بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 35

برگزيده‌ترين انسان‌ها يعنى خاندان پيامبر را با لفظ طهارت بيان مى‌دارد و تطهير آنها را از هر نوع آلودگى و پليدى باطنى و روحى، اعمّ از كفر، شرك، اخلاق نكوهيده و ... به اراده خويش مستند مى‌كند و آن را ارزشمندترين موهبت خود به آنان دانسته مى‌فرمايد:
«إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً» «1» خداوند فقط مى‌خواهد، پليدى و گناه را از شما خاندان دور كند و شما را به‌طور كامل پاك سازد.
و به‌عكس كسانى را كه در مسير عبوديّت او گام نمى نهند و با او به دشمنى برمى‌خيزند، يا در عبادت براى او شريك قرار مى‌دهند، با صراحت پليد و ناپاك معرّفى مى‌كند:
«يا أَيُّهَا الَّذينَ امَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ» «2» اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! مشركان، ناپاكند! اصرار اسلام بر رعايت پاكيزگى و طهارت به حدّى است كه ممكن است به‌نظر برخى افراد، تشريفات زياد و زحمت اضافى به حساب بيايد. از اين رو قرآن كريم اعلام مى‌كند:
«ما يُريدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَليكِنْ يُريدُ لِيُطَهِّرَكُمْ ...» «3» خداوند نمى‌خواهد، مشكلى براى شما ايجاد كند، بلكه مى‌خواهد شما را پاك كند.
طهارت، ادب حضور دانستيد كه انسان براى تسريع در طى مسير كمال بايد «خُلق عبادى» پيدا كند. لازمه داشتنِ خُلق عبادى اين است كه بنده، همواره خود را در محضر مولاى خويش ببيند و همه انديشه‌ها و اعمالش را با معيار رضايت يا كراهت او بسنجد؛ به اين معنا كه اگر او امرى را مى‌پسندَد برانجام آن همّت گمارد و اگر نمى‌پسندد از آن اجتناب نمايد. به قول باباطاهر عريان:



صفحه 36

يكى درد و يكى درمان پسندد يكى وصل و يكى هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پسندد چنين اعتقادى، انسان را ملزم مى‌كند كه در همه حال، ادب حضور در پيشگاه الهى را رعايت كند و هر امرى را كه مستلزم اين ادب بزرگ است رعايت نمايد و از هر چه با آن سازگار نيست بپرهيزد. از جمله شرايط ادب حضور در پيشگاه مقدّس ربوبى، برخوردارى از طهارت است.
چنان‌كه ذكرشد تأكيد اسلام بر طهارت، تنها منحصر در طهارت ظاهرى نيست، زيرا طهارت ظاهرى از امورى مربوطبه جسم است، در حالى‌كه حقيقت وجود آدمى روح اوست و جسم به منزله قالب و مركبى براى روح است. بنابراين جا دارد بيش از طهارت ظاهرى، بر تحصيل طهارت باطنى تأكيد شود. علاوه بر اين وقتى در مبحث اخلاق عبادى درباره طهارت صحبت مى‌شود، فرض بر اين است كه مؤمن عابد، طهارت ظاهرى را تحصيل كرده و آن را رعايت مى‌كند؛ از اين رو عمده توجّه و تأكيد بر تحصيل طهارت باطنى بوده و به آن مربوط مى‌شود.
بنابراين كسى كه مى‌خواهد «خلق عبادى» پيدا كند و همه اعمالش در ميزان محاسبات الهى «عبادت» شمرده شود شايسته است علاوه بر رعايت نظافت و دورى از پليدى‌هاى مادّى، بكوشد تا همواره با وضو باشد و چنانچه شرايط زمانى يا مكانى خاصّى اقتضا كرد به نحو وجوب يا استحباب غسل نمايد و به هر دليل زمينه وضو يا غسل برايش فراهم نبود به جاى آنها تيمّم كند. ادب حضور ايجاب مى‌كند كه انسان نه‌تنها براى انجام فرايض خاصى از قبيل نماز، روزه و طواف، طهارت معنوى داشته باشد، بلكه براى انجام هر عملى مانند غذا خوردن، خوابيدن، درس خواندن، خروج از منزل و ... با طهارت باشد و همراه با كسب چنين طهارتى كشور جانش را نيز از رذايل اخلاقى تطهير كند و از اين طريق بر سرعت سير تكاملى خويش بيفزايد.
قرآن‌كريم، در تبيين ارزشهاى والاى مسجد به‌عنوان مركز عبادت خداوند مى‌فرمايد:
«لَمَسْجِدٌ اسِّسَ عَلَى التَّقْوى‌ مِنْ اوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ انْ تَقُومَ فيهِ فيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ انْ‌


