پرسش 1- اهميّت طهارت را از ديدگاه اسلام توضيح دهيد.
2- رابطه طهارت و ادب حضور را شرح دهيد.
3- مراحل طهارت را بنويسيد.
4- چه كنيم تا همه اعمالى كه از ما سر مىزند، حتّى كارهاى مباح، عبادت محسوب شود؟
5- فوايد وضو را بنويسيد.
درس چهارم: اخلاص در عبادت «اخلاص» از نگاه دانشمندان اخلاق آن است كه انسان قصد خودرا در انجام اعمال از آلودگى و آميختگى به غيرخدا خالص كرده و انگيزهاى جز تقرّب به درگاه او نداشته باشد. «1» نظام ارزشى حاكم بر دنياى بشرى به اين صورت است كه همواره ارزش يك عمل را با كوچكى، بزرگى، سادگى و دشوارى آن مىسنجند. كسى كه كار بزرگتر، دشوارتر و پيچيدهترى انجام دهد، پاداش بيشترى مىگيرد و ارج زيادترى هم به كارش گذاشته مىشود. در مقابل، كارهاى سادهتر و كوچكتر، مزد و ارزش كمترى دارند.
خداوند نيز در تعيين ارزش اعمال بندگانش به همين معيارها توجّه و عنايت دارد، ليكن اين معيارها در نظام ارزشى الهى معيارهاى منحصر به فرد نيستند، بلكه در درجه دوّم اهميّت قرار دارند. خداوند پيش از آن كه كار بندهاش را از نظر سادگى و دشوارى بسنجد، معيار ديگرى را در ارزيابى اعمال انسانها دخالت مىدهد و آن «نيّت» است.
خلوص نيّت مهمترين معيار ارزيابى نيّت به معناى قصد و انگيزهاى است كه موجب مىشود تا فرد براساس آن دست به اقدامى بزند و كارى را انجام دهد. انسانها چون از مكنونات قلبى يكديگر آگاهى ندارند، نمىتوانند هنگام ارزشگذارى كارها و پرداخت مزد افراد، نيّت و انگيزه آنان را نيز ارزيابى كنند و ارزش كارها را مطابق اهداف و نيّتها تعيين نمايند، ولى خداوند چون بر ضماير انسانها و آنچه بر دلهاى آنان مىگذرد واقف است «2» و علم او بر همه كس و
همه چيز احاطه دارد، «1» پيش از آنكه به نماى ظاهرى اعمال توجّه كند به علل و عواملى كه آدمى را به انجام آن واداشته مىنگرد. رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«انَّمَا الْاعْمالُ بِالنِّيَّاتِ وَ انَّما لِكُلِّ امْرِىءٍ مانَوى» «2» ارزش كارها به نيّتهاست و هر كس به آنچه نيت كرده، دست مىيابد.
اگر فرد، كارى را با نيّت خالص و انگيزه الهى انجام داده و هدفى جز رضاى خدا و تقرّب به درگاه او نداشته باشد، عمل او صالح تلقّى شده و مقبول درگاه الهى واقع مىشود و تنها در اين صورت است كه معيارهاى بعدى مانند شدّت و بزرگى كار، شرايط زمانى و مكانى و ... مدّ نظر قرار گرفته و پاداش متناسب به انجام دهنده آن تعلّق مىگيرد، ليكن اگر انگيزهها غير الهى بوده و كار براى رضاى خدا صورت نگرفته باشد، عمل هر اندازه بزرگ و ستودنى باشد، خداوند آن را نمىپذيرد و به انجام دهنده آن نيز پاداش نمىدهد.
بهگواهى متون و منابع اسلامى نظام محاسبات الهى بهقدرى دقيق است كه حتّى اگر انسان تمام يك عمل را براى خدا انجام دهد و تنها در بخش ناچيزى از آن انگيزهاى غير خدايى داشته باشد يا بهعنوان مثال آن عمل را در فضاى خاصّى يا در وقت معيّنى براى خودنمايى و ريا انجام دهد تمام عملش در پيشگاه الهى مردود است.
قرآن كريم، اهميّت خلوص نيّت و ضرورت پرهيز از شرك در عبادت را اينگونه بيان مىكند:
«فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ احَداً» «3» پس هر كه به ديدار پروردگارش اميد دارد، بايد كارى شايسته انجام دهد و هيچ كس را در عبادت پروردگارش شريك نكند.
در شأن نزول اين آيه آمده است كه شخصى ح اخلاق عبادى(ج2) 50 درس پنجم: خشوع در عبادت ضور رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و اظهار داشت: من برخى از اعمال شايسته را براى خشنودى خداوند انجام مىدهم، ليكن
وقتى مردم درباره آن اعمال سخن مىگويند و مرا به خاطر انجام آن مىستايند لذّت مىبرم. آيا اين اعمال از من پذيرفته است؟
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله لحظاتى سكوت كرد و پاسخى نفرمود. در اين هنگام آيه فوق نازل شد و روشن ساخت كه تنها عملى مقبول درگاه خداوند است كه با اخلاص همراه باشد. «1» بنابراين تا عمل انسان- حتّى كارهاى بسيار شايسته مثل نماز و جهاد- از روى اخلاص صورت نگيرد، عنوان عبادت و عمل صالح بر آن تطبيق نمىكند.
