بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 60

حتّى از خواب و خوراك خويش در جهت انجام مأموريت خطيرى كه بر عهده گرفته مايه بگذارد چنين دستورى مى‌دهد، تكليف رده‌هاى پايين‌تر و مردم عادى روشن است.
نظم در عبادت‌ اكثر قريب به اتّفاق عباداتى كه در اسلام مقرّر شده، بر نظم و ضابطه خاصّى از نظر زمان، مكان، كيفيّت و ... استوار است. به عنوان نمونه، در برپايى نماز مى‌فرمايد:
«وَ أَقِمِ الصَّلوةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‌ غَسَقِ الَّيْلِ وَ قُرانَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرانَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً» «1» نماز را از زوال خورشيد (هنگام ظهر) تا نهايت تاريكى شب [: نيمه‌شب‌] بر پا دار! و نيز قرآنِ فجر [: نماز صبح‌] را؛ چرا كه قرآن فجر، مشهود- فرشتگان روز و شب- است.
به جا آوردن نمازهاى واجب پنجگانه، در زمانهاى مشخّص در طول شبانه‌روز، نظم خاصّى به زندگى نمازگزار مى‌بخشد، بويژه اگر اين نمازها بر اساس تأكيد اسلام، در اوّل وقت، به صورت جماعت و در مساجد خوانده‌شود. علاوه‌بر اين برپايى نماز جمعه، هر هفته يك بار، مردم هر شهر را در يك نقطه جمع آورده و موجب مى‌شود تا ضمن انجام عبادتى دسته‌جمعى، از اوضاع و مسايل اجتماعى، سياسى و اخلاقى و حوادث هفته نيز آگاه شوند.
قرآن كريم درباره روزه ماه مبارك رمضان نيز مى‌فرمايد:
«شَهْرُ رَمِضانَ الَّذى‌ انْزِلَ فيهِ الْقُرانُ ... فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ» «2» ماه رمضان، ماهى كه قرآن، در آن نازل شده است ... پس هر كس از شما كه در ماه رمضان در حضر باشد بايد روزه بدارد.
مسلمانان در هر سال با مشاهده هلال ماه مبا اخلاق عبادى(ج‌2) 66 الف - آثار دنيوى ص : 65 رك رمضان روزه مى‌گيرند و با ديدن هلال ماه شوّال افطار مى‌كنند. آغاز و پايان روزه هر روز هم با طلوع فجر و مغرب هماهنگ است. قرآن كريم در اين باره مى‌فرمايد:



صفحه 61

«وَ كُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى الَّيْلِ ...» «1» و بخوريد و بياشاميد تا رشته سفيد- صبح- از رشته سياه- شب- براى شما آشكار گردد سپس روزه را تا شب تكميل كنيد! كنگره بزرگ و سالانه حجّ نيز نمايش نظم شكوهمند اسلامى است. همه حجّاج با بستن «احرام»، متّحد الشّكل از «ميقات» به‌سوى «مكّه» حركت مى‌كنند و سپس با نظمى خاصّ به طواف، نماز طواف، سعى و تقصير مى‌پردازند و اعمال «عمره» را به پايان مى‌برند.
آنگاه در زمانى معيّن دوباره از مكه «احرام» مى‌بندند و راهى «عرفات» و «مشعر» مى‌شوند و پس از «وقوف» منظّم در هر يك از آن سرزمين‌هاى مقدّس به سوى «منا» حركت مى‌كنند و پس از انجام منظّم اعمال منا با شكوهى چشمگير به مكّه باز مى‌گردند و پس از طواف، نماز طواف و سعى مجدّد و طواف نساء و نماز آن به مناسك خويش پايان مى‌دهند.
قرآن كريم درتبيين اختلاف شكل ظاهرى ماه، از هلال تا بدر و از بدر تا محاق مى‌فرمايد:
«وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِىَ مَواقيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ ...» «2» درباره هلال‌هاى ماه از تو سؤال مى‌كنند بگو آنها بيان اوقات [و تقويم طبيعى براى نظامِ زندگىِ‌] مردم و [تعيين وقت‌] حجّ است.
وجود اين همه دستورات عبادى منطبق بر نظم، بهترين دليل است بر اين كه يك مسلمان وظيفه دارد همه امور زندگى خود بويژه امور عبادى خويش را منظّم سازد و از هرگونه بى‌نظمى، خود سرى و اعمال سليقه شخصى در انجام عبادات پرهيز كند.
اعتدال در عبادت‌ عبادت به منزله غذاى روح است، زيرا به كمك عبادت، روح آدمى قدرت پيمودن مسير كمال و مقابله با بيمارى‌هاى روانى و رذايل اخلاقى را پيدا مى‌كند. همان ويژگى‌ها و شرايطى‌