صفحه 37

يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرينِ» «1» آن مسجدى كه از روز نخست بر پايه تقوا بنا شده است، شايسته‌تر است كه در آن- به عبادت- بايستى. در آن مردانى هستندكه دوست دارند پاكيزه باشند و خداوند پاكيزگان را دوست دارد.
مراتب طهارت‌ دانشمندان اخلاق نيز طهارت را چهار مرحله مى‌دانند: «2» الف- تطهير ظاهر از نجاست‌ها و خبائث مادّى همچون خون، مردار و ب- تطهير اعضا و جوارح از جرايم و گناهان، مانند طهارت زبان از دروغ و غيبت و پاكيزگى دست از ستم و سرقت و ج- طهارت روح از رذايل اخلاقى و صفات نكوهيده از قبيل تكبّر، حسد، حرص و ريا.
د- پاكسازى و تطهير فكر و ذهن از انديشه‌هاى غير خدايى.
و در پايان اين تقسيم‌بندى، يادآورى مى‌شود كه رسيدن به مرحله چهارم از مراتب طهارت، مشروط به طى سه مرحله قبلى بوده و به حسب معمول تنها در توان انبيا و صدّيقين است، ليكن پرواضح است كه خداوند راه رشد و كمال را به روى احدى از بندگانش نبسته و بى‌جهت كسى را از رسيدن به فيض ديدارش محروم نمى‌سازد.
از عبادت نى‌توان اللّه شد مى‌توان موسى‌ كليم‌اللّه شد طهارت و فلسفه آن «3» معلوم شد كه آيين اسلام، وجود هرگونه ناپاكى را در لباس و بدن «4»، مانع صحّت عبادت مى‌داند و پيروان خود را موظّف مى‌كند كه اين آلودگى‌ها را از لباس و بدن خويش‌ اخلاق عبادى(ج‌2) 43 خلوص نيت مهم‌ترين معيار ارزيابى ص : 42


صفحه 38

بزدايند. علاوه بر اين، نوع خاصّى از طهارت را تحت عنوان وضو، غسل و تيمّم، شرط صحّت عبادتها دانسته و هر يك را در شرايطى بر مسلمانان واجب كرده است.
اينجا ممكن است، سؤالى به ذهن راه يابد و آن اين‌كه پاك بودن بدن و لباس و يا شستشوى تمام يا قسمتى از بدن، به عنوان غسل يا وضو چه تأثيرى در عبادت دارد؟ به‌عنوان مثال، چرا لازم است انسان قبل از نماز، وضو بگيرد؟ يا در شرايط ويژه‌اى غسل كند؟ يا اگر به آب دسترسى نداشت يا از مصرف محذور داشت، به جاى وضو و غسل، تيمّم نمايد؟ بويژه اگر بدن او تميز بوده و هيچ‌گونه آلودگى نداشته باشد، انجام اين تشريفات چه ضرورتى دارد؟ آيا در وقتى كه انسان دسترسى به آب ندارد، دست زدن به خاك و ماليدن آن به صورت و پشت دستها برخلاف اصول بهداشتى نيست؟
در پاسخ بايد گفت طهارت‌هاى سه‌گانه فوق، اضافه بر آن كه مقدّمه عبادت‌هايى از قبيل نماز، روزه و طواف هستند خود نيز عبادت مستقلّى به‌حساب مى‌آيند و صرف نظر از ديگر عبادت‌ها به خودى خود موضوعيّت دارند، زيرا آثار بسيار مثبت و سازنده‌اى در روح آدمى به‌جاى مى‌گذارند كه در تحصيل خلق عبادى نقش مستقيم و عميقى دارند.
از اين رو در آنها قصد قربت شرط است، به‌گونه‌اى كه اگر فردى همه آداب وضو يا غسل يا تيمّم را انجام دهد، ولى قصد قربت نكند تكليف از او ساقط نمى‌شود. از اين گذشته، رعايت و انجام اين آداب، اضافه بر آثار ارزنده بهداشتى، نتايج تربيتى و اخلاقى گرانبهايى نيز در پى دارد كه اينك به اجمال درباره هركدام توضيح مى‌دهيم:
الف- فايده وضو: گذشته از اين كه چند بار شستن صورت و دستها در شبانه‌روز، اثر قابل ملاحظه‌اى در نظافت بدن دارد، وضو گرفتن به خودى خود، موجب نشاط جسم و روشنايى روح است.
حضرت رضا عليه السلام در مورد علّت تشريع وضو مى‌فرمايد:
دستور وضو و آغاز عبادت به‌وسيله آن بدان سبب است كه بندگان خدا هنگام ايستادن در برابر او و مناجات با وى پاكيزه باشند، دستوراتش را به كار بندند و از آلودگى‌ها و نجاست‌ها بركنار شوند. علاوه بر اين وضو سبب مى‌شود كه آثار خواب و كسالت، از انسان برطرف شود و


