امامان، مساجد، امامزادههاى معتبر، مزار گلگون شهدا و ...
امام رضا عليه السلام درباره دعا كردن در شهر مقدّس مكّه فرمود:
«هيچ كس در اين كوهها (مكّه) نايستاد (و دعا نكرد) مگر اينكه مستجاب شد. اما دعاهاى مؤمنان در امور آخرتشان و دعاى كفّار در امور دنياشان به اجابت مىرسد.» «1» در جوار قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز دعا به اجابت مىرسد. «2» همچنين كنار مرقد مطهّر سيدالشهدا، حسين بن على عليه السلام از مكانهايى است كه دعا مستجاب مىشود. «3» اسباب و عوامل اجابت علاوه بر آداب ظاهرى دعا، عوامل ديگرى نيز در استجابت دعا مؤثرند كه در اينجا به اختصار مىآوريم:
اٌلف- قطع اميد از غير خدا قطع اميد از غيرخدا عزم دعاكننده را در توسل به پروردگار و مبدأ هستى قوىتر كرده با خلوص بيشترى خواستههاى خود را از درگاه خدا طلب مىكند.
امام صادق عليه السلام در اين باره فرمود:
هرگاه يكى از شما اراده كرد كه هر چه از خدا بخواهد به او بدهد بايد از همه مردم نااميد شود و جز به خدا اميدوار نباشد. اگر خداوند اين حالت را در قلب دعا كننده يافت هر چه از او درخواست شود عطا مىكند. «4» ب- دعاى دستهجمعى از ديگر عوامل مؤثر در اجابت دعا، گروهى بودن آن است و اين نشانه اهتمام اسلام
به جمع و اجتماع است. يكى از حكمتهاى آن، اين است كه هر چه افراد، بيشتر باشند، هر يك به سهم خود و نسبت به خصايل نيكويى كه دارند، نظر پروردگار را جلب و دعا را به هدف اجابت نزديكتر مىكنند. امام صادق عليه السلام فرمود:
«هرگاه امرى پدرم (امام باقر عليه السلام) را محزون مىكرد، زنان و كودكان را جمع نموده دعا مىكرد و آنها آمين مىگفتند.» «1» ج- واسطه قرار دادن اهلبيت عليهم السلام گاهى جرم و اشتباه بهگونهاى است كه انسان بايد شخص و يا اشخاص صاحب نفوذ و محترمى را واسطه قرار دهد تا مورد عفو و بخشش قرار گيرد. در دعا نيز چنين است اگر انسان هنگام دعا اولياى مقرب درگاه خدا را واسطه قرار دهد بهخاطر آنها دعا به اجابت نزديكتر مىگردد. در ميان امت اسلامى هيچ كس از پيامبر و خاندانش نزد خدا محبوبتر نيست. خداوند، خود فرموده است:
«محبوبترين و گرامىترين بندگانم نزد من محمّد و على، حبيب و ولى من هستند، هر كس به وسيله آن دو و خاندان پاكشان از من چيزى بخواهد خواستهاش را رد نمىكنم.» «2» رسول اكرم صلى الله عليه و آله نيز فرمود:
«... إِجْعَلُونى فى أَوَّلِ الدُّعاءِ وَ فى اخِرِهِ وَ وَسَطِهِ» «3» مرا در اول، وسط و آخر دعا قرار دهيد.
موانع اجابت همانطور كه عواملى موجب تسريع در اجابت دعا مىشود، عللى نيز مانع اجابت دعا مىگردند كه به شرح زير است:
الف- گناه گناه، دشمن ديرينه و خطرناك انسان و دور كننده او از نعمتهاى مادّى و معنوى است و مانع بزرگى در مسير كمال او محسوب مىشود.
