بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 158

تعلّقات سخيف مادّى‌و اوج و اعتلايش در فراخناى عالم ملكوت نقشى تعيين‌كننده دارد.
متفكّر بزرگ اسلامى، خواجه نصيرالدين طوسى در اين باره مى‌نويسد:
انسان بايد در اجزا و ذرّات عالم از قبيل كرات آسمانى، ستارگان، حالات، حركات، تأثر و هدف آنها انديشه كند، همين‌طور در موجودات زمينى از اجرام معدنى گرفته تا گياهان و جانوران و بويژه اعضا و اجزاى وجود انسان كه هيچ‌يك قابل شمارش نيست نيز بينديشد و آنگاه با تفكّر درباره منافع، مصالح و حكمت‌هايى كه بر وجود هر كدام مترتّب است، بر كمال، عظمت، علم و قدرت آفريننده و ناپايدارى غير او استدلال كند ... و از همين قبيل است تأمّل در تاريخ گذشتگان و چگونگى كوتاه‌شدن دست آنها از دنيا و رهسپارى ايشان به‌ديار آخرت؛ بديهى است چنين تفكّرى موجب قطع دلبستگى به غير خدا، وابستگى كامل به حضرت او و تحصيل تقوا مى‌شود. همچنين مى‌توان دامنه تفكّر را قدرى بيشتر گسترش داد، به‌گونه‌اى كه‌شامل انديشه‌در آيات قرآن، روايات معصومين‌و احكام‌و مسائل‌شرعى و دينى نيزبشود. «1» آثار تفكّر نعمت تفكّر از گرانبهاترين نعمتهايى است كه خداوند مهربان به انسان ارزانى داشته است. بهره‌گيرى صحيح از اين نعمت ارزشمند، آثار و بركات فراوانى براى ما در پى‌دارد.
برخى از اهمّ آثار تفكّر عبارتند از:
الف- تحصيل رأى صائب: اوّلين اثر نيكوى تفكّر، به دست آوردن رأى پخته و درست است، زيرا متفكّر هرگز نابخردانه عمل نمى‌كند. بلكه ابتدا جوانب موضوع مورد عمل را به دقّت مى‌سنجد و آنچه را صحيح‌تر تشخيص دهد برمى‌گزيند و به كار مى‌بندد.
ارزش اين اثر زمانى آشكار مى‌شود كه بدانيم درصد فراوانى از انسان‌ها در طول اعصار و قرون متمادى به دليل عدم بهره‌گيرى درست از نيروى انديشه، از عبادت آفريدگار جهان روى برتافته، عمر گرانبهاى خويش را در مسير پرستش خورشيد، ستاره، بت، گوساله و ... صرف كرده و مى‌كنند. اينان اگر به قول حضرت ابراهيم عليه السلام لختى مى‌انديشيدند كه چنين موجودات حقير و بى‌اراده‌اى شايسته پرستش نيستند چه‌بسا


صفحه 159

هرگز به پرستش آنها اقدام نمى‌كردند.
قرآن كريم، ضمن اشاره به اين حقيقت روشن از زبان حضرت ابراهيم عليه السلام رابطه تعقّل و عبادت را نيز چه نيكو به تصوير مى‌كشد:
أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكُمْ شَيْئاً وَ لا يَضُرُّكُمْ افٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَفَلا تَعْقِلُونَ» «1» [ابراهيم گفت‌]: «آيا جز خدا چيزى را مى‌پرستيد كه نه كمترين سودى براى شما دارد و نه زيانى به شما مى‌رساند؟! اف بر شما و بر آنچه جز خدا مى‌پرستيد! آيا انديشه نمى‌كنيد؟» ب- دعوت به نيكى‌ها: فكر و انديشه صحيح، انسان را به بسيارى از نيكى‌ها سوق مى‌دهد و به‌سان محرّكى نيرومند، چرخ نيكوكارى را به گردش در مى‌آورد.
حضرت على عليه السلام فرمود:
«إِنَّ التَّفَكُّرَ يَدْعُوا إِلَى الْبِرِّ وَالْعَمَلِ بِهِ» «2» انديشيدن- انسان را- به‌سوى نيكى و انجام آن فرامى‌خواند.
حضرت صادق عليه السلام نيز ضمن تجليل از انديشه صحيح، آثار ارزنده آن را چنين بيان فرموده است:
«الْفِكْرَةُ مِراةُ الْحَسَناتِ وَ كَفَّارَةُ السَّيِّئاتِ وَ ضِياءُ الْقُلُوبِ وَ فُسْحَةُ الْخُلْقِ وَ إِصابَةٌ فى‌ صَلاحِ الْمَعادِ وَاطِّلاعٌ عَلَى الْعَواقِبِ وَاسْتِزادَةٌ فِى الْعِلْمِ وَ هِىَ خَصْلَةٌ لا يُعْبَدُ اللَّهُ بِمِثْلِها» «3» فكر و انديشه، آيينه نيكى‌ها، كفّاره گناهان، فروغ دلها، گشاده‌رويى، موفّقيّت در آبادى آخرت، آگاهى به فرجام كارها و افزايش دانش است و آن خصلتى است كه خداوند به- چيزى- مانند آن پرستيده نمى‌شود.



