بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 97

او با آن همه جلال و جبروت به بنده‌اى كوچك و بى‌مقدار، اجازه حضور در محضر و سخن گفتن با خويش را داده احساس نشاط و لذّت كند. همه مظاهر خودبينى و خودخواهى را از فكر و ذهن خويش دور بريزد و خود را ذرّه‌اى بى‌ارزش در برابر عظمت و قدرت الهى ببيند. چه اين‌كه تا ذرّه‌اى خودبينى در دل آدمى باقى است راه كمال و رشد بر او بسته است. امام خمينى قدس سره در اين باره مى‌فرمايد:
حجاب خودبينى و خودپرستى از جميع حجب ضخيم‌تر و ظلمانى‌تر است و خرق اين حجاب از تمام حجب مشكل‌تر و خرق همه حجب را مقدّمه است ... تا انسان را نظر به خويشتن و كمال و جمال متوهّمِ خود است از جمال مطلق و كمال صرف، محجوب و مهجور است. «1» 2- خشوع: و آن عبارت است از فروتنى توأم با حبّ يا خوف. «2» نمازگزار بايد بكوشد تا همواره و بويژه در هنگام نماز در برابر خداوند چنين حالتى داشته باشد. قلب خود را در حد توانايى خويش با نور علم و ايمان خاشع كند و نيز بكوشد كه اين حالت را تا پايان نماز حفظ كند. قرآن كريم خشوع در نماز را از نشانه‌هاى مؤمنان رستگار دانسته مى‌فرمايد:
«قَدْ افْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ هُمْ فى‌ صَلواتِهِمْ خاشِعُونَ» «3» مؤمنان رستگار شدند آنان كه در نمازشان خشوع دارند.
3- طمأنينه: شايسته است كه آدمى در حال نماز از آرامشِ روانى برخوردار بوده و قلبش آنچه به زبان مى‌گويد باور داشته باشد.
امام خمينى قدس سره در توضيح معناى طمأنينه مى‌فرمايد:
و آن عبارت است از اين كه نمازگزار عبادت را از روى سكونت قلب و اطمينان خاطر به جا آورد، زيرا اگر عبادت را با حال اضطراب قلب و تزلزل به جا آورد قلب از آن عبادت منفعل نشود. «4» 4- محافظت: امر ديگرى كه در كمال بخشيدن به نماز و تأثير گذارى آن بر انسان‌


صفحه 98

نقش مهمّى دارد، محافظت نماز از تصرّفات شيطانى است. قرآن كريم دو بار مؤمنان را به اين امر مهمّ تذكّر داده مى‌فرمايد:
«وَالَّذينَ هُمْ عَلى‌ صَلَوتِهِمْ يُحافِظُونَ» «1» و آنها كه بر نمازهايشان مواظبت مى‌كنند.
شايد منظور از حفظ نماز، حفظ آن از همه آفات باشد كه در اين صورت نيز حفظ از تصرّفات شيطانى از بارزترين مصاديق آن خواهد بود.
5- نشاط و بهجت: نمازگزار بايد بكوشدكه نماز خود را با نشاط قلب و انبساط خاطر انجام‌دهد و از به‌جاآوردن آن در زمان كسالت و ناخشنودى خاطر- بجز درموارد ضرورى «2»- احتراز كند. زيرا چه‌بسا خواندن نمازهاى طولانى با اذكار و اوراد بسيار در حال خستگى و كسالت، موجب انزجار نفس از عبادت الهى گردد. امام صادق عليه السلام در اين باره فرمود:
«لا تُكْرِهُوا الى‌ انْفُسِكُمُ الْعِبادَةَ» «3» خود را به اكراه به عبادت وادار مسازيد! 6- حضور قلب: يكى از مهمترين آداب نماز كه شايد ديگر آداب مقدّمه تحصيل آن باشد حضور قلب است. نماز بدون حضور قلب مثل جسم بى‌روح است. چنان كه خود نيز كليد رسيدن به كمالات روحى بوده و در روايات اسلامى به هيچ يك از آداب نماز به اندازه حضور قلب پرداخته نشده است. «4» معناى حضور قلب آن است كه انسان در هنگام نماز، جان و دل خود را از اشتغال به غير حق فارغ و خالى سازد و قلب را به سوى معبود متوجّه كند. پيامبر بزرگوار اسلام در اين باره مى‌فرمايد:



صفحه 99

«اعْبُدِ اللَّهَ كَانَّكَ تَراهُ فَانْ كُنْتَ لا تَراهُ فَأِنَّهُ يَراكَ» «1» خدا را چنان عبادت كن كه گويا او را مى‌بينى و اگر تو او را نبينى، او تو را مى‌بيند.
از ابى حمزه ثمالى نقل شده كه روزى حضرت زين‌العابدين عليه السلام را در حال نماز ديدم، يك سوى عباى آن حضرت از شانه‌اش افتاد؛ حضرت به آن توجّهى نكرد تا از نماز فارغ شد. علّت را جويا شدم. فرمود:
«وَيْحَكَ! اتَدْرى‌ بَيْنَ يَدَىْ مَنْ‌كُنْتُ؟ انَ‌الْعَبْدَ لاتُقْبَلُ مِنْهُ صَلاةٌ الَّا ما اقْبَلَ مِنْها» «2» واى بر تو! آيا مى‌دانى در حضور چه كسى بودم؟ به درستى كه از نماز بنده پذيرفته نمى‌شود مگر آن مقدار كه در آن توجّه و اقبال قلبى داشته باشد.
ب- مقدمات نماز مقدمات نماز امورى هستند كه نمازگزار بايد قبل‌از شروع به نماز آنها را تحصيل كند، فقهاى بزرگوار در رساله‌هاى عمليّه، امورى را به عنوان مقدمه نماز بيان كرده‌اند كه بيشتر ناظر به بعد ظاهرى نماز است. نظير اين آداب بلكه عميق‌تر و گسترده‌تر از آن براى بعد باطنى و ملكوتى آن نيز مطرح است كه به اختصار به اهمّ آنها اشاره مى‌كنيم:
1- طهارت: همانگونه كه زدودن آلودگى‌هاى ظاهرى از بدن لازم است، پاكسازى از گناه، رذايل اخلاقى و ديگر پليدى‌ها نيز براى كمال بخشيدن به نماز ضرورت دارد، زيرا آلودگى جان به مراتب شديدتر از آلودگى ظاهرى است و به قول مولوى:
اين نجاست ظاهر از آبى رود و آن نجاست باطن افزون مى‌شود اخلاق عبادى(ج‌2) 105 ج - مقارنات نماز ص : 103 اين‌نجاست بويش آيد بيست گام و آن نجاست بويش از رى تا به شام‌ بلكه بويش آسمان‌ها بر رود بر دماغ حور و رضوان بر شود «3» البتّه طهارت روح خود انواع و مراتبى داردكه بسط و بيان آنها دراين مختصر نمى‌گنجد. «1» 2- لباس: پس از زدودن آلودگى‌ها از بدن، لباسى لازم است كه آن را بپوشاند و ستر عورت كند. هر لباسى با هر كيفيّتى شايستگى حضور در پيشگاه ربوبى را ندارد. براى صحّت نماز دو شرط پاك و مباح بودن لباس كافى است. ولى براى اكمال نماز بايد ساير آداب مربوط به لباس نيز رعايت شود.
مهمتر از لباسى كه انسان تن خود را با آن مى‌پوشاند، لباسى است كه روح و جانش را با آن بيارايد. چه اين كه وقتى روح از آلودگى به معاصى و اخلاق رذيله و تعلّق به غير خدا منزّه و پيراسته شد، لازم است در پوشش ايمان و تقوا قرار گيرد تا از خطر انحراف و دستبرد شيطان محفوظ بماند. قرآن‌كريم لباس تقوا را براى انسان بهترين لباس دانسته مى‌فرمايد:
«وَ لِباسُ التَّقْوى‌ ذلِكَ خَيْرٌ» «2» و پوشش تقوا نيكوتر است.
3- مكان: گرچه تمام زمين از ديدگاه عارفان عبادتگاه خداست، چنانكه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«جُعِلَتْ لِىَ الْارْضُ مَسْجِداً وَ طَهُوراً» «3» زمين برايم عبادتگاه و پاك كننده قرار داده شده.
ليكن چون همه‌جاى زمين از حيث شرافت و فضيلت يكسان نيست شايسته است انسان بهترين مكان را براى اداى نماز و راز و نياز با خداوند برگزيند و مسجد مناسب‌ترين مكان براى نماز است. چرا كه خداوند آن را خانه خود ناميده به اين معنا كه آنجا محلّ ديدار و مجلس انس با اوست. از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه خداوند مى‌فرمايد:
آگاه باشيد كه مساجد، خانه‌هاى من در زمين هستند و براى اهل آسمان مى‌درخشند همان‌گونه‌


صفحه 100

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 101

كه ستارگان براى اهل زمين مى‌درخشند. خوشا به حال كسى كه مساجد را خانه‌هاى خود بداند. خوشا به حال بنده‌اى كه در خانه‌اش وضو بگيرد آنگاه مرا در مسجد زيارت كند! آگاه باشيد كه تكريم و احترام زيارت كننده بر عهده زيارت شونده است. بشارت باد كسانى را كه در تاريكى شب به سوى مساجد مى‌روند، به نورى فروزان و روشنى بخش در قيامت! «1» 4- زمان: توجّه به اوقات فضيلت نماز نيز از ديگر عواملى است كه در كيفيّت‌بخشى و تأثيرگذارى نماز نقش مؤثّرى دارد. شايسته است مؤمن همواره با اشتياق در انتظار فرا رسيدن وقت نماز باشد و با رسيدن آن بى‌درنگ دست و دل از هر چه جز معبود است بردارد و مهيّاى سخن گفته و مناجات با حضرت دوست گردد.
5- قبله: همان‌گونه كه نمازگزار در حال نماز رو به قبله مى‌ايستد و از گرداندن چهره به چپ و راست اجتناب مى‌ورزد، شايسته است روح و قلب او نيز متوجّه خداوند باشند و از انديشيدن درباره هر آنچه غير اوست خوددارى كند.