دعاى فرد گنهكار بهاجابت نمىرسد و نالههايش خريدار ندارد. امام باقر عليه السلام فرمود:
انسان گاهى حاجتى دارد و از خدا طلب مىكند و خداوند ضمن قبول آن انجامش را به وقت مناسبى وامىگذارد، ولى بنده در اين مدّت مرتكب گناه مىشود. خداوند به مأمور اجابت دعا امر مىكند: خواستهاش را اجابت نكن و او را از اين لطف محروم نما كه خشم ما را برانگيخت و شايسته بىاعتنايى گرديد. «1» شخصى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت: دوست دارم كه دعايم مستجاب شود، حضرت به وى فرمود:
«طَهِّر مَأكَلَكَ وَ لا تُدْخِلْ بَطْنَكَ الْحَرامَ» «2» خوراك خود را پاكيزه كن و غذاى حرام نخور.
ب- تقاضاى اخلاق عبادى(ج2) 140 حكمت روزه ص : 139 امر محال و يا غير جايز اجابت دعا از جانب خداى سبحان پس از حصول شرايط در صورتى است كه آنچه از خدا خواستهايم ممكن و مشروع باشد. به عبارت ديگر، دعا در مسير مصلحت خلقت انجام گيرد و دعاى انحرافى نباشد. از حضرت على عليه السلام سؤال شد:
«فَأَىُّ دَعْوَةٍ أَضَلُّ؟ قالَ: الدَّاعى بِما لا يَكُونُ» «3» كدام دعا گمراهى است؟ فرمود: دعا كردن و خواستن كارهاى نشدنى و غير ممكن.
ج- عدم مصلحت توانايى و قدرت خدا در انجام خواسته بندگان مورد ترديد نيست، ولى گاهى مىشود بنده، چيزى را مىخواهد كه به مصلحت او نيست در حالىكه خود نمىداند و خداوند كه به همه جوانب زندگىاش آگاه است به دليل لطفى كه به بندگانش دارد آن دعا را مستجاب نمىكند:
«عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» «1» چهبسا چيزى بر شما ناگوار و ناخوشايند باشد درحالىكه خير و صلاح شما در آن است (و شما نمىدانيد) و همچنين شايد چيزى را دوست بداريد كه ضرر شما در آن باشد و خدا آگاه است و شما بىخبريد.
د- مهيا نبودن شرايط و زمان اجابت مناسب نبودن زمان و شرايط ازجمله موانع اجابت دعاست. چهبسا شخص دعا كننده گمان كند كه خواستهاش رد شده و نااميد گردد در حالىكه نبايد قطع اميد كند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
«إِنَّ الْمُؤْمِنَ لِيَدْعُوا فَيُؤَخَّرُ إِجابَتُهُ إِلى يَوْمِ الْجُمُعَةِ» «2» مؤمن دعا مىكند و خداوند اجابت آن را تا روز جمعه عقب مىاندازد.
پرسش 1- ارزش دعا و مناجات در اسلام را بيان كنيد.
2- آداب دعا را بيان كرده، مقدارى توضيح دهيد.
3- دو عامل از عوامل اجابت دعا را ذكر كنيد.
4- موانع اجابت دعا چيست؟
درس شانزدهم: روزه روزه آن است كه انسان براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب از چيزهايى كه روزه را باطل مىكند ... خوددارى نمايد. «1» «روزه» در فرهنگ اسلام از جايگاه والايى برخوردار است و آثار و بركات فراوانى با خود به ارمغان مىآورد و از معدود عباداتى است كه منحصر به امّت اسلامى نبوده و ساير امتهاى پيش از اسلام نيز موظف به انجام آن بودهاند.
ميهمانى خدا پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از روزه با عنوان «ضيافةالله» يعنى مهمانى الهى ياد مىكند و درباره ماه رمضان مىفرمايد:
«هُوَ شَهْرٌ دُعيتُمْ فيهِ الى ضِيافَةِ اللَّهِ» «2» رمضان، ماهى است كه در آن، به ميهمانى خدا خوانده شدهايد.
