پرسش 1- ارزش دعا و مناجات در اسلام را بيان كنيد.
2- آداب دعا را بيان كرده، مقدارى توضيح دهيد.
3- دو عامل از عوامل اجابت دعا را ذكر كنيد.
4- موانع اجابت دعا چيست؟
درس شانزدهم: روزه روزه آن است كه انسان براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب از چيزهايى كه روزه را باطل مىكند ... خوددارى نمايد. «1» «روزه» در فرهنگ اسلام از جايگاه والايى برخوردار است و آثار و بركات فراوانى با خود به ارمغان مىآورد و از معدود عباداتى است كه منحصر به امّت اسلامى نبوده و ساير امتهاى پيش از اسلام نيز موظف به انجام آن بودهاند.
ميهمانى خدا پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از روزه با عنوان «ضيافةالله» يعنى مهمانى الهى ياد مىكند و درباره ماه رمضان مىفرمايد:
«هُوَ شَهْرٌ دُعيتُمْ فيهِ الى ضِيافَةِ اللَّهِ» «2» رمضان، ماهى است كه در آن، به ميهمانى خدا خوانده شدهايد.
حضرت امام خمينى قدس سره درباره «ضيافةالله» مىفرمايد:
شماها در ماه مبارك رمضان، مهمان خدا هستيد، مهماندار خداست، و مخلوق، مهمان اوست ... ما بايد حساب كنيم ببينيم كه اين ضيافت چى بوده است و ما چقدر راه يافتيم به اين ضيافت ... اين ضيافت، همهاش ترك است، ترك شهوات از قبيل خوردنىها و نوشيدنىها و جهات ديگرى كه شهوات انسان اقتضا مىكند. خداوند دعوت كرده ما را به
اينكه شما بايد وارد بشويد در اين مهمانخانه و اين ضيافت هم جز ترك، چيزى نيست. ترك هواها، ترك خوردنىها، ترك منىها، منيتها ... من به شما آقايان و به هر كس كه اين كلمات مىرسد و خصوصاً طبقه جوان عرض مىكنم كه آيا در اين مهمانخانه رفتيد؟ استفاده كرديد؟ از شهوات، خصوصاً شهوات معنوى، چشم پوشيديد؟
«1» خداوند با فراخوانى مؤمنان به مهمانسراى خويش، در واقع آنان را از زندگى مادّى كه سفره مشترك انسان و حيوان، مؤمن و كافر، و نيكوكار و بدكار است جدا كرده و در جوار خويش جاى داده است. در اين جشن پرشكوه:
ميزبان: خداوند بزرگ.
قاصد: رسول بزرگوار اسلام.
نامه دعوت: قرآن مجيد.
ميهمان: بندگان مؤمن.
پذيرايى كننده: فرشتگاه الهى.
و موعد: ماه مبارك رمضان است.
خداوند براى هر چه باشكوه برگزار كردن اين جشن بزرگ، تحفههاى زيرا را به ميهمانان خويش تقديم مىكند:
آنها را كرامت ويژه مىبخشد؛ نفس كشيدن آنها را «تسبيح» محسوب مىكند؛ خواب آنها را عبادت مىداند؛ اعمالشان را مىپذيرد؛ دعايشان را مستجاب مىكند؛ درهاى بهشت را به رويشان باز مىكند؛ درهاى دوزخ را بكلى مىبندد؛ شياطين را به زنجير مىكشد؛
به هر آيهاى كه تلاوت كنند، ثواب يك ختم قرآن مىدهد. «1» حكمت روزه روزه هم مانند ساير احكام متين اسلام، از حكمت و مصلحت خاصى سرچشمه مىگيرد. روايات متعدّدى با تعبيرهاى گوناگون، گوشهاى از حكمت نهفته آن را بيان مىكند. در زير به چهار مورد آن اشاره مىكنيم:
الف- اخلاص و خودسازى حضرت زهرا عليها السلام فرموده است:
«فَرَضَ اللَّهُ الصِّيامَ تَثْبيتاً لِلْإِخْلاصِ» «2» خداوند، روزه را براى تثبيت اخلاص (در دل مردم) واجب كرده است.
«صائم» با خوددارى از خواستههاى نفسانى، فرمان خدا را به اجرا مىگذارد و با عالم ملكوت پيوند معنوى برقرار مىكند و چون كارهاى حيوانى را رها كرده است درونش صفا و جلا مىيابد. همينطور همگام با امساك از لذّات جسمانى، از لذّتهاى حرام روحانى نيز پرهيز مىكند.