عبادت و اخلاص عبادت خداوند و خلوص نيّت رابطه بسيار نزديكى با هم دارند، تا آنجا كه مىتوان گفت لازم و ملزوم يكديگرند. اخلاص روح عبادت است و عبادت بدون اخلاص بهسان كالبد بىجانى است كه هيچگونه اثر مثبتى ندارد.
بنابراين، كارها تنها درصورتى كه با نيّت خالص و براى رضاى خدا انجام شود براى آدمى عبادت محسوب مىشود و خداوند در ازاى انجام آن به او اجر و پاداش عطا مىكند، از اين رو امام على عليه السلام اخلاص عمل را نهتنها نوعى عبادت كه برترين عبادتها دانسته، مىفرمايد:
«افْضَلُ الْعِبادَةِ اخْلاصُ الْعَمَلِ» «2» خالصكردن عمل، برترين عبادتهاست.
از آنچه ذكر شد مىتوان چنين نتيجه گرفت كه كارهايى كه از انسان سرمىزند مادامىكه از انگيزهاى الهى سرچشمه نگرفته، فاقد ارزش معنوى است و هرگاه از پشتوانه اخلاص برخوردار شد ارزشمند شده و عبادت محسوب مىشود. بههمين جهت رسول خدا صلى الله عليه و آله در نصايح خود به ابوذر غفارى قدس سره مىفرمايد:
«يا اباذَرٍّ! لِيَكُنْ لَكَ فى كُلِّ شَىْءٍ نِيَّةٌ، حَتَّى فِى النَّوْمِ وَالْاكْلِ» «1» اى اباذر، بايد در هر كارى حتّى در خوردن و خوابيدن قصد [ى الهى] داشته باشى (تا آن كار برايت عبادت محسوب شود و از ثواب آن بهرهمند شوى).
نيّت نمودن در غذا خوردن و خوابيدن به اين معناست كه انسان مؤمن بههنگام خوردن و خوابيدن، قصد مىكند كه غذا مىخورم و يا مىخوابم تا نيرو بگيرم و بتوانم بهتر خدا را عبادت كنم و به بندگان خدا خدمت نمايم.
ناگفته پيداست كه وقتى انسان اعمال عبادى از قبيل نماز، روزه، حج و جهاد را براى رسيدن به هر هدف ديگرى جز رضاى خداوند، تقرّب به درگاه او و امتثال اوامرش انجام مىدهد در حقيقت، همان اهداف غير الهى خويش را پرستيده است. چنين فردى چگونه مىتواند انتظار داشته باشد كه صِرف حركات فيزيكى بدن، بدون توجّه روح و خلوص نيّت به او اعتلاى روحى بخشد و او را در رسيدن به كمالات معنوى يارى كند؟! اينگونه عبادت نهتنها تكامل بخش روح و جان آدمى نيست كه موجب گرفتارى و عذاب اخروى او نيز مىشود.
امام صادق عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«يُجاءُ بِعَبْدٍ يَوْمَ الْقِيامَةِ قَدْ صَلَّى، فَيَقُولُ: يا رَبِّ صَلَّيْتُ ابْتِغاءَ وَجْهِكَ فَيُقالُ: بَلْ صَلَّيْتَ لِيُقالَ: ما احْسَنَ صَلوةَ فُلانٍ، اذْهَبُوا بِهِ الَى النَّارِ» «2» در روز قيامت بندهاى احضار مىشود كه اهل نماز بوده است؛ مىگويد: پروردگارا! من براى خشنودى تو نماز گزاردهام، به او گفته مىشود: تو نماز خواندى تا بگويند نماز فلانى چه نيكوست! او را به سوى آتش ببريد! همچنين عاقلانه نيست كه انسان كارى را براى غير خدا انجام دهد و اجر و مزد خويش را از خداوند مطالبه كند. امام صادق عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«ايَّاكَ وَالرِّياءَ، فَأِنَّهُ مَنْ عَمِلَ لِغَيْرِ اللَّهِ وَكَلَهُ اللَّهُ الى مَنْ عَمِلَ لَهُ» «1» از خودنمايى بپرهيز! زيرا هر كه براى غير خدا كارى انجام دهد، خدا او را به همانكس وامىگذارد.