صفحه 62

كه در مورد غذاى جسم رعايت مى‌شود از قبيل تناسب زمان، مكان، كيفيّت و مقدار، در عبادت نيز بايد رعايت شود. چرا كه هر روحى توان و ظرفيت خاصّ خودرا دارد و در هر موقعيتى به اندازه مشخّصى مى‌تواند رنج ناشى از عبادت را تحمّل كند. تحميل عبادات سنگين و طاقت‌فرسا بر روح‌هاى كوچك و كم ظرفيت به مثابه خوراندن غذاى مقوّى و زياد به كودكى خردسال است كه از عهده هضم آن بر نيامده دچار عارضه خواهد شد.
دراين‌صورت چه‌بسا عبادت، روى فرد، اثر معكوس بگذارد و به‌جاى ارتقاى معنوى موجب سرخوردگى، دلزدگى، انحراف و سستى عقيده گردد. رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره مى‌فرمايد:
«ياعَلِىُّ إِنَّ هذَاالدَّينَ مَتينٌ فَأَوْغِلْ فيهِ بِرِفْقٍ وَ لا تُبْغِضْ إِلى‌ نَفْسِكَ عِبادَةَ رَبِّكَ» «1» اى على! اين آيين، محكم است. پس با نرمى و مدارا آن را فرا گير و پرستش پروردگارت را منفور نفست مساز.
على عليه السلام نيز در نامه‌اى به حارث همدانى مى‌نويسد:
«خادِعْ نَفْسَكَ فِى الْعِبادَةِ وَارْفُقْ بِها وَ لا تَقْهَرْها وَ خُذْ عَفْوَها وَ نَشاطَها، الَّا ما كانَ مَكْتُوباً عَلَيْكَ مِنَ الْفَريضَةِ، فَإِنَّهُ لابُدَّ مِنْ قَضائِها وَ تَعاهُدِها عِنْدَ مَحَلِّها» «2» نفست را در عبادت فريب ده «3» و با او مدارا كن و مورد خشونت قرارش مده و هنگام گذشت و شادابى‌اش آن را درياب!- و به عبادت خداوند وادارش كن- مگر آنچه بر تو واجب است- مانند نمازهاى يوميّه- كه از بجا آوردن آن در وقتش چاره‌اى نيست.
امام صادق عليه السلام در مورد اين كه افراط در عبادت موجب دلسردى و انحراف مى‌شود داستانى از يك تازه مسلمان نقل فرموده:
مردى مسلمان، همسايه‌اى مسيحى داشت كه با تعريف و تبليغ خود توانست او را به اسلام متمايل كند. سحرگاه اوّلين روزى كه مسيحى، مسلمان شده بود، همسايه مسلمان، به سراغ‌


صفحه 63

مردِ تازه مسلمان رفت، در زد، او را از خواب بيدار كرد و به نماز شب و عبادت فرا خواند. او براى اوّلين بار وضو گرفت و همراه مسلمان به مسجد رفت و تا صبح مشغول عبادت شد. پس از نماز صبح خواست به خانه برگردد، ولى دوستش مانع شد و گفت خوب است به تعقيب نماز و تلاوت قرآن مشغول شويم. پس از مدّتى كه خواست برود مرد گفت چيزى به ظهر نمانده و ...
خلاصه او را تا آخر شب و پايان نماز عشا و تعقيبات آن در مسجد نگه داشت و سپس هر دو به خانه بازگشتند. در سحر روز دوّم نيز مرد مسلمان به در خانه تازه مسلمان آمد و از او خواست براى رفتن به مسجد آماده شود. تازه‌مسلمان پاسخ داد: براى اين دين، فرد بيكارى پيدا كن! من آدم مسكينى هستم و هزينه زندگى خانواده‌ام را بايد تأمين كنم! آنگاه حضرت صادق عليه السلام فرمود:
«سرانجام، آن عابد سخت‌گير، كسى را كه به اسلام هدايت كرده بود از اسلام خارج كرد.» «1» و نيز آن حضرت فرمود:
در سنين جوانى در حالى‌كه از شدّت عبادت، عرق از سر و صورتم مى‌ريخت و مشغول طواف خانه خدا بودم به پدرم برخورد كردم. او با ديدن من فرمود: «پسرم جعفر! هرگاه خداوند بنده‌اى را به دوستى با خود برگزيند او را وارد بهشت مى‌كند و عبادت كم را از او مى‌پذيرد. «2» البتّه معيار ميانه‌روى در عبادت براى هر كس با ديگرى فرق مى‌كند و به توان و ظرفيت جسمى و روحى او بستگى دارد. پيشوايان بزرگوار اسلام كه ديگران را تا اين اندازه به مدارا با نفس و پرهيز از سخت‌گيرى دعوت مى‌كردند، خودشان آنچنان از ايمان و معرفت عالى برخوردار بودند كه نه‌تنها عبادت بسيار موجب خستگى و افسردگى ايشان نمى‌شد، بلكه هر چه بيشتر عبادت مى‌كردند شاداب‌تر و خوشحال‌تر بودند. به عنوان مثال، رسول خدا صلى الله عليه و آله بقدرى ايستاده نماز مى‌خواند كه پاهايش ورم مى‌كرد «3» و حضرت امير عليه السلام هر شبانه‌روز هزار ركعت نماز مى‌خواند. «4»


صفحه 64

پرسش‌ 1- نظم و اعتدال را جداگانه معنا كنيد.
2- نظم تكوينى و تشريعى را توضيح دهيد.
3- سه مورد از نمودهاى نظم را در عبادات اسلامى بيان كنيد.
4- امام كاظم عليه السلام درباره تقسيم اوقات انسان در شبانه‌روز چه فرمود؟
5- زياده‌روى در عبادت در صورت كم بودن ظرفيت و توان روحى به كجا منتهى مى‌شود؟



صفحه 65

درس هفتم: آثار عبادت‌ در درسهاى گذشته معلوم شد كه هدف اصلى از آفرينش انسان، تكامل معنوى و تقرّب او به خداوند است و عبادت، تنها راه رسيدن به اين مقصد عالى است. از اين بيان مى‌توان چنين نتيجه گرفت كه مهم‌ترين و عالى‌ترين اثر عبادت خداوند رسيدن انسان به كمال معنوى و نزديك شدن او به خداست.
ليكن بايد دانست كه قرب الهى با همه ارزش، عظمت و تأثيرى كه در بهبود سرنوشت انسان دارد، اثر منحصر به فرد عبادت خداوند نيست، بلكه عبادت، سرچشمه آثار و بركات فراوان مادّى و معنوى است. اين بركات، برخى دنيوى و بعضى اخروى هستند و مانند كمال معنوى و تقرّب به درگاه الهى- كه ذكر آن گذشت- اختصاصى به دنيا يا آخرت به تنهايى نداشته و مشترك بين هردواند.
بنابراين، آثار عبادت را مى‌توان به سه گروه تقسيم كرد:
الف- آثار دنيوى‌ در اين جهان همه انسانها اعمّ از مؤمن و غير مؤمن از لطف و رحمت واسعه الهى برخوردارند و نعمت‌هاى خداوند در دنيا اختصاص به بندگان صالح او ندارد. خداوند همه را آفريده و اسباب و وسايل رشد و تكامل مادّى و معنوى را در اختيار همه قرار داده است، ليكن با وجود اين كسانى كه به وسيله پرستش خداوند خود را با سرچشمه جهان هستى، يعنى ذات مقدّس پروردگار مرتبط ساخته‌اند، علاوه بر نعمت‌هاى عامّ از پاداش‌هاى ويژه‌اى در همين جهان نيز بهره‌مند مى‌شوند.
برخى از اين پاداش‌ها عبارتند از:



صفحه 66

1- خداترسى: هر چه بنده در اثر عبادت به خدا نزديك‌تر شود، خدا را بهتر مى‌شناسد، عظمت او را بيشتر درك مى‌كند و خوف الهى بيشتر در دلش متجلّى مى‌شود.
بديهى است چنين خوفى نيز به نوبه خود، منشأ بركات ديگرى است، زيرا از سويى خوف از خدا مهم‌ترين عامل بازدارنده اخلاق عبادى(ج‌2) 70 ج - آثار عمومى ص : 70 انسان از لغزش‌هاست و از سوى ديگر وقتى دل آدمى از خوف‌الهى لبريز شد، انسان از برخورد باهيچ نيروى ديگرى پروا نخواهد داشت و روح آزادگى و وارستگى به تمام معنا در او به وجود خواهد آمد. حضرت صادق عليه السلام مى‌فرمايد: خداوند در تورات فرموده است:
«يَابْنَ ادَمَ! تَفَرَّغْ لِعِبادَتى‌، أَمْلَأْ قَلْبَكَ خَوْفاً مِنّى‌» «1» اى فرزند آدم! براى پرستش من فراغت بجوى تا دلت را از خوف خود پر كنم! 2- سلامت جسم و جان: جسم و روح انسان با هم مرتبط بوده بر يكديگر تأثير متقابل دارند. رنجورى و بيمارى هر يك موجب ناراحتى ديگرى مى‌شود. چه بسيارند افرادى كه بيمارى جسمى ندارند، ولى به خاطر تشويش يا افسردگى روانى، جسمشان نيز همواره رنجور و ناتوان است و اگر از اضطراب روانى رها شوند، مشكل جسمشان نيز حل خواهد شد. از سوى ديگر از بين مبتلايان به بيمارى‌هاى جسمى نيز اغلب، كسانى نجات مى‌يابند و شانس بهبودى بيشترى دارند كه از روحيه‌اى آرام و مطمئن برخوردار باشند.
عبادت خداوند موجب ارتباط انسان با مبدأ علم، قدرت و حيات مطلق و بى‌نهايت شده و آرامش روحى انسان را در پى خواهد داشت. آرامشى كه مؤثرترين عامل در بهبود بيمارى‌هاى جسمى و روحى است.
قرآن كريم در مورد تأثير ذكر خدا- كه روح عبادت است- بر روان انسان مى‌فرمايد:
«... أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» «2» ... آگاه باشيد! كه دلها با ياد خداوند آرام مى‌گيرد.



صفحه 67

علاوه بر آنچه گفته شد برخى از عبادات به‌طور مستقيم نيز موجب سلامت جسم مى‌شوند. امام سجاد عليه السلام درباره تأثير حج و عمره بر سلامت جسمانى مى‌فرمايد:
«حُجُّوا وَاعْتَمِرُوا تَصِحَّ أَجْسامُكُمْ ...» «1» حجّ و عمره بجا آوريد! تا بدنهاى شما سالم گردد.
3- مصونيت از گناه: عبادت موجب قرب انسان به خدا مى‌شود و از آنجا كه خداوند مظهر همه پاكى‌هاست و از هرگونه پليدى و آلودگى منزّه است، بندگانى كه به او تقرّب مى‌جويند نيز به هر ميزان به او نزديك‌تر شوند به همان ميزان از گناه و انحراف فاصله مى‌گيرند و از وسوسه‌هاى شيطان و نفس امّاره مصونيّت مى‌يابند.
با توجّه به اين حقيقت، قرآن كريم مى‌فرمايد:
«أَقِمِ الصَّلوةَ إِنَّ الصَّلوةَ تَنْهى‌ عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ ...» «2» نماز را بپا دار كه نماز- انسان را- از زشتى‌ها و گناه باز مى‌دارد.
4- بى‌نيازى مادّى و گشايش اقتصادى: غنا و بى‌نيازى تنها به داشتن مال و ثروت زياد نيست. چه بسا ثروتمندى كه با وجود تمكّن مادّى در عمق جان خويش احساس فقر و نياز مى‌كند و چه‌بسا تهيدستى كه بر اثر ارتباط با خدا و اتّكال به او، خود را از همه كس و همه چيز مستغنى مى‌يابد. عبادت خداوند سبب مى‌شود كه انسان آنچنان در عظمت الهى غرق شود كه غير او هر چه هست در نظرش حقير و بى‌ارزش جلوه كند.
حضرت على عليه السلام در توصيف تقوا پيشگان مى‌فرمايد:
«عَظُمَ الْخالِقُ فى‌ أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ ما دُونَهُ فى‌ أَعْيُنِهِمْ ...» «3» ژرفاى روحشان را عظمت آفريدگار لبريز كرده‌است. پس هرچه جزاوست درنظرشان خُرد مى‌آيد.
در عين حال در متون اسلامى به اين حقيقت تصريح شده است كه انجام برخى‌