ب- تعديل قواى جسمانى دوّمين حكمتى كه در روزه نهفته است، تعديل و تنظيم بدن صائم است؛ به اين بيان كه دستگاههاى مختلف بدن در طول يك سال فعاليت شبانهروزى، ممكن است دچار عارضه و فرسودگى يا خستگى مفرط گردند كه اگر به آنها رسيدگى نشود آسيب كلى ببينند، ازاينرو خداوند حكيم براى حفظ سلامى و ترميم و تعديل قواى جسمانى مؤمن، روزه را واجب كرده است. شاهد اين گفتار، سخن حكيمانه رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه فرمود:
«صُومُوا تَصِحُّوا» «1» روزه بگيريد تا سالم بمانيد.
ج- تمرين تقوا و تقويت اراده سوّمين حكمت مهمّ روزهدارى، ممارست و تمرين «پرهيزكارى» است. مسلمان با تمرين يك ماهه خود در ماه مبارك رمضان، از ارضاى تمايلات نفسانى خوددارى مىكند تا به نفس خويش بقبولاند كه توانايى ايستادگى در برابر كارهاى ناروا را دارد.
به عنوان نمونه روزهدار:
با نخوردن غذاى حلال خود، تمرين مىكند كه به اموال ديگران دست درازى نكند، با نرفتن نزد همسر خويش مىآموزد كه مىتوان به ناموس ديگران چشم طمع نينداخت و با نكشيدن سيگار در يك روز و يك ماه مىآموزد كه مىتوان آن را بكلى ترك كرد و با بستن زبان از دروغ بر خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله ياد مىگيرد كه هر كلامى را بر زبانش ج اخلاق عبادى(ج2) 146 جايگاه حج در اسلام ص : 146 ارى نكند.
مسأله تمرين تقوا و افزايش درجه آن را قرآن در آيه «روزه» بصراحت بيان كرده و پس از بيان وجوب روزه فرموده است:
«لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» «2» شايد شما تقوا پيشه كنيد.
د- كم شدن فاصله فقير و غنى احساس نياز و ندارى و چشيدن طعم گرسنگى و تشنگى و محروميت، حكمت ديگر روزه است. بدين معنا ثروتمندان مسلمان كه در طول سال از نعمت و رفاه برخوردارند و هر زمان هر چه اراده كنند در اختيارشان قرار مىگيرد، ديگر چگونه به ياد محرومان باشند؟
و از كجا دريابند كه «گرسنگى» چه دردى است؟ آنان بايد يك ماه با گرسنگى و تشنگى دمساز شوند تا طعم تلخ آن را بچشند و دل رفاه زده آنان قدرى به حال محرومان بسوزد.
از امام حسين عليه السلام پرسيدند: چرا خدا روزه را واجب كرده است؟ فرمود:
«لِيَجِدَ الْغَنِىُّ مَسَّ الْجُوعِ فَيَعُودُ بِالْفَضْلِ عَلَى الْمِسْكينِ» «1» تا توانمند گرسنگى را لمس كند و مازاد بر نياز را بر مستمند باز گرداند.
ه- يادآورى آخرت آخرين حكمتى كه در اينجا به آن مىپردازيم به خاطر آوردن آخرت است.
حضرت رضا عليه السلام طى گفتار متينى اين پرسش را طرح مىكند كه: چرا فرمان روزه دارى بر بندگان صادر شده است آنگاه در پاسخ مىفرمايد:
«لِكَىْ يَعْرِفُوا أَلَمَ الْجُوعِ وَالْعَطَشِ فَيَسْتَدِلُّوا عَلى فَقْرِ الْاخِرَةِ» «2» تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و بر بيچارگى سراى ديگر رهنمون گردند.
از اين رو پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در يكى از خطبههايى كه در آستانه ماه مبارك رمضان ايراد كرد فرمود:
«... وَاذْكُرُوا بِجُوعِكُمْ وَ عَطَشِكُمْ فيهِ جُوعَ يَوْمِ الْقِيمَةِ وَ عَطَشَهُ ...» «3» با گرسنگى و تشنگىتان در اين ماه، گرسنگى و تشنگى روز قيامت را به ياد آوريد.