صفحه 39

قلب براى قيام در پيشگاه خداوند نور و صفا يابد. «1» ب- فايده غسل: تماس آب با پوست بدن نيز علاوه بر شستشو و نظافت، فوايد زيادى دارد. از جمله اين‌كه تعادل از دست رفته بين اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك بدن را تجديد مى‌كند. حضرت رضا عليه السلام درباره علّت تشريع غسل جنابت كه يكى از اقسام غسل است مى‌فرمايد:
«إِنَّ الْجَنابَةَ خارِجَةٌ مِنْ كُلِّ جَسَدِهِ، فَلِذلِكَ وَجَبَ عَلَيْهِ تَطْهيرُ جَسَدِهِ كُلِّهِ» «2» آنچه موجب جنابت است از همه بدن خارج مى‌شود، از اين رو بر شخص جنب واجب است كه همه بدن خود را تطهير كند.
اولياى بزرگوار اسلام براى توجّه دادن پيروان خود به هر دو بُعد مادّى و معنوى غسل، خواندن اين دعا را به هنگام غسل كردن توصيه فرموده‌اند:
«أَللَّهُمَّ طَهِّرْنى‌ وَ طَهِّرْ لى‌ قَلْبى‌» «3» خداوندا! مرا پاك كن! دلم را هم برايم پاك فرما! ج- فايده تيمّم: تيمّم نيز به نوبه خود، فوايد گوناگونى دارد كه باختصار به دو مورد از آنها اشاره مى‌كنيم:
از نظر تربيتى و اخلاقى، تيمّم، يك عبادت است و روح عبادى به وضوح در آن هويداست. چه اين‌كه در تيمّم، انسان پيشانى خود را كه شريف‌ترين عضو بدن اوست با دستى كه بر خاك زده لمس مى‌كند تا كمال فروتنى و تواضع خويش را در پيشگاه خداوند آشكاركند، كنايه ازاين‌كه دست و پيشانى من در برابر تو، تا آخرين حد خاضع و فروتن است.
از نظر بهداشتى نيز، امروزه در پرتو پيشرفت‌هاى علمى ثابت شده است كه خاك به دليل داشتن باكترى‌هاى فراوانى مى‌تواند آلودگى‌ها را از بين ببرد، زيرا باكترى‌ها،