صفحه 102

پرسش‌ 1- رعايت آداب نماز چه تأثيرى بر كمال معنوى انسان دارد؟
2- نمازگزار در هنگام نماز به چه حقايقى بايد توجّه كند؟
3- حضور قلب يعنى چه؟
4- مقدّمات نماز را نام ببريد.



صفحه 103

درس دوازدهم: آداب نماز (2)
ج- مقارنات نماز منظور از مقارنات امورى است كه همزمان با برپايى نماز بايد به آنها توجّه داشت و آنها را به كار بست. اهمّ اين امور از اين قرار است:
1- اذان و اقامه: و آن دو عبارتند از اعلام و تذكّر يك سلسله اصول كلّى و اساسى كه هر مسلمان بايد بدانها پايبند باشد و بيان شعارهايى سازنده در جهت بر پايى هر چه با شكوهتر نماز و ... زيرا نماز در حقيقت حضور يافتن انسان در محضر خداوند و سخن گفتن با حضرت اوست و شايسته است انسان قبل از اين شرفيابى، در دو جهان درون و بيرون وجودش صلا زند و ندا در دهد تا همه ابعاد و قواى ظاهرى و باطنى خود را براى ورود در اين ضيافت عظيم آماده كند و آنها بدون تهيّه اسباب و آداب، وارد محضر مقدّس ربوبى نشوند. اين اعلان را «اذان» مى‌نامند. وقتى نمازگزار با گفتن «اذان» قواى خود را براى نماز فرا خواند، با اداى «اقامه» اين قوا را در محضر خداوند به قيام وامى‌دارد. «1» گفتن تكبيرهاى چهارگانه در ابتداى اذان به انسان توجّه مى‌دهد كه ذات، صفات، اسماء و افعال الهى بزرگتر از آن است كه در وصف بگنجد. «2» شهادت به يگانگى خداوند و نفى هر مؤثرى جز او در عالم وجود نيز اين اثر سازنده را دارد كه حجاب‌هاى ناشى از توجّه به غير خدا را كه مانع حضور در محضر بارى تعالى است مى‌درد و راه را براى وصول به معراج قرب الهى باز و هموار مى‌سازد.



صفحه 104

گواهى به رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و امامت امير مؤمنان عليه السلام نيز نوعى استمداد از روح بلند آن دو رادمرد بزرگ، براى عروج به ملكوت و موفقيّت در انجام اين سفر روحانى است. علاوه بر اين ضرورت اطاعت و انقياد در برابر اوامر آن بزرگواران را نيز به قلب و روح انسان يادآورى مى‌كند و خود به منزله نوعى اعتراف و اتمام حجت است چه اين كه وقتى پذيرفتيم كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرستاده خدا و مأمور هدايت انسانها و امام عليه السلام جانشين و تداوم بخش راه اوست، در صورت تخلّف از دستورات آنان جايى براى اعتذار در پيشگاه خداوند باقى نمى‌ماند.
گفتن «حَىَّ عَلَى الصَّلاةِ» و «حَىَّ عَلَى الْفَلاحِ» و «حَىَّ عَلى‌ خَيْرِ الْعَمَلِ» «1» به منزله اعلام آماده باش و فراخوانى به همه قوا و ادراكات، براى حضور در پيشگاه قدس الهى است، زيرا فطرت انسان جوياى سعادت و فلاح است و اين فلاح نيز جز با انجام و اقامه بهترين اعمال- نماز- حاصل نمى‌شود.
2- قيام (ايستادن): ادب قيام آن است كه نماز گزار به اين حقيقت توجّه كند و آن را به قلب خويش القا نمايد كه در مقابل چه كسى ايستاده و با كى سخن مى‌گويد. از سويى ذلّت، حقارت و تهيدستى خود و از سوى ديگر بزرگوارى، جلال و جبروت معبودش را در نظر بگيرد و خود را در مرأى‌ و منظر او بداند، چرا كه اگر انسان خدا را نمى‌بيند، او انسان را مى‌بيند. قرآن كريم در اين باره خطاب به رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:
«وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْعَزيزِ الرَّحيمِ الَّذى‌ يَريكَ حينَ تَقُومُ» «2» بر خداوند عزيز رحيم توكّل‌كن همان‌كسى كه وقتى (براى نماز و عبادت) قيام‌مى‌كنى ترا مى‌بيند.
ابان بن تغلب مى‌گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم:
امام سجاد، على بن الحسين عليه السلام را ديدم كه وقتى به نماز مى‌ايستاد، رنگ چهره‌اش دگرگون مى‌شد!