بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 56

پرسش‌ 1- رسول خدا صلى الله عليه و آله خشوع را چگونه معنا فرمود؟
2- نقش خشوع را در تكامل معنوى انسان بنويسيد.
3- رابطه خشوع و خضوع را توضيح دهيد.
4- دو نمونه از خشوع پيشوايان بزرگوار اسلام در هنگام عبادت را ذكر كنيد.
5- موانع خشوع را بنويسيد.



صفحه 57

درس ششم: نظم و اعتدال در عبادت‌ «نظم» در لغت، آراستن و ميزان كردن و به رشته كشيدن جواهر را گويند كنار هم چيدن كلمات، براى به‌دست آوردن كلامى موزون را نيز «نظم» مى‌گويند كه مقابل آن «نثر» است. «1» و در اصطلاح، عبارت است از انجام يافتن كارها به‌طور مرتّب و قرار گرفتن آنها تحت حساب و برنامه به‌گونه‌اى كه هر كار در مناسب‌ترين زمان و مكان انجام گيرد و تزاحم و تداخلى بين انجام كارها به‌وجود نيايد.
«اعتدال» نيز به معناى ميانه‌روى در انجام كارهاست، به‌گونه‌اى كه هر عمل، به‌مقدار نياز و ضرورت، در زمان و مكان مناسب خودش انجام گيرد «2» و در انجام آن از كم‌كارى و زياده‌روى پرهيز گردد.
نظم تكوينى و نظم تشريعى‌ نظم، پديده‌اى است كه آفرينش موجودات با آن شكل گرفته و خداوند دانا جهان را براساس آن بنا كرده است. يكى از دانشمندان مى‌نويسد:
در جهان هستى تا آنجا كه عقل و دانش بشر از روى آن پرده برداشته است بجز نظم و دقّت چيزى وجود ندارد و دانشمندان و مكتشفان در بررسى‌هاى خود اعتراف مى‌كنند كه در سراسر جهان، جز محاسبه و اندازه‌گيرى، جز نظامات و تشكيلات حيرت‌انگيز چيزى نديده‌اند. «3» چنين نظمى كه بر سراسر جهان آفرينش از اتم گرفته تا بزرگترين كهكشان‌ها حاكميّت‌


صفحه 58

دارد و بى‌چون و چرا و بدون استثنا اجرا مى‌شود، «نظم تكوينى» ناميده مى‌شود.
علاوه بر نظم تكوينى نوع ديگرى از نظم وجود دارد كه خداوند اجراى آن را به اراده و اختيار بشر نهاده و او را به پيروى از آن موظّف نموده است. اين نظم را «نظم تشريعى» مى‌نامند و همه برنامه‌هايى كه آيين مقدس اسلام براى تكامل و سعادت انسانها تشريع و ابلاغ كرده منطبق بر چنين نظمى است.
اهميّت نظم و اعتدال در زندگى بشر نظم و اعتدال در پيشبرد اهداف گوناگون بشر نقش تعيين‌كننده‌اى دارد، زيرا جهانى كه ما در آن زندگى مى‌كنيم، مادّى و گذراست و دامنه عمر ما محدود و پايان‌پذير است و در اين فرصت محدود، به همه كارها و خواسته‌ها نمى‌توان دست يافت. رعايت نظم و اعتدال به انسان امكان مى‌دهد كه از وقت، نيرو و امكانات محدودى كه در اختيار دارد بيشترين بهره را ببرد و آنها را صرف امور كم ارزش و بى‌فايده نكند.
پيشوايان بزرگوار اسلام با وقوف براهميّت نظم و تأثير بسزايى كه درنيكبختى و كمال‌يابى انسان دارد در هر فرصتى پيروان خود را به رعايت نظم و انضباط در زندگى سفارش مى‌كردند.
حضرت على عليه السلام در آخرين ساعات حيات پر بركت خويش به فرزندانش فرمود:
«اوصيكُما وَ جَميعَ وَلَدى‌ وَ أَهْلى‌ وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتابى‌ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِكُمْ» «1» شما و همه فرزندان و خانواده‌ام را و هر كس كه نوشته من به او برسد به تقواى الهى و نظم در كارتان سفارش مى‌كنم.
همچنين آنان را از زياده‌روى در انجام هر كار باز مى‌داشتند و به رعايت اعتدال دعوت مى‌كردند. در اين باره نيز حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد:
«إِنَّ لَيْلَكَ وَ نَهارَكَ لا يَسْتَوْعِبانِ جَميعَ حاجاتِكَ فَاقْسِمْها بَيْنَ عَمَلِكَ وَ راحَتِكَ» «2» ساعات شبانه‌روز، گنجايش تمام‌نيازهاى تورا ندارد. پس آنها را ميان كار و استراحتت تقسيم كن!