حضرت امام خمينى قدس سره درباره «ضيافةالله» مىفرمايد:
شماها در ماه مبارك رمضان، مهمان خدا هستيد، مهماندار خداست، و مخلوق، مهمان اوست ... ما بايد حساب كنيم ببينيم كه اين ضيافت چى بوده است و ما چقدر راه يافتيم به اين ضيافت ... اين ضيافت، همهاش ترك است، ترك شهوات از قبيل خوردنىها و نوشيدنىها و جهات ديگرى كه شهوات انسان اقتضا مىكند. خداوند دعوت كرده ما را به
اينكه شما بايد وارد بشويد در اين مهمانخانه و اين ضيافت هم جز ترك، چيزى نيست. ترك هواها، ترك خوردنىها، ترك منىها، منيتها ... من به شما آقايان و به هر كس كه اين كلمات مىرسد و خصوصاً طبقه جوان عرض مىكنم كه آيا در اين مهمانخانه رفتيد؟ استفاده كرديد؟ از شهوات، خصوصاً شهوات معنوى، چشم پوشيديد؟
«1» خداوند با فراخوانى مؤمنان به مهمانسراى خويش، در واقع آنان را از زندگى مادّى كه سفره مشترك انسان و حيوان، مؤمن و كافر، و نيكوكار و بدكار است جدا كرده و در جوار خويش جاى داده است. در اين جشن پرشكوه:
ميزبان: خداوند بزرگ.
قاصد: رسول بزرگوار اسلام.
نامه دعوت: قرآن مجيد.
ميهمان: بندگان مؤمن.
پذيرايى كننده: فرشتگاه الهى.
و موعد: ماه مبارك رمضان است.
خداوند براى هر چه باشكوه برگزار كردن اين جشن بزرگ، تحفههاى زيرا را به ميهمانان خويش تقديم مىكند:
آنها را كرامت ويژه مىبخشد؛ نفس كشيدن آنها را «تسبيح» محسوب مىكند؛ خواب آنها را عبادت مىداند؛ اعمالشان را مىپذيرد؛ دعايشان را مستجاب مىكند؛ درهاى بهشت را به رويشان باز مىكند؛ درهاى دوزخ را بكلى مىبندد؛ شياطين را به زنجير مىكشد؛
به هر آيهاى كه تلاوت كنند، ثواب يك ختم قرآن مىدهد. «1» حكمت روزه روزه هم مانند ساير احكام متين اسلام، از حكمت و مصلحت خاصى سرچشمه مىگيرد. روايات متعدّدى با تعبيرهاى گوناگون، گوشهاى از حكمت نهفته آن را بيان مىكند. در زير به چهار مورد آن اشاره مىكنيم:
الف- اخلاص و خودسازى حضرت زهرا عليها السلام فرموده است:
«فَرَضَ اللَّهُ الصِّيامَ تَثْبيتاً لِلْإِخْلاصِ» «2» خداوند، روزه را براى تثبيت اخلاص (در دل مردم) واجب كرده است.
«صائم» با خوددارى از خواستههاى نفسانى، فرمان خدا را به اجرا مىگذارد و با عالم ملكوت پيوند معنوى برقرار مىكند و چون كارهاى حيوانى را رها كرده است درونش صفا و جلا مىيابد. همينطور همگام با امساك از لذّات جسمانى، از لذّتهاى حرام روحانى نيز پرهيز مىكند.
ب- تعديل قواى جسمانى دوّمين حكمتى كه در روزه نهفته است، تعديل و تنظيم بدن صائم است؛ به اين بيان كه دستگاههاى مختلف بدن در طول يك سال فعاليت شبانهروزى، ممكن است دچار عارضه و فرسودگى يا خستگى مفرط گردند كه اگر به آنها رسيدگى نشود آسيب كلى ببينند، ازاينرو خداوند حكيم براى حفظ سلامى و ترميم و تعديل قواى جسمانى مؤمن، روزه را واجب كرده است. شاهد اين گفتار، سخن حكيمانه رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه فرمود: