بىهمتا، هديه گرانقدر و زيبايى به نام «نماز مستحبى» را پيش كش مىآورد. حضرت رضا عليه السلام فرمود:
«حَسِّنُوا نَوافِلَكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّها هَدِيَّةٌ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ» «1» نمازهاى نافله را زيبا ادا كنيد و آگاه باشيد كه آنها هديهاى به پيشگاه خداى بزرگ است.
نماز شب در ميان نوافل روزانه، ماهانه و سالانه، نماز شب از فضيلت بيشترى برخوردار است كه قرآن و روايات بر آن تأكيد فراوان دارند. قرآن مجيد با لحن بسيار شوقآور از شب بيداران زندهدل ياد كرده مىفرمايد:
«تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ» «2» از بستر خواب پهلو تهى كنند، پروردگارشان را با بيم و اميد بخوانند و از آنچه روزىشان كردهايم انفاق كنند.
مرحوم طبرسى از امام باقر و امام صادق عليهما السلام نقل مىكند كه:
«منظور از مؤمنان در اين آيه شب زندهدارانى هستند كه براى اقامه نماز شب از بستر گرم خويش برمىخيزند. «3» آنگاه در ادامه آيه، قرآن مجيد از پاداش بزرگ و نفيسى كه خداوند به زاهدان شب عنايت مىكند خبر داده مىفرمايد:
«فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِىَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ» «1» هيچ كس نمىداند كه در ازاى كارى كه انجام دادهاند، چه (پاداش مهم و) چشم روشنىاى براى آنها نهفته شده است! حضرت امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه شريفه فرمود:
«ما مِنْ حَسَنَةٍ إِلَّا وَ لَها ثَوابٌ مُبَيَّنٌ فِى الْقُرانِ إِلَّا صَلاةُ اللَّيْلِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ اسْمُهُ لَمْ يُبَيِّنْ ثَوابَها لِعِظَمِ خَطَرِها قالَ: فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ» «2» هيچ كار نيكى نيست جز آنكه پاداشش در قرآن بيان شده است مگر نماز شب كه خداوند به خاطر عظمت شأن آن ثوابش را برملا نكرده و فرموده است: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ».
ممكن است در اينجا اين سؤال پيش آيد كه چرا پاداش عظيم نماز شب مخفى نگاه داشته شده است؟ اين سؤال را به سه شكل مىتوان پاسخ داد:
1- كارهاى ارزشمند و عظيم چنان است كه حقيقت آنها به سادگى قابل درك نيست، در عين حال پنهان داشتن پاداش آنها نشاط انگيزتر است.
2- قرّةالعين و چشم روشنى، آن قدر بزرگ و گسترده است كه دانش انسان از رسيدن به تمام خصوصيات آن ناتوان است.
3- چون «نماز شب» مخفيانه و دور از چشم ديگران انجام مىگيرد، پاداش آن نيز پنهان و دور از چشم مردمان است. «3» رهبران بزرگوار اسلام نيز با تعبيرهاى گوناگونى مردم را به انجام اين عمل بزرگ تشويق مىكردند كه در اينجا به يك نمونه آن بسنده مىكنيم؛ معاذ بن جبل گويد:
«روزى رسول اكرم صلى الله عليه و آله به من فرمود: اگر مايلى راههاى خير را به تو نشان بدهم. سپس فرمود: «... قِيامُ الرَّجُلِ فى جَوْفِ اللَّيْلِ يَبْتَغى وَجْهَ اللَّهِ» «4» (يكى از راهها) برخاستن مرد در دل شب در پى يافتن رضاى خداست.