بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 289

شخصيت و اين خانه! اين شخصيت و اين زندگى! وقتى مرحوم امام (قدس) صورت اموالش را بنابر يكى از اصول قانون اساسى براى شوراى عالى قضايى نوشت، همه ديديد و واقعاً افتخار بود. بايد اين گونه بود. بر فرض كه بگوييم ايشان پيرمرد بود و حسابهاى ديگرى را در نظر داشت؛ اما فرزند او چطور؟! وصيت نامه فرزندش مرحوم حاج آقا مصطفى را بخوانيد؛ او كه ديگر پيرمرد نبود، اوكه بر حسب آمال و آرزو دهها سال براى حيات خود پيش بينى مى‌كرد در وصيتنامه‌اش نوشته است: من از مال دنيا جز يك مقدار كتاب هيچ ندارم، نه خانه اى، نه ملكى، نه سرمايه اى، هيچ و هيچ. اين كتابها را هم از سهم امام (ع) تهيه كرده‌ام، اگر بچ من طلبه شد متعلّق به او وگرنه وقف كتابخان آيت‌الله العظمى بروجردى (قدس) در نجف شود.

اينها اگر واقعيت است، پس چرا منِ طلبه كه چند سال بيشتر درس نخوانده‌ام به خودم اجازه مى‌دهم خانه آن چنانى تهيه كنم؟! چرا؟! او پسر امام (قدس) بود ولى با اين شرايط زندگى مى‌كرد، مگر من كى هستم؟!

خلاصه اين كه؛ يكى از عوامل موفقيت مرحوم امام، زهد واقعى او بود، نه تزهّد، زهد فروشى و زهد نمايى؛ بلكه زهد واقعى تمام عيار. حتى من شنيدم بعد از رحلت امام جمعيتهايى كه آنجا مى‌رفتند و تا آن روز آنجا را از نزديك نديده بودند، تصور مى‌كردند آنجا كاخى وجود دارد و حسينى جماران طلا كارى است؛ امّا وقتى رفتند و از نزديك ديدند، باورشان نمى‌شد كه ايشان در اين منزل زندگى مى‌كرده است! اصلًا برايشان قابل پذيرش نبود.

بحمد الله تعالى هيچ نقط ابهامى در زندگى امام بزرگوار ما وجود نداشت، هم حرفهايش را زد، هم كارهايى را كه مى‌بايست انجام بدهد، عملى ساخت. باز براى اين كه آينده من و شما را حفظ كند وصيت‌نامه‌اى به آن طول و تفصيل از خودش بر جاى گذاشت.[1]و آنچه باقى مانده است انديشه و رفتار من و شما است، راه همان‌

[1]. ... ما نوشته‌هاى امام را زياد ديده ايم؛ ولى به يكبار ديدن اكتفا نكنيم، اگر انسان تمام نوشته‌هاى امام را ده بار هم بخواند باز هم بايد بخواند. خصوصاً مطالبى را كه امام بزرگوار در رابطه با منشور روحانيت و وظيفه من و شما بيان كرده‌اند و به نظر من لازم است انسان هر ماه يك دفعه از اول تا آخرآن را بخواند تا فراموشش نشود.

(اين حاشيه از متن بيانات آيت الله العظمى فاضل لنكرانى استفاده شده است. سيرى كامل در اصول فقه، ج 3، ص 490، درس 242.)


صفحه 290

راه است يعنى «تحصيل و تقوا و عمل» اينها لازم است تا بتوانيم آن هدف اسلام و امام را- آن هم به مقدار ظرفيّت اندكمان- دنبال كنيم و به آن برسيم، غير از اين هم مسأله ديگرى وجود ندارد.

به نظر من مهم‌ترين دعا در حق خودمان اين است كه خداوند ما را از افرادى قرار دهد كه به درد دين بخوريم‌[1]. ناصر و حامى دين باشيم، نه تنها در لفظ بلكه در گفتار و عمل از دين حمايت كنيم؛ «الّلهم جْعَلْنِا مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِك‌»[2]خداوند ما را از كسانى قرار دهدكه به وسيل آنان از دين حمايت شود و دين از وجودشان بهره گيرد. اين دعا بهترين دعا براى من و شما است و دعايى بالاتر از اين نداريم.

والسلام عليكم ورحمه الله وبركاته‌

[1]. اللّهم استعملنا لدينك.

[2]. عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: قُلِ اللَّهُمَّ أَوْسِعْ عَلَى فِى رِزْقِى وَ امْدُدْ لِى فِى عُمُرِى وَ اغْفِرْ لِى ذَنْبِى وَ اجْعَلْنِى مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِكَ وَ لَا تَسْتَبْدِلْ بِى غَيْرِى. (كافى، ج 2، باب دعوات، ص 577)

در نيايش خود بگو: بار خدايا! روزى مرا وسعت بخش. بر عمر و عزتم بيفزا. از گناهم درگذر. مرا در زمره ياوران و كارگزاران دينت قرار ده و ديگران را جايگزين من مساز.


صفحه 291

درس چهل و چهارم‌[1]تقيّد به آداب اسلامى‌

يكى از ويژگيهاى امام بزرگوار، تعبّد و تقيّد ايشان به احكام و آداب الهى است، حتى آن مواردى كه شايد- از نظر برخى افراد- پيش پا افتاده و بى‌اهميت باشد.

امام راحل عمرى را- حتى در همان ايام كسالت در بيمارستان در آن حالت درد و ناراحتى- موفق به خواندن نماز شب بودند. كسى در همان روزها از ايشان سؤال كرد: كجاى بدن شما درد مى‌كند، ايشان در جواب گفته بودند: سر تا پاى بدنم؛ با آن حال ايشان مقيّد بودند كه عمامه بر سر داشته باشند، «تحت الحنك» انداخته باشند، مستحبات را رعايت كنند و قرآن قرائت كنند.

اينها سطحى نيست بلكه به عمق مطلب توجه نمى‌شود. گاهى كه سر درد مختصرى براى انسان پيدا مى‌شود، نه تنها ديگر حال مطالعه نداشته، بلكه حتى حال خواندن يك آيه قرآن را هم ندارد، امّا در تصاويرى- كه بدون توجه امام بزرگوار از ايشان گرفته شده بود- مى‌بينيم در آن حالت درد و ضعف، قرآن مجيد را بر مى‌دارد و قرآن تلاوت مى‌كند.

در همين رابطه يكى از برادران كه اكثر اوقات در خدمت مرحوم امام بود، به من چيزى گفت كه مرا شگفت زده كرد. گفت: آيا شما مى‌دانيد امام در شبانه روز چند

[1]. اين درس در جلسه يكصد و نود درس خارج اصول معظم له ايراد گرديده است.


صفحه 292

نوبت قرآن مى‌خواند؟ گفتم: خير، ولى اگر انسان اهل قرائت قرآن باشد معمولًا در شبانه‌روز يك نوبت قرآن مى‌خواند. ايشان خنده‌اى كرد و گفت: ايشان در شبانه‌روز حداقل سه نوبت مقيّد به خواندن قرآن است. حالا در چه موقعيت و چه شرايطى؟! كسى كه در حقيقت ركن نظام اسلامى است، كسى كه تمام قدرتها عليه او و نظامى كه او به وجود آورده بود، تجهيز شده بودند و براى اسلام و كشور او اين قدر مشكل به وجود آوردند به طورى كه هنوز هم اين تجهيز، به قوت خودش باقى است، با اين حال چنان نسبت به انجام مستحبات مقيّد است و در مقابل خداوند، خودش را موظف مى‌بيندكه در شبانه روز سه نوبت كتاب او را قرائت كند. اينها براى من و شما درس است و سبب مى‌شود كه ما نسبت به رعايت احكام خداوند بيشتر اهتمام داشته باشيم.

همسر امام در همان اوايلِ فوت ايشان تصريح كرده بود كه در طول زندگى 62 ساله‌ام با ايشان، يك غيبت از ايشان نشنيدم، تصور اين مطلب واقعاً مشكل است؛ اما در مورد ايشان كه نسبت به احكام خداوند مقيد بود قابل باور است.