صفحه 59

رعايت نظم و اعتدال در زندگى بدون تدبير و برنامه‌ريزى صحيح امكان‌پذير نيست و انسان براى آن‌كه بتواند از كمترين فرصتها و امكانات، بيشترين بهره را ببرد، بايد اوقات خود را در طول شبانه‌روز، ميان مهم‌ترين وظايفى كه مى‌بايد انجام دهد تقسيم كند و اگر در اين بين وقتى خالى ماند، آن‌را براى امور كم اهمّيت‌تر منظور كند.
امام كاظم عليه السلام درباره برنامه‌ريزى و تقسيم اوقات مى‌فرمايد:
«إِجْتَهِدُوا فى‌ أَنْ يَكُونَ زَمانُكُمْ ارْبَعَ ساعاتٍ: ساعَةٌ لِمُناجاتِ اللَّهِ وَ ساعَةٌ لِأَمْرِ الْمَعاشِ وَ ساعَةٌ لِمُعاشَرَةِ الْأِخْوانِ وَالثِّقاتِ الَّذينَ يُعَرِّفُونَكُمْ عُيُوبَكُمْ وَ يُخْلِصُونَ لَكُمْ فِى الْباطِنِ وَ ساعَةٌ تَخْلَوْنَ فيها لِلَذَّاتِكُمْ فى‌ غَيْرِ مُحَرَّمٍ وَ بِهذِهِ السَّاعَةِ تَقْدِرُونَ عَلَى الثَّلاثِ ساعاتٍ ...» «1» بكوشيد كه اوقات شما در شبانه‌روز، چهاربخش باشد؛ بخشى براى مناجات با خداوند- و عبادت او- بخش ديگر، جهت كار و تلاش به‌منظور تأمين مخارج زندگى، بخش سوّم براى معاشرت با برادران- ايمانى- و افراد مورد اعتمادى كه شما را بر عيوبتان آگاه مى‌كنند و از دل به شما ارادت دارند و سرانجام بخش چهارم براى بهره‌مندى از لذّتهاى حلال كه با اين بخش بر انجام تكاليف خود در سه بخش ديگر توانا مى‌شويد.
در عين حال، اخلاق عبادى ايجاب مى‌كند كه انسان، بهترين ساعات عمر خود را كه در آن آمادگى، حضور و نشاط بيشترى دارد به عبادت و مناجات با خداوند اختصاص دهد.
حضرت على عليه السلام در عهدنامه مهم خود به مالك اشتر در اين باره مى‌فرمايد:
«وَاجْعَلْ لِنَفْسِكَ فيما بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَفْضَلَ تِلْكَ الْمَواقيتِ» «2» ميان خود و خداى سبحان، بهترين اوقات را (براى عبادت و راز و نيازت) قرار ده.
بايد توجّه داشت كه وقتى امام عليه السلام به يك مسؤول بلند پايه نظام حكومتى خويش كه مى‌بايد از لحظه لحظه اوقات و فرصتهايش در جهت اداره امور جامعه استفاده كند و


صفحه 60

حتّى از خواب و خوراك خويش در جهت انجام مأموريت خطيرى كه بر عهده گرفته مايه بگذارد چنين دستورى مى‌دهد، تكليف رده‌هاى پايين‌تر و مردم عادى روشن است.
نظم در عبادت‌ اكثر قريب به اتّفاق عباداتى كه در اسلام مقرّر شده، بر نظم و ضابطه خاصّى از نظر زمان، مكان، كيفيّت و ... استوار است. به عنوان نمونه، در برپايى نماز مى‌فرمايد:
«وَ أَقِمِ الصَّلوةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‌ غَسَقِ الَّيْلِ وَ قُرانَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرانَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً» «1» نماز را از زوال خورشيد (هنگام ظهر) تا نهايت تاريكى شب [: نيمه‌شب‌] بر پا دار! و نيز قرآنِ فجر [: نماز صبح‌] را؛ چرا كه قرآن فجر، مشهود- فرشتگان روز و شب- است.
به جا آوردن نمازهاى واجب پنجگانه، در زمانهاى مشخّص در طول شبانه‌روز، نظم خاصّى به زندگى نمازگزار مى‌بخشد، بويژه اگر اين نمازها بر اساس تأكيد اسلام، در اوّل وقت، به صورت جماعت و در مساجد خوانده‌شود. علاوه‌بر اين برپايى نماز جمعه، هر هفته يك بار، مردم هر شهر را در يك نقطه جمع آورده و موجب مى‌شود تا ضمن انجام عبادتى دسته‌جمعى، از اوضاع و مسايل اجتماعى، سياسى و اخلاقى و حوادث هفته نيز آگاه شوند.
قرآن كريم درباره روزه ماه مبارك رمضان نيز مى‌فرمايد:
«شَهْرُ رَمِضانَ الَّذى‌ انْزِلَ فيهِ الْقُرانُ ... فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ» «2» ماه رمضان، ماهى كه قرآن، در آن نازل شده است ... پس هر كس از شما كه در ماه رمضان در حضر باشد بايد روزه بدارد.
مسلمانان در هر سال با مشاهده هلال ماه مبا اخلاق عبادى(ج‌2) 66 الف - آثار دنيوى ص : 65 رك رمضان روزه مى‌گيرند و با ديدن هلال ماه شوّال افطار مى‌كنند. آغاز و پايان روزه هر روز هم با طلوع فجر و مغرب هماهنگ است. قرآن كريم در اين باره مى‌فرمايد:



صفحه 61

«وَ كُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى الَّيْلِ ...» «1» و بخوريد و بياشاميد تا رشته سفيد- صبح- از رشته سياه- شب- براى شما آشكار گردد سپس روزه را تا شب تكميل كنيد! كنگره بزرگ و سالانه حجّ نيز نمايش نظم شكوهمند اسلامى است. همه حجّاج با بستن «احرام»، متّحد الشّكل از «ميقات» به‌سوى «مكّه» حركت مى‌كنند و سپس با نظمى خاصّ به طواف، نماز طواف، سعى و تقصير مى‌پردازند و اعمال «عمره» را به پايان مى‌برند.
آنگاه در زمانى معيّن دوباره از مكه «احرام» مى‌بندند و راهى «عرفات» و «مشعر» مى‌شوند و پس از «وقوف» منظّم در هر يك از آن سرزمين‌هاى مقدّس به سوى «منا» حركت مى‌كنند و پس از انجام منظّم اعمال منا با شكوهى چشمگير به مكّه باز مى‌گردند و پس از طواف، نماز طواف و سعى مجدّد و طواف نساء و نماز آن به مناسك خويش پايان مى‌دهند.
قرآن كريم درتبيين اختلاف شكل ظاهرى ماه، از هلال تا بدر و از بدر تا محاق مى‌فرمايد:
«وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِىَ مَواقيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ ...» «2» درباره هلال‌هاى ماه از تو سؤال مى‌كنند بگو آنها بيان اوقات [و تقويم طبيعى براى نظامِ زندگىِ‌] مردم و [تعيين وقت‌] حجّ است.
وجود اين همه دستورات عبادى منطبق بر نظم، بهترين دليل است بر اين كه يك مسلمان وظيفه دارد همه امور زندگى خود بويژه امور عبادى خويش را منظّم سازد و از هرگونه بى‌نظمى، خود سرى و اعمال سليقه شخصى در انجام عبادات پرهيز كند.
اعتدال در عبادت‌ عبادت به منزله غذاى روح است، زيرا به كمك عبادت، روح آدمى قدرت پيمودن مسير كمال و مقابله با بيمارى‌هاى روانى و رذايل اخلاقى را پيدا مى‌كند. همان ويژگى‌ها و شرايطى‌