آيات قرآن كريم و روايات اسلامى بيانگر اين واقعيتند كه در قيامت گروهى از مردم، وقتى به نامه اعمال خويش مىنگرند، از بسيارى كارهاى شايسته كه در دنيا انجام دادهاند در آن اثرى نمىبينند، وقتى علّت را جويا مىشوند به آنها گفته مىشود كه چون آنچه را مىگوييد براى خشنودى خدا و با اخلاص انجام ندادهايد، اكنون بابت آن كارها چيزى در نزد خداوند نداريد. رسول خدا صلى الله عليه و آله در نصيحتى به عبداللَّه بن مسعود مىفرمايد:
«يَابْنَ مَسْعُودٍ! اذا عَمِلْتَ عَمَلًا مِنَ الْبِرِّ وَ انْتَ تُريدُ بِذلِكَ غَيْرَ اللَّهِ فَلا تَرْجُ بِذلِكَ مِنْهُ ثَواباً، فَأِنَّهُ يَقُولُ: «فَلا نُقيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً» «2»» «3» اى پسر مسعود! هرگاه كار نيكى انجام دادى، درحالىكه مقصودت از آن كار غير خداست، براى آن از خداوند اميد پاداش نداشته باش! چرا كه خداوند مىفرمايد: در قيامت ميزانى براى آنها بر پا نخواهيم كرد.
نقش اخلاص در تكامل روح در درسهاى گذشته تكامل روح را مهمترين هدف آفرينش دانستيم. اخلاص در تأمين اين هدف بزرگ و رساندن انسان به مقصد الهى خويش نقش مهمّى ايفا مىكند انسان مىتواند در پرتو خودسازى و عبادت خالصانه خداوند و پيروى از دستورات او به درجهاى از عزّت و اعتلاى روحى برسد كه به احدى جز خداوند اميدوار نباشد و چيزى جز عملكرد سوء خودش او را نترساند. على عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«الْعِبادَةُ الْخالِصَةُ، انْ لا يَرْجُوَا الرَّجُلُ الَّا رَبَّهُ وَ لا يَخافَ الَّا ذَنْبَهُ» «4»
عبادت خالصانه آناستكه انسانجز بهپروردگارش اميدوارنباشد و جز از- پيامد- گناهش نترسد.
اخلاص موجب مىشود كه انسان رضاى خداوند را ملاك انجام هر كارى قرار دهد و تمامى كنشها، واكنشها، اقدامها و پرهيزهايش را با خشنودى او همسو و هماهنگ سازد، خدا را منشأ هر خير و بركتى بداند، اميد خود را از آنچه در دست ديگران است قطع كند، تنها به رحمت واسعه الهى اميدوار بوده و مشيّت او را در جهان نافذ و حاكم شمارد.
اخلاص در عبادت چنان علوّ همّتى به انسان مىدهد كه ديگر ستايش و نكوهش ديگران در اراده و عمل او تأثير نمىگذارد، مقام و ثروت بيكران او را به طمع نمىاندازد، تهديدهاى جانى و مالى او را از ادامه راهش باز نمىدارد، در پنهان و آشكار يكسان عمل مىكند و گفتار و كردارش با هم مطابق است و توقع هيچ پاداشى از ديگران ندارد.
از اين رو، رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«ما بَلَغَ عَبْدٌ حَقيقَةَ الْاخْلاصِ حَتَّى لا يُحِبَّ انْ يُحْمَدَ عَلى شَىْءٍ مِنْ عَمَلٍ لِلَّهِ» «1» هيچ بندهاى به حقيقت اخلاص دست نمىيابد مگر آنكه دوست نداشته باشد كه بر آنچه براى رضاى خدا انجام داده مورد ستايش قرار گيرد.
على عليه السلام نيز مىفرمايد:
«مَنْ لَمْ يَخْتَلِفْ سِرُّهُ وَ عَلانِيَتُهُ وَ فِعْلُهُ وَ مَقالَتُهُ فَقَدْ ادَّى الْامانَةَ وَ اخْلَصَ الْعِبادَةَ» «2» كسى كه پنهان و آشكارش و رفتار و گفتارش با هم هماهنگ باشد، امانت را ادا كرده و عبادت را خالص نموده است.
عباد مخلَص خداوند پيامبران الهى و پيشوايان معصوم ما همگى اسوههاى عملى اخلاص در عبادت
بودهاند. آن رادمردان در سراسر عمر خويش هرگز خود را به شرك و ريا نيالوده و گامى از مسير اخلاص بيرون ننهادهاند. آنان در خلوص نيت به حدّى دقيق و راسخ بودند كه نهتنها اعمال و عبادات خود را خالصانه انجام دادند كه روح و انديشه خويش را نيز براى خدا خالص ساختند.
از اين رو قرآن كريم از ايشان به عنوان «عباد مُخلَص خداوند» ياد مىكند و براى آنان حسابى ويژه مىگشايد؛ اين ويژگى را در آيات متعدّدى از قرآن كريم مىتوان يافت. آنان در سايه اخلاص به درجهاى از كمال مىرسند كه از نفوذ وسوسههاى شيطان، مصونيّت پيدا مىكنند، «1» خداوند هرگونه بدى و فحشا را از آنان دور مىسازد، «2» پاداش آنان با معيار عملشان سنجيده نمىشود، بلكه با معيار فضل و رحمت خداوند پاداش مىگيرند، «3» از عذاب خداوند ايمن هستند «4» و خدا را بهتر از ديگران مىشناسند. «5»