حتما مى‌دانيد كه امام يك آدم منزوى نبود، از همان جوانى- حدود سن 25- 30 سالگى- هم اهل مجالس دوستانه، هم اهل رفاقت و هم اهل پذيرايى بود؛ اما روى مبناى اسلام و رعايت مقررات آن. من به خاطر علاقه اى كه داشتم در مورد رفقاى آن دوره ايشان تحقيق كردم كه در حال حاضر هم يكى- دو نفر از ايشان حيات دارند و من با آنان ارتباط دارم. از اين دوستان بسيار نزديك ايشان راجع به جلسات جوانى امام راحل پرسيدم، گفتند: امكان نداشت ما بتوانيم در حضور ايشان غيبت كنيم، نه تنها خودش غيبت نمى‌كرد بلكه تا ما شروع به غيبت مى‌كرديم، مى‌گفت: آقا! حرف خودمان را بزنيم، مزاح كنيد، بخنديد، چرا غيبت كنيم؟! به جاى غيبت يك حرفى مى‌زنيم و همه خوشحال مى‌شويم.

عادل واقعى كسى است كه بهترين و نزديك ترين رفيق او، كه محرم اسرار او است، در نماز به او اقتدا كند. گاهى حتى زن انسان هم تمام اسرارش را نمى‌داند؛ اما رفيقى كه محرم اسرار است، همه چيز انسان را مى‌داند. رفقاى مرحوم امام با اين كه از تمام اسرار او- آن هم در دوران جوانى- آگاه بودند؛ همه مى‌گفتند: ما به ايشان‌


صفحه 293

اقتدا مى‌كنيم، هم اكنون نيز اقتدا مى‌كنيم.

اين تعبد به احكام خداوند- كه يكى از ويژگيهاى مهم امام (قدس) بود- بايد براى من و شما به عنوان يك الگو مطرح باشد.

اميدوارم خداوند به عظمت روح امام بزرگوار- كه به يقين احترام زيادى نزد خداوند دارد-، ما را در راه نورانى ايشان موفق و مويّد بدارد تا نسبت به احكام نورانى او روز به روز متعبّدتر و مقيّدتر باشيم و روز به روز سرماى علمى و تقوايى ما را فزونى بخشد و ايشان را با پيامبراكرم (ص) و ائم معصومين: محشور فرمايد- ان شاء الله تعالى-.

والسلام عليكم ورحمه الله وبركاته‌


صفحه 294

درس چهل وپنجم‌[1]روحانى الگو

اگر بخواهيم يكى از روحانيون شيعه را- كه مورد تأييد حضرت بقيه الله الاعظم [و بزرگان شيعه است- نام ببريم چه كسى است؟

گذشته از امام بزرگوار كه يك مرد استثنايى در تاريخ است در ميان روحانيان- فردى كه مى‌تواند براى ما الگو باشد و مورد نظر و رضايت امام زمان [است، شهيد بزرگوار استاد مطهرى (ره) است.

بى‌ترديد، اين شهيد بزرگ از نظر مقام علمى و آشنايى با مسائل مختلف اسلامى‌[2]معارف اسلام را به خوبى درك كرده بود؛ و انصاف اين است كه واژه «اسلام شناس» را، كه بسيار والاتر از عنوان «فقيه و متكلم» است، در مورد او به كار ببريم.[3]«اسلام‌شناس» يك معناى بسيار غنى و پر محتوايى است كه هم مسائل و زواياى گوناگون را در بر مى‌گيرد و در تاريخ كمتر كسى را مى‌توان پيدا كرد كه اين‌

[1]. سيرى كامل در اصول فقه، ج 4، ص 592.

[2]. عن أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: كَمَالُ الْمُؤْمِنِ فِى ثَلَاثِ خِصَالٍ: تَفَقُّهٍ فِى دِينِهِ وَ .... (بحار الأنوار، ج 1، باب 1، ص 162) كمال مؤمن در سه خصلت است: درك مسائل دينى، ....

