«ايَّاكَ وَالرِّياءَ، فَأِنَّهُ مَنْ عَمِلَ لِغَيْرِ اللَّهِ وَكَلَهُ اللَّهُ الى مَنْ عَمِلَ لَهُ» «1» از خودنمايى بپرهيز! زيرا هر كه براى غير خدا كارى انجام دهد، خدا او را به همانكس وامىگذارد.
آيات قرآن كريم و روايات اسلامى بيانگر اين واقعيتند كه در قيامت گروهى از مردم، وقتى به نامه اعمال خويش مىنگرند، از بسيارى كارهاى شايسته كه در دنيا انجام دادهاند در آن اثرى نمىبينند، وقتى علّت را جويا مىشوند به آنها گفته مىشود كه چون آنچه را مىگوييد براى خشنودى خدا و با اخلاص انجام ندادهايد، اكنون بابت آن كارها چيزى در نزد خداوند نداريد. رسول خدا صلى الله عليه و آله در نصيحتى به عبداللَّه بن مسعود مىفرمايد:
«يَابْنَ مَسْعُودٍ! اذا عَمِلْتَ عَمَلًا مِنَ الْبِرِّ وَ انْتَ تُريدُ بِذلِكَ غَيْرَ اللَّهِ فَلا تَرْجُ بِذلِكَ مِنْهُ ثَواباً، فَأِنَّهُ يَقُولُ: «فَلا نُقيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً» «2»» «3» اى پسر مسعود! هرگاه كار نيكى انجام دادى، درحالىكه مقصودت از آن كار غير خداست، براى آن از خداوند اميد پاداش نداشته باش! چرا كه خداوند مىفرمايد: در قيامت ميزانى براى آنها بر پا نخواهيم كرد.
نقش اخلاص در تكامل روح در درسهاى گذشته تكامل روح را مهمترين هدف آفرينش دانستيم. اخلاص در تأمين اين هدف بزرگ و رساندن انسان به مقصد الهى خويش نقش مهمّى ايفا مىكند انسان مىتواند در پرتو خودسازى و عبادت خالصانه خداوند و پيروى از دستورات او به درجهاى از عزّت و اعتلاى روحى برسد كه به احدى جز خداوند اميدوار نباشد و چيزى جز عملكرد سوء خودش او را نترساند. على عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«الْعِبادَةُ الْخالِصَةُ، انْ لا يَرْجُوَا الرَّجُلُ الَّا رَبَّهُ وَ لا يَخافَ الَّا ذَنْبَهُ» «4»
عبادت خالصانه آناستكه انسانجز بهپروردگارش اميدوارنباشد و جز از- پيامد- گناهش نترسد.
اخلاص موجب مىشود كه انسان رضاى خداوند را ملاك انجام هر كارى قرار دهد و تمامى كنشها، واكنشها، اقدامها و پرهيزهايش را با خشنودى او همسو و هماهنگ سازد، خدا را منشأ هر خير و بركتى بداند، اميد خود را از آنچه در دست ديگران است قطع كند، تنها به رحمت واسعه الهى اميدوار بوده و مشيّت او را در جهان نافذ و حاكم شمارد.
اخلاص در عبادت چنان علوّ همّتى به انسان مىدهد كه ديگر ستايش و نكوهش ديگران در اراده و عمل او تأثير نمىگذارد، مقام و ثروت بيكران او را به طمع نمىاندازد، تهديدهاى جانى و مالى او را از ادامه راهش باز نمىدارد، در پنهان و آشكار يكسان عمل مىكند و گفتار و كردارش با هم مطابق است و توقع هيچ پاداشى از ديگران ندارد.
از اين رو، رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«ما بَلَغَ عَبْدٌ حَقيقَةَ الْاخْلاصِ حَتَّى لا يُحِبَّ انْ يُحْمَدَ عَلى شَىْءٍ مِنْ عَمَلٍ لِلَّهِ» «1» هيچ بندهاى به حقيقت اخلاص دست نمىيابد مگر آنكه دوست نداشته باشد كه بر آنچه براى رضاى خدا انجام داده مورد ستايش قرار گيرد.
على عليه السلام نيز مىفرمايد:
«مَنْ لَمْ يَخْتَلِفْ سِرُّهُ وَ عَلانِيَتُهُ وَ فِعْلُهُ وَ مَقالَتُهُ فَقَدْ ادَّى الْامانَةَ وَ اخْلَصَ الْعِبادَةَ» «2» كسى كه پنهان و آشكارش و رفتار و گفتارش با هم هماهنگ باشد، امانت را ادا كرده و عبادت را خالص نموده است.
عباد مخلَص خداوند پيامبران الهى و پيشوايان معصوم ما همگى اسوههاى عملى اخلاص در عبادت
بودهاند. آن رادمردان در سراسر عمر خويش هرگز خود را به شرك و ريا نيالوده و گامى از مسير اخلاص بيرون ننهادهاند. آنان در خلوص نيت به حدّى دقيق و راسخ بودند كه نهتنها اعمال و عبادات خود را خالصانه انجام دادند كه روح و انديشه خويش را نيز براى خدا خالص ساختند.