صفحه 62

كه در مورد غذاى جسم رعايت مى‌شود از قبيل تناسب زمان، مكان، كيفيّت و مقدار، در عبادت نيز بايد رعايت شود. چرا كه هر روحى توان و ظرفيت خاصّ خودرا دارد و در هر موقعيتى به اندازه مشخّصى مى‌تواند رنج ناشى از عبادت را تحمّل كند. تحميل عبادات سنگين و طاقت‌فرسا بر روح‌هاى كوچك و كم ظرفيت به مثابه خوراندن غذاى مقوّى و زياد به كودكى خردسال است كه از عهده هضم آن بر نيامده دچار عارضه خواهد شد.
دراين‌صورت چه‌بسا عبادت، روى فرد، اثر معكوس بگذارد و به‌جاى ارتقاى معنوى موجب سرخوردگى، دلزدگى، انحراف و سستى عقيده گردد. رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره مى‌فرمايد:
«ياعَلِىُّ إِنَّ هذَاالدَّينَ مَتينٌ فَأَوْغِلْ فيهِ بِرِفْقٍ وَ لا تُبْغِضْ إِلى‌ نَفْسِكَ عِبادَةَ رَبِّكَ» «1» اى على! اين آيين، محكم است. پس با نرمى و مدارا آن را فرا گير و پرستش پروردگارت را منفور نفست مساز.
على عليه السلام نيز در نامه‌اى به حارث همدانى مى‌نويسد:
«خادِعْ نَفْسَكَ فِى الْعِبادَةِ وَارْفُقْ بِها وَ لا تَقْهَرْها وَ خُذْ عَفْوَها وَ نَشاطَها، الَّا ما كانَ مَكْتُوباً عَلَيْكَ مِنَ الْفَريضَةِ، فَإِنَّهُ لابُدَّ مِنْ قَضائِها وَ تَعاهُدِها عِنْدَ مَحَلِّها» «2» نفست را در عبادت فريب ده «3» و با او مدارا كن و مورد خشونت قرارش مده و هنگام گذشت و شادابى‌اش آن را درياب!- و به عبادت خداوند وادارش كن- مگر آنچه بر تو واجب است- مانند نمازهاى يوميّه- كه از بجا آوردن آن در وقتش چاره‌اى نيست.
امام صادق عليه السلام در مورد اين كه افراط در عبادت موجب دلسردى و انحراف مى‌شود داستانى از يك تازه مسلمان نقل فرموده:
مردى مسلمان، همسايه‌اى مسيحى داشت كه با تعريف و تبليغ خود توانست او را به اسلام متمايل كند. سحرگاه اوّلين روزى كه مسيحى، مسلمان شده بود، همسايه مسلمان، به سراغ‌


صفحه 63

مردِ تازه مسلمان رفت، در زد، او را از خواب بيدار كرد و به نماز شب و عبادت فرا خواند. او براى اوّلين بار وضو گرفت و همراه مسلمان به مسجد رفت و تا صبح مشغول عبادت شد. پس از نماز صبح خواست به خانه برگردد، ولى دوستش مانع شد و گفت خوب است به تعقيب نماز و تلاوت قرآن مشغول شويم. پس از مدّتى كه خواست برود مرد گفت چيزى به ظهر نمانده و ...
خلاصه او را تا آخر شب و پايان نماز عشا و تعقيبات آن در مسجد نگه داشت و سپس هر دو به خانه بازگشتند. در سحر روز دوّم نيز مرد مسلمان به در خانه تازه مسلمان آمد و از او خواست براى رفتن به مسجد آماده شود. تازه‌مسلمان پاسخ داد: براى اين دين، فرد بيكارى پيدا كن! من آدم مسكينى هستم و هزينه زندگى خانواده‌ام را بايد تأمين كنم! آنگاه حضرت صادق عليه السلام فرمود:
«سرانجام، آن عابد سخت‌گير، كسى را كه به اسلام هدايت كرده بود از اسلام خارج كرد.» «1» و نيز آن حضرت فرمود:
در سنين جوانى در حالى‌كه از شدّت عبادت، عرق از سر و صورتم مى‌ريخت و مشغول طواف خانه خدا بودم به پدرم برخورد كردم. او با ديدن من فرمود: «پسرم جعفر! هرگاه خداوند بنده‌اى را به دوستى با خود برگزيند او را وارد بهشت مى‌كند و عبادت كم را از او مى‌پذيرد. «2» البتّه معيار ميانه‌روى در عبادت براى هر كس با ديگرى فرق مى‌كند و به توان و ظرفيت جسمى و روحى او بستگى دارد. پيشوايان بزرگوار اسلام كه ديگران را تا اين اندازه به مدارا با نفس و پرهيز از سخت‌گيرى دعوت مى‌كردند، خودشان آنچنان از ايمان و معرفت عالى برخوردار بودند كه نه‌تنها عبادت بسيار موجب خستگى و افسردگى ايشان نمى‌شد، بلكه هر چه بيشتر عبادت مى‌كردند شاداب‌تر و خوشحال‌تر بودند. به عنوان مثال، رسول خدا صلى الله عليه و آله بقدرى ايستاده نماز مى‌خواند كه پاهايش ورم مى‌كرد «3» و حضرت امير عليه السلام هر شبانه‌روز هزار ركعت نماز مى‌خواند. «4»