«اعْبُدِ اللَّهَ كَانَّكَ تَراهُ فَانْ كُنْتَ لا تَراهُ فَأِنَّهُ يَراكَ» «1» خدا را چنان عبادت كن كه گويا او را مىبينى و اگر تو او را نبينى، او تو را مىبيند.
از ابى حمزه ثمالى نقل شده كه روزى حضرت زينالعابدين عليه السلام را در حال نماز ديدم، يك سوى عباى آن حضرت از شانهاش افتاد؛ حضرت به آن توجّهى نكرد تا از نماز فارغ شد. علّت را جويا شدم. فرمود:
«وَيْحَكَ! اتَدْرى بَيْنَ يَدَىْ مَنْكُنْتُ؟ انَالْعَبْدَ لاتُقْبَلُ مِنْهُ صَلاةٌ الَّا ما اقْبَلَ مِنْها» «2» واى بر تو! آيا مىدانى در حضور چه كسى بودم؟ به درستى كه از نماز بنده پذيرفته نمىشود مگر آن مقدار كه در آن توجّه و اقبال قلبى داشته باشد.
ب- مقدمات نماز مقدمات نماز امورى هستند كه نمازگزار بايد قبلاز شروع به نماز آنها را تحصيل كند، فقهاى بزرگوار در رسالههاى عمليّه، امورى را به عنوان مقدمه نماز بيان كردهاند كه بيشتر ناظر به بعد ظاهرى نماز است. نظير اين آداب بلكه عميقتر و گستردهتر از آن براى بعد باطنى و ملكوتى آن نيز مطرح است كه به اختصار به اهمّ آنها اشاره مىكنيم:
1- طهارت: همانگونه كه زدودن آلودگىهاى ظاهرى از بدن لازم است، پاكسازى از گناه، رذايل اخلاقى و ديگر پليدىها نيز براى كمال بخشيدن به نماز ضرورت دارد، زيرا آلودگى جان به مراتب شديدتر از آلودگى ظاهرى است و به قول مولوى:
اين نجاست ظاهر از آبى رود و آن نجاست باطن افزون مىشود اخلاق عبادى(ج2) 105 ج - مقارنات نماز ص : 103 ايننجاست بويش آيد بيست گام و آن نجاست بويش از رى تا به شام بلكه بويش آسمانها بر رود بر دماغ حور و رضوان بر شود «3» البتّه طهارت روح خود انواع و مراتبى داردكه بسط و بيان آنها دراين مختصر نمىگنجد. «1» 2- لباس: پس از زدودن آلودگىها از بدن، لباسى لازم است كه آن را بپوشاند و ستر عورت كند. هر لباسى با هر كيفيّتى شايستگى حضور در پيشگاه ربوبى را ندارد. براى صحّت نماز دو شرط پاك و مباح بودن لباس كافى است. ولى براى اكمال نماز بايد ساير آداب مربوط به لباس نيز رعايت شود.
مهمتر از لباسى كه انسان تن خود را با آن مىپوشاند، لباسى است كه روح و جانش را با آن بيارايد. چه اين كه وقتى روح از آلودگى به معاصى و اخلاق رذيله و تعلّق به غير خدا منزّه و پيراسته شد، لازم است در پوشش ايمان و تقوا قرار گيرد تا از خطر انحراف و دستبرد شيطان محفوظ بماند. قرآنكريم لباس تقوا را براى انسان بهترين لباس دانسته مىفرمايد:
«وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ» «2» و پوشش تقوا نيكوتر است.
3- مكان: گرچه تمام زمين از ديدگاه عارفان عبادتگاه خداست، چنانكه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«جُعِلَتْ لِىَ الْارْضُ مَسْجِداً وَ طَهُوراً» «3» زمين برايم عبادتگاه و پاك كننده قرار داده شده.
ليكن چون همهجاى زمين از حيث شرافت و فضيلت يكسان نيست شايسته است انسان بهترين مكان را براى اداى نماز و راز و نياز با خداوند برگزيند و مسجد مناسبترين مكان براى نماز است. چرا كه خداوند آن را خانه خود ناميده به اين معنا كه آنجا محلّ ديدار و مجلس انس با اوست. از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه خداوند مىفرمايد:
آگاه باشيد كه مساجد، خانههاى من در زمين هستند و براى اهل آسمان مىدرخشند همانگونه
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
كه ستارگان براى اهل زمين مىدرخشند. خوشا به حال كسى كه مساجد را خانههاى خود بداند. خوشا به حال بندهاى كه در خانهاش وضو بگيرد آنگاه مرا در مسجد زيارت كند! آگاه باشيد كه تكريم و احترام زيارت كننده بر عهده زيارت شونده است. بشارت باد كسانى را كه در تاريكى شب به سوى مساجد مىروند، به نورى فروزان و روشنى بخش در قيامت! «1» 4- زمان: توجّه به اوقات فضيلت نماز نيز از ديگر عواملى است كه در كيفيّتبخشى و تأثيرگذارى نماز نقش مؤثّرى دارد. شايسته است مؤمن همواره با اشتياق در انتظار فرا رسيدن وقت نماز باشد و با رسيدن آن بىدرنگ دست و دل از هر چه جز معبود است بردارد و مهيّاى سخن گفته و مناجات با حضرت دوست گردد.