مراتب روزهدارى امير مؤمنان، على عليه السلام روزه را داراى سه مرتبه دانسته مىفرمايد:
«صَوْمُ الْقَلْبِ خَيْرٌ مِنْ صِيامِ اللِّسانِ وَ صِيامُ اللِّسانِ خَيْرٌ مِنْ صِيامِ الْبَطْنِ» «4» روزه دل بهتر از روزه زبان و روزه زبان برتر از روزه شكم است.
ملا مهدى نراقى اين مراتب را نامگذارى كرده و در توضيح هر يك مىنويسد:
1- روزه عام كه نگهداشتن شكم و شهوت است و فايده آن، رفعتكليف و آزادى از دوزخ است.
2- روزه خاص كه بايستى علاوه بر مرتبه اوّل، چشم، گوش، زبان، دست، پا و ديگر جوارح را نيز از آلوده شدن به گناه حفظ كرد و ثوابهاى وعده داده شده از سوى خدا (بيشتر) به چنين روزهاى تعلق مىگيرد.
3- روزه خاص الخاص كه در اين مرحله، علاوه بر رعايت دو مرحله پيش، دل نيز از افكار دنيوى، اخلاق زشت و همّت پست، روزه مىگيرد و از غير خدا بكلّى گسسته مىگردد. «1» آداب روزهدارى آيا تاكنون ديدهايد كسى در مجلس عزا و سوگوارى، اشعارى شاد و فرحزا بخواند و خوشحال و خندان باشد؟ يا ديدهايد شخصى با شال عزا در مجلس جشن و سرور شركت نمايد و گريه كند؟
اگر پاسختان منفى است دليلتان چيست؟ شايد شما هم به اين مطلب اذعان داشته باشيد كه شركت در هر مجلسى تشريفات خاص خود را مىطلبد.
حال، با توجه به اينكه «صائم» در مدّت روزهدارى، در حريم قدس الهى و ضيافة اللّه داخل مىشود و از سوى پروردگار پذيرايى مىگردد شايسته است آداب ويژه چنين محفلى را مراعات كند تا بيشتر مورد لطف «صاحبخانه» قرار گيرد. اينك برخى از آن آداب:
الف- پرهيز از گناهان هرگناهى، خشم و غضب الهى را برمىانگيزد، امّا در ماه مبارك رمضان، آلوده شدن به گناه، زشتى بيشترى دارد، بدين خاطر ميهمان خدا نبايد گرد آن بگردد.
روزى پيامبر صلى الله عليه و آله درباره ماه مبارك رمضان سخن مىگفت، امير مؤمنان عليه السلام پرسيد:
اى رسول خدا! برترين عمل در اين ماه چيست؟
پيامبر صلى الله عليه و آله پاسخ داد:
پرهيز از هر چه خدا حرام كرده است. «1» با اين وصف، بسيارى از روزهداران اگر دست از گناه نشويند جز تشنگى و گرسنگى طرفى نمىبندند. حضرت زهرا عليها السلام مىفرمايد:
«ما يَصْنَعُ الصَّائِمُ بِصِيامِهِ إِذا لَمْ يَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ» «2» روزهدارى كه زبان، گوش، چشم و اعضا و جوارحشرا (از گناه) حفظ نكند، با روزه خود چهمىكند؟ (يعنى اين روزه چه سودى براى او دارد؟)
ب- انجام واجبات دوّمين وظيفه ميهمان خدا اين است كه بقيه دستورات الهى را ناديده نگيرد كه اين خود، بزرگترين بىادبى در محضر ربوبى است و چنين ميهمانى نزد ملكوتيان انگشتنما مىشود. بهنظر شما آيا روزه داشتن و نماز نخواندن، روزه گرفتن و خمس ندادن، روزهدارى و مردم آزارى و ... با هم سازگارى دارد؟
ج- پرستش و نيايش از ديگر آداب ماه خدا، نيايش و پرستش داوطلبانه است. فراوانى نمازها و دعاهاى ماه رمضان، گوياى اهميّت آن است. روزهدار با تشريفات ويژهاى به «ضيافةالله» دعوت شده و چه نيكوست كه با هديه گرانبهايى به محضر خداى سبحان شرفياب گردد و زيباترين هديّه به پيشگاه الهى، ساييدن پيشانى به خاك و بالا بردن دست نياز است.
د- تلاوت قرآن ماه رمضان بهار قرآن است. قرآن و رمضان پيوندى ديرينه دارند، زيرا يكى از