از اين رو قرآن كريم از ايشان به عنوان «عباد مُخلَص خداوند» ياد مىكند و براى آنان حسابى ويژه مىگشايد؛ اين ويژگى را در آيات متعدّدى از قرآن كريم مىتوان يافت. آنان در سايه اخلاص به درجهاى از كمال مىرسند كه از نفوذ وسوسههاى شيطان، مصونيّت پيدا مىكنند، «1» خداوند هرگونه بدى و فحشا را از آنان دور مىسازد، «2» پاداش آنان با معيار عملشان سنجيده نمىشود، بلكه با معيار فضل و رحمت خداوند پاداش مىگيرند، «3» از عذاب خداوند ايمن هستند «4» و خدا را بهتر از ديگران مىشناسند. «5»
پرسش 1- اخلاص را تعريف كنيد.
2- مهمترين معيار ارزيابى اعمال انسان در پيشگاه خداوند چيست؟
3- رابطه عبادت و اخلاص را بيان كنيد.
4- نقش اخلاص را در تكامل روحى انسان بيان كنيد.
5- عباد مخلَص خداوند چه كسانى هستند و چه امتيازاتى دارند؟
درس پنجم: خشوع در عبادت يكى ديگر از فضايل ارزشمندى كه در حوزه اخلاق عبادى(ج2) 55 موانع خشوع ص : 55 مسائل مربوط به اخلاق عبادى مطرح است، «خشوع» در عبادت است. «خشوع» عبارت است از ابراز فروتنى و تذلّل باطنى و ظاهرى در قلب و جوارح، بهگونهاى كه آرامشى توأم با تواضع، توجّه كامل به خداوند و انقطاع از غير او وجود انسان را فراگيرد. «1» از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدند، خشوع چيست؟ حضرت فرمود:
«التَّواضُعُ فِى الصَّلاةِ وَ أَنْ يُقْبِلَ الْعَبْدُ بِقَلْبِهِ كُلِّهِ عَلى رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ» «2» فروتنى در نماز و اين كه بنده با تمام قلبش متوجّه پروردگارش باشد.
امام خمينى قدس سره نيز در تبيين معناى خشوع مىفرمايد:
يكى از امورى كه از براى سالك در جميع عبادات، خصوصاً نماز كه سرامد همه عبادات است و مقام جامعيّت دارد لازم است، خشوع است و حقيقت آن عبارت است از خضوع تامّ ممزوج با حبّ يا خوف. «3» گر چه مهم اين است كه عابد در حال نماز، ذكر و دعا در برابر خداوند خاشع باشد، ليكن اگر چنين حالتى همواره براى انسان حاصل شود و بهصورت ملكهاى روحى درآيد و خُلق او گردد، بسى بهتر و ارزندهتر خواهد بود. در اين صورت انسان خود را در محضر و منظر خدا مىبيند و هر عملى را خاضعانه و خاشعانه به ياد او و براى او انجام مىدهد.
نقش خشوع در تكامل معنوى خشوع به عنوان يك فضيلت ارزشمند، در اخلاق عبادى ارزش و جايگاه ويژهاى دارد و نقش عمدهاى را در تكامل معنوى انسان ايفا مىكند، زيرا غرض اصلى از انجام عبادات، پيراستن روح از رذايل حيوانى و تعالى بخشيدن به آن است و عبادت، هر چه با خلوص، صفا و توجّه بيشتر انجام شود اين هدف بزرگ بهتر تأمين مىشود و خشوع در عبادت از مهمترين عواملى است كه در نيل انسان به هدف مزبور، تأثيرى غير قابل انكار دارد.
از اين رو قرآن كريم، خشوع قلبى را مرحلهاى بالاتر از ايمان به خداوند دانسته با بيانى توبيخآميز از مؤمنان مىخواهد كه در مرحله ايمان توقّف نكنند و با طىّ مدارج عالىترِ كمال، در تحصيل اين فضيلت بزرگ بكوشند. در آيهاى از قرآن كريم، در اين باره چنين مىخوانيم:
«أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ امَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ» «1» آيا وقت آن نرسيده است، كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل كرده است خاشع گردد؟! همچنين در آيهاى ديگر، خشوع در نماز را شرط رستگارى مؤمنان دانسته و بدين وسيله نيز برترى خشوع را بر ايمان بيان داشته است:
«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَهُمْ فى صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ» «2» مؤمنان رستگار شدند، آنان كه در نمازشان خاشعند.
خشوع قلبى، نقش عمدهاى در رسيدن انسان به مقام والاى قرب الهى دارد. انسان مىتواند، با كسب اين فضيلت بزرگ به درجهاى از قرب و كمال معنوى برسد كه هر لحظه خدا را بخواند در خواستش مورد اجابت حضرت حق واقع شود.
