بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 170

«الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِى‌الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلوةَ وَ اتَوُا الزَّكوةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ ...» «1» كسانى (هستند) كه اگر در زمين به آنان قدرت دهيم نماز را بپا مى‌دارند و زكات مى‌دهند و امر به معروف و نهى از منكر مى‌كنند.
از سوى ديگر، مبارزه با مظاهر شرك و بت‌پرستى نيز وظيفه حكومت اسلامى محسوب مى‌شود، چنان‌كه رهبر بزرگ اسلام به تخريب بتخانه‌ها و شكستن بتها اقدام كرد.
به همين جهت، اهل ذِمّه يعنى كفارى كه در پناه اسلام و در كشور اسلامى به عنوان «ذِمّى» و «مُعاهد» زندگى مى‌كنند حق تظاهر به كارهاى خلاف شعاير اسلامى را نظير تظاهر به روزه‌خوارى در ماه مبارك رمضان، استعمال مشروبات الكلى و گوشت خوك و يا به صدا درآوردن ناقوس كليساها بدون اجازه دولت اسلامى ندارند، زيرا همه اينها با شعاير اسلامى منافات دارد.
بنابراين، جهت‌گيرى دولت اسلامى بايد در جهت احيا و ايجاد مساجد باشد و مسجدها را رونق بخشد و نيز موظف به پخش اذان از راديو، تلويزيون و مساجد مى‌باشد. همچنين ترتيب و تنظيم برنامه حج و احياى آن به‌صورت يك نيروى عظيم الهى در برابر كفر و استكبار، از وظايف دولت اسلامى است و بايد در سياست داخلى خود جايگاه ويژه‌اى براى آن در نظر گيرد. دولت اسلامى بايد جامعه را از تظاهر به روزه‌خوارى، برحذر دارد و در معابر عمومى و ديد مردم از آن جلوگيرى نمايد و ... در خارج از كشور اسلامى و در ممالك كفر و شرك نيز بايد اسلام را تبليغ كرده مسلمانان را به اسلام و به‌كارگرفتن قوانين فردى و اجتماعى آن دعوت نمايد.
ب- وظيفه امت اسلامى‌ چنان‌كه بيان شد، ترويج و بزرگداشت شعاير اسلامى و الهى در درجه اول وظيفه حكومت اسلامى و علماى دين است و در درجه دوّم وظيفه فرد فرد امت اسلامى است‌


صفحه 171

كه شعارهاى الهى را حفظ نموده آنها را با زندگى فردى و اجتماعى خود بياميزند.
به‌عبارت ديگر؛ ايجاد زمينه رواج و احياى شعاير اسلامى، وظيفه دولت است. مسؤولين كشور بايد زمينه را مساعد كنند تا اين شعارها در جامعه اعمال و احيا شود و در مقابل، امت اسلام نيز بايد در زنده نگه داشتن آنها بكوشند. اين امر به اندازه‌اى مهم است كه در فقه اسلام آمده است كه بر مسلمانان حرام است در جايى‌كه قادر به اظهار و اعلان شعاير اسلام نيستند سكونت و اقامت كنند و در صوررت تمكّن، هجرت از چنين مكانى واجب است. «1» علاوه‌براين، قرآن مجيد تعظيم شعاير اسلامى‌را نشانه باتقوا بودن دلها دانسته مى‌فرمايد:
«... ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَانَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» «2» آرى كسانى كه شعاير خدا را بزرگ مى‌شمارند، اين كار نشان دهنده تقواى دلهايشان مى‌باشد.



صفحه 172

پرسش‌ 1- شعار يعنى چه؟ و منظور از شعاير اسلام را توضيح دهيد.
2- برخى از شعاير مهم اسلام را نام ببريد.
3- وظيفه دولت اسلامى در مورد احياى شعاير اسلامى چيست؟
4- وظيفه امّت اسلامى درباره احياى شعاير اسلامى چيست؟
5- آيه‌اى درباره تعظيم شعاير الهى بنويسيد.



صفحه 173

درس بيستم: خدمت به مسلمانان‌ واژه «خدمت»، مفهوم گسترده‌اى دارد و همه امور اجتماعى، اقتصادى، سياسى و فرهنگى را در برمى‌گيرد و به گذشت، فداكارى، ايثار و تحمّل رنج و سختى در همه اين امور، خدمت و خدمتگزارى صدق كند.
كارى كه شكل آن مفيد و برخوردار از روح معنويت بوده و وسيله تقرّب به خدا باشد در فرهنگ اسلامى خدمت ناميده مى‌شود و نوعى عبادت به‌حساب مى‌آيد.
بنابراين خدمتى كه مقدمه قرب الهى و در راستاى رضاى خدا نباشد عبادت نيست و از اجر الهى سهمى ندارد.
خدمت عبادى علاوه بر انگيزه الهى و تقرّب به خدا داراى شرايط زير است:
- در راه خدا باشد.
- مخلصانه انجام گيرد.
- خيرخواهانه بوده و فاعلش نيّت و هدف خير داشته باشد.
- داد و ستد و به‌منظور به دست آوردن مال و منال و شهرت و مقام نباشد.
- كمك بر اثم و گناه نباشد.
- از منّت و آزار پاك باشد.
- خدمت شوندگان، افراد شايسته خدمت باشند گرچه متوجه خدمتِ خدمتگزار نباشند و چنين خدمتى از ارزش و اهميت بسزايى برخوردار است و حضرت على عليه السلام در اين باره مى‌فرمايد:



صفحه 174

«احْسَنُ الصَّنائِعِ ما وافَقَ الشَّرايِعَ» «1» بهترين احسانها و خدمات، آن است كه موافق با شريعت‌ها (و طبق شرايط و موازين دينى) باشد.
محدوده خدمت‌ همانطور كه ذكر شد يكى‌از شرايط خدمت آن است كه افراد خدمت شونده، شايسته خدمت باشند. در اينجا اين سؤال مطرح است كه آيا دايره خدمتگزارى آنقدر وسعت دارد كه غير مسلمان را نيز شامل شود يا اختصاص به مسلمانان و مؤمنان دارد اخلاق عبادى(ج‌2) 180 آفات خدمتگزارى ص : 177 ؟ به عبارت ديگر آيا از نظر اسلام، خدمت در هر جا و به هر كس پسنديده و مورد ستايش است؟ يا خدمت مسلمانان و مؤمنان به‌يكديگر و در جامعه اسلامى داراى ارزش و اهمّيت است؟
از نظر اسلام، خدمت به همه مردم و نوع بشر عملى شايسته است و غرض اولياى گرامى اسلام در خدمتگزارى، تنها مؤمن يا مسلمان نيست، بلكه نوع بشر را شامل مى‌شود. چنان‌كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:
«رَأْسُ‌الْعَقْلِ بَعْدَالدّينِ التَّوَدُّدُ الَى‌النَّاسِ وَاصْطِناعُ الْمَعْرُوفِ الى‌ كُلِّ بَرٍّ وَ فاجِرٍ» «2» پس از دين (و ايمان به خداوند)، بشر دوستى و نيكى به مردم، اعم از درستگار و گناهكار، سرآمد تمام كارهاى عاقلانه است.
امير مؤمنان عليه السلام نيز مى‌فرمايد:
«ابْذُلْ مَعْرُوفَكَ لِلنَّاسِ كافَّةً فَانَّ فَضيلَةَ فِعْلِ الْمَعْرُوفِ لا يَعْدِلُها عِنْدَ اللَّهِ سُبْحانَهُ شَىْ‌ءٌ» «3» كارهاى نيك خود را براى همه مردم به كاربر و براستى كه هيچ چيز نزد خداى سبحان با فضيلت كارهاى نيك برابرى نمى‌كند.
براساس اينگونه روايات، خدمت كردن محدوديتى ندارد.



صفحه 175

در برخى ديگر از روايات، خدمت كردن با قيد «مؤمن يا مسلم» ذكر شده است. به عنوان نمونه، رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:
«ايُّما مُسْلِمٍ خَدَمَ قَوْماً مِنَ الْمُسْلِمينَ الَّا اعْطاهُ اللَّهُ مِثْلَ عَدَدِهِمْ خُدَّاماً فِى الْجَنَّةِ» «1» هر مسلمانى كه به جماعتى از مسلمانان خدمت كند خدا به شماره آنها در بهشت برايش خدمتگزار مى‌گمارد.
شخصى به نام جميل گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمود:
«الْمُؤْمِنُونَ خَدَمٌ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ. قُلْتُ: وَ كَيْفَ يَكُونُونَ خَدَماً بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ؟ قالَ: يُفيدُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً ...» «2» مؤمنان خدمتگزار يكديگرند. عرض كردم: چگونه خدمتگزار يكديگرند؟ فرمود: به يكديگر فايده مى‌رسانند.
از مجموع اين دو دسته روايات، چنين برمى‌آيد كه خدمت، ارزش ذاتى دارد و خدمتگزارى به همه مردم اعم از مسلمان و كافر (با شرايطش) امرى پسنديده است، ليكن خدمت به مسلمانان از اهمّيت بيشترى برخوردار است.
خدمت به غير مسلمانان به جهت تأليف قلوب و جذب آنها به اسلام، اهمّيت بسزايى دارد، چنانكه در بعضى از ابواب فقه مانند زكات به آن اشاره شده و سهمى از زكات در اين جهت مصرف مى‌شود.
در سياست خارجى كشور اسلامى گاهى مى‌بينيم دولت جمهورى اسلامى به بعضى از كشورهاى غير اسلامى كمك بلاعوض مى‌كند و گاه در حوادث ناگوار همچون سيل، زلزله، قحطى و ... كمك‌هاى مالى فراوانى به نامسلمانان مى‌نمايد چنين كارى يكى از مصاديق خدمت است و با انگيزه الهى انجام مى‌گيرد؛ بله، اگر به غير مسلمانان خدمت شود امّا انگيزه الهى بر آن مترتّب نباشد، و باعث تقويت، شوكت و عزّت آنان در برابر