صفحه 40

عهده‌دار تجزيه موادّ آلى و از بين بردن انواع عفونت‌هايند و اگر غير از اين بود، كره زمين، ظرف مدّت كوتاهى بر اثر آلودگى‌هاى ناشى از لاشه جانداران، فضولات، موادّ فاسد شده و ...، به كانونى از عفونت تبديل مى‌شد و ادامه حيات در آن غير ممكن مى‌گشت. «1» بنابراين خاك پاك و به تعبير زيباى قرآن، «طيّب» «2» نه‌تنها آلوده نيست، بلكه تا حدودى مى‌تواند خلأ ناشى از كمبود آب را به‌طور موقّت جبران كند. كلمه «صعيد» نيز در آيه مربوط به تيمّم، نشانگر دقّت نظر قرآن، در پاك و تميز بودن خاك تيمّم است، زيرا صعيد از مادّه «صعود» است و منظور از آن خاكهايى است كه در نقاط مرتفع و در معرض تابش آفتاب و بارش باران و دور از آلودگى قرار دارند. پيشوايان اسلام نيز دراين‌مورد، بارها تذكّر داده‌اند، از جمله در روايتى چنين مى‌خوانيم:
«نَهى‌ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ أَنْ يَتَيَمَّمَ الرَّجُلُ مِنْ اثَرِ الطَّريقِ» «3» امير مؤمنان عليه السلام، از اين كه كسى با خاك راه تيمّم كند، نهى فرمود.
با همه اينها آنچه در تيمّم و ساير طهارت‌ها مهمّ و علّت تشريع است، همان اظهار كرنش در برابر خداوند و تحصيل خلق عبادى است هر چند در روايات براى كسانى كه همواره با طهارت زندگى مى‌كنند پاداش‌هاى ارزشمند ديگرى از قبيل طول عمر، اجر شهيد، آمرزش گناهان، ثواب حج و ... نيز ذكر شده است. «4»


صفحه 41

پرسش‌ 1- اهميّت طهارت را از ديدگاه اسلام توضيح دهيد.
2- رابطه طهارت و ادب حضور را شرح دهيد.
3- مراحل طهارت را بنويسيد.
4- چه كنيم تا همه اعمالى كه از ما سر مى‌زند، حتّى كارهاى مباح، عبادت محسوب شود؟
5- فوايد وضو را بنويسيد.



صفحه 42

درس چهارم: اخلاص در عبادت‌ «اخلاص» از نگاه دانشمندان اخلاق آن است كه انسان قصد خودرا در انجام اعمال از آلودگى و آميختگى به غيرخدا خالص كرده و انگيزه‌اى جز تقرّب به درگاه او نداشته باشد. «1» نظام ارزشى حاكم بر دنياى بشرى به اين صورت است كه همواره ارزش يك عمل را با كوچكى، بزرگى، سادگى و دشوارى آن مى‌سنجند. كسى كه كار بزرگتر، دشوارتر و پيچيده‌ترى انجام دهد، پاداش بيشترى مى‌گيرد و ارج زيادترى هم به كارش گذاشته مى‌شود. در مقابل، كارهاى ساده‌تر و كوچكتر، مزد و ارزش كمترى دارند.
خداوند نيز در تعيين ارزش اعمال بندگانش به همين معيارها توجّه و عنايت دارد، ليكن اين معيارها در نظام ارزشى الهى معيارهاى منحصر به فرد نيستند، بلكه در درجه دوّم اهميّت قرار دارند. خداوند پيش از آن كه كار بنده‌اش را از نظر سادگى و دشوارى بسنجد، معيار ديگرى را در ارزيابى اعمال انسان‌ها دخالت مى‌دهد و آن «نيّت» است.
خلوص نيّت مهم‌ترين معيار ارزيابى‌ نيّت به معناى قصد و انگيزه‌اى است كه موجب مى‌شود تا فرد براساس آن دست به اقدامى بزند و كارى را انجام دهد. انسان‌ها چون از مكنونات قلبى يكديگر آگاهى ندارند، نمى‌توانند هنگام ارزش‌گذارى كارها و پرداخت مزد افراد، نيّت و انگيزه آنان را نيز ارزيابى كنند و ارزش كارها را مطابق اهداف و نيّت‌ها تعيين نمايند، ولى خداوند چون بر ضماير انسان‌ها و آنچه بر دلهاى آنان مى‌گذرد واقف است «2» و علم او بر همه كس و