[3]. عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ: قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْراً فَقَّهَهُ فِى الدِّين (بحار الأنوار، ج 1، باب 6، ص 217) هرگاه خداى عزوجل به بنده اراده خير كند او را داناى در دين گرداند.


صفحه 295

عنوان براو منطبق باشد و به او «اسلام‌شناس» گفته شود.

ايشان در مقام عمل هم تا آخرين لحظه با بيان و قلمش از اسلام دفاع كرد. خداوند متعال بيش از بيان خوب، به او قلم خوب عنايت كرده بود، به طورى كه وقتى انسان نوشته‌هاى اين مرد بزرگ را مطالعه مى‌كند، پى مى‌برد كه ايشان سخت ترين مسائل علمى و فلسفى را با عبارتى قابل فهم و پر معنا براى اقشار مختلف جامعه مطرح كرده است.

به يقين، كسانى كه اين مرد بزرگ را به شهادت رساندند، عظمت شخصيت او را بهتراز ما درك كرده و فهميده بودند كه اگر چنين انسان اثرگذارى از جامعه گرفته شود چه محروميتهايى را در پى خواهد داشت.

به هر حال، چنين شخصيتى بايد بعد از أئمه هدى: و امام زمان [براى ما الگو و اسوه باشد. هم ما بايد از نظر آشنايى با اسلام و خدمت به آن، يك مطهرى باشيم و چنين شخصيتى داشته باشيم.

وقتى سالگرد گرامى داشت چنين شخصيتهايى فرا مى‌رسد، آنچه بيش از هر چيز ديگر اهميت دارد، اين است كه ببينيم آنان چگونه به اين موقعيت رسيدند؟

«اخلاص، احساس وظيفه، تحمل مرارتهاى زندگى و داشتن روحيه طلبگى»

ما نيز از آنان درس بگيريم و سعى كنيم راه و روش آن بزرگان را در زندگى شخصى‌مان پياده كنيم.

بايد در مورد اين شخصيت بزرگوار از تمام جهات (اعتقادى، اخلاقى، عبادى، اخلاص، اسلام‌شناسى، تحمل مرارتها و رنجها و ...) به ايشان تأسى كرد و ايشان را به عنوان يك اسوه معرفى كرد.

اگر اين بزرگان را الگوى خود قرار داده و مانند آنان عمل كنيم، مطمئن باشيم كه مورد رضاى امام زمان [خواهيم بود.

زمانى كه روحانيت با دانشگاه ارتباطى نداشت و رفتن به دانشگاه براى او بسيار سنگين و دشوار بود، ايشان به خاطر انجام وظيفه سعى كرد به دانشگاه راه پيداكند، اگرچه در دانشگاه مسئوليت رسمى نداشته باشد.

با اين كه مدرك ليسانس و دكترا و امثال اينها را نداشت ولى كم كم به خاطر


صفحه 296

پشتوانه علمى خوبى كه از آن برخوردار بود، مورد توجه و استفاده دانشجويان قرار گرفت و در دانشگاه موقعيت پيدا كرد و همين امر، زمينه‌اى شد تا در مبازره، دانشگاه با مردم همگام شود.

ر ايشان به وظيفه خود عمل نمى‌كرد، دانشگاه در مقابل حوزه و روحانيت قرار داشت و كسى به خواب هم نمى‌ديد كه يك روز ميان حوزه و دانشگاه رابطه‌اى برقرار شود، چه رسد به اين كه بحث اتحاد حوزه و دانشگاه مطرح گردد.

اميدوارم خداوند متعال اين شخصيت بزرگوار و امام عزيز را- كه اين شخصيت بزرگوار در دامان او تربيت شد- با اوليا و ائم هدى: محشور فرمايد و به ما هم توفيق عنايت كند كه راه و روش ايشان را ادامه دهيم و در همان راهى گام برداريم كه آنان گام نهادند و به نتايج مطلوب رسيدند.

والسلام عليكم ورحمه الله وبركاته‌