صفحه 176

اسلام و مسلمانان شود و سبيل و راه سلطه آنان بر مسلمانان باشد و مسلمانان را به استخدام خود درآورد و ... چنين امرى خدمت نيست، بلكه خيانت به اسلام و مسلمانان است.
بنابراين در خدمت كردن، سه مسأله- موارد، انگيزه و آثار خدمت- بايد مدّ نظر خدمتگزار باشد تا از محدوده جلب رضا و تقرّب به درگاه خداوند خارج نشود.
خدمتگزارى در نظام اسلامى‌ در نظام اسلامى مديريت‌ها و مسؤوليت‌هاى سياسى- اجتماعى، امانت سنگينى بر دوش صاحبان آنهاست نه اينكه طعمه و لقمه چرب و نرمى باشد، چنانكه امير مؤمنان عليه السلام به فرماندار آذربايجان نوشت:
«... انَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لَكَ بِطُعْمَةٍ وَ لكِنَّهُ فى‌ عُنُقِكَ امانَةٌ» «1» عمل (و حكمرانى)، طعمه و شكار تو نيست، بلكه امانت و سپرده‌اى در گردن توست.
همه كسانى كه در جمهورى اسلامى مسؤوليت دارند بايد خود را مديون مردم دانسته بلكه آنان را در مرتبه بالاتر و «ولى نعمت» خود حساب كنند و آزادى، استقلال و مقام خويش را مرهون كوشش آنان بدانند و همچون رهبر و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، حضرت امام خمينى قدس سره خود را خادم ملّت بدانند، چنان‌كه فرمود:
من خادم شما هستم، من خادم ملّت شما هستم. من آمده‌ام كه بزرگوارى شما را حفظ كنم.
من آمده‌ام كه دشمن‌هاى شما را زمين بزنم. من آمده‌ام كه ملّت‌را يك ملّت مستقل كنم ... «2» در جاى ديگر فرمود:
«... به من اگر خدمتگزار بگويند، بهتر از اين است كه رهبر.» «3» و نيز فرمود:



صفحه 177

... حكومت اسلامى، حكومت خدمت است. پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله با اينكه مقامش آن بود، ولى خدمتگزار بود، خدمت مى‌كرد. «1» مسؤولان مملكتى، ارگانها و نهادهاى انقلابى و همه كسانى كه در اين راستا مشغول خدمتند بايد خود را موظف به انجام وظيفه و رفع گرفتارى‌هاى امت شهيدپرور دانسته از دل و جان به اصلاح امور آنان همّت گمارند، امكان ملاقات براى مطرح كردن دردها و محروميت‌ها و مشكلات را به آنان بدهند، با نهايت تواضع و خوشرويى با آنها برخورد نمايند و از صميم قلب و با رغبت كارشان را انجام دهند و از انداختن آنها به پيچ و خمها و كاغذ بازى‌هاى ادارى و معطّل كردن، ردّ كردن، جواب ندادن، سرگردان كردن و مشكل درست كردن براى آنان سخت بپرهيزند و هرگز از خدمتگزارى به آنان خسته نشوند.
امام حسين عليه السلام، افراد خدمتگزار را تشويق كرده توفيق رفع نيازهاى مردم را از جمله نعمت‌هاى الهى مى‌شمرد و مى‌فرمايد:
«انَّ حَوائِجَ النَّاسِ الَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكُمْ فَلا تَمُلُّوا النِّعَمَ» «2» همانا نيازمندى‌هاى مردم به شما از نعمت‌هاى خدا بر شماست، بنابراين از اين نعمت‌ها خسته نشويد.
لازم به ذكر است كه امروز در جامعه ما، اسلام و جمهورى اسلامى حاكم است و همه كسانى كه در اين نظام مشغول خدمت هستند، شغل، لباس و مسؤوليت آنان از نام اسلام و انقلاب اسلامى مايه مى‌گيرد و مردم، اعمال، رفتار و برخوردهاى آنان را به پاى اسلام و جمهورى اسلامى مى‌گذارند، به همين جهت همواره و بويژه در هنگام خدمت بايد هوشيار و بيدار بوده از رفتار و برخورد مغاير با اخلاق اسلامى بپرهيزند و در خدمتگزارى، موازين اخلاقى را مراعات نمايند.
آفات خدمتگزارى‌ خدمتگزارى آفاتى دارد كه شخص خدمتگزار گاهى در حين عمل دچارش مى‌شود،