5- قبله: همانگونه كه نمازگزار در حال نماز رو به قبله مىايستد و از گرداندن چهره به چپ و راست اجتناب مىورزد، شايسته است روح و قلب او نيز متوجّه خداوند باشند و از انديشيدن درباره هر آنچه غير اوست خوددارى كند.
پرسش 1- رعايت آداب نماز چه تأثيرى بر كمال معنوى انسان دارد؟
2- نمازگزار در هنگام نماز به چه حقايقى بايد توجّه كند؟
3- حضور قلب يعنى چه؟
4- مقدّمات نماز را نام ببريد.
درس دوازدهم: آداب نماز (2)
ج- مقارنات نماز منظور از مقارنات امورى است كه همزمان با برپايى نماز بايد به آنها توجّه داشت و آنها را به كار بست. اهمّ اين امور از اين قرار است:
1- اذان و اقامه: و آن دو عبارتند از اعلام و تذكّر يك سلسله اصول كلّى و اساسى كه هر مسلمان بايد بدانها پايبند باشد و بيان شعارهايى سازنده در جهت بر پايى هر چه با شكوهتر نماز و ... زيرا نماز در حقيقت حضور يافتن انسان در محضر خداوند و سخن گفتن با حضرت اوست و شايسته است انسان قبل از اين شرفيابى، در دو جهان درون و بيرون وجودش صلا زند و ندا در دهد تا همه ابعاد و قواى ظاهرى و باطنى خود را براى ورود در اين ضيافت عظيم آماده كند و آنها بدون تهيّه اسباب و آداب، وارد محضر مقدّس ربوبى نشوند. اين اعلان را «اذان» مىنامند. وقتى نمازگزار با گفتن «اذان» قواى خود را براى نماز فرا خواند، با اداى «اقامه» اين قوا را در محضر خداوند به قيام وامىدارد. «1» گفتن تكبيرهاى چهارگانه در ابتداى اذان به انسان توجّه مىدهد كه ذات، صفات، اسماء و افعال الهى بزرگتر از آن است كه در وصف بگنجد. «2» شهادت به يگانگى خداوند و نفى هر مؤثرى جز او در عالم وجود نيز اين اثر سازنده را دارد كه حجابهاى ناشى از توجّه به غير خدا را كه مانع حضور در محضر بارى تعالى است مىدرد و راه را براى وصول به معراج قرب الهى باز و هموار مىسازد.
گواهى به رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و امامت امير مؤمنان عليه السلام نيز نوعى استمداد از روح بلند آن دو رادمرد بزرگ، براى عروج به ملكوت و موفقيّت در انجام اين سفر روحانى است. علاوه بر اين ضرورت اطاعت و انقياد در برابر اوامر آن بزرگواران را نيز به قلب و روح انسان يادآورى مىكند و خود به منزله نوعى اعتراف و اتمام حجت است چه اين كه وقتى پذيرفتيم كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرستاده خدا و مأمور هدايت انسانها و امام عليه السلام جانشين و تداوم بخش راه اوست، در صورت تخلّف از دستورات آنان جايى براى اعتذار در پيشگاه خداوند باقى نمىماند.
گفتن «حَىَّ عَلَى الصَّلاةِ» و «حَىَّ عَلَى الْفَلاحِ» و «حَىَّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلِ» «1» به منزله اعلام آماده باش و فراخوانى به همه قوا و ادراكات، براى حضور در پيشگاه قدس الهى است، زيرا فطرت انسان جوياى سعادت و فلاح است و اين فلاح نيز جز با انجام و اقامه بهترين اعمال- نماز- حاصل نمىشود.
2- قيام (ايستادن): ادب قيام آن است كه نماز گزار به اين حقيقت توجّه كند و آن را به قلب خويش القا نمايد كه در مقابل چه كسى ايستاده و با كى سخن مىگويد. از سويى ذلّت، حقارت و تهيدستى خود و از سوى ديگر بزرگوارى، جلال و جبروت معبودش را در نظر بگيرد و خود را در مرأى و منظر او بداند، چرا كه اگر انسان خدا را نمىبيند، او انسان را مىبيند. قرآن كريم در اين باره خطاب به رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْعَزيزِ الرَّحيمِ الَّذى يَريكَ حينَ تَقُومُ» «2» بر خداوند عزيز رحيم توكّلكن همانكسى كه وقتى (براى نماز و عبادت) قياممىكنى ترا مىبيند.
ابان بن تغلب مىگويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم:
امام سجاد، على بن الحسين عليه السلام را ديدم كه وقتى به نماز مىايستاد، رنگ چهرهاش دگرگون مىشد!
امام صادق عليه السلام در پاسخ به من فرمود:
«وَاللَّهِ انَّ عَلِىَّ بْنَ الْحُسَيْنِ كانَ يَعْرِفُ الَّذى يَقُومُ بَيْنَ يَدَيْهِ» «1» به خدا سوگند! على بن الحسين عليه السلام كسى را كه در برابرش به نماز مىايستاد مىشناخت.