صفحه 160

ج- مصونيّت از لغزش‌ها: سهل‌انگارى در فكر و تدبير و نسنجيدن عواقب امور، سبب فروغلتيدن انسان در كام اندوه و گرفتارى مى‌شود. از ديگر بركات تفكّر، ايمنى يافتن انسان از اين‌گونه لغزش‌هاست. انسان فكور و خردمند، با بررسى درست جوانب امور، آفات و پيامدهاى ناهنجار را شناسايى و آنها را به حداقل مى‌رساند و در نتيجه از بسيارى زيانهاى مادّى و معنوى مصون مى‌ماند:
حضرت على عليه السلام در اين باره مى‌فرمايد:
«أَصْلُ السَّلامَةِ مِنَ الزَّلَلِ الْفِكْرُ قَبْلَ الْفِعْلِ» «1» اساس ايمنى از لغزش‌ها، انديشيدن پيش از انجام كارهاست.



صفحه 161

پرسش‌ 1- معناى تفكّر را در لغت و اصطلاح بنويسيد.
2- رابطه عبادت و تفكّر را بيان كنيد.
3- درجات تفكّر را بنويسيد.
4- آيا هر تفكّرى سودمند است؟ چرا؟
5- آثار تفكّر را بنويسيد.



صفحه 162

درس نوزدهم: تعظيم شعاير اسلامى‌ «شعاير» جمع شعار يا شعيره به‌معناى عبادت‌ها، نشانه‌ها و آداب و رسوم مذهبى يا ملّى است «1» و «شعاير الهى نشانه‌هايى است كه خداوند براى اطاعت خويش نصب كرده است.» «2» و مركز و محورى است كه مردم گرد آن اجتماع كرده، خدا را اطاعت و عبادت مى‌كنند.
شعاير اسلامى ممكن است از نوع كردار، ايّام و اماكن باشد كه به شرح برخى از آنها مى‌پردازيم:
الف- كردار منظور از شعاير كردارى، اعمالى است كه انجام دادن آنها جنبه شعارى دارد و علامت مسلمانى به حساب مى‌آيد مانند اذان، نماز جمعه و جماعت، حج و 1- اذان‌ نداى ملكوتى و روح‌بخش اذان كه فراخوانى عمومى مسلمانان به‌سوى خداست از شعاير مهمّ اسلامى محسوب مى‌شود و در هر صبح و شام هر مسلمانى را در هر كوى و برزن به نماز و راز و نياز با خدا فرامى‌خواند و هر جاى زمين چنين ندايى برخيزد نشانه وجود اسلام و مسلمان در آن ديار است.
به مسلمانان سفارش شده كه شعار اذان را زنده بدارند و در شبانه‌روز پنج نوبت اذان‌


صفحه 163

بگويند و نام و ياد خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله را با صدايى رسا به عمق جانها بفرستند و در پى آن در صفوفى متحد به نماز بايستند.
رسول گرامى اسلام، چهره واقعى مؤذّن را اين‌گونه ترسيم مى‌كند:
«الْمُؤَذِّنُونَ اطْوَلُ النَّاسِ اعْناقاً يَوْمَ الْقِيامَةِ» «1» مؤذنّان، در روز قيامت، يك سر و گردن از اخلاق عبادى(ج‌2) 168 ب - اماكن ص : 165 ديگران بلندترند.
و مقام مؤذّن تا آنجا ارجمند است كه جبرئيل- فرشته مقرّب الهى- در شب معراج اذان مى‌گويد و فرشتگان، به امامت پيامبر صلى الله عليه و آله نماز جماعت بر پا مى‌كنند. «2» مستحب است «مؤذّن» در جاى بلند اذان گويد، خوش صدا باشد، دست بر بنا گوشش گذارد و همه صدايش را به اذان بلند كند. رسول خدا صلى الله عليه و آله به بلال مى‌فرمود:
بالاى ديوار مسجد برو و صدايت را به اذان بلند كن. خداوند، بادى را مأمور كرده كه صداى اذان را به آسمان ببرد، وقتى فرشتگان آن را بشنوند، گويند: اين صداى امّت محمّد صلى الله عليه و آله است كه به توحيد بلند شده است. «3» 2- نماز جمعه و جماعت‌ اجتماع پرشكوه مسلمانان در هر شهر و روستا به‌طور روزانه، هفتگى و ساليانه در قالب نماز جماعت، جمعه و عيد از بهترين نشانه‌هاى مسلمانى است كه اعتقاد راسخ نمازگزاران را به برنامه‌هاى اسلام نشان مى‌دهد، چرا كه حضور در چنين اجتماعاتى، فرد را بسان قطره‌اى به دريا پيوند مى‌دهد، نفاق را از دل مى‌زدايد، مسلمانان را يكدل و يكپارچه مى‌كند و شياطين پيدا و نهان را مأيوس مى‌سازد.
امام صادق عليه السلام در سخنى به جنبه شعارى و نشانه بودن نمازهاى جماعت تصريح كرده مى‌فرمايد:



صفحه 164

نماز جماعت و اجتماع بدين سبب نهاده شده كه نمازگزار از بى‌نماز باز شناخته شود ... و اگر جماعت نبود، امكان نداشت كسى به صلاحيت ديگرى گواهى دهد؛ زيرا آن كس كه نماز جماعت نمى‌خواند، در نزد مسلمانان بى‌نماز محسوب مى‌شود چرا كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است: «كسى كه بدون عذر، با مسلمانان در مسجد نماز نگزارد، در واقع بى‌نماز است.» «1» همينطور نقل مى‌كند:
در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله عدّه‌اى از نماز جماعت در مسجد طفره مى‌رفتند، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
(اگر به چنين كارى ادامه دهند) بزودى دستور مى‌دهيم تا خانه‌هايشان را آتش بزنند. «2» امام خمينى قدس سره به يكى از ابعاد مهمّ نمازهاى دسته‌جمعى اشاره كرده مى‌فرمايد:
... هر روز در محلّه‌ها اجتماع و رسيدگى به اوضاع شهر و محلّه، در هر هفته اجتماع بزرگ در شهرها و در جاهايى كه شرايط نماز (جمعه) محقق است براى بررسى اوضاع شهرستان و بالاتر؛ اوضاع كشور و در هر سال باز دو اجتماع بزرگ براى بررسى اوضاع كشورها ... اين مسائل سياسى هست و مسائلى است كه بايد مسلمين به آن توجه داشته باشند. «3» 3- حج‌ كنگره عظيم و ساليانه حج كه فراتر از شهر و كشور و در مقياس بين‌الملل اسلامى برگزار مى‌شود، نمايش بى‌نظيرى از وحدت و قدرت مسلمانان در جهان است كه عظمت و شكوه آن بر دوست و دشمن عيان است.
حضور ميليونى پيروان محمّد صلى الله عليه و آله در سرزمين وحى، شعارى پرفروغ و جاودانه است كه استوارى و صلابت دين مبين اسلام را نويد داده، پيروان آن را به توحيد و دورى از شرك فرامى‌خواند. هر يك از مناسك حج و همه مواقف مقدّس آن به‌تنهايى شعارى دشمن شكن و وحدت آفرين است مانند؛ احرام بستن حاجيان در لباس سفيد و


صفحه 165

متحدالشكل، طواف منظم آنان گرد خانه خدا، سعى صفا و مروه، وقوف روزانه در عرفات، وقوف شبانه در مشعر، رمى جمره، قربانى، تراشيدن سر، بيتوته در منا و ... همه نشانى از بندگى خدا و شعارى از شعائر الهى است كه خير و بركت در آن نهفته است؛ «وَالْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فيها خَيْرٌ ...» «1» شتران قربانى را براى شما از شعاير الهى قرار داديم، شما را در آن خيرى است.
ب- اماكن‌ درفرهنگ اسلام، نقاطى از زمين داراى قداست خاصى‌است و به‌مسلمانان سفارش شده آنها را گرامى بدارند. حتى اهمّيت اين امكان مقدّس آنها را به شكل شعارهايى استراتژيك مطرح كرده، جنبه محوريت بخشيده است؛ كعبه و مسجدالحرام، مسجد پيامبر، مسجد كوفه، بيت‌المقدس، مسجد جامع هر شهر، تربت پاك معصومين عليهم السلام و هر مسجدى كه در هر نقطه جهان ساخته شود، از چنين اهميتى برخوردار است و هر مسلمانى وظيفه دارد كه حرمت آنها را پاس دارد و در حفظ و آبادانى آنها بكوشد.
در اينجا به‌اختصار پيرامون برخى از اماكن مقدس اسلامى مطالبى بيان مى‌كنيم:
1- مسجدالحرام: شريف‌ترين مركز اسلامى طى قرون متمادى، «مسجدالحرام» و خانه خدا- كعبه- است كه قبله بيش از يك ميليارد مسلمان است كه همه به‌سوى آن نماز مى‌خوانند، به آن عشق مى‌ورزند، حتى بدان سوى مى‌خوابند و مى‌ميرند. استوارى كعبه نشانه حيات اسلام و مسلمانان است. حضرت صادق عليه السلام فرمود:
«لا يَزالُ الدّينُ قائِماً ما قامَتِ الْكَعْبَةُ» «2» تا زمانى كه كعبه پا برجاست، دين، استوار است.
از اين رو بر هر مسلمانى واجب است كه با داشتن توانايى به سوى اين مركز مقدّس‌