خداوند به حضرت موسى عليه السلام فرمود:
«يَابْنَ عِمْرانَ هَبْ لى مِنْ قَلْبِكَ الْخُشُوعَ وَ مِنْ بَدَنِكَ الْخُضُوعَ وَ مِنْ عَيْنَيْكَ الدُّمُوعَ وَادْعُنى فى ظُلَمِ اللَّيْلِ تَجِدْنى قَريباً مُجيباً» «1» اىفرزند عمران! از قلبت خشوع و فروتنى و از اندامت خضوع و افتادگى و از چشمانت اشك بهمن بده و مرا در تاريكىهاى شب بخوان!- در اين صورت- مرا نزديك و اجابتكننده خواهى يافت.
نظر به اينكه خداوند، منبع عزت و نهايت عظمت و بزرگى است هر چه انسان در برابر او بيشتر خاضع و خاشع باشد در واقع به منبع عزّت و عظمت نزديكتر شده به مقام ارجمندى دست مىيابد و به عكس اگر در برابر خدا كرنش و كوچكى نكند از ارج و عزّت خود كاسته و در چاه ذلّت و بدبختى سقوط خواهد كرد و در قيامت كه ملكوت و حقيقت اعمالش آشكار مىشود در نهايت ذلّت و زبونى وارد دوزخ خواهد شد. خشوع اختيارى انسان در اين جهان چون از ايمان به قدرت و عظمت الهى و احساس ضعف و حقارت حقيقى سرچشمه مىگيرد موجب تكامل و اعتلاى او و رسيدن به مقام قرب الهى مىشود، ليكن اگر انسان در اين جهان از عبادت خداوند سر باز زند و تكبر ورزد، سرانجام در روز قيامت به هنگام ورود به جهنم بناچار در برابر قدرت و سلطنت الهى تذلّل و كرنش خواهد كرد و خاشع خواهد شد. قرآن كريم حال چنين فردى را در قيامت اينگونه ترسيم فرموده:
«انَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتى سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ» «2» كسانى كه از عبادت من تكبّر ورزند بزودى با ذلّت وارد دوزخ مىشوند.
از اين رو امام باقر عليه السلام در دعاى سحر ماه مبارك رمضان مىگويد:
«اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ خُشُوعَ الْايمانِ قَبْلَ خُشُوعِ الذُّلِّ فِى النَّارِ» «3» خدايا من از تو خشوع ايمان را پيش از خشوع ذلّت در آتش مىخواهم.
ارتباط خشوع و خضوع چنانكه ذكر شد معناى خشوع، تواضعِ هماهنگ قلب و جوارح آدمى در برابر پروردگار است، ليكن پايگاه و سرچشمه خشوع، قلب انسان است و هرگاه قلب در اثر اميد به لطف و رحمت الهى و بيم از قهر و قدرت او منفعل و منقلب شد و در برابر مهابت و عظمت خداوند خاشع گرديد، اين حالت از قلب به جوارح انسان نيز سرايت مىكند بهطورى كه ظاهر و باطن او با هم هماهنگ مىشود، به عبارت ديگر، خضوع جوارح، در نتيجه خشوع قلب حاصل مىگردد. از اين رو در حديث قدسى آمده است كه خداوند متعال به موسى و هارون عليهما السلام چنين وحى فرمود:
«إِنَّما يَتَزَيَّنُ لى أَوْلِيائى بِالذُّلِّ وَالْخُشُوعِ وَالْخَوْفِ الَّذى يَنْبُتُ فى قُلُوبِهِمْ فَيَظْهَرُ عَلى اجْسادِهِمْ» «1» دوستان من، خود را براى من با كرنش و خشوع و بيمى مىآرايند كه در قلبهايشان مىرويد و- بازتاب آن- بر پيكرهايشان ظاهر مىشود.
بههمين جهت اگر در جوارحِ كسى نشانههاى خضوع ظاهر شود بدون آنكه قلبش خاشع شده باشد، اين امر نشانه تظاهر به خشوع و نوعى نفاق است كه در روايات، از آن به «تخشّع نفاق» تعبير شده است. رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره مىفرمايد:
«إِيَّاكُمْ وَ تَخَشُّعَ النِّفاقِ وَ هُوَ أَنْ يُرىَ الْجَسَدُ خاشِعاً وَالْقَلْبُ لَيْسَ بِخاشِعٍ» «2» از تخشّع نفاق بپرهيزيد و آن، عبارت از اين است كه بدن خاشع باشد و قلب خاشع نباشد.
اسوههاى خشوع پيشوايان بزرگوار اسلام، شاخصترين الگوهاى خشوع در عبادت بودند. آن بزرگواران در همه احوال بويژه هنگام نزديك شدن وقت عبادت و نماز آنچنان از خود