3- نيّت: ادب نيّت، اخلاص است؛ به اين معنا كه هيچ انگيزهاى جز خشنودى خداوند و نزديك شدن به او و اطاعت از دستور او در عمل انسان مدخلّيت نداشته باشد.
4- تكبير (گفتن اللَّهُ اكبر): شايسته است در ابتداى نماز هفت تكبير گفته شود كه يكى از آنها به نيّت تكبيرة الاحرام باشد. به اين تكبيرها، «تكبيرات افتتاحيّه» مىگويند.
همچنين بعد از هر يك از بخشهاى مختلف نماز نيز گفتن تكبير مستحب است، زيرا نمازگزار درضمن گفتن اين تكبيرها عمل خودرا دربرابر عظمت الهى، كوچك و ناچيزشمرده و خدا را از اينكه در تصوّر و توصيف بشرى بگنجد برتر و بزرگتر مىداند. و نيز شايسته است در هر تكبير، بويژه در هنگام گفتن تكبيرةالاحرام دستها را تا برابر گوش بالا بياورد.
5- قرائت: مهمترين آداب قرائت استعاذه است به اين معنا كه انسان قبل از شروع به خواندن حمد از شر شيطان رجيم به خدا پناه ببرد و بگويد: «اعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ» ديگر آنكه الفاظ و عبارات حمد و سوره بلكه همه آنچه را در نماز مىگويد صحيح و نيكو ادا كند و توجّه به الفاظ و عبارات، او را از دقّت در معانى آنها باز ندارد و از درياى بىكران آيات الهى و استفاده از مفاهيم بلند آن محروم نسازد.
6- ركوع: امام صادق عليه السلام درباره ركوع و ارتباط آن با سجود مىفرمايد:
«فِى الرُّكُوعِ ادَبٌ وَ فِى السُّجُودِ قُرْبٌ وَ مَنْ لا يُحْسِنُ الْادَبَ لا يَصْلَحُ لِلْقُرْبِ» «2» در ركوع ادب است و در سجود نزديكى به خداست و كسى كه ادب را نيكو رعايت نكند شايستگى نزديك شدن پيدا نمىكند.
ركوع، نشانه خشوع و اظهار ذلّت است. نما اخلاق عبادى(ج2) 111 الف - آثار نماز ص : 111 زگزار در ركوع اقرار مىكند به اين كه در
قيام به خدمت خداوند سبحان، حق خدمت را به جا نياورده پس با اين هيأت به خدا پناهنده مىشود و از او پوزش مىطلبد و از آداب ركوع اين است كه انسان پشت خود را مستوى نگه دارد، و گردن خود را كشيده دارد، كنايه از آن كه آمادگى دارد در راه ايمان به خدا و اجراى فرامين او گردنش را بزنند.
7- سجود: در اين حال هفت موضع از بدن، از جمله پيشانى خود را بر زمين مىگذارد و اين نشانه تذلّل و خاكسارى در برابر خداوند و عالىترين درجه عبوديّت است.
در ركوع و سجود انسان بايد به تسبيح خداوند بپردازد. بهاين معنا كه با گفتن ذكر شريف «سبحان اللَّه» يا نظاير آن «1» ذات پاك خداوند را از هر عيب و نقص منزّه و مقدّس شمارد. «سبحان اللَّه» با همه اختصار و كوتاهى كه دارد، بيانگر مفاهيم بلند اعتقادى و ارزشى است. تسبيح خداوند زيربناى تمام عقايد و تفكّرات اسلامى و تعيين كننده چگونگى ارتباط انسان با خداست. با اين توضيح كه:
- در تسبيح خداوند، توحيد هست، زيرا خداوند از شرك و شريك منزّه است.
- در تسبيح خداوند، اعتقاد به عدل الهى نهفته است، زيرا خداوند از ظلم و ستم منزه است.
- در تسبيح خداوند، نبوّت و امامت مستتر است، زيرا خداوند منزّه است از اين كه بشر را بيافريند و او را بدون راهنما رها كند.
- در تسبيح خداوند اعتقاد به معاد هست، زيرا نبودن معاد مستلزم اين است كه آفرينش جهان و انسان بيهوده باشد و خداوند منزّه است از اين كه كار عبث و بيهوده انجام دهد.
در شكل دادن روابط انسان با خدا نيز تسبيح نقش عمدهاى دارد، زيرا انسان وقتى خدا را از هر عيب و نقص، منزّه بداند به او عشق مىورزد، او را مىپرستد، او را مىستايد، فرامينش را گردن مىنهد، به مشيّت او راضى مىشود، بر او توكّل مىكند، از معصيتش پرهيز مىكند، در جلب رضايتش مىكوشد، به بندگانش خدمت مىكند و سرانجام به خاطر همين محتواى عظيم نهفته در تسبيح است كه خداوند متعال در قرآن كريم به كرّات و بيش از هر چيز پيامبرش را به آن سفارش مىكند «2» و همه